کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ توسط محمدرضا قاهري بدر

  برای تهیه گزارشی اداری فرصتی پیش آمد تا از منطقه زلزله زده ورزقان و هریس آذربایجان بازدیدی داشته باشم. آنچه بیش از همه باعث تاثر و تاسف من شد این بود که متاسفانه در بازسازی این منطقه گویا مسئولین محترم فراموش کرده اند که روستا قبل از آنکه یک محل اسکان جمعیتی بوده باشد، یک واحد تولیدی است. و ضروری است در بازسازی این واحد تولیدی زنده از تکنولوژی ها و دانش اصلاح و بهسازی که در سایر نقاط امتحان خود راداده اند استفاده شود. این موضوع مرا به فکر واداشت که چرا کسی به فکر جلوگیری از نابودی روستاها که به واقع بمانند ریشه های معین تغذیه درخت کهنسال کشور هستند، نیست؟ و نابودی روستاها را که درست به همین دلیل و با کم توجهی مسئولین به نقش محوری آنها در پایداری و استقلال ملی با طرح ناقص و مطالعه نشده اصلاحات ارضی شروع و در ادامه با مواجهه با جاذبه کذایی شهرهای بی فرهنگ و دود زده اما برخوردار از رانت های نفتی کاملاْ فلسفه وجودی خود را باخته و در حال اضمحلال است، کدام نیرویی قادر است تا بایستاند؟

در همین بازدید اخیر متوجه شدم که در روستای مهترلوی ورزقان، کولاک( شخصی که رابط بازار برای تامین مالی و ملزومات جهت تولید روستایی است- در اینجا تولید فرش) خانه مخروب شده خود را بازسازی نکرده است. پرس و جو شد در جواب گفتند ایشان دیگر به روستا باز نمی گردد! و این یعنی پاره شدن ریسمان تولید روستا! این یعنی از بین رفتن نظام خود ساخته بیمه و تامین مالی و تهیه مواد و ملزومات تولد روستا. چرا که فرش باف روستایی تا اتمام کار بافت فرش و عرضه به بازار به دلیل نداشتن سرمایه و کمبود وسع، تهیه مواد اولیه مثل نخ و غیره به ناچار دست به دامان کولاک می شود تا وی با سلف خری به تدریج پول و لوازم مورد نیاز فرش باف را تامین نماید. و طبیعی است پس از اتمام کار سلف خر یا کولاک با برداشتن محصول و ارائه به بازار شهر بدهی فرش باف را تسویه می کند.

خوب، شاید طبیعی باشد که به دلیل انحصاری بودن کولاک روستایی در عمل اجحافی نیز به تولید کننده روستایی بشود. اما این فعلاْ تنها امکان موجود و تنها شبکه مویی تغذیه کننده تولید روستاست. اگر نظام سالمی به دور از قرتاس بازی وظیفه خدمات رسانی به تولید روستایی را عهده دار بود(همانگونه که سازمانهای صنایع کوچک و تولید روستایی در کشورهایی مثل ژاپن، هند،ترکیه و حتی بنگلادش انجام می دهند)، دیگر به وجود کولاک روستا احتیاجی نبوده و آنها نیز به سرمایه داران کوچک تولیدی یا خدماتی ارتقاء می یافتند. اما فعلاْ وضع چنین باشد.

به بهانه انتخاب رئیس جمهور جدید این مطلب را بیان نمودم. شاید وقت آن رسیده باشد که به خود بیاییم و توسعه کشور را نه تزریق بیمحابای پول های رانتی نفت به ساختار من درآورده و مریض اقتصاد، بلکه با تنظیم شبکه های مویی و معین منبعث از اقتصاد بومی و با کار سالم فرهنگی غیر اقتدارگرا راهمان را اصلاح و به سوی اعتلای ملی گام برداریم.انشاءا...

- کار بانک گرامین در بنگلادش با توجه به وضعیت آن کشور الهام بخش است.

- بنده طرح RDA را نیز پیشنهد می کنم.  

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت