يك مثل قديمي لاتين مي گويد"انسان به انسان حكم گرسنه را دارد".
سال 1352 شمسي بود، من دانشجوي سال اول دانشگاه تبريز بودم. در كلاس درس خدا بيامرز دكتر علي اكبر ترابي استاد جامعه شناسي بوديم. آن مرد فرهيجته روش خاصي داشت. تا وارد كلاس مي شد با انرژي خاصي گچ را بر مي داشت و سريع يك جمله را مي نوشت. آن روز، روز اول درس بود. ايشان روي تخته سياه سريع نوشت" يك مثل قديمي يوناني مي گويد "Homo homini lupus" (انسان به انسان حكم گرگ گرسنه را دارد).
من خيلي خام بودم و پر مدعا، شروع به سر به سر گداشتن با استاد كردم. آقا كرامت انساني پس كجا رفته؟! فطرت پاك انساني كجا رفته؟! آقا اصلاً اين درست نيست! ووو...
و چند نفر ديگر از همكلاسي ها هم پشت قضيه آمدند. ايشان خيلي صبور بود و كوتاه آمد.
چند سال گذشت. انقلاب شد. جنگ شد ووو...
روزي ميدان ساعت ايشان را ديدم. مثل هميشه قوراق قدم بر مي داشت. نرديك شدم، سلام كردم، گفتم استاد شايد شما من را به خاطر نياوريد، بنده شاگرد شما بودم.
"Homo homini lupus" انسان به انسان حكم گرگ گرسنه را دارد. لحظه اي تأمل كرد و سپس سريع راه خود را گرفت و رفت.
