
منبع:Trekearth
درج مطلبی در روزنامه ها که خبر از نشست اکثر دشت های کشور در اثر استفاده نا بخردانه از منابع آبی آنها به معنی خبر تخریب منابع آبی که طی میلیونها سال به صورت طبیعی ایجاد شده و این مایع حیاتی نسل در نسل مردم را تامین نموده بود، داشت. تعمیم و تشبیه این موضوع به تخریب سامانه های اجتماعی، که همه و همه در اثر عدم توجه به موضوع آمایش سرزمین و برنامه ریزی منطقه ای و توسعه لجام گسیخته و بی توجه به مزیت های جغرافیایی- منطقه ای اتفاق افتاده و می افتد، و تخریب منابع آب و خاک و انرژی و آلودگی هوای شهرها را به دنبال داشته است، بهانه بود تا بنده این مقاله را به صورت تلگرافی تدوین بکنم. شاید با توجه به اینکه اخیراْ مجمع تشخیص مصلحت نظام و دولت در فکر جاری سازی برنامه ریزی منطقه ای افتاده اند هرچند بسیار دیر، اما به مصداق "از هر کجای ضرر که برگردیم منفعت است" می شود آنرا به فال نیک گرفت تا شاید مسئولین اصلاح مسیری اساسی در برنامه ریزی کلان کشور داشته باشند.
چشمه چيست؟!
همانطور كه مي دانيم، چشمه خروجي آب انباني است كه به صورت ثقلي به سطح زمين راه پيدا كرده است. دبي آب خروجي با ورودي هاي آن كه سطح نسبتاً وسيعي از تپه ها و كوه ها را شامل مي شود، نسبت مستقيم دارد. كه اين سطح را آبخيز چشمه مي گويند.
وجود لايه هاي نفوذپذير خاك بالاي آب انبان و يك لايه نفوذ ناپذير بستر آن لازمه شرايط طبيعي تشكيل دهنده يك چشمه است. در حقيقت طبيعت در اينجا به نحوي دام گسترانيده است، تا از ابرهاي گذري آسمان بتواند پنهان و آشكار و با ظرافت تمام باج گرفته و عدالت توزيع متوازن مايه حياتي گياهان و حيوانات منطقه را مهيا سازد. لايه آرايي آب انبان و بستر مياني چشمه در طول هزاران سال يا شايد ميليون ها سال به تدريج ريز دانه هاي بين شن و ماسه را شسته و دانه بندي اسفنجي را بوجود آورده است تا امكان انبان شدن و همينطور جاري شدن زلال و پاك افزوده آن به طريق احسن ميسر شود.
اما، ما در اينجا قصد توصيف چشمه هاي طبيعي را نداريم. و فقط مي خواهيم اين پديده را الگو قرار داده و چونان موارد ديگر از مام طبيعت الهام خويش ستانيم و آموزه اي را بياموزيم، باشد تا آويزه گوشمان سازيم. الگويي تمام عيار براي بودن و شدن و چگونه زيستن! الگويي كه هم شامل انسان و شخصيت او مي تواند بوده باشد، و هم آن را براي يك مجموعه و نظام و حتي يك كشور و مردم آن مي شود تعميم داد. و با انطباق قوانين راهبرديش تن آرايي نمود.
همانطوريكه گفته شد لازمه چشمه شدن نیاز به ضروريات زير است:
- داشتن آب انبان يا مخزني مناسب، مخزن و منبعي كه در طول تاريخ خوب ساخته شده باشد. اولاً، در صورتيكه بخواهيم نظيره اي براي آن در اجتماع انساني بيان كنيم بايد هر دو ويژگي مادي و معنوي آنرا در نظر بگيريم. ثانياً، در موارد انساني ميشود آنرا به دانش و اندوخته هاي اجتماعي و شخصيتي تشبيه نمود و در موارد مربوط به ارگان ها و نهادها، اين مخزن شامل آرشيو و گذشته عملكردي آن ها بوده و در مورد يك ملت و اجتماع، گذشته تاريخي و جايگاه آن ملت در بين ملت ها و شبكه جهاني را شامل خواهد شد. با توجه به اينكه قدرت چانه زني سياسي و اجتماعي هر نهاد و ملتي به آرايش اين مخزن و بزرگي و كوچكي آن بستگي دارد، ازاينرو ملت ها براي دستيابي به مخزن بزرگتر و توسعه منابع خود در يك رقابت تنگاتنگ مساعي خود را بكار مي بندند. اين رقابت در خيلي از موارد لاجرم به همكاريهاي منطقه اي و جهاني نيز مي انجامد. تار جهان گستر(اينترنت) امروزه، بهترين وسيله براي آرايش اين مخزن مي باشد. و جايگاه هر نهاد و ملتي با توجه به جايگاه آن در تار جهان گستر تعيين مي شود.
- گفتيم كه لازمه تشكيل يك چشمه، وجود يك لايه نفوذ ناپذير در بستر آن و لايه هاي نفوذ پذير مخزن آن است. حال ببينيم در يك اجتماع(در اينجا منظور نهاد و يك ملت) نظيره تشبيهي ما از ايندو چگونه مي تواند باشد؟ شايد بتوان لايه نفوذ ناپذير كف و بستر چشمه را در يك اجتماع، امكان انباشت سرمايه انساني(معنوي) و سرمايه مادي در آن اجتماع را ديد. و آنرا در محكم بودن آن اجتماع در مقابله با ايجاد زه كشي سرمايه (فرار سرمايه) و حتي جذب سرمايه خارجي (موازنه مثبت) دانست. اما موضوع نفوذ پذيري لايه هاي روي مخزن(در اينجا لايه هاي اجتماعي) را به اشتراك همه لايه هاي اجتماعي در توسعه مخزن مي شود تلقي نمود. مسلماً، اين ديناميزم اتفاق نخواهد افتاد مگر آنكه به همه آحاد و گروه ها اهميت داده شود. و نقش آنها در حيات اجتماعي ديده شده و مشاركت آنها را جلب نمود.
آن زمان شاهد روان شدن آب زلال و پاكي خواهيم شد كه نسل در نسل به جسم و كار اين مرز و بوم بركت خواهد رسانيد!
