اقتصاد مقاومتي، بهترين و يا شايد آخرين فرصت براي مهندسي ارزش برنامه هاي توسعه منطقه اي است.
نقش مزيت هاي نسبي منطقه اي در توسعه اقتصادي صنايع كوچك ونقش عزم ملي در نهادينه كردن آن به عنوان محور توسعه منطقه اي.
در آينده اي نه چندان دور، در دنياي اقتصاد، نه از رانت خبري خواهد بود و نه از يارانه توليد و تجارت. و بدتر اينكه هزينه آلاينده هاي محيط زيستي را(آنچنانكه هم اكنون در پروتكل هاي مختلف بمانند ريو، هلسينكي و غيره به امضاي همه رسانيده اند)، به صورت فزاينده و از جيب ملت و از منابع در اختيار(مثل حساب هاي بانكي كشورها در نزد خود)، برداشت خواهند نمود. و تنها نقطه اميد توليد و تجارت ملت ها، وابستگي به مزيت هاي نسبي مناطق خواهد بود.
در امر توجه و التزام به رعايت مزيت هاي نسبي منطقه اي در سرمايه گذاريها، گنجانيدن دو اصل بالا دستي زير در سند چشم انداز توسعه ملي و رعايت آنها در برنامه هاي توسعه اقتصادي- اجتماعي، فرهنگي كشور الزامي است:
الف= جايگزيني برنامه ريزي منطقه اي بر مبناي آمايش سرزمين با برنامه ريزي بخشي.
ب= تدوين مكانيزم هدايتي و حمايتي مالياتي مطابق بند الف.
مسلماً بدون داشتن عزم ملي در جاري سازي اين اصل ضروري براي توسعه پايدار ملي، نه تنها برگشت سرمايه گذاريها دچار يك مخمصه جدي خواهد شد، بلكه بيم آن دارد تاثيرسوء برنامه ريزي هاي بخشي و روند متعاقب آن در كشمكش هاي سود جويانه كور در جذب نقطه اي سرمايه گذاريها، بالنهايه منجر به تخريب هر چه بيشتر محيط زيستي و هدر رفت سرمايه ملي شده و معالاً خداي ناكرده ضربه مهلكي به تماميت ارضي كشور وارد نمايد.

نقش مراودات اعتباري در توسعه اقتصادي صنايع كوچك
بدون شك صنايع كوچك در اقتصاد مقاومتي و درون زاي هر كشور از اهميت ويژه اي برخوردار است؛ سبك سازي مراودات اقتصادي اين بخش و برداشتن سنگ هاي پيش پاي آن، افق جديدي را در به ثمر رسانيدن اهداف درون زاي اقتصاد مهيا مي سازد.
در اقتصاد اصلي است كه مي گويند" هر قدر پول در جريان بيشتر بشود، همانقدر تورم بيشتر مي شود". باتوجه به اينكه تورم و توليد در مقابل هم و متضاد هم هستند، پس پول در جريان عملاً باعث سنگيني هزينه توليد شده و سنگ راه توليد و بستر ساز تورم خزنده منتهي به ركود بوده و معالاً هيزم بيار بحران هاي اقتصادي مي شود.
آمار نشان مي دهد كه هزينه سربار پولي در اقتصاد صنايع كوچك كشور از 30% نيز بيشتر است؛ در حاليكه در اكثر كشورها اين هزينه يا اصلاً وجود خارجي ندارد، يا چوله به صفر مي كند. يكي از راه هاي اصلي براي شكستن سد مقابل توليد و تجارت صنايع كوچك در كشور، پرداختن به اين موضوع مي باشد.
از اينرو، اولين سنگ پاي بزرگ پيش روي صنايع كوچك، موضوع تامين نقدينگي و هزينه سنگين سربار آن در جريان توليد است. كه متاسفانه تا كنون نظام پولي كشور بجاي حل اين معضل به طريق اساسي و با استفاده از مكانيزم هاي اصولي كار، نسبت به سنگين كردن هر چه بيشتر بار آن همت گماشته است.(دوستي خاله خرسه!)
چرا كه صنعتي كه مشكل اساسي آن پول است به جاي رهانيدنش از دست آن - اين نكبت توليد و تجارت - با وابسته كردن هر چه بيشتر صنايع به آن، باعث گرفتاري روزافزون اين صنايع نيز شده است.
به قول مولانا: از قضا اسكنجبين صفرا فزود روغن بادام سفتي مي نمود!
تنها راه رهانيدن صنعت و تجارت، به ويژه صنايع كوچك از دست اين بختك، جاري سازي مراودات اعتباري با گسترانيدن يك شبكه خوب طراحي شده و مطمئن است.
شايد مناسب ترين تمهيد مقابل اين پديده شوم، فرايند اعتباري توليد بوده باشد. فرايندي كه توسط آن بتوان هزينه سربار پولي در فرايند توليد را حذف نمود.
البته، مراودات اعتباري در اقتصاد كشور پديده جديدي نبوده و هم اكنون نيز بازاريان با سابقه بين خود به راحتي از اين مكانيزم استفاده نموده و سود مي برند. اما ورود به دايره آنان براي كل صنايع، به ويژه صنايع كوچك و تازه تاسيس ميسر نمي باشد.
ما درصدديم تا نسبت به طراحي و جاري سازي يك سامانه اعتباري همه گير، كه بتواند به راحتي در اختيارهمه صاحب صنعت هاي شريف و مقيد به عهد صنايع كوچك و متوسط قرار داشته و از پشتيباني صندوق ضمانت صنايع كوچك نيز بهره مند بوده باشد، و جاري سازي آن در جامعه عمل نماييم. مسلماً پشتيباني نظام بانكي از اين سامانه و اتصال آن به شبكه هاي منطقه اي و جهاني، در موفقيت و تعالي اين راهكار مفيد فايده خواهد بود.
![]()
افق هاي جديد توسعه صنايع كوچك را دريابيم! اينها نه تنها هزينه بر نيستند، بلكه توام با افزايش اشتغال و رونق اقتصادي، باعث جلوگيري از هدر رفت منابع سرمايه اي و صرفه جويي هاي كلان در سرمايه گذاري هاي ملي مي شود.
شناخت صنعت شبيه سازي (Simulation) و نحوه استفاده و جاري سازي آن در اقتصاد ملي
مقدمه: امروزه شبيه سازي به عنوان يك روش و تكنولوژي، تقريباً بر همگان شناخته شده است. زيرا از بازيهاي رايانه اي گرفته كه بچه هاي كم سن و سال بجاي گل بازي و بازي با اسباب بازيها به وفور در دسترسان قرار دارد، تا مدل سازيها و شبيه سازيهاي بسيار پيشرفته دستگاه هاي Hi-Tech و CNC، چه به شكل ديتايي و چه به شكل انيميشني، همه سطوح اجتماع را به خود مشغول نموده است. در حال حاضر اين پديده از يك تكنولوژي فراتر رفته و خود تبديل به يك"صنعت بالنده با درآمد بسيار بالا" شده است.
اما عليرغم اين همه وضوح و استفاده بسيار سودمند آن توسط جوامع پيشرفته صنعتي، هنوز به عنوان يك "صنعت" درجوامع در حال پيشرفت شناخته نشده و اينگونه جوامع از منافع بسيار بالاي آن بي بهره مانده اند.
ابتدا باید مشخص بکنیم که چرا ما به این پديده، صنعت مي گوييم؟
اگر مروری در معني صنعت داشته باشيم، در لغت نامه دهخدا صنعت به معنی پیشه و هنر آمده است. پس از آنجائیکه، "شبیه سازی، امروزه به عنوان یک پیشه و هنر مطرح است"، به راحتی می توان آنرا یک صنعت نامید. صنعتی که نه تنها یک صنعت مشخص است، بلکه برای دیگر صنایع نیز به عنوان یک زیربنا و بستر قوی و نیز ابزار مورد نیاز کاربرد روزافزون دارد.
ویژگی دیگر شبیه سازی، نقش و تعامل نزدیک آن با صنعت IT و اتوماسیون و در نتیجه تکامل آنها است. با رصد کردن جایگاه و نقش این صنعت در تکامل تکنولوژیکی جهان پیشرفته صنعتی، به راحتی می توان به اهمیت این صنعت بسیار سودمند و کم هزینه در توسعه اینگونه جوامع پی برد.(به عنوان نمونه مرکز شبیه سازی ایالات متحده آمریکا(NCS) در پارک علمی اورلاندوی جنوبی واقع شده است که در آن پارک به غیر از استقرار دانشگاه فلوریدا، تعداد سیصد شرکت شبیه ساز و مراکز آموزش و تحقیق تفنگداران آمریکا و... ارتباط تنگاتنگ دانشگاه و صنعت، مسقر شده اند).
چه ضرورتی برای ترویج این صنعت وجود دارد؟
تجربه نشان می دهد که اکثر طراحیهای عمرانی و اجرایی در مرحله اجرا به کرار نیاز به تجدید نظر و اصلاح پیدا می کنند. این تجدید نظرها اکثراً پر هزینه و بعضاً به دلیل عدم رعایت کلیت طرح باعث انحراف از اهداف اصلی و اولیه طرح شده و از منافع طرح می کاهد.
درصورتیکه اگر شبیه سازی کامپیوتری این طرح ها قبلاً بمانند نقش آن در شبیه سازی یک دستگاه CNC در براده برداری یک قطعه انجام می گرفت، مسلماً نه تنها بخش اعظم این اشکالات در مرحله پیش از اجرا برطرف شده واز هدر رفت سرمایه جلوگیری می شد، بلکه در زمان اجرای پروژه صرفه جویی زیادی را نیز به ارمغان می آورد. البته در حال حاظر نیز بسیاری از طرح های ویژه از این تکنولوژی و صنعت استفاده می کنند. اما استفاده از آن در طرح های عمرانی کلیت و جامعیت ندارد.
حال تصور بکنید در صورتیکه دولت محترم تدبیر و امید(از طریق سازمان برنامه و بودجه)، دستورالعملی مبنی بر اجباری کردن تهیه طرح شبیه سازی کامپیوتری برای کلیه طرح های عمرانی قبل از مرحله اجرا به دستگاه های اجرایی و مطالعاتی ابلاغ نماید، چه اتفاقی می افتد؟
- - نقاط ضعف طرح های عمرانی قبل از اجرا برطرف شده و به طور تقریب حداقل 30%هزینه های عمرانی صرفه جویی می شود- که پیشنهاد نگارنده مبنی بر اختصاص 50% این مبلغ برای تاسیس مرکز ملی شبیه سازی کشور و برای اعتلای این صنعت بسیار سودمند است.
- - صنایع کوچک با تشکیل شرکت های شبیه سازی با کمترین سرمایه، متشکل از جوانان جویای کار فارغ التحصیل رشته های کامپیوتر و صنایع و مکانیک و اتوماسیون و سایر رشته های مرتبط ده ها هزار نفر را به اشتغال مولد مشغول می کند. و بخش اعظم اقتصاد مقاومتی محقق می شود.
- منافع دیگری نیز متصور است. که فعلاً به موارد فوق الذکر بسنده می کنیم.
