
(جام زرین مارلیک)
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
سابقه تاريخي صنعت در ايران ، مسلما به سابقه تاريخ تمدن در اين مرز و بوم بر مي گردد ،يعني يك سابقه حداقل 6 و 7 هزار ساله كه نمونه توليدات آن آذين بخش موزه هاي جهان است و نيازي به توضيح بيشتر ندارد. ليكن چگونگي آن در سده هاي مياني ، كه توام با خاموشي اروپا بوده است و تاثير آن بر صنعت موجود ، به عنوان امانت دار تاريخ جهان ، كه اين امانت را نه تنها حفظ نموده است بلكه آن را تكامل و بهبود داده و به اروپائيان ، به عنوان ادامه دهنده گان اين دو ماراتن ، تحويل داده است ، از اهميت وافري بر خوردار می باشد.
مولانا،خيام ،حافظ ، سعدي و...هزاران شاعر ، اديب ، سخن ور ، به همراه موسيقي دانان، دانشمندان و حكيماني از قبيل ابوعلي سينا، زكرياي رازي ،خوارزمي ، شيخ بهايي،نظام الملك ،خواجه رشيدالدين فضل ا... و...آيا صنعت گر نبودند و آيا هنوز هم ما در مراكز علمي و پژوهشي و صنعتي جهان كم آدم داريم؟!!! اگر شيرازه كار از دست رفته است ، اين نه از ناتواني ملي ، بلكه از بد روزگار است . و اين كه ملت ما به شكست خود واقف نيست ! تا با تحليل صحيح آن ،از تاريخ درس گرفته و آن را تبديل به پيروزي بكند ؛ به جاي آن كه ، غرور و خود پسندي ، چشمش را كور بكند. "راه صحيح، زياد كار كردن و ادعاي كم است ." جامعه كنوني ما با مصرف بالا و كم كاري و اشرافيت ، دير يا زود بايد ودا بكند؛ والا بسيار خواهد باخت. اين نه تنها وظيفه رهبريت جامعه است ، بلكه وظيفه همه آحاد ملت را نيزتشكيل مي دهد. وضروري است به يك نهضت فرا گير ملي تبديل شود. "نهضت ارتقاي بهره وري ملي ، بدون در نظر گرفتن جايگاه طبقاتي اشخاص، وابستگي ها و طرز تلقي ها و افكار آن ها".
به طور طبيعي، سيستم هاي فني حاكم بر توليد كشاورزي و صنعتي در طول هزاران سال تمدن ايران زمين ، گوياي وضعيت صنعت و به ويژه صنايع كوچك در طول تاريخ دراين مرزوبوم بوده است ؛ ليكن بررسي تحولات آن در هزار سال اخير ، با افت و خيزهاي فراوانش ، حكايت از شبكه بندي هاي بسيار دقيق و ظريفي دارد كه تدقيق در آن واتصال صحيح تاريخي، كه با شناخت واقعي تكنولوژي هاي بومي و تطبيق تكنولوژي هاي جديد با آن ها ميسر مي شود، در اعتلاي وضع تكنولوژيكي كشور تاثير موثري خواهد داشت.
براي توضيح چگونگي صنعت در ايران دردوران سده هاي مياني، لازم است كمي تامل نموده و از دوران نضج صنعت در 700 سال پيش ( كه توام با وزارت خواجه رشيدالدين فضل ا.. همداني وزیر دانشمند غازان خان در تبريز با احداث دانشگاه ربع رشیدی بوده است ) پي بگيريم. در مورد ربع رشیدی، كه عملكرد وتاثير آن هنوز هم در بخش هايي از ميهن عزيزمان باقي است ، مطلب كم گفته شده و تحليل نشده است ؛ كه به نظر نگارنده بسيار نيز حائز اهميت است.( شايد هم عمدي در مكنون گذاشتن دست آوردهاي آن توسط محققین غربی وجود داشته باشد!).محققا پرداختن به این موضوع در چگونگي ادامه راه بسيار موثرخواهد بود.
اولا : مديريتربع رشیدی ، به عنوان مجهز ترين دانشگاه زمان خود ، كه دانشمندان و دانشجويان از اقصي نقاط جهان ، به ويژه ازچين ، هند و ديگر نقاط را به دور خود جمع كرده بود، يك روش پيشرفته و خود اتكا بوده است ؛ بدين طريق كه:
1-خواجه مبلغي را از صندوق ديواني ، با اجازه غازان خان ، به عنوان سرمايه اوليه استقراض كرده و سپس از محل درآمد خود مجموعه ،باز پرداخت نموده است.مجموعه چون غير انتفاعي بوده است ، توسط درآمد وقفي و درآمد كارخانجات و اراضي تحت اختيار خويش به صورت يك بنگاه غير انتفاعي و مستقل اداره مي شد.
2- مديريت مجموعه كه با طراحي دقيقي شامل كوي استادان، كوي دانشجويان ، كتابخانه مركزي ، بيمارستان و كارخانجات و محل اسقرار حرف و پيشه ها و خوابگاه ها و مسجد و فضاي باغ شهرتجهيز شده بود، ازمديريت جامع و واحدي برخوردار بود . تامين آب شرب و آب مصرفي نيز در اولويت انجام گرفته بود.ازآنچه از وقفنامه ربع رشيدي (اين وقفنامه ، هم اكنون در كتابخانه ملي تبريز نگهداري مي شود ودر يونسكو به ثبت رسيده است )مستفاد مي شود، اداره امور در اين دانشگاه از استاندارد خاصي برخوردار بوده است وانتظام امور خود اين دانشگاه ، يك مكتب علم مديريت محسوب مي شود، كه جاي تحقيق فراوان را دارد.
ثانيا : تاثير اين دانشگاه پراتيكي (علمي- كاربردي) به واقع كلمه ، در توسعه كشور واقصي نقاط جهان ،به ويژه در توسعه صنايع كوچك آن روزگار بسيار گسترده بوده است. به نحوي كه باقي مانده هاي آن در صورتيكه به آن ها پرداخته شوند ، هنوز هم داراي مزيت نسبي براي يك توليد خود اتكا وسالم مي باشد.جاي پاي اين دانشگاه در موارد ذيل كاملا پيداست.ليكن جاي تحقيق فراواني براي انطباق دقيق موضوعي خالي است:
1-مطالعه دقيق مزيت هاي نسبي مناطق مختلف و طراحي و ترويج صنايع كوچك منطبق بر آن، نه تنها براشتغال صحيح و سود آور تكيه زده است ، بلكه خود محوريت بهترين برنامه ريزي توسعه منطقه اي نيز بوده است. كه هنوز هم جاي مداقه دارد. تخصيص منطقه اي صنايعي نظير فرش در هريس(توضیح اینکه نگارنده خود در مورد اثر چشمه هریس در تثبیت رنگرزی و مرسریزه کردن نخ با توجه به ماده موثره ارگانوسیلیکون موجود در آب چشمه تحقیق نموده است) ، كاغذ در كاغذ كنان، كوزه دركوزه كنان، ابريشم در هوراند(به معني پيله ابريشم) و كنار ارس،بافت پارچه و روسری کلاقه در اسکو،بافتن انواع سبدها از ساقه گندم در کشکسرای مرند،مسگري وآهنگري در اهر وزرگری ، نقره کاری ، ورشو کاری، شیشه سازی، مسگری، قلع گری، ریخته گری و ریسندگی و بافندگی ، فرش وسایر صنایع درتبريز، اصفهان ، شیراز و کرمان و سایر شهرها یا سفالگري در لاله جين همدان و مسگری وآهنگری(چاقو سازی قفل سازیَ قیچی سازی وسایر مصنوعات) در زنجان اتفاقي نبوده است.
2- تبديل اراضي نا مرغوب و لم يزرع وقف شده ، به باغات و مزارع آبادان ازديگر اموري است كه جاي پاي ربع رشیدیدر آن ها به وضوح ديده مي شود.اين طرح ها توسط متخصصين مجموعه طراحي ، برنامه ريزي و اجرا مي شد. ( مثل طرح احياي اراضي شهرستان زنوز ، كه با دقت تمام، مسايل آن ديده شده است . از جمله سيستم آبياري كل منطقه، سيستم تراس بندي( احداث ديوار حايل جهت حفظ خاك) ، انتخاب گونه گياهي مناسب و اصلاح شده ( گونه درخت سيب زنوز- كه بسيار معطر و مقاوم و با ماندگاري بالاست)، ترويج صنعت چيني و سراميك در منطقه با توجه به وجود معادن خاك چيني، طراحي و اجراي سيستم انبار بالاي صفر،با اسفاده از آب روان در وسط انبار و ساير مواردي كه نياز به تحقيق دارد.
۳-شايد بي دليل نيست كه زرد آلو كه خواستگاه طبيعي آن در كنار ارسو اردوباد و ايري ،در كنار مرز ارمنستان است ، به عنوان Prunus armeniacaشناخته شده است .آيا اصلاح آن در دستور كار دانشگاه بوده است؟!
4-مسلما، چاپ پول كاغذي ( چاو) در تبريز به سال۱۲۹۳ میلادی،در زمان غازان خان، درست۳۸۸ سال قبل از لندن (البته پس از چين ) نيز اتفاقي به نظر نمي رسد.(درج شده در ص ۶۳شماره ۹سال۲۰۰۰ مجله Twogether اختصاصي شركت سازنده ماشين آلات كاغذ سازي voitH آلمان، و اشاره به اینکه پس ازتبريز به بولونيا۱۶۰۶(Bologna) ايتاليا و از آن جا به هلند ۱۶۰۸وسپس به لندن ۱۶۸۱ سفر نموده است.ضمن تشکر از دوست شفیق و ارزشمندم جناب آقای مهندس جهرمی معاون محترم شرکت کاغذ مراغه که به خواهش اینجانب مدارک Twogetherرا زحمت زکشیده واز voitH دریافت نمود).
5-جاي پاي دانشگاه ربع رشیدی كه اولين كار آن با ترجمه كتب سومري ، سامي ، يوناني و چيني و هندي و ساير زبان هاي دنيا ، يعني انتقال تكنولوژي ، شروع گرديد، در صنايع مختلف كشور از جمله در ساختمان مجموعه سلطانيه زنجان و كارعظيم آجري آن وساختمان وكاشي كاري هاي مسجد كبود تبريز ، كه شاهكار بي بديل است، گرفته تا يزد ، كه يكي از بزرگترين وقوفات ربع رشیدیرا داشته است و سپس همدان ، ری،گيلان، اصفهان، شيراز و كرمان وخراسان و سایر مناطق به وضوح مشهود است.مستشرقین چینی تحقیقات مفصلی در مورد ربع رشیدی انجام داده اند که بخش کوچکی از آن در سازمان میراث فرهنگی موجود می باشد.
۶-آیا نباید جای پای ربع رشیدیرا در سیستم طراحی و احداث بازار ها و شبکه ها و حوزه نفوذ آن(چه وجه نرم افزاری آن و چه وجه سخت افزاری و معماری و شهرسازی و ساختمان آن )و سیستم انتظام روابط و مناسبات اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی - سیاسی و در ساختار شهر و روستا ومناطق جستجو کرده و نقش آن را خوب بررسی نموده و بازسازی و ارتقای تکنولوژی بکنیم؟
۷- از نظر سایر امور عمرانی و کارهای اجتماعی و فرهنگی نیز متاسفانه جامعه ما از جهت تحقیقات انجام گرفته بسیار فقیر می باشد.بطور مثال،سد روستای نوروزلو در شهرستان میانه ،که از دوره غازان خان به ارث رسیده است ،از آن جمله می باشد.(ضمن تشکر از آقای مهندس سنایی ،که خود در مورد این سد تحقیق نموده و اطلاعات آنرا در دسترس ما قرار داد).
