چرا سازمان ملل درجه شفافيت transparency را شاخص توسعه يافتگي تلقي مي كند؟
- راه كار جامع براي حل بحران هاي زيستمحيطي چيست؟
- راه كار جامع براي حل بحران هاي پيش روي اقتصادي- اجتماعي كدام است؟
- آيا راه كار جامعي براي حل بحران هاي اجتماعي- فرهنگي متصور است؟
- معضل اشتغال، فقر، بيسوادي، اعتياد، و رهايي و عدم پذيرش مسئوليت اجتماعي جوانان را چگونه مي شود حل نمود؟
- آيا مي شود نهاد خانواده را دوباره بازسازي نمود و نقش آنرا در حيات اجتماعي پر رنگ تر كرد؟
تصور بكنيد همين شهر رقه سوريه كه تازگي از دست داعش آزاد شد را بخواهند بازساري بكنند. راه كار عقلايي چيست؟
- يكي يكي مردم را بياورند تا خانه و كاشانه شان را خود بازسازي بكنند؟
- همه شهر را دولت يا شهرداري تسطيح كرده و با نقشه قبلي و كاداستر قبلي خيابانها و زير بناها را بازسازي و در اختيار مردم بگذارد تا مطابق نقشه بسازند؟
- دولت يا شهرداري طراحي جديدي به منطقه بدهد، محل ديگري را براي اسكان سريع از نو مكان يابي، طراحي و انبوه سازي بكند و جريان زندگي را سريع در آن منطقه برقرار كرده و در سر فرصت به بازسازي شهر و يا انتقال آن به نقطه اي ديگر همت گمارد. (اين روش در بازسازي زلزله هاي بزرگ، حتي در كشور خودمان نيز سابقه تاريخي دارد . مثل بلزسازي شهرهاي سلماس و كاشان).
امروزه برنامه ريزان توسعه منطقه اي با توجه به دست يابي به تجربيات تاريخي، هيچ يك از راه حل هاي ذكر شده بالا را في نفسه قبول ندارند. بلكه پس از جمع بندي نتايج مطالعات جغرافيايي- تاريخي و فرهنگي و نوع معيشت مردم، با استفاده از الگوها و مدل هاي شناخته شده، ارائه راه كار مي كنند. اين راه كار، شامل يك دكترين اجرايي و يك پراتيك است. در اين طرح كليه سئوالاتي كه در بخش اول مطرح نموديم، بايد ملحوظ شود.
دكترين اجرايي، تعريف كليت و اجزاي طرح بازسازي و مهندسي آن(شامل كليه عناصر وعوامل، نيروها و نهادها و شبكه هاي تاثير گذار با مشخص نمودن وزن، نقش و درجه تاثير و مشاركت آنها).
پراتيك، مشخص كردن چيدمان عملياتي آن دكترين.
تازه اين تكنيك كار است. كار قبل از تكنيك به تاكتيك نياز دارد. و آنهم عزم ملي است. بستر ايجاد عزم ملي، شفافيت و روشن گرايي در جامعه است. و به قول معروف" آينه دل را از غبار بروب تا آ نچه ناديدني است آن بيني".
به مجموعه دكترين اجرايي و پراتيك، مدل توسعه مي گويند. همان چيزي كه ما فاقد آن هستيم و هنوز واقف به حياتش نيستيم.
ابن يمين گويد:
آن کس که بداند و بداند که بداند اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند آگاه نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند
