به يمن خوش آمدگويي به وزير جديد صنعت، معدن و تجارت
مقدمه
صنايع كوچك و متوسط(SMEs)، يا بهتر بگوييم كسب و كارهاي كوچك و متوسط، عبارتند از كليه فعاليت هاي اقتصادي كه در مكانيزم انضباطي و چيدمان چرخ دنده هاي اقتصاد كشور، ما بين چرخ دنده هاي بزرگ، وظيفه هدايت حركت اقتصادي فرا گير اجتماعي را بر عهده دارند. اين چرخ دنده هاي به ظاهر خرد، با فراواني تعيين كننده شان نقش اصلي را در ديناميزم اجتماعي بازي مي كنند. از دير باز كشورها بر چگونگي و توسعه اين بخش حساس بوده و درجه پرداخت به اين مسئله، نشان دهنده و شاخص اصلي توسعه يافتگي و يا بر عكس، عقب ماندگي اقتصاد يك كشور را تشكيل مي دهد.
در اكثر كشورها دايره اين بخش از صنعت و تجارت صرف فرا تر رفته و شامل بخش هاي لجستيك و ترابري، تئاتر و سينما، IT و فناوري اطلاعات، و ساير خدمات نيز مي شود. از لحاظ تعداد شاغل در هر واحد نيز معيار كشورها متفاوت است؛ مثلاً در كشور ما تعداد اشتغال هر واحد تا 50 نفر ذكر شده است، در حاليكه اين رقم براي ايالات متحده امريكا 300 نفر است.
در ميهن عزيزمان ايران، قبل از ورود صنايع و فناوري هاي معاصر، اين وظيفه را بازار به نيكي انجام مي داده است؛ ليكن بعدها با دخالت ناقص دولت ها اين وظيفه دچار يك پارادوكس و عدم انسجام سياست گذاري شده و در اثر نبود يك استراتژي و مدل واحد توسعه بخش، از عقب ماندگي تاريخي رنج مي برد.
در سالهاي اخير،با تصادم شوك هاي وحشتناك، اين بخش در حال حاضر در وضعيت كما به سر مي برد. و تمهيدات دولت براي نجاتِ آن، از قبيل استمهال بدهي و بخشودگي جرايم تسهيلات تخصيصي و حتي تزريق نقدينگي، به دليل عدم وجود يك مهندسي تشخيص واقعي، و عدم تجويز نسخه فراگيرِ واحد، آسپريني عمل كرده و كمك به التيام زخم هاي چند ساله آن نكرده است.
اين شوك ها عبارت است از:
1- شوك وارده در اثر فقدان برنامه توسعه صنعتي منطقه اي كشور و صدور موافقت هاي تاسيس بر مبناي رقابت رانتي و عدم وجود چتر حمايتي مديريت بخش(همانند ساير كشورها). اين موضوع با توجه به رسيدن بخش به مرحله بازده و برگشت سرمايه، باعث هدر رفت سرمايه هاي ملي و ورشكستگي تعداد كثيري از واحد هاي مذكور شده است.
2- شوك وارده به دليل شكستن حباب نگهداري تصنعي برابري ارز، در دولت دهم. اين شوك به يكباره سطح رقابت با صنايع همسان خارجي را به قريب سه برابر تقليل داد.
3- شوك حاصله از موج انقلاب چهارم صنعتي(شبكه هاي ديجيتالي و ورود پرينتر هاي سه بعدي به صنعت). متاسفانه هنوز وزارت صنعت، معدن و تجارت، كوچكتري برنامه اي در مورد برخورد با اين موضوع را ارائه نداده است.
4- شوك حاصله از ركود اقتصاد جهاني و تحريم هاي اقتصادي.
اضافه مي شود بي برنامگي كلي در چگونگي حمايت از بخش شامل عدم وجود مدل توسعه، عدم وجود برنامه حمايت پروتكلي، عدم وجود نظام MATCH MAKING داخلي و خارجي. و وجود امراض مختلف بازار، از جمله نظام مسموم اسكونت، كه تير خلاصي براي كالبد نحيف آن بوده است.
اين مقاله سعي دارد طي چكيده اي مختصر، راهكار مناسبي را ارائه نمايد. تا چه قبول افتد، و چه در نظر آيد!
چه بايد كرد؟
قدم اول:
تقويت سازمان صنايع كوچك و شهرك هاي صنعتي ايران و ترفيع جايگاه آن در اقتصاد كشور
اين سازمان بايد مركز تجمع نيروهاي متخصص و كلان نگر ملي در بخش مربوطه بوده باشد. جراحي بخش، با استفاده از تجارب مفيد ملي و نيز ديگر كشورهاي موفق به ويژه در منطقه، ضرورتي تام دارد. تدوين و تكميل ادبيات كار در اين سازمان بايد نهادينه شود.
تجديد نظر و تقويت سازمان مربوطه مسلماً به عزم ملي و تصميمات فرا بخشي نيازمند بوده و ايجاد فضاي لازم براي اين كار از ضروريات امر مي باشد.
شبكه سرزميني اين سازمان بايستي تا دورترين نقطه جمعيتي كشور و با استفاده از كارگزاري هاي بخش خصوصي گسترش يافته و در حداقل زمان ممكنه و با كمترين فرايند كاري جوابگوي توسعه كارآفريني در گستره سرزمين بوده باشد.
قدم دوم:
تدوين مدل توسعه بخش با استفاده انطباقي از مدل توسعه كشورهاي موفق( نمونه: كار با ارزش معاونت صنايع كوچك شركت شهرك هاي صنعتي استان تهران، اتطباق KOSGEB تركيه با ISIPO، كه به سفارش حقير انجام گرفت)، و متعاقباً تشكيل بانك و بيمه اختصاصي صنايع كوچك، و تأسيس دانشگاه و موسسه آموزشي مربطه و برقراري نظام اعتباري به جاي نظام پولي با استفاده از روش هاي نوين اعتبارسنجي(اين كار با مشاركت جناب آقاي دكتر تقي زاده كه متخصص امر بوده و ارتباط و آشنايي نزديك با نظام اعتبارسنجي كشور ژاپن دارند و با همكاري دوست ارجمندم جناب آقاي دكتر باقري نژاد كه توسط اينجانب به آقاي دكتر سليماني معاون محترم صنايع كوچك سازمان معرفي شدند، در حال پيگيري است، بنده اميدوارم با تكميل سامانه اعتباري مورد نياز، طرح اجرايي شود)، از ديگر ضروريات امر مي باشد.
- استفاده از رويكردها و فناوري هاي مفيد ديگر كشورها، از جمله طرح بسيار مفيد"يك روستا، يك توليد"(OVOP)، كه ابتدا توسط ژاپن اجرائي شد و هم اكنون در 22 كشور، از جمله در ارمنستان به اجرا در آمده است( كار خوب ديگري از معاونت صنايع كوچك شهرك هاي صنعتي تهران اين بوده كه ادبيات اين طرح را جمع آوري، ترجمه و ارائه داده است، اين كار نيز به سفارش حقير انجام پذيرفت). البته نمونه هاي انفرادي اين شيوه به صورت سازمان نيافته و خودرو در نقاط مختلف كشور به چشم مي خورد. و استفاده از ايده هاي ارائه شده نه گانه توسط مديريت شهرك هاي صنعتي استان تهران مفيد خواهد بود.
![]()
تكنولوژي توسعه صنايع كوچك در همه كشورهايي كه عزم توسعه ملي را دارند، از گذرگاه هاي يكساني مي گذرد!
اين موضوع جدي است و قياس مع الفارق نيست!
نقدي به بهانه گزارش سفر مسكو(موضوع همراهي خوشه سنگ تهران- حضور در نمايشگاه بين المللي سنگ مسكو1/4/1395~ 5/4/1395)
مقدمه:
همراهي خوشه سنگ تهران، فرصت خوبي براي من بود تا بتوانم ديدگاه خود نسبت به راهكارها و روشهاي توسعه اي صنايع كوچك كشور پهناور روسيه را به روز رساني كنم.
چرا كه در سالهاي بعد از فروپاشي شوروي سابق طي بازديدهايي كه از روسيه و ديگر كشورهاي مشهور به CIS ، از جمله جمهوري آذربايجان، جمهوري گرجستان، جمهوري ارمنستان، جمهوري اكراين و ساير كشورهاي وابسته و اقمار شوروي سابق، بمانند جمهوري چك، جمهوري اسلواكي، جمهوري لهستان، تقريباً به صورت مستمر در طول سالهاي گذشته داشته ام، اين فرصت را برايم فراهم آورد تا از نزديك با صنايع اين كشورها آشنا شده و روش يكسان آنها در توسعه صنعتي شان- كه از الگوي واحد اقتصاد متمركز توسعه صنايع شوروي سابق تبعيت مي كرد- را شاهد بوده باشم.
البته عليرغم وجود يك شيوه به فرموده و غير مشاركتي در اين الگوي متمركز، و لختي و سنگيني آن، استفاده از مزيت هاي نسبي منطقه اي، نقطه مشترك اين راهبرد با الگوهاي جا افتاده سرمايه داري در ساير نقاط جهان تلقي مي شود. كه به نظر اينجانب نقطه عطف تاريخي در ايجاد توازن لازم در شرايط عبور از اقتصاد متمركز سوسياليستي به اقتصاد جهان سرمايه داري به حساب آمده و عامل اصلي در تحمل بار سنگين ناشي از فروپاشي و دوران گذار اقتصادي بوده است. ضروري است ذكر شود كه هم اكنون نيز موضوع تبعيت از مزيت نسبي منطقه اي، به عنوان خط قرمز توسعه اقتصادي اين كشورها ملحوظ نظر قرار مي گيرد.
البته با توجه به اينكه يكي از اهداف تعيين شده توسط WTO نيز همين موضوع مي باشد، و با توجه به اينكه اين اصل تابعيت از اصل اساسي عقلانيت اقتصادي(RATIONALIZATION) را دارد، مسلماً عدم رعايت آن تنها توسط هر دولتي كه بوده باشد، بجز تخريب عوامل توليد و هدر رفت سرمايه نتيجه ديگري را به ارمغان نخواهد آورد.
در اين مقاله سعي شده است تا ضمن بررسي مختصر(با توجه به فرصت بسيار محدود اين سفر) يك روش نوين توسعه صنايع كوچك كشور جمهوري روسيه در پايتخت آن، مسكو را تشريح و نقد كنيم. اميد كه در فرصت هاي ديگر فراهم آمده، و يا از طريق مساعي ديگرهمكاران براي بررسي كامل اين روش، بتوانيم از تجربه آنان در بهبود روشهاي خود بهره مند شويم.
در اينجا، فرصت را مغتنم شمرده و ضمن ابراز مراتب امتنان خود از مهمان نوازي نمايندگي سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران در مسكو، و از برخورد بسيار گرم و صميمي جناب آقاي دكتر سنايي، سفير محترم و جناب آقاي منتظري، وابسته اقتصادي و جناب آقاي پرند، رايزن اقتصادي و ساير همكارهايشان، به ضرورت توجه ويژه به تقويت بيش از پيش سازماندهي ارتباطات تجاري و صنعتي با كشور همسايه و پهناور روسيه و ارتقاي سطح مبادلات تجاري و صنعتي با تقويت عوامل توسعه اي و برون سپاري اصولي(با ايجاد مراكز و عوامل توسعه اي اينگونه روابط و اتصال منطقي آن به پروتكل ها و قراردادهاي في مابين و ساير همكاريهاي فني- اقتصادي) اشاره نموده و اميدوارم اين موضوع مورد توجه ويژه مسئولين محترم امر قرار گيرد.
گزارش و شرح سفر
همانگونه كه در مقدمه آمد، بهانه سفر مسكو، همراهي خوشه سنگ تهران(كه هم اكنون از مرحله شناسايي و توانمند سازي عبور نموده و به مرحله تشكل انجمن سنگ كشور ارتقا يافته است)، و يكي از خوشه هاي صنايع كوچكي بوده است كه شركت شهرك هاي صنعتي تهران در طول سالهاي اخير زير پوشش قرار داده است، بوده است. اين خوشه صنعتي در فعاليت ارتقا يافته خود و در سطح وسيعتر كشوري، تحت تشكل نام انجمن سنگ ايران، با هدايت شركت شهرك هاي صنعتي تهران در نمايشگاه مسكو با شركت دوازده عضو برجسته خود داراي پاويون ويژه بوده و به صورت فعال شركت نموده بود(لازم به يادآوري است كه در شهرك صنعتي شمس آباد تهران بيش از 200 واحد سنگ بري به صورت فعال مشغول به فعاليت هستند).
البته عامل توسعه جناب آقاي مهندس شريفي (رئيس فعلي انجمن سنگ ايران)، خود شخصي مجرب و كارآزموده و از مديران كل بازنشسته وزارت صمت در بخش معادن مي باشند، كه مورد اعتماد مديران صنايع و جامعه صنعت سنگ كشور هستند.
لازم به يادآوري است كه در اين سفر بنده در معيت جناب آقاي دكتر سرقيني معاون محترم معدني وزارتخانه، جناب آقاي مهندس كشاورز مدير كل محترم دفتر امور اكتشافات وزارتخانه، جناب آقاي مهندس مودودي مشاور محترم وزير و معاون كل سازمان توسعه تجارت ايران و سركار خانم مهندس توانا مدير كل محترم دفتر امور بنگاه هاي سازمان توسعه تجارت ايران بودم.
به بهانه شركت در اين نمايشگاه و همراهي آن، فرصت را مغتنم شمردم تا ضمن ايجاد ارتباط با سازمان هم عرض خود در حوزه صنايع كوچك، بتوانم با شيوه هاي آنان آشنا شده و از تجاربشان استفاده نمايم. لازم به يادآوري است كه قبل از انجام سفر طي تماس با وابسته محترم اقتصادي سفارتخانه، جناب آقاي مهندس مظفري و همچنين رايزن محترم بازرگاني، جناب آقاي دكتر پرند آنان را از قصد خود آگاه نموده و تقاضا كرده بودم كه در صورت امكان ترتيب ملاقات بنده با همتاي روس خود را بدهند.
جناب آقاي دكتر پرند رايزن محترم بازرگاني، ضمن تماس تلفني ترتيب ملاقات با دو نفر از مسئولين انجمن پاركهاي صنعتي جمهوري روسيه(Russianin Idustrial Parks Assosiation) به نام آقاي ماكسيم پازدنيكف دستيار رئيس هيأت مديره و مدير توسعه و آقاي بوريس سيچف مدير مستندسازي و تجزيه و تحليل طرح ها را دادند. در اين ملاقات بنده از جناب آقاي مهندس مودودي مشاور محترم وزير و معاون كل سازمان توسعه تجارت ايران و سركار خانم مهندس توانا مدير كل محترم امور بنگاه هاي سازمان توسعه تجارت ايران نيز دعوت كردم كه بنده را همراهي نمايند.
انجمن مذكور كه در سال 2006 تشكيل شده است، يك سازمان غير دولتي محسوب شده و به شكل NGO اداره مي شود. اين انجمن در سراسر روسيه داراي 120 پارك صنعتي است. و در حال گسترش مي باشد. البته با پرس و جوهايي كه انجام گرفت متوجه شديم كه تشكيلات ديگري به نام Russian Fedration For SMEs Development نيز وجود دارد، كه سازمان دولتي توسعه صنايع كوچك روسيه است. و متاسفانه امكان ملاقات با مسئولين اين سازمان ميسر نشد.
يكي از پارك هاي صنعتي تحت مديريت اين انجمن، Technopolis MOSCOW مي باشد، كه به صورت انكوباتوري اداره مي شود. طي هماهنگي كه انجام گرفت فرداي آن روز از پارك مذكور بازديد شده و مذاكراتي با مسئولين آن پارك(خانم آليس مالتسوا، مدير روابط خارجي و يكي از واحدهاي مستقر در آن داشتيم. اين پارك شعار "The future is made here (آينده در اينجا ساخته مي شود)" را براي خود برگزيده است.
اين پارك، در حقيقت يك كارخانه قديمي(به احتمال قوي صنايع نظامي) و بازمانده از دوران شوروي سابق است، كه در محدوده شهري مسكو قرار دارد. وسعت اين پارك 48000 متر مربع شامل سالنهاي فراخ با عرض بيش از 30 متر و ارتفاع نزديك به 14 متر است. اين سالنها بازسازي شده و تنها از بخش آجري باقي مانده از قديم مي شود فهميد كه قديمي است. در اين پارك تعداد 56 واحد انكوباتوري در بخش صرفاً تكنولوژي هاي نوين تحت سامانه اي منظم مشغول به فعاليت هستند.
يكي از واحد هاييكه مورد بازديد ما قرار گرفت، واحد توليد مواد نانو كمپوزيتي بود به نام "گالوستيان" كه با آقاي واديم نيكولاويچ مدير فروش آن واحد ديدار كرديم. اين واحد دامنه توليدي وسيعي را از ميلگرد ساختماني تا غشاهاي صنعتي(Menberan) خاص و منسوجات نانو كمپوزيتي و انواع قطعات صنعتي مقاوم در برابر اسيد و خورندگي و فرسايش را توليد مي نمود. اين شركت و شركت هاي ديگر مستقر در آن پارك صنعتي شديداً علاقمند تشكيل Joint ventur و همكاري مشترك و احداث كارخانه در ايران هستند.
جا دارد با تشكيل يك كار گروه مشترك و با حمايت خاص وزارتخانه متبوع، و نيز با استفاده از فضاي پروتكلي في مابين دو كشور، و به منظور انتقال صحيح تكنولوژي هاي برتر نسبت به تدوين يك برنامه جامع اصلاحي در سطح استان تهران(براي جايگزيني صنايع موجود با صنايع با تكنولوي هاي برترHi-tech) اقدام و از طريق تشويق صاحب كاران توانمند بخش خصوصي، فرايند توسعه و ارتقاي تكنولوژي صنايع كوچك در حوزه پايتخت بهبود يافته و با استقرار چتر حمايتي، شامل نظارت بر روابط بين المللي و تخصيص خط اعتباري سهل الوصول، نسبت به ارتقاي صنايع موجود و توسعه آنان اقدام شود.

نقش مراودات اعتباري در توسعه اقتصادي صنايع كوچك
بدون شك صنايع كوچك در اقتصاد مقاومتي و درون زاي هر كشور از اهميت ويژه اي برخوردار است؛ سبك سازي مراودات اقتصادي اين بخش و برداشتن سنگ هاي پيش پاي آن، افق جديدي را در به ثمر رسانيدن اهداف درون زاي اقتصاد مهيا مي سازد.
در اقتصاد اصلي است كه مي گويند" هر قدر پول در جريان بيشتر بشود، همانقدر تورم بيشتر مي شود". باتوجه به اينكه تورم و توليد در مقابل هم و متضاد هم هستند، پس پول در جريان عملاً باعث سنگيني هزينه توليد شده و سنگ راه توليد و بستر ساز تورم خزنده منتهي به ركود بوده و معالاً هيزم بيار بحران هاي اقتصادي مي شود.
آمار نشان مي دهد كه هزينه سربار پولي در اقتصاد صنايع كوچك كشور از 30% نيز بيشتر است؛ در حاليكه در اكثر كشورها اين هزينه يا اصلاً وجود خارجي ندارد، يا چوله به صفر مي كند. يكي از راه هاي اصلي براي شكستن سد مقابل توليد و تجارت صنايع كوچك در كشور، پرداختن به اين موضوع مي باشد.
از اينرو، اولين سنگ پاي بزرگ پيش روي صنايع كوچك، موضوع تامين نقدينگي و هزينه سنگين سربار آن در جريان توليد است. كه متاسفانه تا كنون نظام پولي كشور بجاي حل اين معضل به طريق اساسي و با استفاده از مكانيزم هاي اصولي كار، نسبت به سنگين كردن هر چه بيشتر بار آن همت گماشته است.(دوستي خاله خرسه!)
چرا كه صنعتي كه مشكل اساسي آن پول است به جاي رهانيدنش از دست آن - اين نكبت توليد و تجارت - با وابسته كردن هر چه بيشتر صنايع به آن، باعث گرفتاري روزافزون اين صنايع نيز شده است.
به قول مولانا: از قضا اسكنجبين صفرا فزود روغن بادام سفتي مي نمود!
تنها راه رهانيدن صنعت و تجارت، به ويژه صنايع كوچك از دست اين بختك، جاري سازي مراودات اعتباري با گسترانيدن يك شبكه خوب طراحي شده و مطمئن است.
شايد مناسب ترين تمهيد مقابل اين پديده شوم، فرايند اعتباري توليد بوده باشد. فرايندي كه توسط آن بتوان هزينه سربار پولي در فرايند توليد را حذف نمود.
البته، مراودات اعتباري در اقتصاد كشور پديده جديدي نبوده و هم اكنون نيز بازاريان با سابقه بين خود به راحتي از اين مكانيزم استفاده نموده و سود مي برند. اما ورود به دايره آنان براي كل صنايع، به ويژه صنايع كوچك و تازه تاسيس ميسر نمي باشد.
ما درصدديم تا نسبت به طراحي و جاري سازي يك سامانه اعتباري همه گير، كه بتواند به راحتي در اختيارهمه صاحب صنعت هاي شريف و مقيد به عهد صنايع كوچك و متوسط قرار داشته و از پشتيباني صندوق ضمانت صنايع كوچك نيز بهره مند بوده باشد، و جاري سازي آن در جامعه عمل نماييم. مسلماً پشتيباني نظام بانكي از اين سامانه و اتصال آن به شبكه هاي منطقه اي و جهاني، در موفقيت و تعالي اين راهكار مفيد فايده خواهد بود.
![]()
افق هاي جديد توسعه صنايع كوچك را دريابيم! اينها نه تنها هزينه بر نيستند، بلكه توام با افزايش اشتغال و رونق اقتصادي، باعث جلوگيري از هدر رفت منابع سرمايه اي و صرفه جويي هاي كلان در سرمايه گذاري هاي ملي مي شود.
شناخت صنعت شبيه سازي (Simulation) و نحوه استفاده و جاري سازي آن در اقتصاد ملي
مقدمه: امروزه شبيه سازي به عنوان يك روش و تكنولوژي، تقريباً بر همگان شناخته شده است. زيرا از بازيهاي رايانه اي گرفته كه بچه هاي كم سن و سال بجاي گل بازي و بازي با اسباب بازيها به وفور در دسترسان قرار دارد، تا مدل سازيها و شبيه سازيهاي بسيار پيشرفته دستگاه هاي Hi-Tech و CNC، چه به شكل ديتايي و چه به شكل انيميشني، همه سطوح اجتماع را به خود مشغول نموده است. در حال حاضر اين پديده از يك تكنولوژي فراتر رفته و خود تبديل به يك"صنعت بالنده با درآمد بسيار بالا" شده است.
اما عليرغم اين همه وضوح و استفاده بسيار سودمند آن توسط جوامع پيشرفته صنعتي، هنوز به عنوان يك "صنعت" درجوامع در حال پيشرفت شناخته نشده و اينگونه جوامع از منافع بسيار بالاي آن بي بهره مانده اند.
ابتدا باید مشخص بکنیم که چرا ما به این پديده، صنعت مي گوييم؟
اگر مروری در معني صنعت داشته باشيم، در لغت نامه دهخدا صنعت به معنی پیشه و هنر آمده است. پس از آنجائیکه، "شبیه سازی، امروزه به عنوان یک پیشه و هنر مطرح است"، به راحتی می توان آنرا یک صنعت نامید. صنعتی که نه تنها یک صنعت مشخص است، بلکه برای دیگر صنایع نیز به عنوان یک زیربنا و بستر قوی و نیز ابزار مورد نیاز کاربرد روزافزون دارد.
ویژگی دیگر شبیه سازی، نقش و تعامل نزدیک آن با صنعت IT و اتوماسیون و در نتیجه تکامل آنها است. با رصد کردن جایگاه و نقش این صنعت در تکامل تکنولوژیکی جهان پیشرفته صنعتی، به راحتی می توان به اهمیت این صنعت بسیار سودمند و کم هزینه در توسعه اینگونه جوامع پی برد.(به عنوان نمونه مرکز شبیه سازی ایالات متحده آمریکا(NCS) در پارک علمی اورلاندوی جنوبی واقع شده است که در آن پارک به غیر از استقرار دانشگاه فلوریدا، تعداد سیصد شرکت شبیه ساز و مراکز آموزش و تحقیق تفنگداران آمریکا و... ارتباط تنگاتنگ دانشگاه و صنعت، مسقر شده اند).
چه ضرورتی برای ترویج این صنعت وجود دارد؟
تجربه نشان می دهد که اکثر طراحیهای عمرانی و اجرایی در مرحله اجرا به کرار نیاز به تجدید نظر و اصلاح پیدا می کنند. این تجدید نظرها اکثراً پر هزینه و بعضاً به دلیل عدم رعایت کلیت طرح باعث انحراف از اهداف اصلی و اولیه طرح شده و از منافع طرح می کاهد.
درصورتیکه اگر شبیه سازی کامپیوتری این طرح ها قبلاً بمانند نقش آن در شبیه سازی یک دستگاه CNC در براده برداری یک قطعه انجام می گرفت، مسلماً نه تنها بخش اعظم این اشکالات در مرحله پیش از اجرا برطرف شده واز هدر رفت سرمایه جلوگیری می شد، بلکه در زمان اجرای پروژه صرفه جویی زیادی را نیز به ارمغان می آورد. البته در حال حاظر نیز بسیاری از طرح های ویژه از این تکنولوژی و صنعت استفاده می کنند. اما استفاده از آن در طرح های عمرانی کلیت و جامعیت ندارد.
حال تصور بکنید در صورتیکه دولت محترم تدبیر و امید(از طریق سازمان برنامه و بودجه)، دستورالعملی مبنی بر اجباری کردن تهیه طرح شبیه سازی کامپیوتری برای کلیه طرح های عمرانی قبل از مرحله اجرا به دستگاه های اجرایی و مطالعاتی ابلاغ نماید، چه اتفاقی می افتد؟
- - نقاط ضعف طرح های عمرانی قبل از اجرا برطرف شده و به طور تقریب حداقل 30%هزینه های عمرانی صرفه جویی می شود- که پیشنهاد نگارنده مبنی بر اختصاص 50% این مبلغ برای تاسیس مرکز ملی شبیه سازی کشور و برای اعتلای این صنعت بسیار سودمند است.
- - صنایع کوچک با تشکیل شرکت های شبیه سازی با کمترین سرمایه، متشکل از جوانان جویای کار فارغ التحصیل رشته های کامپیوتر و صنایع و مکانیک و اتوماسیون و سایر رشته های مرتبط ده ها هزار نفر را به اشتغال مولد مشغول می کند. و بخش اعظم اقتصاد مقاومتی محقق می شود.
- منافع دیگری نیز متصور است. که فعلاً به موارد فوق الذکر بسنده می کنیم.

دانستیم که:
- به نظر متخصصین توسعه، جنس و ماهیت توسعه از نوع فرهنگ است.
- توسعه، تابع"قطشم"( قانون طبیعی شرایط محیطی) است.
- توسعه، امری است جاری، و دارای فرایند تکنولوژیکی مختص به خود.
پس:
- داشتن یک دکترین منسجم، از ضروریات اصلی توسعه است.
- ساختن قالب توسعه مطابق دکترین تدوین شده ضرورتی دیگر است. ساختن قالب، همان تعریف جو، نهادسازی و تعریف تیم کاری و نهادینه کردن طلب اجتماعی توسعه(یعنی اتصال اهداف توسعه با زندگی ومعاش مردم و جامعه) است.
- داشتن آگاهی و عزم برای عناصر درگیر آن ضرورت دیگر بوده و لزوم آموزش دائمی و سنجش انحراف معیار را طلب می کند.
- توسعه، باید تبدیل به تکنولوژی شود. از اینرو، نگهداری و نوآوری و به روز کردن روش ها و اهداف، مطابق روش نگهداری و ارتقای هر تکنولوژی دیگر ، از ضروریات بوده و الزامی است.
حال، می خواهیم در مورد ظرف توسعه و نقش تعیین کننده آن در تنظیم فرایند توسعه مطالبی را بیان نماییم. ظرف توسعه، همانند جیگ فیکسچر ها در خط تولید صنعتی عمل می کنند. جیگ فیکسچرها، مجموعه ابزار و آلاتی هستند که قطعه کار را بر روی خط تولید نگهداشته و مطابق فرایند تولید آنها را برای ساخته شدن مطابق نقشه، هدایت می کنند. بدون وجود جیگ فیکسچرها تولید بی معنی است و امکان پذیر نمی باشد. همانگونه که تکنولوژی توسعه هر واحد تولیدی به نحوه نگهداری و توسعه جیگ فیکسچرها بستگی دارد، تکنولوژی توسعه اجتماعی نیز به نحوه نگهداری و توسعه ظرف آن وابسته است.
امروزه، تکنولوژی توسعه در جوامع پیشرفته از وجود الگوها ها و مدل های بسیار کارا سود می برد. این مدل ها و الگوها همان جیگ فیکسچرها، یا به سخنی دیگر"ظرف توسعه" نامیده می شود. آیا وقت آن نرسیده است که ما نیز از این تکنولوژیهای بسیار سودمند استفاده نموده و نگذاریم سرمایه اجتمایی مان هدر رود؟!

ابتدا بياييد از GPID(Goals, processes, and Indicatores of Development، به عنوان قالبی ساده و منطقی برای برنامه ریزی و سازماندهی، تعریفی داشته باشیم.
روشی نقادانه، که بدور از صغری- کبری چیدن های پیچیده بازار، در رسیدن به مطلوب ما را یاری می رساند. GPID، به عقيده نگارنده، اين روش نه تنها يك متدولوژي، بلكه مي تواند به عنوان يك قالب مهندسي تشخيص تلقي شود.
پل باران، از دانشگاه استانفورد ایالات متحده آمریکا (1964-1909)، تزی دارد در مورد آسیب شناسی تاریخی علت عقب ماندگی جهان در حال توسعه. او عقیده دارد دلیل عقب ماندگی این کشورها نه در اثر کمبود منابع، بلکه تاثیرعدم درک صحیح آنان از نیاز واقعی شان است. به قول خودمان "اینان به دلیل مشخص نکردن نیازهای واقعیشان و عدم اولویت گذاری اصولی، بیشتر به هله هوله خرج می کنند، وخرجشان برگشت ناپذیراست". یا به قول معروف خرجشان برج است. دلیل آن نیز، فقدان تعریف صحیح آنان از نیازهای واقعی شان است.مصداق بارز این مدعی، نرخ برگشت سرمایه گذاریهای بی نقشه و بی مهابایی است که در سطح ملي انجام گرفته و مي گيرد.
هر چند كه بنا به عقيده بعضي صاحب نظران، شايد اين گفته توهيني براي مردم جهان در حال توسعه تلقي شود،اما بدون توجه به تاثيرات مكانيزم معيوب تاريخي و مسبب هاي مربوط به فروپاشي چارچوب طبيعي و تاريخي رشد و توسعه اينگونه جوامع، ناشي از دخالت هاي استعماري، كه مسلماًبحث مفصل جداگانه اي را مي طلبد، صادقانه بايد بپذيريم كه وضع موجود همان است كه جناب باران گفته است.
اولين بار بنده عنوان GPID رابه عنوان يك طرح تحقيقاتيكهاز سويدانشگاه سازمان ملل تعريف شده بود، در سال 1356 و در خدمت استاد ارجمندم جناب آقاي دكتر تقي فرور درك نمودم. اما صرف نظر از حسن و قبح آن طرح، كه تنها در شأن محك زدن توسط استاد معزز مي گنجد و بنده حق ورود به اين امر را به خود نمي دهم، با توجه به داشتن تجربه عملي نزديك به 35 سال كار برنامه ريزي و اجرا،اين قالب را انتخاب و به كار مي بندم.
v هدف چیست؟ (G (goals
هدف، دستیابی به جایگاه واقعی صنایع کوچک کشور با مقایسه و رصد کردن جایگاه صنایع کوچک در اقتصاد تولید و تجارت کشورهای همطراز ایران در منطقه و جهان.
v فرایندها کدام است P( processes)
فرایند را می توانیم پخت و پز و سلسله عملیاتی بدانیم که برای رسیدن به هدف مورد نیاز است.
Ø تدوین دکترین توسعه صنایع کوچک کشور
· به دست دادن باز تعریفی جامع و مانع از SMEها برای حصول شناخت از فلسفه، موقعیت و جایگاه و ماهیت آنها در اقتصاد صنعتی، به منظور تکمیل و مشخص نمودن محدوده و حوزه نفوذشان. قابل ذکر است که در اکثر کشورها صنعت توریسم، پيمانكاري هاي كوچك، کارگزاری بورس، بيمه، خدمات شهري، صنعت فیلم و تاتر، و IT جزو صنایع کوچک محسوب مي شوتد. بعلاوهSME ها شامل صنایع خرد،(حرف یا چلنگری ها و خدمات و توليد خانواري)،کوچک، و متوسط است.
· تدوین دکترین، برمبنای اشتغال زایی در گستره سرزمین با حداکثر استفاده از ظرفیت مزیتهای اقتصادی مناطق، ترویج وارتقای فرهنگ تولید و تجارت از طریق شبکه آرایی و رسیدن به مدل ذهنی توسعه و الگوهای منطقه ای و ناحیه ای.
[در اینجا این سئوال پیش می آید:آیا زمان آن فرا نرسیده است که سازمان صنایع کوچک بمانند تجربه کشورهایی مثل ژاپن برای تکمیل نقش خود، پوست اندازی کرده وعهده دار وظیفه توسعه منطقه ای هم بوده باشد؟ (توضیح اینکه در سال 2004 سه سازمان صنایع کوچک و متوسط ژاپن، سازمان توسعه منطقه ای ژاپن و صندوق حمایت صنعتی ژاپن در هم ادغام و سازمان SMRJرا تشکیل دادند. و هم اکنون یکی از بزرگترین دست آورد آن، یعنی طرح"یک روستا- یک تولید" از طرح های موفق تولید اشتغال زای منطقه ای آن کشور است].
Ø ارائه به اصطلاح نقشه راه(یا چیدمان مطابق دکترین و اجرای پراتیک)
· دست یابی به مدل عملیاتی توسعه و الگوهای منطقه ای و بخشی آن (این مدل و الگوهای آن با حداکثر استفاده از نهادهای مردمی در نقاط جمعیتی شهر و روستا و عشایری دایر می شود). استفاده از شیوه های مختلف ارائه خدمات از قبیل درگاه واحد، پنجره واحد، کارشناسی سیار، ترویج سمعی- بصری با توجه به تنوع و ویژگی های معیشتی مردم مناطق مختلف سرزمینی باید قابل انعطاف و انطباق بوده باشد.
· تشکیلMC(Ministry Committee) ویژه با شرکت وزرای صنعت، معدن، تجارت/کار و رفاه اجتماعی/اموراقتصاد و دارایی/آموزش و پرورش/ فرهنگ و آموزش عالی/کشور،(كميته فني مجمع سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران) برای حمایت از صنایع کوچک از لحاظ امور ترویجی و آموزشی و حمایتی، به عنوان بخشی از نهادسازی نقشه راه توسعه.(برای نمونه ژاپن دارای 45 استانداری است. و هر استانداری سالیانه نیم میلیارد دلار برای توسعه SME ها هزینه می کند).
· آموزش و ترویج، از طریق تاسیس انستیتوی ویژه با الگوبرداری از تجربه بسيار مفيد ژاپنThe Institute for small business management and technology ) ) و با انتقال تکنولوژی توسعه، به عنوان بخشی از نهادسازی نقشه راه توسعه آن.
· احداث شهرک صنعتی ICTکشور، به منظور ترویج صنعت IT. به عنوان بخشی از نهادسازی نقشه راه توسعه.
· تاسیس مرکز ملی شبیه سازی(NCS)،به منظور ترویج صنعت شبیه سازی به عنوان بخشی از نهادسازی نقشه راه توسعه کشور.
· انتقال تکنولوژی توسعه صنایع کوچک، از طریق پروتکل های همکاری بین دولتین و همکاریهای منطقه ای و سازمان های بین المللی، از قبیلUNIDO و UNDP ودیگر سازمانهای منطقه ای. به عنوان بخشی از نقشه راه توسعه.
· استفاده از تجارب مفید دیگران، نظیر تجربه بانک گرامین بنگلادش.به عنوان بخشی از نقشه راه نهادسازی توسعه.
· سطح بندی شهرکها و نواحی صنعتی، به منظور ایجاد شبکه های تولید و تجارت و استفاده از مزیت نسبی حوزه نفوذ؛ با بسیج تشکل های مردمی کارآفرینی و صاحبان مشاغل، حرف و صنعت، معدن و تجارت. به عنوان بخشی از نهادسازی نقشه راه توسعه.
v شاخص ها کدامند؟ I (Indicators)
· شاخص ها، ایستگاه های بین راهی هستند شامل ویژگی های کمیتی و کیفیتی؛ به منظور محک زدن و رصد کردن و اصلاح مسیر برای رسیدن به اهداف برنامه. به عنوان نمونه ارتقای جایگاه صنایع کوچک کشور در اقتصاد صنعتی کشور در مقطع خاص تاریخی، ویا ارتقای درجه بهره وری تولید و تجارت، ارتقای سطح تکنولوژی های کاربردی(نه ضرورتاً HIGH-TECH)، می تواند جزو شاخص ها تلقی شود، نه آمار رشد و توسعه کارگاهها و یا شهرکهای صنعتی ویا تعداد کارگاههای به بهره برداری رسیده. آمار می تواند شاخص تلقی شود، اما ضرورتاً شاخص نیست. بلکه آماری که تاثیر واقعی و عینی در رسیدن به هدف دارد، شاخص است. شاخص های توسعه ای نتیجه گرا بوده و برآیند ومیانه قابل قبول را هدف قرار می دهند(یعنی اوپتيموم ها را قبول دارند، نه ماکزیموم ها را)!
· شاخص ها نه تنها به عنوان ایستگاه ها و گره گاههای بین راهی، بلکه همانند آیینه مقعر، نشاندهنده پیچ ها و پیچش های خطرناک نیز باید بوده باشند.
v توسعه یعنی چه؟D(Development)
· توسعه صنایع کوچک امری است دائمی و سکون ناپذیر، این عنصر دارای ماهیت تکتولوژیک و سینرژیک است؛ که بایستی هم به شکل کمی و هم به شکل کیفی(پوست اندازی) مورد تعریف، تدقیق و مظن کار قرار گیرد. برای نهادینه کردن توسعه در جامعه باید از نهادهای مردمی مثل مسجد و مدرسه، بیمارستان، زندان، کلانتریها، بازپروری معتادان، ورزشگاهها و باشگاههای ورزشی، مدارس و دانشگاهها،شهرداریها و شوراهای مردمی، نمایندگی های آیات عظام، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، ائمه جماعت و نمایندگان مقام معظم رهبری در مناطق وNGO ها و ارباب رسانه استفاده نمود. حمایت معنوی و مادی از نهاد سازی های مردمی برای ترویج و توسعه صنایع کوچک در مناطق و محلات، مثل سازمان های خود جوش تولیدی و اشتغال زای حمایت مستمندان(نمونه، سازمان بسیار موفق حمایت از مستمندان تبریز؛ که با عملکرد خود باعث برچیدن بساط گدایی- این پدیده زشت شهری- در این شهر شده است)؛ همسان با سازمانهای رسمی این امر می شود بهره برد.
در آموزشهاي دوره سربازي، همسان با انجام خدمت، آموزش كارآفريني صنايع كوچك بسيار كارساز بوده و مي تواند به اشتغال مولد بعداز دوره نيرو كمك شاياني بكند.
· در اكثر مناطق مرزي و محروم كشور، به دليل نبود يك شبكه كارآفريني صنايع كوچك، مردم و جوانان به ناچار به كار قاچاق و خلاف قانون روي مي آورند. در حاليكه به دليل انتظار پائين دستمزد نيروي منتظر كار در آن مناطق براي هر نفر و پائين بودن سطح زندگي(تحقيقات ميداني نشان مي دهد كه انتظار درآمد ماهيانه براي هر نفر در اين مناطق بسيار پائين و در حاشيه يك ميليون ريال مي باشد)، داراي پتانسيل يك مزيت نسبي انفجاري است كه در صورت به كار بستن يك برنامه و مدل مشخص، درجه رقابت تجاري بالايي را براي هر گونه سرمايه گذاري فراهم آورده و توزيع منطقي و تثبيت جمعيتي در نقاط مختلف سرزمين پهناور ايران و امنيت ملي و سلامت اجتماعي را به ارمغان خواهد آورد. مسلماً، در صورت تحقق اين امر، هزينه هاي سربار اجتماعي، نظير هزينه هاي اضافي حفظ امنيت، بهداشت و آموزش توسط دولت و ارگانهاي حكومتي نيز به حداقل تنزل خواهد نمود.
· در بعضی از کشورها در کنار کار تادیبی و آموزشی بزهکاران و حتی خطاهای ترافیک و رانندگی، آموزش های اجباری و عملی صنایع کوچک باعث متحول شدن افراد خاطی و شروع یک زندگی با شرافت شده است.
· این کار در شهرک های صنعتی نیز با اعمال تشویق ها برای استفاده از ظرفیت های خالی واحدهای صنعتی و ایجاد جو همکاری با استفاده از مزیت های اقتصادی هم مکانی می تواند به نحو احسن اجرایی شده و با محوریت شهرکها و نواحی صنعتی، و تعیین حوزه نفوذ می توان یک رابطه برد- برد را جاری سازی نمود.
مدیریتیعنی برنامه ریزی، سازماندهی، به خدمت گرفتن نیروی های کارآزموده و مجرب و ارتقای کیفی منابع نیروی انسانی، هدایت وفرماندهی، هماهنگی و بودجه بندی صحیح داخل سازمان و بسیج نیروهای اجتماعی برای اعمال GPIDتوسعه صنایع کوچک کشور.
خلاصه اینکه، تکنولوژی توسعه صنایع کوچک شامل دو بخش است:
1- تکنولوژی تولیدی- تجاری و صنعتی.
2- تکنولوژی اجتماعی- فرهنگی.
که با نقش دادن زيربنايي و روبنايي به هر يك، به هم افزايي اصولي دست يافته و در اصلاح معماري صنايع كوچك كشور و مهندسي اصولي(Tailor-made)آن كوشيد.
برای تهیه گزارشی اداری فرصتی پیش آمد تا از منطقه زلزله زده ورزقان و هریس آذربایجان بازدیدی داشته باشم. آنچه بیش از همه باعث تاثر و تاسف من شد این بود که متاسفانه در بازسازی این منطقه گویا مسئولین محترم فراموش کرده اند که روستا قبل از آنکه یک محل اسکان جمعیتی بوده باشد، یک واحد تولیدی است. و ضروری است در بازسازی این واحد تولیدی زنده از تکنولوژی ها و دانش اصلاح و بهسازی که در سایر نقاط امتحان خود راداده اند استفاده شود. این موضوع مرا به فکر واداشت که چرا کسی به فکر جلوگیری از نابودی روستاها که به واقع بمانند ریشه های معین تغذیه درخت کهنسال کشور هستند، نیست؟ و نابودی روستاها را که درست به همین دلیل و با کم توجهی مسئولین به نقش محوری آنها در پایداری و استقلال ملی با طرح ناقص و مطالعه نشده اصلاحات ارضی شروع و در ادامه با مواجهه با جاذبه کذایی شهرهای بی فرهنگ و دود زده اما برخوردار از رانت های نفتی کاملاْ فلسفه وجودی خود را باخته و در حال اضمحلال است، کدام نیرویی قادر است تا بایستاند؟
در همین بازدید اخیر متوجه شدم که در روستای مهترلوی ورزقان، کولاک( شخصی که رابط بازار برای تامین مالی و ملزومات جهت تولید روستایی است- در اینجا تولید فرش) خانه مخروب شده خود را بازسازی نکرده است. پرس و جو شد در جواب گفتند ایشان دیگر به روستا باز نمی گردد! و این یعنی پاره شدن ریسمان تولید روستا! این یعنی از بین رفتن نظام خود ساخته بیمه و تامین مالی و تهیه مواد و ملزومات تولد روستا. چرا که فرش باف روستایی تا اتمام کار بافت فرش و عرضه به بازار به دلیل نداشتن سرمایه و کمبود وسع، تهیه مواد اولیه مثل نخ و غیره به ناچار دست به دامان کولاک می شود تا وی با سلف خری به تدریج پول و لوازم مورد نیاز فرش باف را تامین نماید. و طبیعی است پس از اتمام کار سلف خر یا کولاک با برداشتن محصول و ارائه به بازار شهر بدهی فرش باف را تسویه می کند.
خوب، شاید طبیعی باشد که به دلیل انحصاری بودن کولاک روستایی در عمل اجحافی نیز به تولید کننده روستایی بشود. اما این فعلاْ تنها امکان موجود و تنها شبکه مویی تغذیه کننده تولید روستاست. اگر نظام سالمی به دور از قرتاس بازی وظیفه خدمات رسانی به تولید روستایی را عهده دار بود(همانگونه که سازمانهای صنایع کوچک و تولید روستایی در کشورهایی مثل ژاپن، هند،ترکیه و حتی بنگلادش انجام می دهند)، دیگر به وجود کولاک روستا احتیاجی نبوده و آنها نیز به سرمایه داران کوچک تولیدی یا خدماتی ارتقاء می یافتند. اما فعلاْ وضع چنین باشد.
به بهانه انتخاب رئیس جمهور جدید این مطلب را بیان نمودم. شاید وقت آن رسیده باشد که به خود بیاییم و توسعه کشور را نه تزریق بیمحابای پول های رانتی نفت به ساختار من درآورده و مریض اقتصاد، بلکه با تنظیم شبکه های مویی و معین منبعث از اقتصاد بومی و با کار سالم فرهنگی غیر اقتدارگرا راهمان را اصلاح و به سوی اعتلای ملی گام برداریم.انشاءا...
- کار بانک گرامین در بنگلادش با توجه به وضعیت آن کشور الهام بخش است.
- بنده طرح RDA را نیز پیشنهد می کنم.

KRILL OIL ، روغنی است که از یک نوع میگو گرفته می شود، که در اعماق آب های سرد شمالی زندگی می کند.این موجود دریایی منبع غذایی اصلی نهنگ (وال یا بالن) هاست.
این روغن برابر پژوهشهای انجام یافته توسط مراکز علمی معتبر، دارای مواد غنی از اومگا ۳ و آنتی اکسیدان های مفید است. گفته می شود مواد موثره در این روغن به مراتب از روغن ماهی بیشتر بوده و برای بیماری های قلبی و پروستاد تاثیر اساسی دارد.گفته می شود به دلیل ارزش افزایی بالای این ماده، هم اکنون در جوامع غربی فروش سالیانه محصولات و مشتقات این ماده بیش از یک میلیارد دلار بوده و دائم نیز در حال افزایش است!
قابل توجه است، بدانیم که میگو خلیج فارس همین ویژگی را داراست؛ اما متاسفانه فراوری نمی شود.
چندی است که بعد از ۳۷ سال کار صنعتی انجام دادن، به این نتیجه رسیده ام که جامعه ی ما تعریف صحیحی از صنعت و تکنولوژی و تولید ندارد.چه این تولید، تولید کشاورزی بوده باشد و چه تولید صنعتی و ارائه خدمات.دلیل ساده این مدعی، عدم برگشت سرمایه گذاری ها دراین بخش، علیرغم تزریق درآمدهای نفتی است.این عدم تعریف فقط متوجه مسئولین و دست اندرکاران صنعت کشور نبوده و به صورت یک بیماری همه گیر، شامل کل جامعه است. حتی صنعتگران.
جامعه ما چنان در تعریف صنعت و تولید و تنظیم شبکه های آن از خود درماندگی نشان می دهد، که آدم بی اختیار شعر مولانا در مورد شناسایی فیل در تاریکی یادش می افتد. و عاقبت اینکه:
هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من مجست اسرار من
چرا ما فکر می کنیم باید چرخ را دوباره اختراع بکنیم؟! و از راه رفته دیگران و حتی خودمان، عبرت نمی گیریم؟ چرا ما توسعه صنعت را به عنوان یک تکنولوژی قبول نمی کنیم و برای انتقال آن و انطباق با تن مام میهن سعی نمی کنیم؟آیا این خیلی مشکل است؟ آیا به جز داشتن الگوها و مدل های مناسب توسعه صنعتی، راه دیگری که بتواند به طور جامع و دقیق نیروهای توسعه ای را همسو نموده وبه هم افزایی برساند، راه دیگری را می شناسید؟!
خرد جمعي (Common Sense)، را حس عمومی یا عرف عام نيز ترجمه كرده اند. اما، براي تفهيم بيشتر موضوع ، بنده آن را به معنی"جان جمعي و روح جمعي" گرفته ام(خرد جمعی را به سخنی می توان ضمیر ناخودآگاه کالبد جامعه دانست).فيلسوفان و روانشناسان، ماهيت و هويت كل را چيزي مستقل از جزء مي دانند؛ هر چند كه خود از تجميع جزء حاصل شده است(tektology ونظريه گشتالت).به سخني ديگر، كل، صاحب ديناميزم يا دارای جان مجزایی هست. كه مستقل ازجمع حسابی اجزاي تشكيل دهنده آن بوده و بر مجموعه حاكم است (مثال عيني، رابطه سلول و بدن و يا رابطه شخص و اجتماع). درك اين موضوع، به عنوان ابزاري اساسي براي همه انسانها، به ويژه مديران كلان جامعه، از ضروريات ادراکیست. زيرا در درك و فهم مكاميزم ها و ديناميزم هاي جامعه، بسيار ياري بخش است. این روش باعث تحول شگرفی در بینش نوع بشر و به وجود آمدن علوم جدیدی مثل Gnosiology ، یا علم مطالعه ی فلسفی دانش شده است.
حکم کسی که قتلی انجام می دهد، به مانند حکم کسی است که همه انسان ها را کشته است! نیز برپایه این منطق استوار است. یا برعکس اگر کسی به انسانی نیکی کرده باشد، مثل آن است که به بشریت نیکی کرده است!
اين منطق را به كل حيات نيز مي شود تعميم داد.حیات دارای یک جان یا روح واحده است.هر چیزی که در کل آن یافت می شود، عینا در جزء آن نیز صادق است. همان چیزی که اندیشمندان قدیم به آن"وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می گفتند" و امروزی ها آن را "جهان هولوگرافیک" می نامند.در اینجا نیز اگر کسی به موجودی نیکی کرده باشد، به کل کاینات نیکی کرده است.انفاق در راه خدا نیز همین معنی را می دهد.
ما در اينجا، از بحث فلسفي مسئله، گذرا عبور مي كنيم. زيرا موضوع ما آن نيست. بلكه با استفاده از اين قاعده مهم، سعي در تفهيم مسئله بسیار مهم تر، یعنی آزرده شدن جان و روح کاینات هستیم. که در اثر تخریب محیط زیست و به هم خوردن انتظام حیات، اتفاق افتاده است. تخریب بی مهابای منابع تجدید ناشدنی(از بین رفتن جنگل ها، مراتع، زمین های قابل کشت، معادن و سایر منابع طبیعی، و تخریب منابع آب و آلوده شدن اقیانوس ها و دریاها)، یعنی ثروت طبیعی بشر، یا به سخنی صحیح تر تنها ثروت واقعی بشر، و خدایان و ولی نعمتان او. نشانه های این افسردگی، به وضوح، از سیل های سهمگین، سونومی ها، زلزله ها و قحط سالی های وحشتناک پیداست. در کشور ما نیز، خشک شدن دریاچه ها و(بزرگترین آن ها، دریاچه اورمیه، که درحال خشک شدن سریع است، و متاسفانه هنوز مردم و مسئولین اشرافیت کافی به عمق فاجعه ندارند؛ چرا که به دلیل واقع شدن این دریاچه در کلیدر باران زایی کشور، در صورت خشک شدن آن، فاجعه زیست محیطی و به دنبال آن فاجعه انسانی و اجتماعی، کل کشور را در خود خواهد بلعید!) و قحط سالی و سیل و زلزله، طلایه دار آن بحران عمومی است.
بشر در یکصد سال اخیر، هزاران برابر صد سال های دیگر تاریخ حیاتش، دست به تخریب محیط زیست زده است(برابر گزارشات محیط زیست جهانی، مقدار اکسیژن جو زمین به 20% مقدار آن در یکصد سال قبل کاهش یافته است). این امر فرصت بازیابی و بازسازی منابع طبیعی، که از روند بسیار کند نیز برخوردار است، را از طبیعت گرفته است. روح کاینات، یا همان به سخن ما خرد جمعی کاینات، جداً دچار تالم گشته است. باید تجدید نظر اساسی در برنامه های اجتماعی و اقتصادی صورت گیرد.طبیعت چون آینه است. و نقش و کارنامه بشر را به وضوح نمایان می سازد. وقت آن فرا رسیده است که بگوییم:
"آینه چون نقش تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطاست!"
در هدف جویی ها و آرمانخواهی ها باید تجدید نظر شود.وقت آن فرا رسیده است که همه هدف جویی ها سمت و سوی حفاظت از منابع تجدید ناشدنی به خود بگیرد. وقت تنگ است. کشتی که همه در آن نشسته ایم، سوراخ شده است. و ما به جای پرداختن به موضوع و ترمیم آن، برسر جایگاه ها و اموال داخل کشتی، گوشت همدیگر را به دندان گرفته ايم. یک دعوای حیدری و صفدری تمام نشدنی! دست پخت دوستان نادان و دشمنان دانا! زمان آن فرا رسیده است، که تجدیدنظر اساسی در برنامه های اجتماعی – اقتصادی، به ویژه توسعه صنعتی، که هسته آن برنامه هاست، داشته باشیم.با نگاهی هوشیارانه به استفاده صحیح از منابع تجدید ناشدنی و حداکثر استفاده از انرژی های تجدید شونده.
اجازه بدهید در این جا، با ذکر مسایل عمومی و مبتلابه بشر، نگاهی نیز کلی به جایگاه صنعت و ديناميزم"صنعت و صناعت(تكنولوژي)"در جامعه خود داشته باشیم.برای فهم درست مسئله، ابتدا لازم است یک تعریف جامع از صنعت داشته باشیم.
در جواب اين پرسش كه "صنعت چيست؟" اكثر مردم و حتي خود صنعتگرها جواب هاي كليشه اي موجود در كتاب ها و مقالات را تحويل مي دهند. اما با كمي تامل در روابط و مناسبات جامعه، مسلماْ جواب هاي داده شده قانع كننده ذهن جستجو گر نخواهد بود.زيرا "صنعت" نه آن تعاريف داده شده، بلكه همان كليتي خواهد بود كه از همه اجتماع داخل و خارج (شامل، بحران ها و رونق هاي اجتماعي- اقتصادي و بحران ها و مزیت های طبيعي- جغرافيايي) متاثر است. به ويژه در جهان امروز، كه كوچكترين تغييري در گوشه گوشه يِ جهان، تاثير تعيين كننده اي بر وضعيت حياتي آن دارد.
پس صنعت، توليد و فراوري محصولات كشاورزي نيست! صنعت، كارخانه نيست! صنعت، حتي شهرك صنعتي نيست! صنعت، معدن و فراوري مواد معدني نيست! صنعت، لجستيك نيست! صنعت، توريزم نيست! و بالاخره، صنعت تجارت نيست! بلكه اين همه، اجزاي تشكيل دهنده آن هستند(جریان فیل مولانا: هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من مجست اسرار من).
بلکه مجموع هدفمند آن ها یا مكانيزم آن، "صنعت" است، به سخنی دیگر: مجموع روابط و مناسبات تولیدی- اجتماعی، با ساختار و شبکه های پیچیده اش!(همان چیزی که در جوامع جهان سومی فهم و درک آن فراموش شده است). تازه با تعريف و مشخص نمودن "مكانيزم"، آنچه تا اينجاي قضيه ناپيدا بود، رخنمون مي شود. و آن "ديناميزم صنعتي است" كه همانند "جان يا روح" آن است. و كليت مستقل خود را به كرسي مي نشاند. و منظور ما در اين بحث روشن نمايي اين موضوع مغفول مانده در جامعه يمان مي باشد.
امروزه ،توسعه صنعتي خود از تكنولوژي هاي متنوعي بهره مند است. و تكنولوژي هاي مذكور نيز به نوبه خود، از مدل ها و الگوهاي جامع سود مي جويند. اجتماع صنعتي، به عنوان هسته محوري جامعه، نه تنها از مكانيزم هاي طراحي شده بسيار دقيق استفاده مي كند، بلكه به عنوان زير بخش برنامه كلان اقتصادي- اجتماعي، تابع شبكه عمومي آن است.اين كالبد در يك بده و بستان سود دو طرفه(win - win) با ساير بخش ها از يك طرف و با جامعه جهاني، از طرف ديگر در تعامل است. چانه زني هاي سياسي – اقتصادي، همسان با فعاليت اقتصادي- اجتماعي با بهره مندی از مزیت های نسبی، درجه و جايگاه ملت ها را در نظم جهاني روابط و مناسبات اقتصادي تعيين مي كند.
به نظر مي رسد، در حال حاضر جان وروح (خرد جمعي) توليد و صنعت در جامعه يمان نیز دچار آزردگي و خستگي است.براي درمان آن ضروري است دو كار زير انجام پذيرد:
- كليت برنامه توسعه اقتصادي- اجتماعي، با تعيين نقش هسته محوري صنعت، نقادانه مورد تجديد نظر جدي قرار گيرد.
- تكنولوژي توسعه صنعتي كشور، به تيغ جراحي مهندسي مجدد و مهندسي ارزش سپرده شده و سپس با آن همانند يك تكنولوژي رفتار شود(البته با تاکید اکید در به کارگیری دانش آن و فراموش نکردن این موضوع که با یک موجود زنده طرف هستیم).

فرصت ادغام وزارتخانه های صنعتی و تجارت، بهر دلیل که بدست آمده باشد، گذشته از واکاوی دلیل آن، فرصت خوبی است. تا بتوان در شرح وظایف، کارآیی و سازماندهی آن با توجه به نیازهای جامعه، تامل نموده و سازمان کار تولید و تجارت را بهبود بخشید.
امروزه، هم کشورهای در حال توسعه و هم کشورهای پیشرفته صنعتی وارد یک دو ماراتن در زمینه تکنولوژی شده اند، که مستی از سر می پراند.تکنولوژی این مسابقه نفس گیر، خود مقوله قابل تاملی است.این فرایند با پشتیبانی یک عزم راسخ ملی که وحدت نظر حکومتیان و مردم را در عقبه خود دارد(پدیده Nation-State) از تمامی ابزار و تمهیدات ملی و بین المللی بهره مند است.
این تکنولوژی، که از همگرایی نیروهای زیربنایی و توسعه ای و نیز اجتماعی- فرهنگی بهره مند می باشد، توانسته است این دو قطب کار را چنان بسیج نماید، که هم افزایی ملی در فرایند توسعه را به دنبال داشته باشد.مسیر تعالی این فرایند کاملا قابل رصد کردن بوده و دست آوردهایش به وضوح رویت پذیر است.
از آنجائیکه تکنولوژی از قماش متدولوژی است، لذا برای تداوم حیاتش نیازمند استمرار پنج مرحله زیر می باشد:
1- مرحله نگهداري اوليه (maintenance manual & annual).
2- مرحله سرويس عمده (overhauling).
3- مرحله به هنگام سا زي يا به روز رسانی (updating).
4- مرحله نو سازی وتجهيز (refurbishment).
5- مرحله ارتقاي كيفي و كمي (upgrading) یا زایش!
برای انطباق یا tailor-made کردن این پنج مرحله بر تن تکنولوژی توسعه صنعت و تجارت کشور، لازم است ابتدا مفاهیم انطباقی پنج مرحله مذکور را با توجه به ماهیت کار توضیح دهیم:
1- مرحله نگهداري اوليه (maintenance manual & annual).
نگهداری مستمر در نظام توسعه ای و حاکمیتی توسعه صنعت و تجارت، اصولا به یک نهاد نظارتی و نگهدارنده نیازمند است.تا بتواند با توجه به آرمانخواهی و اهداف از پیش تعیین شده و دستورالعمل های نگهداری آن، این امر را به انجام برساند.
2- مرحله سرويس عمده (overhauling).
در مرحله سرویس عمده، معمولا تعویض قطعه با در نظر گرفتن عمر مفید آن انجام می گیرد.با توجه به اینکه تکنولوژی مدیریت توسعه ای صنعت و تجارت، تکنولوژی یک ماشین اداری است؛ از اینرو، منظور از قطعه در این تکنولوژی، نهادها و سازمانها و گروههای تصمیم ساز، تصمیم گیر و اجرایی است.
3- مرحله به هنگام سا زي يا به روز رسانی (updating).
با توجه به روند کار، عملا پیش می آید که ملاحظه می شود بخشی از سازمان از کارآیی لازم بهره مند نیست؛ یا نیاز به تغییرات تکاملی جزئی دارد.به روز رسانی شامل این قسمت می شود.
4- مرحله نو سازی وتجهيز (refurbishment).
در این بخش، کل سیستم بازنگری و به صورت کامل همه بخش ها و مجموعه های آن، نوسازی و تجهیز می شود.
5- مرحله ارتقاي كيفي و كمي (upgrading) یا زایش!
با توجه به نوسازی و تجهیز سیستم، تکنولوژی آبستن تغییرات اساسی شده و زایش آغاز می شود.در این مرحله، تکنولوژی خود نشان می دهد که بخشهایی از آن باید حذف و یا اضافه (یا مهندسی مجدد) شود.در این مرحله، کل نظام یک یا چند درجه ارتقا می یابد.
بدیهی است پس از ارتقای کمی و کیفی، تکنولوژی جدیدی به وجود آمده و دوباره مراحل پنجگانه فوق از نو تکرار می شود.
برای انجام بهینه کار، طراحی نرم افزاری ویژه که کل سیستم را پوشش داده و مراحل پنجگانه مذکور را در بر گیرد، ضروری است.
وانمایی یا Simulation سیستم، نیز باید با استفاده از نرم افزار مذکور، به انجام برسد.تا طراحان و کنترل کنندگان بتوانند، به سهولت، کل نظام را تحت نظر داشته و با اشرافیت کافی هدایت و کنترل آنرا به عهده بگیرند.در این مرحله، طراحی کلان سیستم به اتمام می رسد.
اما، در نظام خرد و فرایندی سیستم که شامل فرایندها می شود، تعریف مکانیزم ها و دینامیزم ها و کد بندی عناصر و باکس دیاگرام ها، به صورت دیجیتالی و ماتریسی، شبکه و معماری تکنولوژی مذکور را تکمیل می کند.

به بهانه ادغام وزارت صنایع ومعادن و وزارت بازرگانی
اشاره:حافظه تاریخی ملت ما ضعیف است! مستند سازی در بین ملت ما بسیار نارسا، وناپایدار است. کنش های اجتماعی ملت ما بعضا چنان بچگانه و ابتدایی است، که گویا این ملت دارای هزاران سال تاریخ و تمدن نبوده، و همین چند روز پیش متولد شده است. این یک اپیدمی است، که بین ملت سرایت یافته است.با نگاهی ساده به جریانات دور و بر خود، به راحتی می شود این موضوع را دید.بدون توجه به علت آن، کنش ها ناپیوسته و ناپایدار، و جریانات اجتماعی بریده بریده و بدون ارتباط با ریشه های تاریخی و آینده نگری، دچار روزمره گی است.ورطه گردبادی خطرناک و سرسام آور که برون رفت و نجات از آن به شعور فرا خود و همه گیر نیازمند است.ﻓﻌﺘﺒﺮو ﯾﺎ أوﻟﯽ اﻷﺑﺼﺎر...
با یک بررسی ساده در تشکیل و گسترش،جدایش و یا ادغام نهاد توسعه ای حاکم بر تولید و تجارت، در هفتاد سال اخیر در می یابیم که همین موضوع کاملا مصداق داشته است:
اولا، قبل از بررسی موضوع تشکیل یا ادغام وزارت خانه های صنعتی، بهتر است اشاره ای داشته باشیم به این موضوع که ما در کشور فاقد هر گونه قانون مختص صنایع و تولید، به صورت خاص هستیم! و قانون حاکم بر تولید و کسب و کار، همان قانون تجارت می باشد!
ثانیا، نباید فراموش بکنیم که برای اولین بار تشکیل وزارت صنایع و معادن از جوف وزارت اقتصاد پس از انقلاب صورت پذیرفت.و سپس، وزارت صنایع سنگین و بعد وزارت معادن و فلزات از آن منشعب و بعد دوباره و طی دو مرحله این سه وزارت خانه درهم ادغام گردیدند. تا آنجائیکه بنده اطلاع دارم موارد و گزارشی مبسوط و مکتوب از بررسی کارشناسی عملکرد جدایش و ادغام های قبلی در دست نیست، تا بتوان انحراف معیار این حرکت را با توجه به اهداف از پیش تعیین شده محک زد.
نگارش حاضر، به وسع خود، سعی در روشنگرایی موضوع دارد. تا انشاءا...بتواند اثری کوچک در اجرای صحیح و بهبود فرایند ادغام حاضر داشته باشد.زیرا که نحوه اجرای این ادغام در زندگی و معاش ملت عزیزمان بسیار موثر می باشد.
پیش گفتار:
با نگاهی به تاریخ کشورمان، می شود گفت که تولید و تجارت، چه در بخش کشاورزی و چه در بخش صنعت ومعدن و خدمات، به صورت یک مقوله واحد در تمامی مقاطع دیده شده و حکومت ها و مردم (متفقا)، به آن به این نحو نگریسته اند. برای ثبوت این ادعا، می شود اشاره ای به موارد ذیل داشت:
الف= با بررسی نظام بازارهای سنتی و قدیمی، از نظام سخت افزاری آن (شامل فیزیک شهرسازی و معماری و آرایش حجره ها، دالانها، دکانها، تیمچه ها، کارگاهها، راسته های تخصصی تولید و تجارت و کاروانسراها و...) گرفته، تا نظام نرم افزاری آن (شامل روابط و مناسبات حاکم بر بازار و حوزه نفوذ آن، که بعضا نه تنها شهرها و روستاها را شامل می شد، حتی بیرون از مرزها را نیز فرا می گرفت)، می شود به عظمت عملکرد بازار در نظام تولید و تجارت گذشته شرق، به ویژه میهن عزیزمان پی برد. متاسفانه، این نظام به صورت صحیح نگهداری نشده و ارتقا نیافته است.
البته، لازم به ذکر است که این نظام با سایر خدمات شهری از قبیل مسجد، حمام، مکتب خانه، زورخانه، طلّابیه، بازارچه ها، تکیه ها، گذرها، آب انبارها،قورخانه، ارک و مرکز حکومتی ومحله های سکونتی اطراف آن کاملا عجین شده و بازار، به عنوان مرکز فرماندهی اقتصادی، نقش تعیین کننده مرکز ثقل جامعه شهری را ایفا می نمود؛ که به نحوی تمامی سر نخهای تصمیم گیریهای اجتماعی را در اختیار خود داشت. نقش بازار در ایجاد و هدایت جریانهای اجتماعی برکسی پوشیده نیست.که از شاخص ترین آن می توان نقش بازار در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی را نام برد.در حوزه های روستایی و قصبه ها نیز، بازار به عنوان پشتیبان تولید و تجارت، سهم خود را هم در هدایت صنعت پیشه وری و چلنگری(آرتیزانی) و هم در راهبری صنایع دستی، همسان با تولید کشاورزی، به خوبی ادا نموده است.این نقش از نظام سلف خری و تامین مالی گرفته تا تهیه ملزومات و مواد اولیه تولید و هدایت بازار گسترش می یافت.
ب= با بررسی گذشته نظام تولید کشاورزی و صنایع وابسته و پیوسته آن، بمانند ریسندگی و بافندگی، تولید فرش،تولید ابزار و ملزومات زندگی و معاش روستایی، و سایر فرآورده های مرتبط، در می یابیم که در طول تاریخ، بازار نقش خود را به خوبی اعمال نموده و حضور خود را به ثبوت رسانیده است.هر چند که در ادوار نزدیک با دخالت های دولت در این محیط های اقتصادی و تولیدی، و توزیع درآمدهای نفتی بین روستائیان به انحای مختلف، از قبیل وامهای کم بهره و سایر کمک های مالی، ظاهرا نقش بازار کم رنگ شده است، اما در مقایسه با حجم مبادلات و بهره وری آن می توان دریافت که هنوز بازار نقش تعیین کننده ای در اقتصاد روستایی ایفا می نماید.و هر کجا که کاستی اساسی در این بین دیده می شود، در اثر کم توجهی به این نقش بوده است.هرچند به نظر می رسد با جایگزینی صحیح نظام سازماندهی خوشه ای تولید و تجارت منطقه ای (RDA) و راه اندازی شبکه های SPX(پیمانکاری فرعی)، همراه با جاری سازی آموزش های صحیح همکاریهای اجتماعی تولید و تجارت، می توان نقش بازار در اقتصاد روستایی و کشاورزی را ارتقا داد.
با فروپاشی نظام سنتی حاکم بر تولید و تجارت، وهجوم شرکتهای چند ملیتی به بازار کشور، که سرازیری تکنولوژی های جدید را، بدون توجه به ساختار قبلی وبه اصطلاح tailor-made کردن نظام جدید برتن مام میهن، به همراه داشت؛ از ابتدا نه تنها این دو نظام به عنوان شریک صادق و هم مرام در کنار هم قرار نگرفتند، بلکه به عنوان دو دشمن دیرین، بدون داشتن کمترین اعتماد به یکدیگر، اجبارا به همکاری پرداختند.
به نظر می رسد، مسقط الراس همه آشوب های بازار موجود(به طور کلی و شامل همه بخش ها و جریانهای تولید و تجارت) نتیجه همین تضاد و عدم همسویی این دو نیروی تولید و تجارت، بوده باشد.که یکی ذاتا درون گرا وبر تفکر استفاده از مزیتهای نسبی اقتصاد منطقه ای بنیان نهاده شده است و دیگری برون گرا و صرفا برای بهره کشی از منابع ملی و انتقال آن به خارج از کشور طراحی شده است.
بعلاوه، وجود درآمدهای نفتی و جریان رانت خواری پیوسته آن، تقریبا موازنه را به سود بازار نوع دوم بهم ریخته است.این فرایند، استفاده از مزیتهای اقتصادی منطقه ای، با توجه به عدم توان آن در مقابله با ثروت بادآورده نفتی و مستفید شدن بازار صنعت و تجارت، یا بهتر بگوییم تولید و تجارت از رانت های آن،را تحت الشعاع قرار داده است.رابطه ای که متاسفانه هر روز بیشتر از روز پیش و به انحای پیچیده ترِی، بر به صدا درآوردن کوس رسوایی و ورشکستگی تولید مبتنی بر مزیتهای نسبی اقتصادی منطقه ای در رقابت با واردات کالاهای ساخته شده از خارج همت گمارده است.در نتیجه این فرایند، هجوم روستائیان به شهرها و ایجاد کلان شهرهای مزدحم، شیرازه اجتماعی تولید را دچار مخمصه ای جدی نموده و نتیجه آن نابودی منابع و ثروت اصلی ملت، یعنی آب و خاک و انرژی و سایر منابع تجدید نشدنی و فروپاشی فرهنگی می باشد.
در این میان، نبود مدلی واحد برای سامان دهی و هدایت صحیح و هدفمند توسعه صنعتی و معدنی و تجارت کشور، که همه شمولی زمانی و مکانی داشته باشد(یعنی با توجه به ضرورتهای زمانی و تکنولوژیکی بتواند خود را به روز رسانی کرده و فاصله مناطق را از طریق استقرار نظامی همه شمول و با استفاده از تکنولوژی های جدید مثل MIS و GIS و One Stop Shopبه حداقل برساند)، علت العلل کندی و نا پیوستگی تکامل تولید و تجارت کشور است.البته از دیگر ویژگیهای این مدل، استفاده بهینه از همه ظرفیتها، از قبیل مزیتهای نسبی اقتصادی و تخصصی کردن تولید منطقه ای، با توجه به موقعیت کشور در اقتصاد جهانی و سهم بری آن، به صورت پیش رونده و روزافزون می باشد.
از اینرو، یکی از اساسیترین ابزار و تکنولوژی های مورد نیاز برای رسیدن به موقعیت قابل اتکا در توسعه صنعت و تجارت، داشتن و تدوین مدل توسعه صنعت و معدن و تجارت است. به نحوی که نقش مناطق در آن، عادلانه، مشخص شده و امکان استفاده از ظرفیتهای بالفعل و بالقوه آنها مهیا شود.
رویکرد تدوین مدل توسعه صنعت و معدن و تجارت کشور
برای تدوین این مدل، گذر از سه مرحله زیر ضروری است:
۱- بهگزینی یا Benchmarking
2- تعریف یا Defination
3- ارایه یا Declaration
امروزه، با توجه به فراوانی ادبیات کار، برای انجام بهگزینی مشکل چندانی وجود ندارد. کافی است ادبیات سازمان توسعه صنعتی ملل متحد(UNIDO) و مدلهای توسعه کشورهایی نظیر ژاپن، مالزی، چین، هند، وحتی کشور همسایه، ترکیه را مورد توجه قرار داده و الگو و مدل مناسب خود را از آنها اقتباس نمود.
مسلما، رسیدن به تعریفی جامع که حدود و ثغور همه عوامل توسعه و نقش و سهم آنها را به طور فعال و پویا مشخص نموده و شبکه همکاری هم افزای آنها را کد بندی کند، مهمترین قسمت این فرایند می باشد.مشارکت دادن مردم، شامل گروهها و طبقات مختلف، بویژه کارآفرینان و صاحبان صنعت و دست اندر کاران معدن و تجارت، همچنین بروکراتها و تکنوکراتها و مراکز پژوهشی و آموزش عالی و سایر صاحب نظران، از ضروریات اجتناب نا پذیر امر بوده و اداره این کار، که به آوازه گری و تبلیغات ظریف و دقیقی نیازمند است، کار هر کس و سازمانی نبوده و آدم و سازمان خاص خود را طلب می نماید.
ارایه مطلب، در حقیقت، جاری سازی مدل است. که توسط سازمان و اشخاصی که این مدل را تدوین نموده اند، رهبری و نظارت می شود.این سازمان و مدیران و کارشناسان آن نباید خود عهده دار هیچگونه مسئولیت اجرایی در مدل مذکور بوده باشند. والا، موضوع لوث شده و مدل کارایی خود را از دست می دهد.
در تمامی مراحل تدوین و جاری سازی مدل، باید از بیطرفی کارگزاران آن اطمینان حاصل نموده، و تمهیداتی را به کار برد که از نفوذ یکطرفه گروهها و مراکز قدرت پرهیز شود.

(جام زرین مارلیک/لوور پاریس)
در اسفند ماه سال گذشته این مقاله را نوشته بودم که به دلیل مستند سازی و مدرک رسیده از voitH آلمان درمورد سابقه و قدمت چاپ اسکناس در ایران(تبریز) درسال۱۲۹۳ میلادی (البته بعد از چین)و نیز مدارک مربوط به تمدن عیلام (چخازنبیل) و شوشتر در خوزستان در ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد و تمدن جیرفتدر ۷۰۰۰سال پیش و شهر سوخته زابل در حدود ۳۲۰۰سال پیش از میلاد و اهمیت آنها که کار فراوانی را می طلبد حیفم آمد مجددا مطرح نکنم .
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
سابقه تاريخي صنعت در ايران ، مسلما به سابقه تاريخ تمدن در اين مرز و بوم بر مي گردد ،يعني يك سابقه حداقل 6 و 7 هزار ساله كه نمونه توليدات آن آذين بخش موزه هاي جهان است و نيازي به توضيح بيشتر ندارد. ليكن چگونگي آن در سده هاي مياني ، كه توام با خاموشي اروپا بوده است و تاثير آن بر صنعت موجود ، به عنوان امانت دار تاريخ جهان ، كه اين امانت را نه تنها حفظ نموده است بلكه آن را تكامل و بهبود داده و به اروپائيان ، به عنوان ادامه دهنده گان اين دو ماراتن ، تحويل داده است ، از اهميت وافري بر خوردار می باشد.
مولانا،خيام ،حافظ ، سعدي و...هزاران شاعر ، اديب ، سخن ور ، به همراه موسيقي دانان، دانشمندان و حكيماني از قبيل ابوعلي سينا، زكرياي رازي ،خوارزمي ، شيخ بهايي،نظام الملك ،خواجه رشيدالدين فضل ا... و...آيا صنعت گر نبودند و آيا هنوز هم ما در مراكز علمي و پژوهشي و صنعتي جهان كم آدم داريم؟!!! اگر شيرازه كار از دست رفته است ، اين نه از ناتواني ملي ، بلكه از بد روزگار است . و اين كه ملت ما به شكست خود واقف نيست ! تا با تحليل صحيح آن ،از تاريخ درس گرفته و آن را تبديل به پيروزي بكند ؛ به جاي آن كه ، غرور و خود پسندي ، چشمش را كور بكند. "راه صحيح، زياد كار كردن و ادعاي كم است ." جامعه كنوني ما با مصرف بالا و كم كاري و اشرافيت ، دير يا زود بايد ودا بكند؛ والا بسيار خواهد باخت. اين نه تنها وظيفه رهبريت جامعه است ، بلكه وظيفه همه آحاد ملت را نيزتشكيل مي دهد. وضروري است به يك نهضت فرا گير ملي تبديل شود. "نهضت ارتقاي بهره وري ملي ، بدون در نظر گرفتن جايگاه طبقاتي اشخاص، وابستگي ها و طرز تلقي ها و افكار آن ها".
به طور طبيعي، سيستم هاي فني حاكم بر توليد كشاورزي و صنعتي در طول هزاران سال تمدن ايران زمين ، گوياي وضعيت صنعت و به ويژه صنايع كوچك در طول تاريخ دراين مرزوبوم بوده است ؛ ليكن بررسي تحولات آن در هزار سال اخير ، با افت و خيزهاي فراوانش ، حكايت از شبكه بندي هاي بسيار دقيق و ظريفي دارد كه تدقيق در آن واتصال صحيح تاريخي، كه با شناخت واقعي تكنولوژي هاي بومي و تطبيق تكنولوژي هاي جديد با آن ها ميسر مي شود، در اعتلاي وضع تكنولوژيكي كشور تاثير موثري خواهد داشت.
براي توضيح چگونگي صنعت در ايران دردوران سده هاي مياني، لازم است كمي تامل نموده و از دوران نضج صنعت در 700 سال پيش ( كه توام با وزارت خواجه رشيدالدين فضل ا.. همداني وزیر دانشمند غازان خان در تبريز با احداث دانشگاه ربع رشیدی بوده است ) پي بگيريم. در مورد ربع رشیدی، كه عملكرد وتاثير آن هنوز هم در بخش هايي از ميهن عزيزمان باقي است ، مطلب كم گفته شده و تحليل نشده است ؛ كه به نظر نگارنده بسيار نيز حائز اهميت است.( شايد هم عمدي در مكنون گذاشتن دست آوردهاي آن توسط محققین غربی وجود داشته باشد!).محققا پرداختن به این موضوع در چگونگي ادامه راه بسيار موثرخواهد بود.
اولا : مديريتربع رشیدی ، به عنوان مجهز ترين دانشگاه زمان خود ، كه دانشمندان و دانشجويان از اقصي نقاط جهان ، به ويژه ازچين ، هند و ديگر نقاط را به دور خود جمع كرده بود، يك روش پيشرفته و خود اتكا بوده است ؛ بدين طريق كه:
1-خواجه مبلغي را از صندوق ديواني ، با اجازه غازان خان ، به عنوان سرمايه اوليه استقراض كرده و سپس از محل درآمد خود مجموعه ،باز پرداخت نموده است.مجموعه چون غير انتفاعي بوده است ، توسط درآمد وقفي و درآمد كارخانجات و اراضي تحت اختيار خويش به صورت يك بنگاه غير انتفاعي و مستقل اداره مي شد.
2- مديريت مجموعه كه با طراحي دقيقي شامل كوي استادان، كوي دانشجويان ، كتابخانه مركزي ، بيمارستان و كارخانجات و محل اسقرار حرف و پيشه ها و خوابگاه ها و مسجد و فضاي باغ شهرتجهيز شده بود، ازمديريت جامع و واحدي برخوردار بود . تامين آب شرب و آب مصرفي نيز در اولويت انجام گرفته بود.ازآنچه از وقفنامه ربع رشيدي (اين وقفنامه ، هم اكنون در كتابخانه ملي تبريز نگهداري مي شود ودر يونسكو به ثبت رسيده است )مستفاد مي شود، اداره امور در اين دانشگاه از استاندارد خاصي برخوردار بوده است وانتظام امور خود اين دانشگاه ، يك مكتب علم مديريت محسوب مي شود، كه جاي تحقيق فراوان را دارد.
ثانيا : تاثير اين دانشگاه پراتيكي (علمي- كاربردي) به واقع كلمه ، در توسعه كشور واقصي نقاط جهان ،به ويژه در توسعه صنايع كوچك آن روزگار بسيار گسترده بوده است. به نحوي كه باقي مانده هاي آن در صورتيكه به آن ها پرداخته شوند ، هنوز هم داراي مزيت نسبي براي يك توليد خود اتكا وسالم مي باشد.جاي پاي اين دانشگاه در موارد ذيل كاملا پيداست.ليكن جاي تحقيق فراواني براي انطباق دقيق موضوعي خالي است:
1-مطالعه دقيق مزيت هاي نسبي مناطق مختلف و طراحي و ترويج صنايع كوچك منطبق بر آن، نه تنها براشتغال صحيح و سود آور تكيه زده است ، بلكه خود محوريت بهترين برنامه ريزي توسعه منطقه اي نيز بوده است. كه هنوز هم جاي مداقه دارد. تخصيص منطقه اي صنايعي نظير فرش در هريس ، كاغذ در كاغذ كنان،ساخت انواع هاون در چاراویماق* ، كوزه دركوزه كنان، ابريشم در هوراند(به معني پيله ابريشم) و كنار ارس،بافت پارچه و روسری کلاقه در اسکو،بافتن انواع سبدها از ساقه گندم در کشکسرای مرند،مسگري وآهنگري در اهر وزرگری و نقره کاری و ورشو کاری شیشه سازی و فرش و...درتبريزو.....ویآ سفالگري در لاله جين همدان و مسگری وآهنگری(چاقو سازی قفل سازیَ قیچی سازی وسایر مصنوعات)در زنجان اتفاقي نبوده است.
*معنی چاراویماق را نوشته اند چهار طایفه.که به نظر می رسد غلط باشد.زیرا "چار" معنی هاون یا چیزی که درونش را خالی کرده اند است .مثل چارچوب که معنی چهار چوب رانمی دهد ، بلکه آن هم به دلیل خالی بودن فضای درونش است و معنی جوف و درون را می دهد. یا چارسنگ که معنی سنگ درون خالی است که در قدیم برای تصفیه آب شرب از آن استفاده می کردند و هنوز هم در جمهوری آذربایجان به همان نام به کار می رود و یا چارچنگولی که نشاندهنده حالت قوسی و تو خالی است ، چارسوق هم به همان منوال فضای بازار را گویند نه چهار بازار! و اویماق به معنی درونش را خالی کردن است.در زمان قدیم هاون به عنوان وسیله منزل و صنعتی کاربرد وسیعی از آرد کردن و بلغور کردن گرفته تا شکستن سنگدانه ها و روغن کشی داشته است.تا این اواخر در اکثر خانه های ایرانیها هاون چوبی یا سنگی که در آن گوشت کوفته را می کوبیدند ، موجود بود.(که به آن" دیبک "می گفتند و با وسیله دیگری درآن می کوبیدندکه یا به شکل عمود بود از جنس سنگ بنام دسته ویا به شکل پتک بود از جنس چوب که در ترکی به آن توخماق می گفتند ) . متاسفانه با آمدن چرخ گوشت های خارجی به یکباره از حیز انتفاع افتاد.به نظر می رسد با توجه به سایر نقش دهی های تولیدی به مناطق دیگر احتمال تولید انواع هاون های چوبی و سنگی در چاراویماق مرسوم بوده است.احتمال دیگر چاراویماق به دلیل ساختن ساز و تار و سایر وسایل تو خالی است که این احتمال هم با توجه به باقی مانده این صنعت در منطقه خالی از ذهن نیست.متاسفانه از این نوع معنی کردن های عجیب و غریب در سایر جاهای آذربایجان به وفور دیده می شود: مثلا ساری قیه به معنی سنگ کهربایی را سارقیه! معنی کرده اند . یا آخما قیه به معنی سنگ لرزان را احمقیه! چقدر احمقانه!
2- تبديل اراضي نا مرغوب و لم يزرع وقف شده ، به باغات و مزارع آبادان ازديگر اموري است كه جاي پاي ربع رشیدیدر آن ها به وضوح ديده مي شود.اين طرح ها توسط متخصصين مجموعه طراحي ، برنامه ريزي و اجرا مي شد. ( مثل طرح احياي اراضي شهرستان زنوز ، كه با دقت تمام، مسايل آن ديده شده است . از جمله سيستم آبياري كل منطقه، سيستم تراس بندي( احداث ديوار حايل جهت حفظ خاك) ، انتخاب گونه گياهي مناسب و اصلاح شده ( گونه درخت سيب زنوز- كه بسيار معطر و مقاوم و با ماندگاري بالاست)، ترويج صنعت چيني و سراميك در منطقه با توجه به وجود معادن خاك چيني، طراحي و اجراي سيستم انبار بالاي صفر،با اسفاده از آب روان در وسط انبار و ساير مواردي كه نياز به تحقيق دارد.
۳-شايد بي دليل نيست كه زرد آلو كه خواستگاه طبيعي آن در كنار ارسو اردوباد و ايري ،در كنار مرز ارمنستان است ، به عنوان Prunus armeniacaشناخته شده است .آيا اصلاح آن در دستور كار دانشگاه بوده است؟!
4-مسلما، چاپ پول كاغذي ( چاو) در تبريز به سال۱۲۹۳ میلادی،در زمان غازان خان، درست۳۸۸ سال قبل از لندن (البته پس از چين ) نيز اتفاقي به نظر نمي رسد.(درج شده در ص ۶۳شماره ۹سال۲۰۰۰ مجله Twogether اختصاصي شركت سازنده ماشين آلات كاغذ سازي voitH آلمان، و اشاره به اینکه پس ازتبريز به بولونيا۱۶۰۶(Bologna) ايتاليا و از آن جا به هلند ۱۶۰۸وسپس به لندن ۱۶۸۱ سفر نموده است.ضمن تشکر از دوست شفیق و ارزشمندم جناب آقای مهندس جهرمی معاون محترم شرکت کاغذ مراغه که به خواهش اینجانب مدارک Twogetherرا زحمت کشیده واز voitH آلمان دریافت نمود).
5-جاي پاي دانشگاه ربع رشیدی كه اولين كار آن با ترجمه كتب سومري ، سامي ، يوناني و چيني و هندي و ساير زبان هاي دنيا ، يعني انتقال تكنولوژي ، شروع گرديد، در صنايع مختلف كشور از جمله در ساختمان مجموعه سلطانيه زنجان و كارعظيم آجري آن وساختمان وكاشي كاري هاي مسجد كبود تبريز ، كه شاهكار بي بديل است، گرفته تا يزد ، كه يكي از بزرگترين وقوفات ربع رشیدیرا داشته است و سپس همدان ، ری،گيلان، اصفهان، شيراز و كرمان وخراسان و سایر مناطق به وضوح مشهود است.مستشرقین چینی تحقیقات مفصلی در مورد ربع رشیدی انجام داده اند که بخش کوچکی از آن در سازمان میراث فرهنگی موجود می باشد.
۶-آیا نباید جای پای ربع رشیدیرا در سیستم طراحی و احداث بازار ها و شبکه ها و حوزه نفوذ آن(چه وجه نرم افزاری آن و چه وجه سخت افزاری و معماری و شهرسازی و ساختمان آن )و سیستم انتظام روابط و مناسبات اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی - سیاسی و در ساختار شهر و روستا ومناطق جستجو کرده و نقش آن را خوب بررسی نموده و بازسازی و ارتقای تکنولوژی بکنیم؟
۷- از نظر سایر امور عمرانی و کارهای اجتماعی و فرهنگی نیز متاسفانه جامعه ما از جهت تحقیقات انجام گرفته بسیار فقیر می باشد.بطور مثال،سد روستای نوروزلو در شهرستان میانه ،که از دوره غازان خان به ارث رسیده است ،از آن جمله می باشد.(ضمن تشکر از آقای مهندس سنایی ،که خود در مورد این سد تحقیق نموده و اطلاعات آنرا در دسترس ما قرار داد).
با توجه به اينكه ، در موضوع توسعه منطقه اي پايدار ، توجه به مزيت هاي نسبي اقتصادي به همراه توجه به مسائل زيستمحيطي ، از اهم مسايل به شمار مي آ يد؛ و در اين راستا موضوع اشتغال بهينه و توزيع جمعيتي مناسب با ظرفيت هاي طبيعي _ جغرافيايي در اولويت مباحث قرار مي گيرد، از اينرو با شناخت دقيق از ظرفيت هاي منطقه اي توسعه و طراحي الگو وشبكه توسعه منطقه اي صنايع كوچك بر وفق آن ، البته با ارتباط ارگانيكي با الگوي توسعه ملي صنايع كوچك كل كشور ،مي توان محوريت توسعه منطقه اي را بر عهده توسعه صنايع كوچك دانست . در اين شيوه توسعه ، به دليل گسترش همگن و موزون صنايع ، نه تنها كمترين تاثير منفي بر محيط زيست، شامل محيط زيست طبيعي و انساني لحاظ خواهد شد ، بلكه بر اثر توزيع متناسب جمعيتي وتقسیم منطقه ای و تخصصی کار اجتماعی ،از تحميل هر گونه هزينه سربار بر پيكر اقتصاد ملي نيز ممانعت خواهد گرديد.
براي پيدا كردن الگوي مناسب به اين منظور ، تنها كافي است از كار گذشتگان خودمان درس بگيريم وآن را به روز رساني بكنيم.نمونه : كاري كه در آذربايجان براي فرش (منطقه هريس) يا براي كوزه و...... انجام شده بود.(مراجعه شود به مقاله سوم همين وبلاگ)

جهانی فکر بکنیم/منطقه ای عمل بکنیم!
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
اكثر كشورهاي جهان (چه اروپايي و پيشرفته صنعتي،و چه كشورهاي درحال توسعه)، با توجه به اهميت صنايع كوچك در اقتصاد ملي آن ها ،براي حمايت از صنايع كوچك خود سازمان هاي مفصلي را بسيج نموده اند.اين سازمان ها معمولااز يك هسته يا سازمان مركزي سود برده و از تشكيلات درهم تافته حمايتي بهره مند هستند. مثلا در ژاپن SMRJ سازمان صنايع كوچك ومتوسط (中小機構:ユーティリティ: ENGLISH)يك دانشگاه ويژه براي خود دارد واز سه بانك تحت پوشش خود بهره مند است. در عين حال كه 4۷ استانداري سراسر كشور ژاپن با تخصيص سالانه هر يك نيم ميليارد دلار براي تحقيق و توسعه صنايع كوچك و متوسطشان (يعني با مجموع ۵/۲۳ميليارد دلار سالانه) حمايت از آنان را عهده دار مي باشد.اين به غير از حمايت هاي پروتكلي ومالياتي و غيره است.در شبكه آموزشي وپژوهشي كشور ژاپن نيز، به همراه ساير برنامه هاي توسعه اي منطقه اي و ملي رد پاي اين حمايت ها به خوبي ديده مي شود.با توجه به اینکه مزیت نسبی اقتصادی مناطق مختلف در اقتصاد مبتنی بر WTOاز اهمیت تعیین کننده ای برخوردار است،دولت ژاپن برای هماهنگی هرچه بیشتر در سال ۲۰۰۴ نسبت به ادغام سازمان برنامه ریزی منطقه ای ( JRDC) و صندوق اصلاح ساختار صنعتی ژاپن (ISIF) در SMRJ و تجمیع وظایف آنان اقدام نمود.امروزه ، عليرغم بحث هاي WTO هنوز هم چالش ها بر سر تعرفه هاي حمايتي صنايع كوچك جدي است. زيرا اين مسئله به بود و نبود ملت ها وابسته است. در کشور مالزی سازمان (SMIDEC) با توجه به اهمیت روز افزون نقش صنایع کوچک در توسعه کشور وپیوستگی آن با انسجام ملی در حال تدوین یک استراتژی است که به زودی قدرت ۱۸ وزارت را در خود متمرکز بکند. كشورهاي همسايه مانيز از اين مدل ها بهره مندهستند ، سازمان Kosgebدر تركيه، هدايت اين مدل را عهده دار است.هم اكنون كشور افغانستان در حال راه اندازي سازمان حمايتي بسيار خوبي براي صنايع كوچك خود است.پاكستان و هند ساليان سال است كه از سازمان بسيار كارآمدي بهره مند هستند.حتي بعضي از كشورهاي افريقايي نظير غنا داراي مدل توسعه صنايع كوچك هستند.سازمان صنايع كوچك و شهرك هاي صنعتي ايران آرشيو خوبي از تجارب جهان را جمع آوري نموده است.اميدواريم هر چه زودتر اين سازمان موفق به ارائه مدل حمايتي جامع كشور از صنايع كوچك شده وآن را اجرايي نمايد.
لزوم اسقرار مدل جامع حمايتي از صنايع كوچك ، با توجه به موارد ذكر شده بالا بركسي پوشيده نيست.حال بايدچگونگي تدوين اين مدل ، به نحوي كه از جامعيت و درعين حال از مترقي بودن آن اطمينان حاصل شود،مورد توجه قرار گیرد. ضروری است در این راه مشاركت صاحب نظران فن متشكل ازانديشمندان و ذينفعان در اين حوزه جلب شود.كار تدوين مدل مذكور نه بعنوان يك كار درون سازماني و در حيطه عمل سازمان صنايع كوچك وشهرك هاي صنعتي ايران ، بلکه حتي در حیطه وزارت صنايع ومعادن هم نمي گنجد و فراتر رفته لزوم بسيج همه دست اندر كاران شامل هيئت دولت و مجلس و رهبري ومصلحت نظام ، به همراه حركت مردمي صاحبان صنايع كوچك را می طلبد. برای دانستن جایگاه صنایع کوچک در اقتصاد ملی به این مقاله مراجعه شود.
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
به طورمعمول، هر موقع از ورود صنعت به شيوه جديد در ايران صحبت به ميان مي آيد، ياد كارخانه قند كهريزك در زمان ناصرالدين شاه مي افتيم و مسايل عديده برخورد با آن و مقاومت هاي پر معني، كه گويا براي تصفيه قند از استخوان مرده استفاده مي شده و...تحريم آن و غيره...يا بحث دارُالفُنون و كارهاي بسيار پر ارزش امیرکبیر، كه ابتر ماند.اما شايد ،متاسفانه كسي تا كنون حتي تصوير برداري تاريخي (نه تنها تحليل صحيح اقتصادي – اجتماعي )از وضعيت صنايع كوچك آن زمان كه لباس خويش، وسايل منزل خويش ،وسايل كار خويش ، حتي وسايل دفاعي خويش را، هر چند عقب مانده تامين مي كرد را عهده دار نشده است.و آسيب شناسي واقعي از چگونگي سست شدن شبكه حاكم بر آن ومكانيزم ناتواني آن دراصلاح و بهبود وضع خود وگرفتاري در تله مرگ كالاهاي وارداتي را به صورت علمي واجتماعي تحليل نكرده باشد، تا راه كار برون رفت از آن را نيز به بحث بگذارد.كارهاي بسيار با ارزشي نيز به مانند كار آقاي احمد اشرف (رئیس سازمان برنامه و بودجه قبل از انقلاب)، "علل كندي و نا پيوستگي تكامل سرمايه داري در ايران"،كه تنها شروع بوده ودر اين مرحله با قيمانده است.نيز فرصت پرداختن به چگونگي مكانيزم هاي فرسايشي يا بر عكس بالنده صنايع كوچك كشور و تهديد ها و نقاط عطف آن را نيافته است.
چگونگي راه اندازي مدرسه به شيوه جديد توسط رشدیه ، احداث چاپ خانه و ساير نهادهاي غربي امروزي، بالمال دانشگاه تهران و ساير موسسات فني- تكنولوژيك ،شرايط و محيط تغيير در وضعيت صنعت كشور، به ويژه صنايع كوچك را مهيا ساخت.اين تغيير ، در عين حال كه يك تغيير رو به جلو بوده است، ومسلما، دستاوردهاي بسيار خوبي را نيز به همراه داشته است، ليكن به دليل عدم همسازي با زير بناي تاريخي- اجتماعي صنايع كشور و نيز شتابزدگي آن از سويي، و عدم وجود دكترين منسجم توسعه ومدل هاي انتظامي آن ،از سوی دیگر، در مقوله هاي مديريت ،بازار،سرمايه و تكنولوژي از هدف مندي خاصي تبعيت ننموده و حتي رودروي صنايع كوچك با سابقه قرار گرفت و باعث فروپاشي شبكه از قبل موجود شد.(نمونه صنايع فرش ماشيني ، كه نه تنها خود نتوانست رشد بكند، بلكه باعث تخريب فرش دست بافت نيز شد).
در زمان رضا شاه و بعد، با ورود سامانه مستشاران آلماني در نظام كشور ، نسبت به ايجاد شبكه هاي هنرستانهاي صنعتي ومدارس نظام وانستيتوتكنولوژي ها(كه هم اكنون آموزشكده هاي فني ناميده مي شود)و مدارس عالي وتكنيكوم هاودانشكده هاي فني و بعدها دانشكده هاي تكنولوژي، همت گمارده شد .اين سامانه با نظام آموزشي فني حرفه اي در سطوح مهارتي تكميل مي شد.متاسفانه اين نظام تحت تاثير مديريت اقتصادي نفت محور، عملكرد شبكه اي خود را از دست داده است.
دو عامل موثر ديگر كه در چگونگي رشد صنايع كشور به طوراعم و صنايع كوچك در اينجا، به طور اخص تعيين كننده بوده است، به ترتيب اصلاحات ارضي ودرآمدهاي نفتي را مي توان بر شمرد..اين دو عامل چنان تاثيري در تغيير مسير حركتي اقتصاد كشور،و به تبعيت از آن صنايع كوچك داشتند ، كه كلا مسير تاريخي رشد آن را دگرگونه ساختند.اين دو عامل مزيت هاي نسبي توليد كشور را دچار بحران نموده و شبكه آن را بهم ريخت.
عامل ديگر موثر در چگونگي رشد صنايع كوچك كشور در دوره هاي اخير، انتخاب روش رشد قطبي صنايع كشور ( تعيين قطب هاي رشد صنعتي ، از جمله اهواز، اصفهان ،ارااك،تبريزو....)در دوره محمدرضا شاه بود.اين امر نيز تاثير خاص خود را داشت كه بايد به نوبه خود بررسي شود.هر چند كه اين روش نيز خود مطابق طراحي اوليه پيش نرفت و هم در دوره قبل از انقلاب و هم در دوره بعد دچار تغييرات زيادي گرديد.
كشت و صنعت هاي بزرگ نيز تاثير خاص خود را در چگونگي رشد صنايع كوچك در دوره هاي اخير داشته است.
تحريم هاي خارجي بعد از انقلاب ، و جنگ تحميلي دو عامل تعيين كننده ديگر در روند رشد صنايع كوچك كشور بوده اند.
عامل تعيين كننده بزرگي، كه هم اكنون صنايع كوچك كشور را به چالش كشيده است ، موضوع WTO وجهاني سازي است. متاسفانه فرصت سوزی که در آستانه GATTداشتيم و كشورمان نتوانست از زمان استفاده بكندودر نتيجه، صنايع كشورمان نتوانستندخود را با آن انطباق بدهند .(در دوره هاي اخير عليرغم آزاد سازي بي مهابانه ورود كالا هاي خارجي به بازار داخلي، نه تنها هيچ گونه تمهيداتي در راستاي ورود كالاهاي كشورمان به بازارهاي جهاني و تسهيل ارتباطات جهاني نشد ، بلكه در اصلاح ساختارسامانه هدايتي صنايع كوچك كشور ، از طريق تدوين مدل مناسب و روش هاي خاص خودنيز اقدامي موثر نگرديد .سياست هاي تشويق صادرات دولت نيز، عليرغم ناقص بودنشان، بيشتر شامل تجار و بازرگانان شده است تا صنعتگران.
عدم وجود يك شبكه كارا و سريع فاينانس ( حمايت مالي) و بالا بودن نرخ بهره و هزينه هاي مالي،به دليل عدم ارتباط صحيح با بازارهاي مالي و سرمايه اي منطقه اي و جهانی، تير خلاصي است بر پيكره صنايع كوچك كشور
در نهايت ، به دليل عدم وجود جايگاه اجتماعي- اقتصادي و سياسي- فرهنگي صاحبان صنايع كوچك در ساختار قدرت سياسي كشورو عدم وجود تشكل سالم و قوي وجا افتاده تاریخی، دفاع از اين طبقه مولد را جدا مورد مخمصه قرار داده است.

(جام زرین مارلیک)
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
سابقه تاريخي صنعت در ايران ، مسلما به سابقه تاريخ تمدن در اين مرز و بوم بر مي گردد ،يعني يك سابقه حداقل 6 و 7 هزار ساله كه نمونه توليدات آن آذين بخش موزه هاي جهان است و نيازي به توضيح بيشتر ندارد. ليكن چگونگي آن در سده هاي مياني ، كه توام با خاموشي اروپا بوده است و تاثير آن بر صنعت موجود ، به عنوان امانت دار تاريخ جهان ، كه اين امانت را نه تنها حفظ نموده است بلكه آن را تكامل و بهبود داده و به اروپائيان ، به عنوان ادامه دهنده گان اين دو ماراتن ، تحويل داده است ، از اهميت وافري بر خوردار می باشد.
مولانا،خيام ،حافظ ، سعدي و...هزاران شاعر ، اديب ، سخن ور ، به همراه موسيقي دانان، دانشمندان و حكيماني از قبيل ابوعلي سينا، زكرياي رازي ،خوارزمي ، شيخ بهايي،نظام الملك ،خواجه رشيدالدين فضل ا... و...آيا صنعت گر نبودند و آيا هنوز هم ما در مراكز علمي و پژوهشي و صنعتي جهان كم آدم داريم؟!!! اگر شيرازه كار از دست رفته است ، اين نه از ناتواني ملي ، بلكه از بد روزگار است . و اين كه ملت ما به شكست خود واقف نيست ! تا با تحليل صحيح آن ،از تاريخ درس گرفته و آن را تبديل به پيروزي بكند ؛ به جاي آن كه ، غرور و خود پسندي ، چشمش را كور بكند. "راه صحيح، زياد كار كردن و ادعاي كم است ." جامعه كنوني ما با مصرف بالا و كم كاري و اشرافيت ، دير يا زود بايد ودا بكند؛ والا بسيار خواهد باخت. اين نه تنها وظيفه رهبريت جامعه است ، بلكه وظيفه همه آحاد ملت را نيزتشكيل مي دهد. وضروري است به يك نهضت فرا گير ملي تبديل شود. "نهضت ارتقاي بهره وري ملي ، بدون در نظر گرفتن جايگاه طبقاتي اشخاص، وابستگي ها و طرز تلقي ها و افكار آن ها".
به طور طبيعي، سيستم هاي فني حاكم بر توليد كشاورزي و صنعتي در طول هزاران سال تمدن ايران زمين ، گوياي وضعيت صنعت و به ويژه صنايع كوچك در طول تاريخ دراين مرزوبوم بوده است ؛ ليكن بررسي تحولات آن در هزار سال اخير ، با افت و خيزهاي فراوانش ، حكايت از شبكه بندي هاي بسيار دقيق و ظريفي دارد كه تدقيق در آن واتصال صحيح تاريخي، كه با شناخت واقعي تكنولوژي هاي بومي و تطبيق تكنولوژي هاي جديد با آن ها ميسر مي شود، در اعتلاي وضع تكنولوژيكي كشور تاثير موثري خواهد داشت.
براي توضيح چگونگي صنعت در ايران دردوران سده هاي مياني، لازم است كمي تامل نموده و از دوران نضج صنعت در 700 سال پيش ( كه توام با وزارت خواجه رشيدالدين فضل ا.. همداني وزیر دانشمند غازان خان در تبريز با احداث دانشگاه ربع رشیدی بوده است ) پي بگيريم. در مورد ربع رشیدی، كه عملكرد وتاثير آن هنوز هم در بخش هايي از ميهن عزيزمان باقي است ، مطلب كم گفته شده و تحليل نشده است ؛ كه به نظر نگارنده بسيار نيز حائز اهميت است.( شايد هم عمدي در مكنون گذاشتن دست آوردهاي آن توسط محققین غربی وجود داشته باشد!).محققا پرداختن به این موضوع در چگونگي ادامه راه بسيار موثرخواهد بود.
اولا : مديريتربع رشیدی ، به عنوان مجهز ترين دانشگاه زمان خود ، كه دانشمندان و دانشجويان از اقصي نقاط جهان ، به ويژه ازچين ، هند و ديگر نقاط را به دور خود جمع كرده بود، يك روش پيشرفته و خود اتكا بوده است ؛ بدين طريق كه:
1-خواجه مبلغي را از صندوق ديواني ، با اجازه غازان خان ، به عنوان سرمايه اوليه استقراض كرده و سپس از محل درآمد خود مجموعه ،باز پرداخت نموده است.مجموعه چون غير انتفاعي بوده است ، توسط درآمد وقفي و درآمد كارخانجات و اراضي تحت اختيار خويش به صورت يك بنگاه غير انتفاعي و مستقل اداره مي شد.
2- مديريت مجموعه كه با طراحي دقيقي شامل كوي استادان، كوي دانشجويان ، كتابخانه مركزي ، بيمارستان و كارخانجات و محل اسقرار حرف و پيشه ها و خوابگاه ها و مسجد و فضاي باغ شهرتجهيز شده بود، ازمديريت جامع و واحدي برخوردار بود . تامين آب شرب و آب مصرفي نيز در اولويت انجام گرفته بود.ازآنچه از وقفنامه ربع رشيدي (اين وقفنامه ، هم اكنون در كتابخانه ملي تبريز نگهداري مي شود ودر يونسكو به ثبت رسيده است )مستفاد مي شود، اداره امور در اين دانشگاه از استاندارد خاصي برخوردار بوده است وانتظام امور خود اين دانشگاه ، يك مكتب علم مديريت محسوب مي شود، كه جاي تحقيق فراوان را دارد.
ثانيا : تاثير اين دانشگاه پراتيكي (علمي- كاربردي) به واقع كلمه ، در توسعه كشور واقصي نقاط جهان ،به ويژه در توسعه صنايع كوچك آن روزگار بسيار گسترده بوده است. به نحوي كه باقي مانده هاي آن در صورتيكه به آن ها پرداخته شوند ، هنوز هم داراي مزيت نسبي براي يك توليد خود اتكا وسالم مي باشد.جاي پاي اين دانشگاه در موارد ذيل كاملا پيداست.ليكن جاي تحقيق فراواني براي انطباق دقيق موضوعي خالي است:
1-مطالعه دقيق مزيت هاي نسبي مناطق مختلف و طراحي و ترويج صنايع كوچك منطبق بر آن، نه تنها براشتغال صحيح و سود آور تكيه زده است ، بلكه خود محوريت بهترين برنامه ريزي توسعه منطقه اي نيز بوده است. كه هنوز هم جاي مداقه دارد. تخصيص منطقه اي صنايعي نظير فرش در هريس(توضیح اینکه نگارنده خود در مورد اثر چشمه هریس در تثبیت رنگرزی و مرسریزه کردن نخ با توجه به ماده موثره ارگانوسیلیکون موجود در آب چشمه تحقیق نموده است) ، كاغذ در كاغذ كنان، كوزه دركوزه كنان، ابريشم در هوراند(به معني پيله ابريشم) و كنار ارس،بافت پارچه و روسری کلاقه در اسکو،بافتن انواع سبدها از ساقه گندم در کشکسرای مرند،مسگري وآهنگري در اهر وزرگری ، نقره کاری ، ورشو کاری، شیشه سازی، مسگری، قلع گری، ریخته گری و ریسندگی و بافندگی ، فرش وسایر صنایع درتبريز، اصفهان ، شیراز و کرمان و سایر شهرها یا سفالگري در لاله جين همدان و مسگری وآهنگری(چاقو سازی قفل سازیَ قیچی سازی وسایر مصنوعات) در زنجان اتفاقي نبوده است.
2- تبديل اراضي نا مرغوب و لم يزرع وقف شده ، به باغات و مزارع آبادان ازديگر اموري است كه جاي پاي ربع رشیدیدر آن ها به وضوح ديده مي شود.اين طرح ها توسط متخصصين مجموعه طراحي ، برنامه ريزي و اجرا مي شد. ( مثل طرح احياي اراضي شهرستان زنوز ، كه با دقت تمام، مسايل آن ديده شده است . از جمله سيستم آبياري كل منطقه، سيستم تراس بندي( احداث ديوار حايل جهت حفظ خاك) ، انتخاب گونه گياهي مناسب و اصلاح شده ( گونه درخت سيب زنوز- كه بسيار معطر و مقاوم و با ماندگاري بالاست)، ترويج صنعت چيني و سراميك در منطقه با توجه به وجود معادن خاك چيني، طراحي و اجراي سيستم انبار بالاي صفر،با اسفاده از آب روان در وسط انبار و ساير مواردي كه نياز به تحقيق دارد.
۳-شايد بي دليل نيست كه زرد آلو كه خواستگاه طبيعي آن در كنار ارسو اردوباد و ايري ،در كنار مرز ارمنستان است ، به عنوان Prunus armeniacaشناخته شده است .آيا اصلاح آن در دستور كار دانشگاه بوده است؟!
4-مسلما، چاپ پول كاغذي ( چاو) در تبريز به سال۱۲۹۳ میلادی،در زمان غازان خان، درست۳۸۸ سال قبل از لندن (البته پس از چين ) نيز اتفاقي به نظر نمي رسد.(درج شده در ص ۶۳شماره ۹سال۲۰۰۰ مجله Twogether اختصاصي شركت سازنده ماشين آلات كاغذ سازي voitH آلمان، و اشاره به اینکه پس ازتبريز به بولونيا۱۶۰۶(Bologna) ايتاليا و از آن جا به هلند ۱۶۰۸وسپس به لندن ۱۶۸۱ سفر نموده است.ضمن تشکر از دوست شفیق و ارزشمندم جناب آقای مهندس جهرمی معاون محترم شرکت کاغذ مراغه که به خواهش اینجانب مدارک Twogetherرا زحمت زکشیده واز voitH دریافت نمود).
5-جاي پاي دانشگاه ربع رشیدی كه اولين كار آن با ترجمه كتب سومري ، سامي ، يوناني و چيني و هندي و ساير زبان هاي دنيا ، يعني انتقال تكنولوژي ، شروع گرديد، در صنايع مختلف كشور از جمله در ساختمان مجموعه سلطانيه زنجان و كارعظيم آجري آن وساختمان وكاشي كاري هاي مسجد كبود تبريز ، كه شاهكار بي بديل است، گرفته تا يزد ، كه يكي از بزرگترين وقوفات ربع رشیدیرا داشته است و سپس همدان ، ری،گيلان، اصفهان، شيراز و كرمان وخراسان و سایر مناطق به وضوح مشهود است.مستشرقین چینی تحقیقات مفصلی در مورد ربع رشیدی انجام داده اند که بخش کوچکی از آن در سازمان میراث فرهنگی موجود می باشد.
۶-آیا نباید جای پای ربع رشیدیرا در سیستم طراحی و احداث بازار ها و شبکه ها و حوزه نفوذ آن(چه وجه نرم افزاری آن و چه وجه سخت افزاری و معماری و شهرسازی و ساختمان آن )و سیستم انتظام روابط و مناسبات اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی - سیاسی و در ساختار شهر و روستا ومناطق جستجو کرده و نقش آن را خوب بررسی نموده و بازسازی و ارتقای تکنولوژی بکنیم؟
۷- از نظر سایر امور عمرانی و کارهای اجتماعی و فرهنگی نیز متاسفانه جامعه ما از جهت تحقیقات انجام گرفته بسیار فقیر می باشد.بطور مثال،سد روستای نوروزلو در شهرستان میانه ،که از دوره غازان خان به ارث رسیده است ،از آن جمله می باشد.(ضمن تشکر از آقای مهندس سنایی ،که خود در مورد این سد تحقیق نموده و اطلاعات آنرا در دسترس ما قرار داد).
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
با نگاهي گذرا به تاريخ تحول و تطور صنعت درتاريخ تمدن بشر، به ويژه در دويست ،سيصد سال اخير و درجوامع مختلف بشري ، به طور مشخص به تغييرات زير در برهه هاي تاريخي مختلف بر خورد مي كنيم:
1- صنعت آرتيزاني ، يا همان صنعت پيشه وري . كه نمونه بارز آن هنوز هم در گوشه كنار شهر هاي قديمي مان ديده مي شود ؛مثل آهنگری ها يا چلنگري هاي سنتي ، كه با كوره هاي زغال سنگ و معمولا به صورت استاد شاگردي مشغول به فعاليت بودند. اين روش تا اواسط قرن هیجده ميلادي (انقلاب صنعتی )روش همه جا گير و متعارف صنعت در جهان به شمار مي رفت.شايد بتوان گفت اين روش در طول هزاران سال تمدن بشر كه از دوران كشف فلزات شروع مي شود ،تا رسيدن به مرحله توليد مانوفاكتوري(اواخرقرن پانزدهم)، بيشترين زمان را در تاريخ ، به خود اختصاص داده است.
2- صنعت مانو فاكتوري، اين شيوه به عنوان پدر صنعت كنوني شناخته مي شود. در اين شيوه، توليد به صورت مجزا و نه خطي و پيوسته ، معمولا توسط استاد كارها و در داخل يك كارگاه انجام مي گرفت. در حقيقت ، به سخني ساده ،اين همان تجميع توليد آرتيزاني در داخل يك كارگاه بزرگ محسوب مي شود . اين تجميع، اجازه تنوع بيشتر توليد واستفاده از مهارت هاي همديگر را ميسر ساخت .در ابتدا، اسناد كاران صاحب ابزار خود بودند و محصول توليدي خود را به صاحب كارخانه مي فروختند.در ادامه و تكامل اين شيوه ، صاحب كارخانه ، با توجه به تغيير سريع تكنولوژي و نياز به ابزار جديد،ابزار توليدي را نيز در اختيار استادكاران قرار داد.و درست از همين نقطه شيوه توليد جديدي كه همان صنعت توليد انبوه مي باشد ، به منصه ظهور در آمد(باقیمانده های این روش هنوز هم در کارگاه های خیاطی و بعضی کارخانجات مثل تولید کیت های الکترونیکی مرسوم است). .
3- انقلاب صنعتي، روند رشد طبيعي و تكاملي ذكر شده در بالا، با جريان تسريع كننده اي در اروپا ، به ويژه در انگلستان، توام گرديده و در نتيجه به انقلاب صنعتي منجر شد. اين جريان رشد سريع ، بنا به عقيده صاحب نظران علوم اجتماعي ، جريان انبوه سرمايه ناشي از :
الف – تجارت مثلث ، يعني فروش برده به آمريكائيان. بدين ترتيب كه اروپائيان از طريق جمع آوري سياهان از قاره افريقا و فروش آنها در بازارهاي برده آمريكا(چون آمريكائيان به دليل دست يابي به زمين هاي وسيع ، نياز روز افزوني به نيروي انساني پيدا كرده بودند) تجارت بسيار سود آوري را( هر چند كثيف) فراهم آورده و درآمد ناشي از آن را در سرزمين مادري (يعني ، اروپا ) سرمايه گذاري كردند.با توجه به اينكه اين تجارت بين اروپا، افريقاو آمريكا جريان داشت ، از اينرو به تجارت مثلث معروف گرديد.
ب – كمپاني هند شرقي ، در آمد مستقيم انگليسي ها از غارت هندوستان ، كه توسط كمپاني هند شرقي در اروپا ، به ويژه انگلستان، تبديل به سرمايه گذاري گرديد.
ج – واما جريان طبيعي رشد سرمايه داري در اروپا ، كه با به وجود آمدن سرمايه داران كشاورز(capitalist farmers)يعني طبقه تازه به دوران رسيده اي كه از درون خرده مالكين تهي دست زائيده شده بود و با استخدام برزگر ها( كشاورزان بدون زمين) به انباشت اوليه سرمايه دست يافته بودند.و زمينه خوبي براي به خدمت گرفتن چلنگر ها( آرتيزان ها) و توسعه چلنگري ( صنعت پيشه وري ) فراهم آورده بودند .به طور نمونه، صنعت نساجي آن روزگاركه با گره خوردن با تكنولوژي فراهم آمده از انتقال صنايع نساجي هندوستان و پشتيباني سرمايه اي حاصله از موارد الف و ب اين بحث ، خمير مايه اين جريان گرديده و زمينه را براي انقلاب صنعتي فراهم آورد . البته وجود معادن نمک و ذغال سنگ و سنگ آهن اروپا نيز كمك موثري بر اين جريان بوده است.
مي شود گفت كه با بيداري اروپا، كه با رنسانس آغاز گرديد و به انقلاب صنعتي منجر شد، اروپائيان تمامي شرايط تحول و تطور تاريخي را – چه مادي و چه معنوي – هرچند كه از شرقي ها يا به طريق غير متعارف و غارت يا تجارت برده داري مهيا شده بود را به دست آوردند.
متاسفانه، شروع اين حركت نوين در شرق، با گرفتاري هاي قومي و قبيله اي و تحجر تاريخي توام بوده و ضعيف شدن حكومت ها و اقتدار ملي، توان هر گونه تحولي را از آنان سلب نموده بود. در نتيجه، نه تنها كوچكترين تاثيري در اعتلاي اين گونه جوامع نداشت، بلكه بعضا، به دليل آگاهي دشمن، گزيده تر نيز متاع خويش از كف داد.
در بحث آتي، سابقه تاريخي صنعت و به ويژه، صنعت كوچك در كشورمان را، به صورت گذرا، مرور خواهيم نمود.

صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
نگارنده در نظر دارد در چند مقاله مجزا، كه بتوان در نهايت آن ها را بهم متصل نمود، به تعريف صنايع كوچك از ديدگاه خود و بررسي گذشته تاريخي آن بپردازد.
مقاله اول:تعريف صنايع كوچك
دوست فاضل و ارجمندمان ، جناب آقاي مهندس كيارشي، مفهومي را گوشزد نمودند كه يكي از نكات كليدي در تعريف صنايع كوچك است. بدين معني كه تفاوت معني product(توليد،فراورده، محصول، حاصل، حاصلضرب، بسط دادن، ايجادكردن با)و industry (صنعت، صناعت، پيشه و هنر، ابتكار، مجاهدت) و مرزبندي اين دوبايد سنجيده شود، تا تعريف صنايع كوچك بدست آيد.در لغت نامه شادروان دهخدا چنين آمده است:
|
تولید. [ ت َ ] (ع مص ) از گوسفند، بچه گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). زاینده گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). زایانیدن قابله زن حامله را و از گوسفند بچه گرفتن . (از اقرب الموارد). زایانیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج). || پروردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پرورش کردن . (غیاث اللغات ) ( آنندراجآوردن . (دهار). پدید آوردن چیزی از چیزی . (از اقرب الموارد). به معنی پیدا کردن ). || ازاصل چیزی پدید آوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ).پدید چیزی از خاصیت و تأثیر نیز مستعمل میشود. (غیاث اللغات ) (آنندراج).هم رديف توليد در كشاورزي ، محصول ناميده مي شود. |
|
صنعت. [ ص َ ع َ ] (ع اِ) پیشه و هنر. (غیاث اللغات): |
اگرمقوله توليد را به صورت سمبوليك به شكل يك ماشين تراش تصور بكنيم، اجزا آن چه خواهد بود؟
1-پايه ماشين، كه يقينا مزيت نسبي اقتصادي ، يا پاي مقاوم توليد را تشكيل خواهد داد.
2-ستون ها ونيروي محركه و بستر ماشين، بي شباهت به زير بناهاي مورد نياز توليد نخواهد بود.
3-واما سه نظام ، كه گرفتن قطعه كار به عهده آن است ،شامل بازار،سرمايه وتكنولوژي خواهد بود.هر قدر قطعه كار بزرگتر،سه نظام بزرگتر!!!
4-تكنسين تراش كار،كه مديريت و نيروي انساني توليد را تشكيل ميدهد.
بازار ،سرمایه و تکنولوژی در حقیقت یک منشور است از سه زاویه دید یا به سخنی مثلت زرین تولید.
ا ابتدا لازم است تعاريفي از صنعت كوچك، توسعه صنعت كوچك و راهبرد حاضر را بدست دهيم.
صنعت كوچك : منظور از صنعت كوچك،« صنايع بمقياس كوچك » است. يعني بخشي از صنعت كه در كارگاههاي كوچك و محيط هاي كاري مشخص با تعداد نفرات حداكثر تا 50 نفر مشغول توليد مي باشند (در ایران والبته این تعریف جامعی نمی باشد). امروزه، با توجه به تعريف صنایع کوچک در جامعه ی جهانی محدوديت سطح تكنولوژيكي، از نظر كاربر بودن و سرمايه بر بودن آن و شبكه گسترش آن از بين رفته و نيز شامل صنعت توريسم، حمل و نقل، خدمات صنعتي و IT نيز مي شود. با این تفاسیر، درایران امروزی نیز ضرورت بازنگری اساسی در تعریف صنایع کوچک و انطباق آن با تعاریف بین المللی بیش از پیش احساس می شود.
در بسياري از كشورها، تعريف صنعت كوچك شامل محدوده صنايع ميكرو، يعني صنوف توليدي و نيز متوسط، يعني صنايع تبديلي نيز مي شود. و اصطلاح SME ها بمعناي صنايع كوچك و متوسط مي باشد.
برنامه توسعه صنايع كوچك: توسعه صنايع كوچك بدليل گستردگي آن در سطح كشور، تاثير آن در مسائل اجتماعي– اقتصادي و فرهنگي، از جمله اشتغال و فرهنگ توليد، در اكثر جوامع پيشرفته و در حال توسعه صنعتي بصورت ويژه مد نظر قرار گرفته است. دولتها براي توسعه صنايع كوچك، با اتخاذ رويه هاي الگوئي و حتي مدل توسعه در حمايت اين بخش بعنوان بخش محوري اقتصاد از همديگر سبقت مي جويند. توسعه صنايع كوچك، امروزه يعني تكنولوژي توسعه صنايع كوچك. سازمان ملل نيز، بويژه بخش توسعه صنعتي آن UNIDO در انتقال اين تكنولوژي روشهاي ويژه اي را تدوين نموده است .
رويه حاضر، بعنوان ديدگاه جامع در راستاي توسعه صنايع كوچك كشور:
سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران، پس از ادغام اين دو سازمان در سال 138۴، مطابق قانون، مسئوليت برنامه توسعه صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي را در سطح ملي و بصورت جامع عهده دار گرديده است. ليكن تفكيك وظايف صنايع كوچك از ساير بخشهاي وزارت صنايع، یعنی آن قسمت از وظایفی كه تاكنون سازمانهاي استاني وزارت صنايع و معادن عهده دار هستند، هنوز انجام نگرفته است. با انجام تفكيك وظايف، سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران و شركتهاي تابعه كه در استانها عملكرد دارند، وظيفه مند امر خطير توسعه صنايع كوچك كشور مي شوند. از اينرو دست نوشته حاضر به عنوان راه كار پيشنهادي براي زمينه سازي تدوين « مدل جامع توسعه صنايع كوچك كشور » ارائه می شود.
طرح مسئله :
در بررسي عملكرد سازماني صنايع كوچك و متوسط در كشورهاي پيشرفته صنعتي و نيز در حال توسعه، چه اين كشورها اروپائي بوده باشند و چه آسيايي و چه مربوط به كشورهاي اسلامي، همچنين در روشهاي توسعه اي UNIDO، كه طبيعتاً درتجربه موفق خيلي از كشورهاي اخير نيز دخيل بوده است، يك وحدت رويه قابل توجه است. اين وحدت رويه شامل موارد ذيل مي باشد.
1- سهم صنايع كوچك در اقتصاد ملي تعيين گرديده و تعريف شده است. و نحوه حمايت از آن بصورت يك استراتژي تدوين گردیده است. در اين استراتژي چادر حمايتي دولت در مقابله با بادهاي گرم و خشك و سرد و يخبندان ناسازگار موسمي منطقه اي و جهاني بنحوي برافراشته شده است كه باعث تقويت بنيه آنها شده و بتوانند در مقابله با نابسامانیهای اقتصادی پایداری كنند. اين چتر بيشتر از آنكه بصورت كمك مستقيم دولت بوده باشد، كمك مكانيزمي است و در اكثر كشورهاي موفق از يارانه هاي نفتي خبري نيست.
2- سازمان بسيار منظمي كه نمايندگي تام الاختيار آنها تا كوچكترين نقاط گستره سرزمين در دسترس است، با كمترين بروكراسي ممكنه كار آموزش، هدايت، سازمان دهي، نظارت و حمايت از صنايع كوچك را به توسط شبكه اي از سازمانهاي عرضي عهده دار مي باشد. اين سازماندهي شامل عناصر بازار، سرمايه و تكنولوژي و مديريت مي شود.
3- ارتباط ارگانيكي بين پايگاههاي مربوط به توسعه بازار، حمايت مالي و حمايت تكنولوژيكي با شبكه سازيهاي مختلف انجام مي گيرد .
4- در تمامي شئونات اقتصادي– اجتماعي از جمله در عقد قراردادهاي بين دولتها و پروتكلهاي همكاري آنها و سياست گذاريهاي مالي- سرمايه اي، تكنولوژيكي، تنظيم بازار و نحوه ورود به بازارهاي منطقه اي و جهاني و روابط متقابل و نيز آمادگي براي ورود به Wto، سياستهاي حمايتي برنامه توسعه صنايع كوچك ملحوظ نظر قرار گرفته و از هر گونه تنش پرهيز مي شود.
بطور خلاصه :
برنامه توسعه صنايع كوچک ، همان « تئوري » توسعه صنايع كوچك است . «دكترين توسعه صنايع كوچك » بر اساس يافته و تجربيات ديگر كشورها منطبق بر سياستهاي اقتصادي كشور عمل مي كند. برنامه توسعه صنايع كوچك قوانين كاربردي آنرا مي يابد و دكترين بر اساس اين يافته هاي علمي، رهنمودهاي كاربردي توسعه صنايع كوچك را تبيين مي كند. دكتر ين از ارتباط نزديكي با راهبرد برخوردار است ؛ زيرا راهبرد، چكيده عملي دكترين است. و بنابر اين راهبرد كه از دكترين صنايع كوچك استنباط شده است، پس از تلفيق با ملاحظات اقتصادي، يك راهنماي كاربردي در صحنه عمل محسوب مي شود.
كار تدوين و راهبري دكترين توسعه صنايع كوچك، توسط ستاد مركزي سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران انجام مي شود. ستاد سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران، مغز متفكر صنايع كوچك بشمار مي آيد. تبديل تصميمات و اولويتهاي اقتصادي در حوزه بخشي به توانمنديهاي صنعت كوچك از طريق اين ستاد صورت مي گيرد. در حقيقت در تعريف وظايف اين سازمان، كمترين بار فعاليتهاي اداري بايد در نظر گرفته شده و در عوض بر امور « انديشه محور » تاكيد گردد.
بطور كلي كادر ستاد مركزي با نخبگان در حوزه صنايع كوچك و اصلي ترين نظريه پردازان اين تكنولوژي باید تكميل شود. اين ستاد مي بايست نهاد نوآوري و پيشتازي در استفاده از فناوريهاي نوين بوده باشد. استفاده از فناوريهاي نوين از جمله IT و GISوMISوسايرامكانات شبكه اي در اولويت ابزاري اين ستاد بوده و از تمامي رويكردهاي تكنولوژيك بايد استفاده شود.
در تبيين جايگاه اين ستاد مي توان به وظايف زير اشاره نمود :
. شناسائي نقطه ضعفهاي صنايع كوچك كشور و تهديدهاي آن در كمترين زمان ممكن و ارائه پيشنهادات لازم در برطرف نمودن آنها.
. مطالعه تجربيات راهبردي كشورهاي ديگر با هدف شناسائي روندهاي توسعه صنعتي و روندهاي فني نوين.
. برنامه ريزي در خصوص نحوه استفاده از نيروهاي توسعه اي صنايع كوچك و ساير عناصر ساختار قدرت ملي در برنامه توسعه صنايع كوچك.
. ارتقاي ديدگاه، روشها و شيوه هاي توسعه صنايع كوچك با مطالعه تجربيات نقادانه ملي و تجربيات ديگر كشورها.
. مطالعه ماهيت وجودي صنايع كوچك آينده جهان بر پايه تحليل تهديدات پيش روي و تعيين روند توسعه صنايع كوچك در گستره سرزمين با درك مزيتهاي نسبي اقتصادي منطقه ای( ملي فكر كردن و منطقه اي عمل نمودن ).
. اعمال فرماندهي، فرماندهي مشترك و اجراي عمليات ويژه و نگارش سناريوهاي عملياتي مرتبط با نگاه به آينده و رقابتهاي اقتصادي اخير.
. ارتقای نحوه تعامل و هماهنگ سازي فعاليتها ميان نيروها و عناصر(شامل سازمانهاي معين) توسعه صنايع كوچك كشور و ساير عناصر قدرت، و توسعه روالهاي مربوطه.
. ويرايش و نگارش دكترين توسعه صنايع كوچك كشور.
. توجه به شاخص زمان جهت كارآمد سازي فرماندهي و كنترل برنامه توسعه صنايع كوچك كشور.
در تدوین این متدولوژی از روش و راهکارها و رویکردهای ارائه شده در کتاب" فرماندهی و کنترل در شوروی سابق"، ترجمه و تدوین سازمان صنایع دفاع ایران استفاده شده است.
(مدل مدولار)

كدينگ (coding) ، استاندارد سازي و طراحي مدولار
يكي از روشهاي بسيار مهم نهادينه كردن تكنولوژي، روش كدينك است. يعني شاخص دادن به اجزا و عناصر بطريق نظام مند و با تاسي از منطق رياضيِ كه به تبع آن استاندارد سازي نيز بسيار سهل و قابل اجرا مي شود. درحقيقت، كدينگ شبكه اوليه ومقياس پذيري است كه ضمن شناسايي اجزا، ارتباط كلي را فراموش نكرده وبا فراهم آوردن توان تشخيص هويت براي هر يك از عناصر و اجزا، قابليت تعميم و تجريد و هر گونه مانور كاري براي تكنولوژيست را به دست مي دهد.نكته حائز اهميت اين است كه نه تنها انسجام ساختاري دريك نظام كدينگ با هر گونه كار ازقبيل جداسازی، بازبيني يا بازسازي و تعمير، نصب دوباره و افزايش و كاهش از هم نمي گسلد، بلكه امكان تشخيص وتحليل داده ها و عناصر را نيز فراهم مي سازد(هرم فرایند تولید دانش).
كدينيگ، همه اجزاي يك نظام را به صورت برجسته و حجمي (يعني با مختصات xyz ) تعريف مي كند. همان كاري كه در اطلاعات شبكه اي مد نظر است (مثل مدارات و نصف النهارات كره زمين، يا به شكل امروزي وپيشرفته، شبكه windows ويا اينترنت).
در واقع استاندارد سازي، با كدينگ آغازمي شود. و با بازخورد كدينگ، تسهيل وتداوم می یابد. مستند سازي نيز به توسط كدينگ تسهيل مي شود. در تشریح ویژگی های تکنولوژی گفته می شود که تکنولوژی باید خصلت scale_up شدن را در ذات خود داشته باشد، و الا تکنولوژی نیست. این همان شرایطی است که کدینگ بوحود می آورد.
طراحي مدولار، به آنگونه طراحي گفته مي شود كه در آن قطعات و اجزا قابليت استاندارد شدن را بنحوي داشته باشند كه بتوان آن ها را بدون دست كاري يا بدون كار اضافه در مكان هاي مختلف استفاده نمود (مثل سوكت يا ترمينال گوشي تلفن ). و يا به نحوي طراحي شده باشد كه با افزايش و كاهش اجزاي آن محتوي به هم نريزد (مثل طراحي مدولار شكل هندسي زمين يا اشكال و احجام معماري كه تابعي از يك شكل هندسي مثل مثلث بوده باشند).
كدينگ (coding)، به مانند نخ تسبيح تكنولوژي هاي بالا را به هم وصل کرده و شبکه تکنولوژی را تشکیل مي دهد.

به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه بر نگذرد
در این شماتیک، مفروضات ذیل قابل تامل اند:
- کره زمین، به عنوان" بستر کلی و گستره عمومی کشور" در نظر گرفته شده است.تا هم یادآور دهکده کوچک جهانی بوده باشد، و هم کلیت موضوع را گوشزد نماید.
- قطبین این کره مفروض، به ترتیب" توسعه کشاورزی" و" توسعه خدمات"، در نظر گرفته شده است، تا اهمیت حیاتی این دو را در حیات ملی، به خاطر آورد.
- هسته بیضوی کره زمین، که نشان از استحکام و فشردگی درون است، جایگاه خود را به" توسعه صنعتی" بخشیده است.
.- محور اصلی هسته این کره مفروض، که قطبین را به هم اتصال می دهد،به مانند نصف النهار مادر عمل می کند. و رفرانس نصف التهارات دیگر است. این محور، محور گردش توسعه صنعتی کشور است؛ که " مزیت های نسبی منابع طبیعی و معدنی"، به حق باید جانشین آن شود.
- محور گردش زمین، " برنامه توسعه اقتصادی- اجتماعی" را به جایگاه حساس و تعیین کننده خویش راه داده است.زیرا این برنامه، محور تمامی امور توسعه ملی می باشد.به طور معقول، استفاده از الگوها و مدل های توسعه ای جامع در این برنامه که مدل ها و الگوهای فرعی برای توسعه بخشی و منطقه ای نیز در درون آن و به شکل هم افزا دیده شده باشد، نقش این برنامه را در فرایند توسعه ملی، برجسته تر خواهد نمود.
- اتمسفر یا جو حاکم بر این دنیای فرضی را، "جو حاکم اجتماعی، یا عرف و قانون و مناسبات اجتماعی"، جانشین شده است.زیرا بدون وجود فضای مناسب، توسعه امکان پذیر نخواهد بود.و نفسگاه توسعه همین است.حمایت های عرفی و قانونی از فعالیت های اقتصادی و جو تسهیل این فعالیت ها، بدون شک نقش کارسازی در توسعه ملی ایفا می کند.
- خط استوا وسایر مدارات، در این شماتیک، منزلگه خود را به" زیربنا ها"، از قبیل انرژی، آب، برق،مخابرات، راه های آبی، راه آهن، جاده و تاسیسات ترابری، لجستیک و...داده است.اگر بگوییم ICT، خط استوای این دنیای مفروض را تشکیل می دهد، گزاف نگفته ایم.
- بی شک، جایگاه نصف النهارات را باید به " تکنولوژی"سپرد.زیرا نصف النهارات تعیین کننده زمان هستند، و تکنولوژی نیز همین نقش را در توسعه ملی، ایفا می کند.
- حال باتوجه به لایه های صنعت،که از سه لایه عمومی " صنایع مادر"،" صنایع تبدیلی"، و" صنایع کوچک" تشکیل می شود، می توان از هسته صنعت به طرف پوسته، به نحوی که کل گستره را در بر گیرد، زن بندی نمود.البته، به طور طبیعی و به ترتیب، زن اختصاصی و پخشایش صنایع مادر، متمرکز تر از صنایع تبدیلی وصنایع تبدیلی، متمرکز تر از صنایع کوچک می باشد.پخشایش صنایع کوچک، با توجه به پخشایش مزیت های نسبی منطقه ای، و به مقیاس سرمایه گذاری بالنسبه کمتر مورد نیاز، تقریبا همه گیر و شامل کل گستره سرزمین خواهد بود.
شاید برای بعضی ها این سئوال در ذهنشان متبادر بشود که این شماتیک کلی به چه درد می خورد؟ با طراحی این شماتیک نه تنها جایگاه عناصر اصلی و موثر تشکیل دهتده اقتصاد ملی در یک نقشه واحد نشان داده شده است، بلکه می توان با استفاده از تکنولوژی وانمایی(Simulation) در يك نظام منسجم تاثير هر يك را شبيه سازي و سنجش نمود. و با ملاحظه عيني بازخورد آن، نسبت به اصلاح برنامه ريزي كلان كشور و مناطق كمر همت بست. در حقیقت، اين شماتيك به عنوان قالبي براي برنامه ريزي، نظارت و كنترل، و اصلاح مسير آن با استفاده از نظام مديريتي CMS و نيز با به كار گيري تكنولوژي هاي ITمبنا مثل MIS و GIS و نظاير آن است.
ضمن تشکر از سر کار خانم مهندس مریم معین که تفکر بالا را زحمت کشیده و از ایده به فعل تبدیل کرد.

