کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ جمعه هشتم مرداد ۱۳۹۵ توسط محمدرضا قاهري بدر

تكنولوژي توسعه صنايع كوچك در همه كشورهايي كه عزم توسعه ملي را دارند، از گذرگاه هاي يكساني مي گذرد!

اين موضوع جدي است و قياس مع الفارق نيست!

نقدي به بهانه گزارش سفر مسكو(موضوع همراهي خوشه سنگ تهران- حضور در نمايشگاه بين المللي سنگ مسكو1/4/1395~ 5/4/1395)

مقدمه:

همراهي خوشه سنگ تهران، فرصت خوبي براي من بود تا بتوانم ديدگاه خود نسبت به راهكارها و روشهاي توسعه اي صنايع كوچك كشور پهناور روسيه را به روز رساني كنم.

چرا كه در سالهاي بعد از فروپاشي شوروي سابق طي بازديدهايي كه از روسيه و ديگر كشورهاي مشهور به CIS ، از جمله جمهوري آذربايجان، جمهوري گرجستان، جمهوري ارمنستان، جمهوري اكراين و ساير كشورهاي وابسته و اقمار شوروي سابق، بمانند جمهوري چك، جمهوري اسلواكي، جمهوري لهستان، تقريباً به صورت مستمر در طول سالهاي گذشته داشته ام، اين فرصت را برايم فراهم آورد تا از نزديك با صنايع اين كشورها آشنا شده و روش يكسان آنها در توسعه صنعتي شان- كه از الگوي واحد اقتصاد متمركز توسعه صنايع شوروي سابق تبعيت مي كرد- را شاهد بوده باشم.

البته عليرغم وجود يك شيوه به فرموده  و غير مشاركتي در اين الگوي متمركز، و لختي و سنگيني آن، استفاده از مزيت هاي نسبي منطقه اي، نقطه مشترك اين راهبرد با الگوهاي جا افتاده سرمايه داري در ساير نقاط جهان تلقي مي شود. كه به نظر اينجانب نقطه عطف تاريخي در ايجاد توازن لازم در شرايط عبور از اقتصاد متمركز سوسياليستي به اقتصاد جهان سرمايه داري به حساب آمده و عامل اصلي در تحمل بار سنگين ناشي از فروپاشي و دوران گذار اقتصادي بوده است. ضروري است ذكر شود كه هم اكنون نيز موضوع تبعيت از مزيت نسبي منطقه اي، به عنوان خط قرمز توسعه اقتصادي اين كشورها ملحوظ نظر قرار مي گيرد.

البته با توجه به اينكه يكي از اهداف تعيين شده توسط WTO نيز همين موضوع مي باشد، و با توجه به اينكه اين اصل تابعيت از اصل اساسي عقلانيت اقتصادي(RATIONALIZATION) را دارد، مسلماً عدم رعايت آن تنها توسط هر دولتي كه بوده باشد، بجز تخريب عوامل توليد و هدر رفت سرمايه نتيجه ديگري را به ارمغان نخواهد آورد.

در اين مقاله سعي شده است تا ضمن بررسي مختصر(با توجه به فرصت بسيار محدود اين سفر) يك روش نوين توسعه صنايع كوچك كشور جمهوري روسيه در پايتخت آن، مسكو را تشريح و نقد كنيم. اميد كه در فرصت هاي ديگر فراهم آمده، و يا از طريق مساعي ديگرهمكاران براي بررسي كامل اين روش، بتوانيم از تجربه آنان در بهبود روشهاي خود بهره مند شويم.

در اينجا، فرصت را مغتنم شمرده و ضمن ابراز مراتب امتنان خود از مهمان نوازي نمايندگي سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران در مسكو، و از برخورد بسيار گرم و صميمي جناب آقاي دكتر سنايي، سفير محترم و جناب آقاي منتظري، وابسته اقتصادي و جناب آقاي پرند، رايزن اقتصادي و ساير همكارهايشان، به ضرورت توجه ويژه به تقويت بيش از پيش سازماندهي ارتباطات تجاري و صنعتي با كشور همسايه و پهناور روسيه و ارتقاي سطح مبادلات تجاري و صنعتي با تقويت عوامل توسعه اي و برون سپاري اصولي(با ايجاد مراكز و عوامل توسعه اي اينگونه روابط و اتصال منطقي آن به پروتكل ها و قراردادهاي في مابين و ساير همكاريهاي فني- اقتصادي) اشاره نموده و اميدوارم اين موضوع مورد توجه ويژه مسئولين محترم امر قرار گيرد.

گزارش و شرح سفر

همانگونه كه در مقدمه آمد، بهانه سفر مسكو، همراهي خوشه سنگ تهران(كه هم اكنون از مرحله شناسايي و توانمند سازي عبور نموده و به مرحله تشكل انجمن سنگ كشور ارتقا يافته است)، و يكي از خوشه هاي صنايع كوچكي بوده است كه شركت شهرك هاي صنعتي تهران در طول سالهاي اخير زير پوشش قرار داده است، بوده است. اين خوشه صنعتي در فعاليت ارتقا يافته خود و در سطح وسيعتر كشوري، تحت تشكل نام انجمن سنگ ايران، با هدايت شركت شهرك هاي صنعتي تهران در نمايشگاه مسكو با شركت دوازده عضو برجسته خود داراي پاويون ويژه بوده و به صورت فعال شركت نموده بود(لازم به يادآوري است كه در شهرك صنعتي شمس آباد تهران بيش از 200 واحد سنگ بري به صورت فعال مشغول به فعاليت هستند).

البته عامل توسعه جناب آقاي مهندس شريفي (رئيس فعلي انجمن سنگ ايران)، خود شخصي مجرب و كارآزموده و از مديران كل بازنشسته وزارت صمت در بخش معادن مي باشند، كه مورد اعتماد مديران صنايع و جامعه صنعت سنگ كشور هستند.

لازم به يادآوري است كه در اين سفر بنده در معيت جناب آقاي دكتر سرقيني معاون محترم معدني وزارتخانه، جناب آقاي مهندس كشاورز مدير كل محترم دفتر امور اكتشافات وزارتخانه، جناب آقاي مهندس مودودي مشاور محترم وزير و معاون كل سازمان توسعه تجارت ايران و سركار خانم مهندس توانا مدير كل محترم دفتر امور بنگاه هاي سازمان توسعه تجارت ايران بودم.

به بهانه شركت در اين نمايشگاه و همراهي آن، فرصت را مغتنم شمردم تا ضمن ايجاد ارتباط با سازمان هم عرض خود در حوزه صنايع كوچك، بتوانم با شيوه هاي آنان آشنا شده و از تجاربشان استفاده نمايم. لازم به يادآوري است كه قبل از انجام سفر طي تماس با وابسته محترم اقتصادي سفارتخانه، جناب آقاي مهندس مظفري و همچنين رايزن محترم بازرگاني، جناب آقاي دكتر پرند آنان را از قصد خود آگاه نموده و تقاضا كرده بودم كه در صورت امكان ترتيب ملاقات بنده با همتاي روس خود را بدهند.

جناب آقاي دكتر پرند رايزن محترم بازرگاني، ضمن تماس تلفني ترتيب ملاقات با دو نفر از مسئولين انجمن پاركهاي صنعتي جمهوري روسيه(Russianin Idustrial Parks Assosiation) به نام آقاي ماكسيم پازدنيكف دستيار رئيس هيأت مديره و مدير توسعه و آقاي بوريس سيچف مدير مستندسازي و تجزيه و تحليل طرح ها را دادند. در اين ملاقات بنده از جناب آقاي مهندس مودودي مشاور محترم وزير و معاون كل سازمان توسعه تجارت ايران و سركار خانم مهندس توانا مدير كل محترم امور بنگاه هاي سازمان توسعه تجارت ايران نيز دعوت كردم كه بنده را همراهي نمايند.

انجمن مذكور كه در سال 2006 تشكيل شده است، يك سازمان غير دولتي محسوب شده و به شكل NGO اداره مي شود. اين انجمن در سراسر روسيه داراي 120 پارك صنعتي است. و در حال گسترش مي باشد. البته با پرس و جوهايي كه انجام گرفت متوجه شديم كه تشكيلات ديگري به نام Russian Fedration For SMEs Development نيز وجود دارد، كه سازمان دولتي توسعه صنايع كوچك روسيه است. و متاسفانه امكان ملاقات با مسئولين اين سازمان ميسر نشد.

يكي از پارك هاي صنعتي تحت مديريت اين انجمن، Technopolis MOSCOW مي باشد، كه به صورت انكوباتوري اداره مي شود. طي هماهنگي كه انجام گرفت فرداي آن روز از پارك مذكور بازديد شده و مذاكراتي با مسئولين آن پارك(خانم آليس مالتسوا، مدير روابط خارجي  و يكي از واحدهاي مستقر در آن داشتيم. اين پارك شعار "The future is made here (آينده در اينجا ساخته مي شود)" را براي خود برگزيده است.

اين پارك، در حقيقت يك كارخانه قديمي(به احتمال قوي صنايع نظامي) و بازمانده از دوران شوروي سابق است، كه در محدوده شهري مسكو قرار دارد. وسعت اين پارك 48000 متر مربع شامل سالنهاي فراخ با عرض بيش از 30 متر و ارتفاع نزديك به 14 متر است. اين سالنها بازسازي شده و تنها از بخش آجري باقي مانده از قديم مي شود فهميد كه قديمي است. در اين پارك تعداد 56 واحد انكوباتوري در بخش صرفاً تكنولوژي هاي نوين تحت سامانه اي منظم مشغول به فعاليت هستند.

يكي از واحد هاييكه مورد بازديد ما قرار گرفت، واحد توليد مواد نانو كمپوزيتي بود به نام "گالوستيان" كه با آقاي واديم نيكولاويچ مدير فروش آن واحد ديدار كرديم. اين واحد دامنه توليدي وسيعي را از ميلگرد ساختماني تا غشاهاي صنعتي(Menberan) خاص و منسوجات نانو كمپوزيتي و انواع قطعات صنعتي مقاوم در برابر اسيد و خورندگي و فرسايش را توليد مي نمود. اين شركت و شركت هاي ديگر مستقر در آن پارك صنعتي شديداً علاقمند تشكيل Joint ventur و همكاري مشترك و احداث كارخانه در ايران هستند.

جا دارد با تشكيل يك كار گروه مشترك و با حمايت خاص وزارتخانه متبوع، و نيز با استفاده از فضاي پروتكلي في مابين دو كشور، و به منظور انتقال صحيح تكنولوژي هاي برتر نسبت به تدوين يك برنامه جامع اصلاحي در سطح استان تهران(براي جايگزيني صنايع موجود با صنايع با تكنولوي هاي برترHi-tech) اقدام و از طريق تشويق صاحب كاران توانمند بخش خصوصي، فرايند توسعه و ارتقاي تكنولوژي صنايع كوچك در حوزه پايتخت بهبود يافته و با استقرار چتر حمايتي، شامل نظارت بر روابط بين المللي و تخصيص خط اعتباري سهل الوصول، نسبت به ارتقاي صنايع موجود و توسعه آنان اقدام شود.

نگارش در تاريخ سه شنبه دهم دی ۱۳۹۲ توسط محمدرضا قاهري بدر
''Gears'' on a plant-hopping insect's hind legs.

منبع:nationalgeographic

توانایی جهش افسانه ای حشرات جهنده، همیشه برای من جای سئوال بود. زیرا آنها نه تنها صدها برابر قد خود می توانند بجهند، بلکه کمترین انرژی را نیز در انجام این کار مصرف می کنند. این مسئله برای من هنوز هم جای سئوال دارد. زیرا فکر می کنم در صورت کشف مکانیزم کار آنها برای بشر، دروازه بزرگی از اختراعات و اکتشافات جلوی چشم وی باز خواهد شد!

اخیراً نشنال جئوگرافیک مطلبی را بیان نموده است که بسیار قابل تامل و نکته حیاتی است. لارو ملخ با استفاده از دنده های خلفی ویژه ای قادر به انجام این کار است ( طول جهش هر بار نزدیک یک متر).

نگارش در تاريخ سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ توسط محمدرضا قاهري بدر

برای فهم بیشتر موضوع لازم است اول توضیح دهیم که Gnosiology یا مطالعه فلسفی دانش چیست؟

به نوشته دانش نامه آزاد Wikipedia، در یونان قدیم gnosis به معنی دانش و logy از logos یعنی شناخت می آید. که خود تبیین یک متدولوژی یا روش تحقیق و منطق است. در این متدولوژی که می شود آنرا بالاترین دست یافته فلسفی و عینی تا این زمان نامید، با تکیه بر تئوری سیستم ها و به روش تجزیه و تحلیل سیستمیک فرایند حصول به دانش مهندسی می شود. این روش دقت بررسی های دانش محور را بسیار بالا برده است، که بعضاً دقت آن به بیش از یک میلیاردم  میبیاردم ثانیه( آتو ثانیه) می رسد.در راستای همین منطق بود که پروفسور ایرانی-آمریکایی جناب لطفعلی عسکرزاده منطق فازی را بنیان گذاری کرد.

 این بررسی با استفاده از متدولوژی فوق نسبت به تعریف موضوع می پردازد.

مكانيزم و ديناميزم چيست؟ آيا مراكز آموزشي، دانشگاه ها و مراكز تحقيقاتي كشور نبايد براي تفهيم اين دو اصطلاح علمي بيشتر ممارست بكنند؟!

آيا مكانيزم تنها به چيدمان مكانيكي يك سامانه اطلاق مي شود؟

شايد بتوان گفت كه اين تعريف ساده ترين تعريف مكانيزم است! زيرا در سير تكاملي مكانيزم يك سامانه كارهاي زيادي صورت گرفته است كه از R&D  تاريخي مخصوص به خود بهره مند بوده است.

در صورتيكه روند تكاملي هر سامانه اي به دقت مورد مطالعه قرار گيرد، مي شود فهميد كه از ساده به پيچيده دوران خود را طي نموده است و اين راه همينطور ادامه دارد. شكل گيري قطعات و اجزا، همچنين مجموعه ها به نحوي كه بتوانند در تعامل با هم كار كرده و روند كار يك سامانه را تسهيل بكنند، خود از پيچيدگي هاي فراواني بهره مند است.مثلاً در بعد مكانيكي سامانه درنحوه اتصال و انتقال نيروي اجزا و قطعات و مجموعه ها بهم، از تكنيك هاي شناخته شده متفاوتي از جمله برشی، نر و ماده، سنبه- ماتريس، پين و پيچ مهره، قلاب، پرچي، چرخشي، زنجيري، تسمه اي، فنری، تله ای، پيچي وفيتينگ، مهره ماسوره اي، گیج و فیکسچر(محبط و محمل)، لولایی، بخیه ای، گرهی، دم اسبی، تابی، دنده اي، چرخ دنده ای، شفت وغلافي، ياطاقاني، رينگي، ساچمه ای، بلبرينگي گرفته تا اتصالات جوشي، پرسي، ژوئني، زيپي، كان و كشويي، خلائي، مغناتيسي، الکترومغناتیسی، جوشني، پرشی، جهشی، بوشي، واشری، کوپلینگی، گريز از مركزي، چسبي، غلافی، پوششی، ضربه ای، کششی، لمسی، سایشی، جذبی، آکومولاتوری(تجمیع)، دیافراگمی، سیکلونی، حلزونی، پمپی، فیدری(تفذیه ای)، بالنی، تشک هوا، هيدروليك- پنوماتيك، تراکمی، اشباعی، انتقال حرارتی، القایی، انتظام و عدم انتظام ملکولی و اتمی، برش راکتوری، کاتالیستی، یونی، هالوژنی، هیدروژنی، اتمی، و گداخت هسته ای و... تا ديتايي استفاده مي شود. بعضی مواقع نیز از ترکیب اینها تکنیک های جدید ابداعی به وجود می آید،که خود مقوله تازه ای را تشکیل می دهد(مثل بوشهای ساچمه ای که بسیار دقیق تر از بلبرینگ ها عملکرد دارند) . البته اين تكنيك ها در موارد پيشرفته تر فيزيكي و بيوشيميايي بسيار پيچيده تر شده و از روشهاي مدرني چون استفاده از الكتروليزاسيون، پلاسما، (اشعه ها: ليزر، گاما، مادون قرمز و بنفش)، نوری، قوس الكتريكي ومخابراتي(مثل هارپ) و شتاب دهنده هاي فوق مدرن آبشاري استفاده مي شود. این قوانین از یک سری قانونمندی نظیر نظام کد گذاری و ارتباط نظام مند هندسی شامل X,Y,Z کدیک، بهره مند شده و در ساختن تکنیک های برتر عملکرد پیدا کرده اند. در این بین بشر برای دست یابی به مکانیزم ها و استفاده از آنها به فنون و تکنولوژی هایی نیز متوصل می شود. از جمله، الهام گیری از بدن خود و مکانیزم حیاتی سایر موجودات، اندازه گیری، محاسبه، طراحی، عکس برداری و نقاشی، شبیه سازی، قالب گیری، مدل سازی و نمونه سازی و (Scale up)، برش، سوهان کاری، سوراخ کاری، فرمینگ(شکل دهی)، تراشکاری و براده برداری، ریخته گری، تجزیه و ترکیب مواد و... را در این زمینه می توان ذکر نمود. پس در تداوم تكاملي اين موضوع نه تنها تكنيك ها دچار تحول مي شوند، بلكه تكنولوژي كار نيز متحول مي شود. به طوري كه هم اكنون شاهد استفاده وسيع از طراحي مدولار در سامانه ها هستيم( به طور نمونه: طراحي به كار برده شده در ساخت سوكت هاي الكتريكي و مدارات الكترونيكي وغيره...). همگي اين موارد جزو مقوله مكانيزم كار قرار مي گيرند. چه سخت افزاري و چه نرم افزاري. البته مکانیزم تنها به چیدمان و نحوه ارتباط مکانیکی اشیاء و مواد قابل رویت ناظر نیست. بلکه همین ارتباط در دنیای ذره بینی ملکولی و اتمی را نیز شامل می شود.

درابعاد پيشرفته، شناخت و رهگیری مكانيزم از تكنيك هاي الكترومكانيكي سود مي برد. كه موضوع علم جديد"مكاترونيك" را تشكيل مي دهد. و نيز بررسي علمي شتاب دهنده ها(بويژه شتاب دهنده عظيم فيزيكي كشورهاي پيشرفته صنعتي در سويس)، همچنين آزمايش انرژي گداخت هسته اي در فرانسه وبررسي مكانيزم درون خورشيد و زمين، و ساير آزمايشات فيزيكي، شيميايي، ميكروبي، بيولوژيكي و بيوشيميايي و تحقيقات فضايي و فضا- زمان براي شناخت مكانيزم حيات و بالنتيجه، ديناميزم حاصل از آن است. مسلماَ، درك مكانيزم پيچيده و متعالي هستي بدون استفاده از ابزار و روشهاي پيشرفته حاصل علوم و فنون جديد مثل مکانیک كوانتومي و سايبرنتيكس ميسر نمي شد.  معرفت شناسی مکانیزم کوانتایی(quantum mechanism) در حال حاضر می رود که علم فیریک و دستآوردهای تکنولوژیکی آنرا کاملاْ متحول بکند. البته در شناخت مکانیزم ملکولی و اتمی، همانقدر که اختراع ابزار و دستگاه هایی مثل میکروسکوپ الکترونیکی کارساز افتاد و افق های جدیدی را در مقابل دید دانشمندان گشود، همانقدر و یا شاید بیشتر مکانیک کوانتایی و سایبرنتیکس باعث گسترش دید بشر شده است.

در ساختان مکانیکی، کار ارتباط قطعات و مجموعه ها (در مکانیزم حیاتی، ارگانها) را شبکه ها به عهده دارند. مثل شبکه درخت برقی در خودرو و یا شبکه استخوان بندی، وریدی یا عصبی یا تاندومی و عضلانی در بدن موجودات زنده.

بدون وجود شبکه ها، یکسان سازی و ایجاد ارتباط سینرژیک بین اعضا وقطعان ساختمان مکانیکی میسر نبود.

شبکه ها خود نه تنها نظام مستقلی از سامانه کلی را تشکیل می دهند،بلکه بستر ساز سامانه کنترل و راهبری شده و در این امر مهم نیز کارسازند. سامانه کنترل و راهبری در نظام های مکانیکی حاصل کار انسان، مراحل تکاملی خود را از دمپر ها و شیرهای دستی تا موتور دمپرها و شیرهای الکتریکی و سامانه برقی و سپس PLC را طی نموده و هم اکنون به سامانه فوق مدرن Field bus و Remote sensor control با مرکز کنترل و مانیتورینگ از راه دور رسیده است.  

وجود مرکز یا مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی که در هر حال از یک مرکز واحد همسان سازی می شود، لازمه حیاط یک سازمان مکانیکی است. که در کالبد یک موجود زنده به نام مغز مشهور است. کار اصلی مغز در کنار کنترل و هدایت دینامیزم سامانه، شبیه سازی و ارتقای عملیات الکترومکانیکی است. تا بدین طریق دورنمای مشخص و مورد اتکالی برای حیات و عملکرد سامانه را بتواند رقم بزند. همانطور، این سازمان از یک موتور محرکه اصلی و چندین موتور محرکه فرعی می تواند سود ببرد. در بدن موجودات زنده این موتور محرکه قلب نام دارد. برای ایجاد و کنترل تحرکات مکانیکی یک سامانه، ارتباط الکترومکانیکی ضرورت دارد. که امروزه موضوع علم جدید مکاترونیک را تشکیل می دهد. علمی که دانش های آن با توجه به نیاز روزافزون بشری به سرعت توسعه یافته و جایگزین همنوعان عقب مانده شان می شود. مسلماْ یک سامانه با توجه به کارکرد خود از عناصر معین دیگر نیز سود می برد که در اینجا مجال بحث آن نیست. نقش هر یک از عناصر فوق در مکانیزم اجتماع انسانی را می توان به راحتی شبیه سازی نمود.

تُركتازي مكاترونيك در عصر جديد،كه به حق عصر اطلاعات ناميده شده است، تكنولوژي جامعي را به ارمغان آورد كه همان تكنولوژي وانمايي- رسانه (communication-simulation) است. اين تكنولوژي جديد كه جامع همه تكنولوژي هاي زمان شده است، راه را براي كشف و ادراك افق هاي جديدعلمي از جمله قعر اقيانوسها، فضا و ساير كرات و سيارات، همچنين داخل ذرات و شبح درون اتم(كوانتوم) و درك و اندازه گيري زمان هايي به كوتاهي آتو ثانيه(يك بيلياردم ثانيه- ده به توان منهاي شانزده) را هموار ساخت.

بازخورد اكتشافات جديد، خود راه جديدي براي درك بهتر هسته مثلث زرين علوم و فنون( اتحاد ناگسستني منطق- رياضي، فيزيك و شيمي- به اصطلاح علوم خالص pure science) را مهيا نموده است. به نحوي كه پيش بيني مي شود در آينده اي نه چندان دور بشريت با استفاده از تكنولوژي هاي بسيار سهل و آسان از جمله بيوشيميايي، موفق به جايگزيني مدارات مكاترونيكي و رآكتورهاي بسيار پيچيده و عظيم با نمونه هاي بسيار مختصر شده نوع جديد و بالطبع با هزينه هاي باور نكردني بوده باشد! هرچند كه نمونه هاي آزمايشگاهي برخي از آنها مثل تصفيه بيوشيميايي نفت، در حال حاضر ساخته شده است؛ و سرمايه داري جهاني فعلاً براي توليد انبوه آن مقاومت نشان مي دهد. موضوع نانوتكنولوژي نيز يكي ديگر از دستآوردهاي جديد بشري است، كه به سرعت جايگزين تكنولوژي هاي ماقبل خود مي شود.

بنده محمل و مهبط معرفت را در يك مدل پيازي شكل تصور نموده و هسته آن را همان مثلث زرين علوم و فنون يا علوم مبنايي منطق و رياضي، فيزيك و شيمي فرض كرده ام. اين مثلث بمانند منشور اصلي ادراكي بشر، پرتو نورسفيد حيات را تجزيه كرده و رنگهاي متنوع آنرا به بشريت ارزاني داشته است. اين بخش انطباق با علوم طبيعي دارد.

لايه دوم اين پياز، عمل حاصل از شناخت اين دنياي رنگارنگ است كه در حقيقت مي توان آنرا "تكنولوژي اجتماعي" ناميد. موضوع اين لايه را هم مي توان با علوم اجتماعي سنجيد.

لايه سوم، نحوه و زاويه تقابل و يا برعكس همسويي تكنولوژي اجتماعي با آداب و رسوم، طرز تلقي ها و دستآوردهاي فرهنگي جوامع ومعيار هاي وزين فرهنگي بشريت است. كه مي توان به آن"تكنولوژي فرهنگي"اطلاق نمود.علوم انساني راه گشاي اين تكنولوژي خواهد بود.

تا اينجا هنوز همگي حكايت از مكانيزم دارند.

پس ديناميزم چيست؟

       - جان اين مكانيزم، روح اين مكانيزم، نتيجه عملكردي زنده اين مكانيزم شامل ديناميزم است.

       - حركت دايمي كه فرايند يا فرايندهاي يك سامانه را نظم مي دهد، ديناميزم است.

       - به سخني عام مي شود گفت: هرفرايند يا حركتي قانونمند نشان از ديناميزم دارد. و مسلماً خود ناشي از مكانيزم يا مكانيزم هايي است.

البته رابطه مكانيزم و ديناميزم يك رابطه ساده و خطي و يكسويه نبوده و همچون رابطه تمدن با فرهنگ(فرهنگ ها از تمدن ها نشات گرفته و خود تمدن جديدي مي سازند) و يا تئوري با پراتيك(هر چند تئوريها از پراتيك ها زاده شده اند اما خود مبناي وجودي پراتيك هاي جديدي را تشكيل مي دهند)، از فرايندهاي متاثر از هم سود مي برند. چرا كه ديناميزم ها خود باعث تكامل و اصلاح مسير مكانيزم ها مي شوند. به سخنی دیگر می توان گفت:

حاصل عملکرد مکانیزم، روابط و مناسبات پراتیکی است. این روابط و مناسبات نه از جمع عددی مکانیزم، بلکه محصول هم افزا یا سینرژیک( با برکت) مکانیزمی است. که سپس بر مکانیزم تسلط پیدا می کند. و راه جدید آنرا می نماید(فرزندی که بر مادر حکومت می کند). در حقیقت همان بحث وحدت وجودی اینجا هم صادق است. به قول بابا طاهر عریان:

اگر دل دلبره، دلبر کدومه                       وگر دلبر دله، دل را چه نومه

دل و دلبر بهم آویته وینم                        ندونم دل که و  دلبر کدومه

مسيرتكاملي ديناميزم و مكانيزم مثل محور فضا- زمان، يك محور حلزوني و دوكي شكل است. كه با توجه به ساير قوانين عام حاكم بر طبيعت از قائده رگرسيون متوالي تبعيت مي كند. يعني دائم در ارتقاء و افزوني و در عين حال برگشت و ميل به ميانه.

از بحث فوق، اينگونه مي شود نتيجه گيري نمود كه:

الف= چشم ها را بايد شست. و طور ديگري بايد ديد. عدم درك زمان از سنگيني عملكرد آن نمي كاهد.

ب=  زمان، زمان تكنولوژي است. پس بايد براي علوم اجتماعي و علوم انساني نيز بمانند علوم طبيعي تكنولوژي خود را جستجو كرد.

ج= با توجه به تكامل دائمي و سرازير شدن بي حد و مرز تكنولوژي هاي نوع اول(ناشي از به كار گرفتن دانش هاي مبنايي)- توضيح اينكه متاسفانه به غلط در جامعه جهان سومي، تكنولوژي فقط به دستآورد هاي اين بخش اطلاق مي شود- تكنولوژي اجتماعي(ناشي از انتخاب بهينه و انطباق تكنولوژي هاي نوع اول با توجه به نيازهاي واقعي يك جامعه) و تكنولوژي فرهنگي( بومي سازي فرهنگي آن تكنولوژي اجتماعي) اصلاً مغفول بوده و حرفي از اعراب ندارد.

د= براي اصلاح مسير هيچوقت دير نيست. حركت جديدي را بايد پيشه ساخت. مراكز آموزشي، دانشگاه ها، مراكز پژوهشي كشور با آوازه گري صحيح در موضوع بررسي فلسفي دانش، و با تكيه براصول به كارگيري تكنولوژي اجتماعي و تكنولوژي فرهنگي و جاري سازي آن در اجتماع از هيچ كوششي نبايد دريغ نمايند. 

البته انشاءا... در مقالات آتی مفصلاْ در مورد تکنولوژی های اجتماعی و فرهنگی بحث خواهیم نمود. 

نگارش در تاريخ شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ توسط محمدرضا قاهري بدر
Though the earthquake which devastated Haiti occurred back in 2010, many victims of displa...Architectural Association School of Architecture student John Naylor has envisioned a new ...If Naylor's proposal was implemented, it would face hurdles such as a reluctance to adopt ...

The bamboo could be joined together in a grid to create a building facade (Image: John Nay...

منبع: gizmag

ارتقای تکنولوژی بومی! شما را به فکر چیزهای دیگر وطنی نمی اندازد؟! مثل این:

منبع: کشکول توسعه

نگارش در تاريخ شنبه هشتم تیر ۱۳۹۲ توسط محمدرضا قاهري بدر
Vespa's very sporty three wheeled scooter

Vespa's very sporty three wheeled scooter

Vespa's very sporty three wheeled scooter

منبع: gizmag

نگارش در تاريخ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ توسط محمدرضا قاهري بدر

تكنولوژي جامع رسانه -وانمايي(communication- simulation)

شايد بزرگترين مسئله ذهن بشر بعد از برآورده كردن نياز هاي اوليه خود نظير غذا، مسكن، تشكيل خانواده و...فايق آمدن بر زمان بوده باشد. هرچند كه در اين راه رسيدن به سرمنزل هدف، آرزويي كاملاً اتوپيايي است؛ اما مي توان گفت سعي هزاران ساله وي نيز بي ثمر نمانده است.

ساخت انواع ماشين و تجهيزات توسط بشر، نه تنها كوشش وي در اين راستا را نشان مي دهد، بلكه توان وي را ارتقا داده و به فراسوي توان بشري رسانيده است. با نگاهي به تاريخ تحول و تطور علم و تكنولوژي در مي يابيم كه هر چند اين تكامل از يك روند رو به بالاسود برده و با توجه به شرايط زمان كند و تند شده است، اما پديده هاي خاصي در مقاطع زماني مختص به خود باعث تغيير و تحول اساسي و ورود به مرحله مشخص انقلابي شده است. نمونه آنرا مي توان اختراع چرخ و چرخ دنده، ماشين بخار، برق، مخابرات، ميكروسكپ الكترونيكي، كامپيوتر و اينترنت را عنوان نمود.

اما امروزه، مجموعه اين اختراعات بشري به فضا سازي و ايجاد شرايطي منتج شده است كه مي توان گفت الفباي قديمي را به هم ريخته و الفباي كاملاً جديد و متفاوتي را بنيان نهاده است. البته در اينجا ترس پيش كسوتاني به مانند "انيشتن" در تاثير اين پديده در فروريزي ساختاري ذهنيت و اخلاقيات انساني بشربي مورد نبوده است. انيشتن اين گونه اين ترس را بيان مي كند"در صورتيكه روند رشد تكنولوژي از روند رشد اخلاقيات بشري پيشي بگيرد، فاجعه خواهد بود!

اما ما در اينجا به كنار از محك زدن اخلاقي تكنولوژيهاي بشري، صرفاً و با توجه به اهميت آن، تكنولوژي رسانه -وانمايي ( communication- simulation ) را به عنوان بالا ترين تكنولوژي زمان مطرح مي كنيم.

وانمايي يا شبيه سازي، امر جديدي نبوده و بشر از ابتداي امر و در ورود به صنعت  و همچنين در آموزش و تمرين نقش و اهميت آنرا درك نموده و به خوبي به كار بسته است. نمونه بارز آن مدل سازي هايي كه در صنعت و آموزش انجام ميگيرد و الخ...اما با تكامل كامپيوتر و تلفيق آن با هنر و فن گرافيك ، كه امكان تجسم سه بعدي توام با حركت ومانيتور كردن( يعني اتصال به تجهيزات و كنترلر هاي ماشيني- در محيط هاي محدود مثل داخل يك كارخانه و در محيط هاي نامحدود بمانند سنجش و جابجايي از راه دور remote sensor control ) را مهيا مي سازد، تكنولوژي جديدي پا به عرصه وجود نهاد كه ما آنرا با عنوان تكنولوژي زمان بيان نموده و اعتقاد داريم كه جوامع امروزي بدون درك آن و بكارگيري مستمر و مفيد آن توان بهره مندي از تكنولوژي را ندارند.نمونه ساده استفاده از این تکنولوژی را در سامانه Telecommunication و نحوه اصلاح ساختار و برطرف نمودن ماشين هاي پيشرفته نظير CNC و غیره را می توان مشاهده نمود. اخیراْ ایران خودرو دیزل خود رو های خود را به سامانه GIS مجهز كرده است كه در صورت عدم پرداخت بموقع اقساط توط كاربر، ماشين با دستور از راه دور قفل مي كند. نظام پايانه ها و پليس را نيز ماشين هاي بزرگ را به اين سيستم مجهز كرده است.

 در اينجا بد نيست از نوشته آقاي علی بزرگیان نقل شده در سایت آفتاب در مورد كتاب «ژان بودریار و هزاره» گواه بياوريم:

«ژان بودریار و هزاره» عنوان کتابی است اثر کریستوفر هروکس. کتابی که توصیف گر تفکر هزاره و وضعیت ناپایداری است که بودریار برای بیان ویژگی های عصر مدرن به کار می گیرد. ژان بودریار که به عنوان یکی از پیشروترین نظریه پردازان رسانه و جامعه در روزگار پسامدرن شناخته می شد در سال ۲۰۰۰ دست به خلق نظریه هزاره زد. نظریه ای که از یکسو بر فجایع انسانی که به غیر از افسون و تشویش چیزی برای آدم قرن بیستمی به همراه ندارد، نگاهی می افکند و هم از طرفی از آینده قرن بیستم سخن می گوید. وجه تمایز بودریار با دیگر متفکران هم عصرش شاید در این باشد که او خود را نیز از انتقادات اش بی نصیب نمی گذارد؛ همچنانکه ساختارهای مدرن جامعه مدرن را به باد انتقاد و حتی سخره می گیرد، خود را از این قاعده مستثنی نمی دانست. به طور کلی نظریه بودریار درباره جامعه نو و پست مدرن مبتنی بر این فرضیه کلیدی بود که رسانه و وانمایی (Simulations) به وجود آورنده ساحت جدیدی از تجربه و مرحله جدیدی از تاریخ و نوع جامعه هستند. بودریار اندیشه خود را بر چارچوب تاریخی گذار از مدرنیسم به پسامدرنیسم بنا می نهد. وی جهان را برگرفته از مدل ها یا صورت های خیالی عنوان می کند که جز در خودشان هیچ مابه ازای دیگر یا زمینه ای در واقعیت ندارند. نخستین شکل نظم در مورد صورت های خیالی را می توان مدرنیسم آغازی، مرحله دوم آن را مدرنیسم، و مرحله سوم را پسامدرنیسم نامید. وی اولین دوره را که در زمان رنسانس و آغاز انقلاب صنعتی بود، مدرنیسم آغازی می نامد. پیش از رنسانس در جامعه فئودالی، کار ویژه چیزها دو پهلو و دارای ابهام نبود. جایگاه هر کس در فضای اجتماعی خاصی معین شده بود و بنا بر اعتقاد او سلسله مراتبی درنده خویانه از بی نظمی جلوگیری می کرد و هرگونه بی نظمی و اختلال در نشانه ها با تنبیه روبه رو می شد. با پدیدار شدن بورژوازی، نظم طبقاتی فرو ریخت. ظهور انقلاب صنعتی به دومین مرحله از نظم در صورت خیالی که مدرنیسم بود، انجامید. با شروع این دوره، عصر بورژوازی و برتری تولید صنعتی متولد شد. در ادامه و پس از انقلاب تکنولوژیک، باز تولید اجتماعی به عنوان اصل سازمان دهنده به اجتماع جایگزین تولید شد.

اینک در سومین مرحله از نظم، پسامدرنیسم در صورت خیالی و مدل ها هستیم؛ در نظام کنونی که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت؛ به باور بودریار پایه نظری قدرت از اقتصاد سیاسی مارکسیستی به نمادشناسی ساختارگرایانه انتقال یافت. پدیده هایی چون تبلیغات، رسانه ها و شبکه ارتباطی که مارکس بخش غیر جوهری سرمایه می نامید به قلمرو اساسی تبدیل شده اند. در این زمانه است که ارزش مصرفی کالاها و الزام های تولید یا مدل ها، رمزها، تمثال ها، جلوه ها و فرا واقعیتی به نام وانمایی جایگزین شده اند. در اینجا است که رسانه ها و جامعه مصرفی مردم در بازی نگاره ها و صورت های خیالی گرفتار آمده اند که کمترین ارتباطی با واقعیت خارجی ندارند. در واقع ما در جهانی از صورت های خیالی زیست می کنیم که به جای تجربه مستقیم و شناخت مصداق یا مدلول یک رویداد، نگاره ها یا معنی دهنده ها به جای آن می نشینند.گرایش جهان پسامدرن تازه این است که از هر چیز یک صورت خیالی بسازد. منظور بودریار از هزاره، جهانی است که در آن هر چه که ما داریم وانموده یا شبیه سازی شده است. در این هزاره چیزها نه واقعیت خارجی دارند و نه می توان از روی نسخه اصلی آنها تکثیر کرد.

به بیان دیگر قلمرو واقعی در برابر تقلید یا «بدل» معنای خود را باخته است و آنچه وجود دارد تنها وانموده ها است که مجال بروز می یابند. در نظر بودریار نقش شتاب دهنده رسانه در جامعه معاصر برابر است با «سقوط» از جهان مدرن تولید به جامعه پسامدرن وانمایی ها. بودریار وانمایی را توصیف گر انقلاب در وسایل ارتباط جمعی، دانش کنترل و ارتباطات و همچنین نظریه سیستم ها که به وجود آورنده نشانه و اثری در سامان دهی سیستم ها در مدرنیته پیشین یا متاخر است و به واقع، حقیقتی غیرقابل کتمان محسوب می شود، تعریف می کند. در نظر بودریار، مدرنیته ساحت تولید است و مشخصه آن رشد سرمایه داری صنعتی و هژمونی بورژوازی است، حال آنکه جامعه پسامدرن قلمرو وانمودن و شبیه سازی است که زیر سلطه نشانه ها، رمزها و نمونه هاست. مدرنیته حول محور تولید ـ کالاها و محصولات ـ متمرکز می شود، درحالی که شاخصه پست مدرنیته نشانه شناسی رادیکال است، آن هم از طریق تکثیر نشانه ها. گذشته از این بودریار، مدرنیته را روند افزایش سرسام آور کالایی کردن، ماشینی کردن، فناوری، و روابط بازار می داند؛ و این درحالی است که جامعه پسامدرن محل انفجار و درهم شکنی تمامی مرزها، منطقه ها، و تمایزات میان فرهنگ بالا و پایین، نمود و واقعیت، و تقریبا میان هر تقابل دوگانه ای که از سوی فلسفه سنتی و نظریه اجتماعی از آن دفاع می شود، به حساب می آید.

رشد رسانه های پخش برنامه به ویژه تلویزیون، و همچنین انتشار و گسترش سریع نشانه ها و وانموده در قلمرو زندگی هر روزه، در نظر بودریار از اجزای اصلی سازنده پست مدرنیته به شمار می آیند. بودریار در اواخر دهه ۱۹۷۰ رسانه را همچون دستگاه های شبیه سازی یا وانمودن کلیدیای تفسیر می کند که کارشان بازتولید تصاویر، نشانه ها، و رمزگانی است که یک قلمرو (حاد) واقعی خودکار را ایجاد کرده و نقشی اساسی در زندگی روزمره و نابودی جامعه بازی می کنند. او معتقد است که حقیقت هم اکنون در مسیر حضور واقعی خود نیست و از همه مهم تر آنکه به وسیله نشانه ها و الگوها به طریقی فراواقعیت، یعنی واقعیتی که خیلی بیشتر از خود واقعیت نمایان است، حضور عینی و حتی ذاتی یافته؛ جلوه گر شده است. حقیقت موجود فاصله زیادی با واقعیتی دارد که در کنش های عقلی و مقولات فاهمه ای در حال بروز است. تحلیل بودریار به تضاد معنادار و پراهمیت رابطه میان بازنمایی و واقعیت اشاره دارد. پیش از این رسانه به مثابه آینه، بازتاب، یا نمایش دهنده واقعیت تصور می شد، درحالی که وقتی «امر واقعی» تابعی است از بازنمایی ای که به نابودی نهایی امر واقعی منجر می شود، رسانه سازنده (حاد) واقعی، یک واقعیت رسانه ای نو، ـ «واقعیتر از هر واقعی» ـ به شمار می آید. به واقع در این مدل است که دستاوردهای مدرن انسانی توسط مفهوم وانمایی شناخته می شود. پس این حقیقت نیست که مورد شناخت یا به اصطلاح فلاسفه متعلق شناخت قرار می گیرد، بلکه به واقع مفهوم بدل است که زاییده می شود. از این روی بود که بودریار در تشریح عبارت فوق نتیجه می گرفت که اگرما یک بار دیگر در جریان هزاره قرار بگیریم حقایقی که صورت مشخصی برای ما نداشتند هویدا می شوند. و سرانجام آنکه، در یک جامعه فرضی اشباع شده با پیام های رسانه ای، اطلاعات و معنا «از درون متلاشی می شوند»، و به یک حالتی از بی معنایی و فاقد محتوا، تبدیل می شوند. بدین ترتیب به اعتقاد بودریار، اطلاعات دقیقا یا معنا و مفهوم را تخریب می کند و یا آن را خنثی می سازد. فقدان یا گمشدن معنا مستقیما به عمل از بین برنده، اطلاعات، رسانه، و رسانه همگانی ارتباط دارد.... اطلاعات مضامین خود را فرو بلعیده و نابود می کند؛ اطلاعات، جامعه و ارتباطات را در خود فرو می بلعد، معنا و جامعه را در درون یک نوع وضعیت مبهم و غبارآلود حل می کند و هرگز به دنیایی از نوآوری و ابتکار راه نمی برد؛ بلکه به مسیری کاملا متضاد، به آشفتگی ای یکپارچه، منتهی می شود. بی گمان تحلیل بودریار از وانمایی در عصر پسامدرن در شمار مهم ترین نوشته ها و مطالبی است که از او در زمینه نقد رسانه و نظریه اجتماعی به یادگار مانده است.

نگارش در تاريخ دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ توسط محمدرضا قاهري بدر
2012 VW Transporter DoubleBack Design

2012 VW Transporter DoubleBack Rear

منبع:autocarinterior

نگارش در تاريخ سه شنبه دهم مرداد ۱۳۹۱ توسط محمدرضا قاهري بدر

کمپانی هوندا اولین ایستگاه شارژ خورشیدی اتوموبیل های برقی را به صورت آزمایشی راه اندازی کرد.

منبع:worldlesstech

نگارش در تاريخ چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ توسط محمدرضا قاهري بدر
اولين هواپيماي قاره پيماي خورشيديمقايسه هولپيما با يك ايرباس

اين هواپيما با هزينه تحقيقاتي برابر با ۱۰۰ ميليون دلار ساخته شده است. سرعت آن ۸/۵۱ كيلومتر زميني بوده و فاصله سويس تا مراكش را طي مي نمايد. به دليل طولاني بودن پرواز فرودی در مادريد اسپانيا براي تعويض خلبان خواهد داشت.

منبع: worldlesstech 

نگارش در تاريخ جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۱ توسط محمدرضا قاهري بدر

البته سه چرخه برقی پر سرعتی که رفت و آمد شهری را آسان می سازد. این سه چرخه به صورت عمودی در محل پارک جای گرفته و بدین ترتیب در کوچکترین جای ممکنه امکان پارک آن وجود دارد.

به نظر می رسد مبتکر طراح این سه چرخه به احتمال قوی از دیسایکل های تکنفره ای که در محیط های ورزشی و تفریحی با باطری کار کرده و به صورت خودکار حفظ تعادل می کنند، الهام گرفته باشد.

چرخ سوم فقط در مواقع خاص به درد می خورد و تعادل به صورت خودکار در چرخ های جلو انجام می پذیرد.

منبع:yankodesign

نگارش در تاريخ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط محمدرضا قاهري بدر

سير در زمان، استعداد و بالندگي نوع بشر، و دشمن آن (اينرسي شيفتگي)

فعتبروا يا اولي الالباب.

 گياهان اكثراً ساكنند. مقدّر است كه آنان تنها در محيط تعريف شده يِ خود رشد يافته و پاي در خاك نظاره گر باشند! البته چرخه يِ حياتي آنان طوري تنظيم شده است، كه در مرحله اي ازحياتشان براي حصول شناخت از محيط اطراف، عناصر تداوم حياتيشان(دانه و تخم يا هر عنصر زايشي ديگر بمانند ريزوم) به پرواز درآيد؛ تا بارور شود. اين چرخه نيز به نوبه خود بسيار پيچيده است. مثلاً دانه درخت "اُرس" كه در ارتفاعات البرز و زاگرس مي رويد، براي اينكه بتواند پوسته يِ محافظ سخت خود را شكسته و بارور گردد، بايد توسط پرندگان خورده شده و در اثر تاثير شيره يِ معده و روده يِ پرنده پوسته آماده شكستن گردد. سپس به همرا هِ فضولات آلي آنان در محيط مناسب قرار گيرد.

اكثر حيوانات عليرغم اينكه متحركند، توان وامكان سير در انفاق و انفس را ندارند. بيشتر آنان مخيّر به حركت در عرض و طول مشخصي بوده و اگر در ارتفاع نيز حركت بكنند، ارتفاع يا عمق تعيين شده يِ محدودي است.

ماهي ها و جانوران دريايي نيز در محيط خاص خود اختيار حركت دارند. هر چند بعضي از آنان مثل پرندگان ييلاق و قشلاق نيز مي كنند.

به نظر مي رسد پرندگان آزاد تر از ساير جانداران حيطه عمل دارند.

عليرغم تفاوت هايي كه در تواناييهاي موجودات در برخورد و انطباق خود با شرايط طبيعي وجود دارد، آنان همگي تابع طبيعت هستند. و هنر آنها اكثراْ در توانایی انطباق خود با شرايط است.

اما انسان چطور؟!

رسد آدمي به جايي، كه بجز خدا نبيند!

ظاهراً اين موجود خاكي پر ندارد، و فاقد قدرت ساير موجودات در رقابتي ساده با آنان است. اما ترفند و حيله اي دارد كه همه يِ موجودات را مي ترساند. ترفندي ناشي از تفكر! گويا همين تفكر، وي را به توانايي مي رساند كه سريع تر از هر پرنده ای بپرد. به اعماقي كه هيچ جنبنده اي راه ندارد، سربكشد. و اندرون ذره را نيز واكاوي كند.

مي شود گفت تنها قدرت تفكر بشر مي تواند همسو با زمان سير بكند. در آنِ واحد فاصله هاي زماني و مكاني را طي نموده و در عالم با سرعتي وصف ناپذير تطور بكند. از منهاي بينهايت تا بعلاوه يِ بينهايت و از ذره تا زرع!

 تازه اينهمه، اول كار است. او به همه اين وسايل براي سير در زمان و شناخت مكانيسم و ديناميزم زماني نياز دارد. اگر غير از اين باشد، در راه مانده و شيفته يِ راه خواهد شد! بلاي بزرگي كه همانند خود شيفتگي، بزرگترين دشمن وي است!

او حق شيفتگي ندارد. و بايد بي مهابا بتازد تا به سرمنزل مقصود، يعني ادراك قانونمندي مجموعه خود و زمان برسد. زيرا بدون درك مجموعه، درك خود نيز ميسر نخواهد بود! 

 

نگارش در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط محمدرضا قاهري بدر

منبع:yankodesign

نگارش در تاريخ سه شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۱ توسط محمدرضا قاهري بدر

منبع:.yankodesign

نگارش در تاريخ شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

شیوه ای نو در توسعه درون زای جوامع بشری

نقل است که از انیشتن پرسیدند چند در صد مغز خود را به کار بسته است؟ وی جواب بسیار هوشمندانه و ظریفی داد و گفت: روانشناسان می گویند انسان فقط توانایی به دست گرفتن و فعال سازی حداکثر تا ۵٪ ظرفیت مغز خود به صورت خودآگاه را داراست. و ۹۵٪ بقیه که شامل ضمیر نا خودآگاه است، خودکار بوده و با تعامل با محیط به کار خود مشغول است. از اینرو، بجای زور زدن و کار کشیدن اضافی از قسمت کوچک مغز، که لایه بسیار نازکی نسبت به بقیه مغز را به خود اختصاص می دهد، پسندیده و عقلایی است که شرایط به کارگیری و تفکر خودکار مغز فراهم گردد! آنگاه به چشمه ای جوشان و لایزال از تفکر دست یافته ایم. البته  نباید فراموش شود که ایندو قسمت تاثیر متقابل برهم دارند.این سخن قدما را که : "برای درک و فهم یک موضوع باید چنان در بطن آن رفت که ملکه ذهنی شود"، را نیز می توان در این مقوله گنجانید.

آستانه استفاده بهینه از ضمیر ناخودآگاه، انتظام ذهن است. همان چیزی که به زبان عرفا گفته شده است: "آینه دل را از غبار بروب، تا آنچه نادیدنی است آن بینی!"

شرایط انتظام ذهن، سادگی، عدم آلایش، اجتناب از دروغ و صداقت است. اینها که آماده شد، چشم شفاف شده، فوه تشخیص شنوایی افزون گشته و نیروی شم انسان آزاد می شود. که نتیجه آن بیداری ذهن یا دینامیزم تشخیص است. و شخص با قرار گرفتن در میدان تشخیص و در اثر تمرین و ممارست، انرژی به دست می آورد که ماورای انرژی های قبلیش است. اینجاست که ادراک و فهم، جای ازبر کردن و یادگیری طوطی واری را می گیرد. این انرژی را در قضاوت به شم قاضی، در کارشناسی به شم کارشناس، و عرفا آنرا رشحات انس خوانده اند. دانشمندان نیز به آن اشرافیت علمی گفته اند.

از آنجائیکه ضمیر ناخودآگاه در کالبد اجتماع به شکل خرد جمعی نمود پیدا می کند، از اینرو و به همین طریق، انتظام صحیح جوامع نیز با مهیا سازی شرایط اعتلای خرد جمعی، میسر خواهد شد. ( گفته می شود تکنولوژی برنامه ریزی فضایی بدین منظور تدوین شده است.)

شخصیت انسان ها، با توجه به گرایشاتشان و نحوه به کارگیری بخش ناخودآگاه مغز، به دو کاراکتر(منش) متفاوت تقسیم می شود. برنامه ریزان کلان جوامع پیشرفته با شناخت این پدیده، وظیفه خطیر تدوین دکترین های توسعه ملی دانش محور و راهبری اصولی آن ها را به عهده دارند. امری که در جوامع عقب مانده مغفول بوده و بر زمین مانده است!

 لازم به یادآوری است که، دانشمندان به تازگی موضوع جالب دیگری را کشف کرده اند. و آن کارکرد معجزه آسای بخش سفید مغز است. توضیح اینکه، تا همین اواخر فکر می شد که تفکر تنها شامل دینامیزم رویه خاکستری مغز است. و اشرافیت دانشمندان به بخش سفید مغز بسیار سطحی بود. اما اتفاق جالبی این موضوع را نقص کرد. اتفاق از این قرار بود که یک بیمار که در اثر سانحه ای عصب چشم هایش قطع شده بود، در آزمایشات نشان داد که به طور معجزه آسایی اشکال و حتی بعضا رنگ ها را نیز تشخیص می دهد. این امر باعث گردید تا دانشمندان به موضوع تداعی معانی نشانه ها که مربوط به بخش سفید مغز می باشد، اهمیت ویژه ای قائل شوند.

در جهان امروز، بشر به قدرت این مکانیزم واقف بوده و از این نیرو در شئونات مختلف بهره برداری می کند. در این بین، هر چند که در جهان سیاسی به منظور بهره کشی از انسانها و جوامع مختلف از آن استفاده های ضد بشری نیز می شود، اما استفاده های بیشماری در روانکاوی و روانپزشکی و یادگیری سریع(مثل یادگیری در خواب) و سایر تکنولوژی های آموزشی و تربیت جوامع انسانی، حتی آموزش حیوانات و اصلاح نباتات دارد.

نمونه استفاده نا مطلوب آن، روش های مدولاسیون ذهنی به منظور القای ایدئولوژی است. بدین طریق که در پوشش موسیقی و کلام و یا تصاویر گرافیکی و نقاشی ها و یا مجسمه ها و طراحی شهری و طراحی منازل و اماکن عمومی، به القای پیامی خاص می پردازند. منظور پیامی که سودجویانه و به نفع قشری خاص بوده و منافع عامه را در نظر نمی گیرد. گفته می شود اکثر مناسبات آوازه گری و تبلیغات(Propaganda & Advertising) ها از این نیرو با خبرند و از آن استفاده می کنند.

 علم روانشناسی درون خود(Psycho-Cybernetics)به صورت مبسوط به این مقوله می پردازد.

بدیهی است با توجه به کارایی های بسیار زیاد و مفید این پتانسیل مغزی، می توان از آن در توسعه ملی و در راه صلاح جامعه استفاده مطلوب نمود. روشی بسیار کم هزینه و کارا.

به نظر نگارنده، این شعر مولانا در توضیح این نیروی مکنون بشری است:

عقل دوعقل است اول مکسبي

                          که درآموزي چودر مکتب صبي

عقل دیگر بخشش یزدان بود

                          جوشش آن   در میان جان بود

راه کن در اندرون ها خویش را

                          دور کن     ادراک دور اندیش را

عقل جزوی عقل استخراج نیست

                          جز پذیرای فن و محتاج نیست

عقل اول مرد را بی نام کرد

                          کام دنیا        مرد را ناکام کرد

نگارش در تاريخ شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

در سالهاي اخير، در كشورمان واژه جديدي مطرح شده است كه مثل ديگر واژه هاي جديد، از جمله استانداردهاي سري 9000 ISO و EFQM و...فقط براي پز دادن از آن استفاده مي شود. منظورم همان واژه " مهندسي ارزش" است. اين واژه در بدو ورود چنان مورد توجه قرار گرفت كه حتي به سرعت تبديل به ماده قانوني و مصوب مجلس گرديد.( بند ج ماده 61 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي...)

 اما كو عمل؟!

به طور خلاصه، اگر بخواهيم اصطلاح مهندسي ارزش را در چند كلمه تعريف بكنيم، مي توان گفت: مهندسي ارزش به مهندسي مجدد و مجموعه فرايند هايي اطلاق مي شود كه براي تغيير و ارتقاي پروژه اي كه از طراحي تا اجراي آن زمان گذشته باشد، بكار گرفته مي شود . اهميت موضوع، زماني بيشتر نمايان مي شود كه تغيير و تكامل سريع و سرسام آور تكنولوژي ها را در نظر بگيريم! يكي از پايه گزاران اين دانش در بيان كوتاه موضوع چنين مي گويد: اگر پروژه اي توسط مهندسي طراحي شده باشد، و از طراحي تا شروع اجرا يكسال طول بكشد، و در صورتيكه آن پروژه به گيوتين مهندسي ارزش سپرده نشود، آن پروژه دارای قابلیت های مهندسي نبوده و اجرایی نیست!

اما اگر تكنولوژي هايي مثل مهندسي ارزش را " قوانين تكنولوژي" بدانيم، قانونمندي آن چه خواهد بود؟ همان چيزي كه به عنوان قالب و محمل يا به زبان مهندسین مكانيك بمانند "گيج و فيكسچر" در خط توليد اجتماعي عمل مي كند. به نظر نگارنده درست در اثر فقدان آن است كه اجراي قوانين تكنولوژي ابتر مانده و عملي  نمي شود. و درست همين نكته عملكردي است كه مرا واداشته است جهان را به دو جامعه " تكنولوژيك" و "غير تكنولوژيك" تقسيم بكنم. عليرغم تفاوت هاي ظاهري ايدئولوژيك و سيستم هاي حاكم بر آنها و گذشته تاريخي شان!

براي دست يافتن به همان "محمل" يا قانونمندي ذكر شده در بالا، به نظر مي رسد يك فرايند مهندسي علاوه بر مهندسي هاي متعارف نياز است. همان چيزي كه بنده آن را " مهندسي تشخيص" مي نامم.

برا ي توضيح اين واژه جديد و چرايي انتخاب آن، ضرورت دارد ابتدا معاني" مهندسي" و "تشخيص" به صورت جداگانه مورد بررسي قرار گرفته وسپس به ضرورت نياز به اين دانش و تكنولوژي، به ويژه درجهان رو به توسعه، بپردازيم.

مهندسي، از هندسه مي آيد. يعني فرايندي هدفمند كه امكان تجزيه و تحليل آن به شكل كمي و به صورت دقيق و قابل تكرار و در ابعاد مشخص وجود داشته باشد.

تشخيص، در اینجا يعني فرايندي عقلاني كه حاصل شناخت درد و کمی و کاستی ها و انتخاب راه یا راههای درمان متناسب.

در هر دو فرايند فوق، موضوع بهگزيني يا انتخاب مناسبترين ها و مطلوبترين ها مطرح است نه بهترين ها و يا بزرگترين ها. به سخني ديگر، "قالب تن و خورند آن" نه كوچك ونه بزرگ و با قابليت انعطاف پذيري و تطابق با روند تغييرات كالبدي.

مهندسي تشخيص در يك جامعه امروزي، باتوجه به حركات تند تحول و تكامل اجتماعي جامعه جهانی، نيازمند دريافت امواج جهاني و انطباق آن با مکانیزم های تفکری و اجتماعی حاصل از شرایط تاریخی- جغرافیایی جامعه خودی، جهت دستیابی به مدل والگوهای توسعه ای است. از اینرو، وظيفه مهندسي تشخيص، ارائه مدل ها و الگوهاي مناسب و شبكه بندي هاي آن است. استقرار نظام شبكه اي مهندسي تشخيص، در يك جامعه تنها با استقرار نظام شفاف ارزشي و ارتباطات و تحكم يك پالايش مردم سالارانه فعال امكان پذير است. بدین طریق خواهد بود که این تکنولوژی صیقل خورده و چون دُرخواهد درخشید.

مهندسي تشخيص، نهادهاي آموزشي خود را بايد همسان و منطبق بر نهادهاي ارزشيابي اجتماعي و اقتصادي در تمامي شئونات اجتماعي گسترانیده و به شكلي دائمي بر عملكرد نظام نظارت داشته باشد.

اين تكنولوژي هم در كلان و هم در خرد قابل عملكرد است. مي توان گفت: استقرار نظام EFQM در غرب، نمونه بارزي از مهندسي تشخيص مي باشد!

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر


دارپا "DARPA" مخفف "Defense Advanced Research Projects Agency"، یعنی موسسه پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی ایالات متحده آمریکاست.

اگر از ما بپرسید که به چه دلیل موضوع دارپا را مطرح نموده ایم، تنها یک جواب داریم: "موثر بودن وابداعات این موسسه در تدوین تکنولوژی های پیشرفته و عالم گیر از جمله تار جهان گستراینترنت و GPS، و فلسفه مدیریتی خاص آن، که برعکس مدیریت متعارف، فرا نیازها را هدف قرار داده است".

دارپا، به دنبال محقق کردن بلندپروازی ها و آرزوهای مکنون بشر در طول هزاران سال حیات وی است. آیا او به این آرزو دست خواهد یافت؟ آیا نتیجه این تحقیقات روزی به این جمله معتبر و محتشم ختم نخواهد شد؟ که: "ای بشر از دایره خود پا فراتر نهاده ای؛ اگر می خواهی به حیاتت ادامه دهی، باید مثل اسلافت هر چه یافته ای نابود کرده و به دامن طبیعت پناهنده شوی!"

اما، ما در اینجا قصد انتقاد از فعالیت های این موسسه تحقیقاتی را نداریم. بلکه، روشها و تکنولوژی های بسیار متعالی که این موسسه، به دلیل مسلح بودنش به فلسفه آرمانخواهی فرانیازی و قابلیت مانور بسیار بالایش، از آن بهره مند است ما را واداشت تا منطق بسیار بالنده آنرا به عنوان یک ضروت در راستای آموزش دانش و تکنولوژی مورد توجه قرار دهیم. منطقی که فراتر از نظامی گری صرف و چالشی بسیار اساسی، یعنی تغییر درفرایند تعامل انسان و طبیعت را هدف قرار داده است.  

حشرات، جاسوس سایبری می‌شوند!


يكي از پروژ‌ه هاي در دست اقدام دارپا، استفاده از حشرات براي جاسوسي است. در اين پروژه، با استفاده از تكنولوژي نانو، ريزپردازنده‌ها و دوربين‌هايي همراه با جي پي اس، روي بدن حشرات قرار می گیرد و اين حشرات مي‌توانند به صورت مستقيم عكس و فيلم را به مركز كنترل ارسال‌كنند.

انرژي بكار رفته در اين حشرات براي عكس و فيلمبرداري، از تبديل انرژي مكانيكي بال حشره به انرژي الكتريكي تأمين مي‌شود.

پروژه های سایبری دارپا
از دیگر بخش هایی که دارپا روی آن کار می کند، تحقیق و اقدامات عملیاتی در فضای سایبر و فناوری اطلاعات است.

1- پروژه شبکه‌های روایی
خبرها حاكي از آن است كه آژانس پروژه‌های پیشرفته تحقیقاتی پنتاگون به دنبال رسیدن به نهایت علم تبلیغات، فريب، شستشوي مغزي، نفوذ و تاثيرگذاري است.

سايت وایرد (wired) دراين خصوص مي نويسد: دارپا از دانشمندان خود می‌خواهد "با مورد بررسی قرار دادن داستان‌های خبری، آنها را ازنظر کمی به صورت دقیق و قابل تکرار، تحلیل‌پذیر کنند". پنتاگون مدعي است، هدف از این کار، شناسایی تروریست‌هایی است که تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفته‌اند تا پنتاگون بتواند با پیام خود و به صورت نرم با این گونه افراد برخورد کند.

این برنامه، "شبکه‌های روایی" (Narrative Networks) نام دارد. یکی از محققان علم اعصاب فعال در این پروژه مي گويد که پنتاگون امیدوار است بتواند با درک نحوه شکل‌دهی ماجراها به ذهن مخاطبین، کسانی را که طعمه ایده‌های خطرناک (ضدآمريكايي) شده‌اند، شناسایی کند. ارتش آمریکا مدعي است با این دانش می‌تواند گروه‌هایی را که در معرض جذب شدن به سمت تاکتیک‌های تروریست‌ها قرار دارند، با پیام مقابله‌ای خود هدف قرار دهد.

2- پروژه رسانه های اجتماعی
وب‌سایت "وایرد مگزین" اعلام کرد که بازوی وزارت دفاع آمریکا دارپا در بخش فناوری، از برنامه "رسانه‌های اجتماعی در ارتباطات استراتژیک" پرده برداشت. این برنامه تلاشی است برای عملکرد بهتر آمریکا در شناسایی و هدایت کمپین‌های پروپاگاندا در رسانه‌های اجتماعی.

این برنامه باید به ارتش آمریکا در درک بهتر آنچه در رسانه‌های اجتماعی اتفاق می‌افتد یاری رساند، به ویژه در مناطقی که نیروهای آمریکایی مستقر هستند. همچنین، دارپا می‌خواهد با استفاده از این برنامه به ارتش آمریکا کمک کند تا بتواند خود دست به بازی پروپاگاندا در رسانه‌های اجتماعی بزند. در واقع در این پروژه، دارپا از رسانه‌های اجتماعی به عنوان یک ابزار جنگی اطلاعاتی استفاده خواهد کرد.

منبع:تاپ فروم

نگارش در تاريخ شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

 

وزیر تغییرات آب و هوایی انگلیس، آقای گریگ بیکر چند روز پیش اعلام کرد که ایالت جنوب غربی انگلستان به زودی میزبان اولین پارک انرژی این کشور خواهد بود و هنگامی که این پارک کامل شود، گستره عظیمی از بریستول تا جزایر سیلی را در بر خواهد گرفت. این مزرعه انرژی قابلیت آن را دارد که تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۲۷ گیگاوات برق از انرژی امواج و جریانات دریایی تولید کند، یعنی مقداری بیش از تولیدات ۸ نیروگاه با سوخت ذغال سنگ.

این پروژه قرار است با منابع عمومی و سرمایه گذاری خصوصی راه اندازی شود و بخش بسیار بزرگی از تجهیزات تحقیق و توسعه جهانی درباره انرژی امواج در خط ساحلی این ایالت قرار خواهند گرفت. آقای وزیر در کنفرانس خبری در خصوص این پروژه گفت: «انرژی دریایی یک پتانسیل عظیم در انگلستان است که نه تنها باعث تولید الکتریسیته پاک تر و سبزتر با هزینه های کمتر خواهد شد، بلکه هزاران شغل در این صنعت ۱۵ میلیارد یورویی تا سال ۲۰۵۰ ایجاد شده و به کمک اقتصاد انگلیس خواهند آمد. این پارک قرار است که از تکنولوژی ابداعی ویژه ای برای مهار انرژی امواج و جریانات اقیانوسی بهره برده و آن را در خدمت تولید الکتریسیته انگلستان در آورد،»

UK-SW-Marine-Park-2.jpeg

انگلیس همچنین قصد دارد این منطقه را به بزرگترین مرکز تحقیقات تکنولوژی دریایی تبدیل کند. تا با استفاده از نتایج فعالیت های دانشگاهی و تحقیقاتی در این زمینه و ابداعات جدید در تکنولوژی مهار امواج دریا، حداکثر کارایی و تولید را در مزرعه انرژی دریایی خود داشته باشد. البته در سوی دیگر ماجرا گروه های حامی محیط زیست هستند که عقیده دارند این پارک انرژی می تواند خطر بالقوه مهیبی برای زندگی دریایی منطقه باشد. زیرا توربین های دریایی و بخش های متحرک آنها می توانند آسیب های خطرناکی را به موجودات زنده دریا وارد کنند. دولت انگلیس هم تا کنون در خصوص طرح خود برای کاهش این خطرات و آسیب ها صحبتی نکرده است.

به هرحال هیچگاه دخالت انسان در طبیعت بدون تخریب و آسیب به بخشی از آن نبوده است، حتی اگر قصدش تولید پاک ترین و کم آسیب ترین انرژی ها باشد. به نظر شما انرژی امواج دریا تا چه میزان می تواند کارایی داشته باشد و پاک ترین نوع انرژی برای بشر امروز و فردا کدام است؟

منبع: نارنجی

نگارش در تاريخ یکشنبه چهارم دی ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

منبع:.yankodesign

نگارش در تاريخ یکشنبه چهارم دی ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

وسيله اي جديد كه با مجهز شدن به GIS موقعيت شخص در نقشه را مشخص مي كند.

دوستي مي گفت ژاپني ها چند سال پيش موضوع زلزله و چگونگي امداد و نجات در كلانشهر تهران را مطالعه مي كردند. از جمله پيشنهاداتشان اين بود كه هر تهراني( ساكنين هر جاي زلزله خيز) بايد يك سوت، يك چراغ قوه كوچك، و يك كبريت هميشه در جيب داشته باشند. شايد اين وسيله هم مكمل آنها بوده باشد!

منبع:.yankodesign

نگارش در تاريخ چهارشنبه سی ام آذر ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

انسان، در زندگي روزمره خود از حركات حياتيش مثل نفس كشيدن گرفته تا غذا خوردن، راه رفتن و دويدن، كار و ورزش، بدون آنكه خود متوجه بشود به طور مستمر و هميشه درجه اي از مانوربيليتي را رعايت مي كند. عملي كه او را از خسران و نابودي نجات مي دهد.

براي توضيح بيشتر و اهميت آن كافي است اشاره اي به ساده ترين آنها داشته باشيم. مثلا پريدن آب دهان يا غذا به حلق، كه به ظاهر چيز پر اهميتي به نظر نمي رسد. اما همين امر هر روزه باعث مرگ و مير عده اي مي شود.

شايد به جرات مي توان گفت "توانايي هر شخص یا جامعه اي با درجه مانوربيليتي آن سنجيده مي شود".

پس به سخني، "مانوربيليتي درجه سرعت واكنش به پديده ها را گويند". در ادبيات كلاسيك جاي جاي تذكر اين مقوله چه در ادبيات فارسي و چه در ادبيات ساير ملل به وضوح ديده مي شود. به عنوان مثال در شعر"جوجه نا فرمان زنده ياد پروين اعتصامي":

 گفت با جوجه مرغکی هشیار  

                         که ز پهلوی من مرو به کنار                                                                              

 متن کامل شعر                                                           

 در اين شعر عدم قدرت مانوربيليتي جوجه نا فرمان به نابودي وي و قدرت مانوربيليتي گربه به رسيدن وي به غذا يا موفقيتش منجر مي شود.

در ادبيات كلاسيك نيز، همانجا كه شكسپير در هملت درنگ در كشيدن شمشير باعث كشته شدن قهرمان داستان مي شود. اشاره به اهميت مانووربيليتي دارد. و عاقبت نتيجه مي گيرد.

He Who Hesitates Has Already Lost"

مانوربيليتي همان قابليت تغييريا قابليت انطباق با شرايط و محيط است، كه همه حيات و موجودات به درجه اي از آن مجهز هستند و الا ادامه حیاتشان میسر نبود. اين خصيصه، از ويژگي هاي اساسي تكنولوژي به حساب مي آيد. مي شود گفت: آن تكنولوژي كه قابليت تغيير ندارد، تكنولوژي نيست! به سخني قابليت scale_up شدن تكنولوژي، همان قابليت تغيير یا قابلیت مانوربیلیتی آن است.

در رسیدن به مانوربيليتي مناسب، درک موقعیت حال و برآورد صحیح نیروی خود(نقاط ضعف و نقاط قوت) و پیش بینی و شناخت مکانیزم تغییر شرایط از ضروریات است. تمرین واکنش های مناسب نیز مکمل این فرایند می باشد.

ظریفی می گغت درک صحیح از مانوربیلیتی، زندگی کردن بر گردن اسب است نه نشستن بر گرده آن! تا در صورت بروز حادثه ای بتوان سریع جابجا شد.  

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر
 

منبع: Wallkill River Watershed

تقريبا، ۴۰ سال پيش بود كه براي اولين بار پديده شور شدن چاه هاي اطراف درياچه اورميه خودنمايي كرد. همان موقع متخصصين گفتند كه سفره هاي آبي در زير زمين اينترفاز شده است. و علت آن را هم برداشت بيرويه آب از چاه هاي حفر شده دانستند.

متخصصين، در توضيح بيشتر اين پديده، و نحوه قرار گرفتن آب شور در كنار آب شيرين، مثال درست كردن چاي شيرين دو رنگ به طریق شیرین کردن آب داغ در نصف لیوان و افزودن تدريجي چای به آن به نحوي كه اختلاط پيدا نكند را بيان نمودند( توضیح اینکه : در زیر زمین آب شور در کنار آب شیرین به همین طریق و بدون اختلاط قرار گرفته است). بدين نحو كه، در اثر پس روي آب شيرين در سفره هاي زيرزميني(به دليل برداشت بيرويه از چاه ها)، آب شور به حوضه سفره آب شيرين نفوذ كرده و باعث شور شدن چاه مي شود. این امر باعث پایین آمدن آب دریاچه ها و تالاب ها شده و در تسریع تبخیر آب آن ها اثر می گذارد.

در اين توضيحات، به ظاهر موضوع خشك شدن درياچه مطرح نبوده و فقط خطر نابودي چاه و پس رفت سفره آب بيان شده است. كه روستاييان اجباراً براي تامين آب زراعي نسبت به حفر و جايگزيني چاه جديد در بالا دست ها(با مجوز يا بي مجوز) اقدام نمودند. اقدامي كه در يك جنگ نابرابر فقط عقب نشيني بود و شكست. و در انتها نيز فاجعه فرو نشستن و تبخير بي مهاباي آب درياچه و نابودي آن!

صرف نظر از اينكه همه اين اتفاقات را بايد از نابودي نظام حاكم بر احداث و نگهداري قنوات و كاستي در ارتقاي تكنولوژي آن و ورود غير عقلايي تكنولوژي حفر چاه - كه هيچگونه انطباقي با شرايط  کم بارانی و ضعف سفره هاي آب زيرزميني كشورمان را نداشت - و نیز از عدم وجود رژیم صحیح آبیاری و استفاده بهینه و معقول از منابع آبی(بمانند جمع آوری صحیح آب باران و تصفیه آب های آلوده و جلوگیری از آلودگی آب ها، به همراه استفاده همه گیر از شیوه های نوین آبیاری) ذكر نمود، نداشتن برنامه اي منسجم حول محور توسعه منطقه اي و نبود قابليت مانور براي برخورد و جلوگيري از تخريب بيشتر، قلب هر متفكري را به درد مي آورد.

با توجه به اينكه به گفته متخصصين، تزريق آب به سفره ها(در مواقع پر باراني) و آبخيزداري، در صورتيكه به نحو صحيح انجام پذيرد مي تواند حتي تا ۶۰ درصد آب مورد نياز سفره ها را تامين كند، جای بسی تاسف است که بسيج همگاني و عزم ملي براي انجام این کار بسیار پر منفعت به بوته فراموشی و اهمال کاری سپرده شده است! آيا نبايد همت كرد؟! نقش رسانه ها در اين مورد چه می تواند باشد؟ 

نگارش در تاريخ جمعه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

موزه مردم شناسی عشایر ایران (سراب) : عکس از فارس نیوز

واقعاْ فکر می کنید چقدر تکنولوژی در دوروبرمان است که ما به آن ها بی توجه هستیم. اما آن ها علیرغم گذشت هزاران سال از ابداعشان هنوز هم سرپا و قابل تامل هستند. یکی از آن ها "اوبا" یا آلاچیق شاهسون هاست. سازه ای سبک، مقاوم، کم هزینه و بادوام، که نه تنها با اقلیم سازگار است، بلکه گوشه گوشه اجزا و موادی که در آن به کار رفته است قابل تامل و صرف تفکر می باشد. چرا ملت ما این قدر مسامحه می کند و با توجه به زلزله خیز بودن کشورمان، سعی در ایده گرفتن و ارتقای تکنولوژی آن نمی کند؟! آیا دانشجویان عزیز و مبتکر رشته های معماری و عمران و هنر تا حال به فکر آن نیافناده اند که با استفاده از موادی جایگزین مثل کمپوزیت ها و ترکیب و تلفیق آن ها با مواد قبلی دست از آستین درآورده و نسبت به ارتقای این تکنولوژی همت گمارند؟! آیا R&D در دانشگاه ها مرده است؟ آیا نمی شود سازه های بزرگی مثل استادیوم های ورزشی سر پوشیده، سالن های اجتماعات، سالن های اسکان جمعیتی در مواقع بحران(مثل سیل، زلزله و جنگ)، همسان با واحد های کوچک مسکونی روستایی و ویلایی را ملهم از سازه و تکنولوژی"اوبا" طراحی نمود؟

 

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

برای دیدن کلیپ اینجا را کلیک بکنید.

با دیدن این فیلم کاملا مشخص می شود که تکنیک و فن در ورزشی بمانند کشتی، دیگر جای خود را به تکنولوژی داده است. روش به کار بردن دانشی که تلفیقی از ژیمناستیک و روانشناسی با فنون شناخته شده قبلی آن است. در حقیقت، در این فیلم نه تنها اجرای یک فن جدید، بلکه چگونگی ارتقای تکنولوژی ورزش کشتی به نمایش گذاشته شده است.

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

این نیروگاه که قسمت محوری یک طرح عظیم شامل زیرگذر ورودی فرودگاه جدید لندن و سد اصلی و سدهای سیل گیر و سایر آرایه های مربوطه است با هزینه ۸۰ میلیارد دلار در محل خور(خلیج کوچک) رودخانه تیمز در حال احداث است. برق حاصله از این نیروگاه که به عرض ۵۰۰ متر و به درازای ۵ کیلومتر می باشد توان تامین کل برق مصرفی فرودگاه جدید لندن یا شهری با ۷۶۰۰۰ نفر جمعیت(۵۲۵ GWh درسال) را دارد. برآورد هزينه اين نيروگاه ۸ ميليارد دلار مي باشد.

منبع:recharge

آیا ما نیز امکاناتی اینچنینی در سواحل خلیج فارس نمی توانیم داشته باشیم؟ آیا این خود بخشی (آن هم بخش کلیدی) از صنایع دریایی نمی تواند بوده باشد!؟برنامه الیکتریفیکاسیون ابتدا در آمریکا و انگلستان و سپس در سایر کشورهای صنعتی برای تولید انرژی الکتریکی و سیستم توزیع آن عنوان شد. و بالاخره به عنوان برنامه پنج ساله اول شوروی ها برای توسعه ملی شان انتخاب گردید. به نظر می رسد مسابقه جدیدی در الیکتریفیکاسیون نوع دوم (انرژی پاک) در جهان آغاز شده است.

 ما در کجای این مسابقه قرار داریم؟ با داشتن امکانات فراوان طبیعی و شرایط آن!

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

یک شرکت کوچک نروژی  روی طرحی کار می کند که هم مثل بالگرد عمود پرواز است و هم مثل هواپیماهای جاسوسی از سرعت بالایی برخوردار است. به نظر می رسد این طرح مدل اولیه بشقاب های پرنده ای بوده باشد که بشر همیشه در تخیلاتش شاهد آن بوده است.

منبع: gizmag

 به نظر می رسد سیستم عمود پرواز این پرنده از دینامیزم ساده بشقاب پرنده های اسباب بازی الهام گرفته باشد!

نگارش در تاريخ شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

شرکت آلمانی طراحی ـ مهندسی e-volo نمونه سازی اولین پرنده برقی تک نفره را با موفقیت به آزمایش درآورد. این پرنده عمود پرواز بوده و توان مقابله با جریانات هوایی تند را دارد.از دیگر مشخصات این پرنده قابلیت شارژ باطری های آن در مواقع فرود می باشد.موتورهای این پرنده به طور خودکار توسط یک کامپیوتر تنظیم می شود.

به نظر می رسد برای سبک کردن وزن باطری و هم برای الاستیسیته (ارتجاعیت) در مواقع فرود، باطری در داخل گوی لاستیکی که از گاز خنثی و سبک پر شده جای داده شده است.

منبع:gizmag 

 

نگارش در تاريخ یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

دنیای مجازی به سرعت همه چیز را از آن خود می کند. حتی تابلو های راهنما را! (یک نمونه از تابلوی راهنمای هولوگرامی) به نظر شما جذاب نیست؟!

منبع: fgadgets

ولیعهد انگلستان در کنفرانسی که طرفداران محیط زیست در هفتم آوریل ۲۰۰۸ در ابوظبی تشکیل داده بودند سنخرانی داشت. او در یک اقدامی نمادین با مستمسک قرار دادن اینکه سفر وی با هواپیما ده ها تن کربن به جو زمین خواهد افزود از این سفر صرفنظر کرد. اما سخنرانی وی به طریق زنده و به شکل هولوگرافیک انجام گرفت. 

نگارش در تاريخ یکشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

غول انرژی های تجدید شدنی آلمان (RWE Innogy) و شرکت تکنولوژی استفاده از انرژی دریاها (Voith Siemens Hydro ) براي توسعه صنعت استفاده از انرژي دريايي شركت مشترك تشكيل دادند.

منبع: RECHARGE 

با رصد كردن فعاليت هاي اينچنيني انگلستان، فرانسه ، هلند و ساير كشورهاي غربي مشخص مي شود غرب از خيلي پيشتر ها براي جايگزيني انرژي حاصل از سوخت هاي فسيلي و نيز انرژي هسته اي برنامه ريزي قبلي داشته و هم اكنون پراتيك آن را اجرايي مي كند.  

نگارش در تاريخ شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

دانشمندان ژاپنی با ساختن این روبات آوازخوان که توانی انجام حرکات بسیار ظریف رقص را نیز دارد، قدم به عرصه دیگری از ساخت روبات های انسان نما گذاشتند.

البته قابل ذکر است که این روبات در نمایشگاه سال ۲۰۰۹ ميلادي رونمایی شده است. و مسلما تا کنون در تکمیل تکنولوژی آن کوشا بوده اند!

منبع:ASIMO -2 gizmag -1

نگارش در تاريخ شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

روبات ماهی هایی که توسط تیم روباتیک دانشگاه اسن به سرپرستی پروفسور هوشنگ هو و با استفاده از یک سامانه اتوماتیک طراحی شده است، از مارس سال ۲۰۰۹ میلادی وظیفه ارسال اطلاعات مربوط به آلودگی شیمیایی آب های ساحلی اسپانیا را به خوبی عهده دار هستند. این ماهی ها که به شکل ماهی کپور ( ماهی کپور به دلیل لجن خور بودنش به ماهی نظافتچی مشهور است) طراحی شده اند، توسط یک مرکز شارژ زیر آبی به طور اتوماتیک شارژ شده و اطلاعات مربوط به آلودگی و محدوده آن را به ایستگاه زمینی ارسال می نمایند. ایستگاه زمینی نیز با تهیه نقشه های مربوطه نسبت به تجزیه و تجلیل اطلاعات ارسال شده اقدام، و دستورات لازمه را به تیم عملیاتی می دهد.

منبع:gizmag   

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت