کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ یکشنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن  كجاست؟

به طورمعمول، هر موقع از ورود صنعت به شيوه جديد در ايران صحبت به ميان مي آيد، ياد كارخانه قند  كهريزك در زمان ناصرالدين شاه مي افتيم و مسايل عديده برخورد با آن و مقاومت هاي پر معني، كه گويا براي تصفيه قند از استخوان مرده استفاده مي شده و...تحريم آن و غيره...يا بحث دارُالفُنون و كارهاي بسيار پر ارزش امیرکبیر، كه ابتر ماند.اما شايد ،متاسفانه كسي تا كنون حتي تصوير برداري تاريخي (نه تنها تحليل صحيح اقتصادي – اجتماعي )از وضعيت صنايع كوچك آن زمان كه لباس خويش، وسايل منزل خويش ،وسايل كار خويش ، حتي وسايل دفاعي خويش را، هر چند عقب مانده تامين مي كرد را عهده دار نشده است.و آسيب شناسي واقعي از چگونگي سست شدن شبكه حاكم بر آن ومكانيزم  ناتواني آن دراصلاح و بهبود وضع خود وگرفتاري در تله مرگ كالاهاي وارداتي را به صورت علمي واجتماعي تحليل نكرده باشد، تا راه كار برون رفت از آن را نيز به بحث بگذارد.كارهاي بسيار با ارزشي نيز به مانند كار آقاي احمد اشرف (رئیس سازمان برنامه و بودجه قبل از انقلاب)، "علل كندي و نا پيوستگي تكامل سرمايه داري در ايران"،كه تنها شروع بوده ودر اين مرحله با قيمانده است.نيز فرصت پرداختن به چگونگي مكانيزم هاي فرسايشي يا بر عكس بالنده صنايع كوچك كشور و تهديد ها و نقاط عطف آن را نيافته است.

چگونگي راه اندازي مدرسه  به شيوه جديد توسط  رشدیه ، احداث چاپ خانه  و ساير نهادهاي غربي امروزي، بالمال دانشگاه تهران و ساير موسسات فني- تكنولوژيك ،شرايط و محيط تغيير در وضعيت صنعت كشور، به  ويژه صنايع كوچك را مهيا ساخت.اين تغيير ، در عين حال كه يك تغيير رو به جلو بوده است، ومسلما، دستاوردهاي بسيار خوبي را نيز به همراه داشته است، ليكن به دليل عدم همسازي با زير بناي تاريخي- اجتماعي صنايع كشور و نيز شتابزدگي آن از سويي، و عدم وجود دكترين منسجم توسعه ومدل هاي انتظامي آن ،از سوی دیگر، در مقوله هاي مديريت ،بازار،سرمايه و تكنولوژي از هدف مندي خاصي تبعيت ننموده و حتي رودروي صنايع كوچك با سابقه قرار گرفت و باعث فروپاشي شبكه از قبل موجود شد.(نمونه صنايع فرش ماشيني ، كه نه تنها خود نتوانست رشد بكند، بلكه باعث تخريب فرش دست بافت نيز شد).

در زمان رضا شاه و بعد، با ورود سامانه مستشاران آلماني در نظام كشور ، نسبت به ايجاد شبكه هاي هنرستانهاي صنعتي  ومدارس نظام وانستيتوتكنولوژي ها(كه هم اكنون آموزشكده هاي فني ناميده مي شود)و مدارس عالي وتكنيكوم هاودانشكده هاي فني و بعدها دانشكده هاي تكنولوژي، همت گمارده شد .اين سامانه با نظام آموزشي فني حرفه اي در سطوح مهارتي تكميل مي شد.متاسفانه اين نظام تحت تاثير مديريت اقتصادي نفت محور، عملكرد شبكه اي خود را از دست داده است.

دو عامل موثر ديگر كه در چگونگي رشد صنايع كشور به طوراعم و صنايع كوچك در اينجا، به طور اخص تعيين كننده بوده است، به ترتيب اصلاحات ارضي ودرآمدهاي نفتي را مي توان بر شمرد..اين دو عامل چنان تاثيري در تغيير مسير حركتي اقتصاد كشور،و به تبعيت از آن صنايع كوچك داشتند ، كه كلا مسير تاريخي رشد آن را دگرگونه ساختند.اين دو عامل مزيت هاي نسبي توليد كشور را دچار بحران نموده و شبكه آن را بهم ريخت.

عامل ديگر موثر در چگونگي رشد صنايع كوچك كشور در دوره هاي اخير، انتخاب روش رشد قطبي صنايع كشور ( تعيين قطب هاي رشد صنعتي ، از جمله اهواز، اصفهان ،ارااك،تبريزو....)در دوره محمدرضا شاه بود.اين امر نيز تاثير خاص خود را داشت كه بايد به نوبه خود بررسي شود.هر چند كه اين روش نيز خود مطابق طراحي اوليه پيش نرفت و هم در دوره قبل از انقلاب و هم در دوره بعد دچار تغييرات زيادي گرديد.

كشت و صنعت هاي بزرگ نيز تاثير خاص خود را در چگونگي رشد صنايع كوچك در دوره هاي اخير داشته است.

تحريم هاي خارجي بعد از انقلاب ، و جنگ تحميلي دو عامل تعيين كننده ديگر در روند رشد صنايع كوچك كشور بوده اند.

عامل تعيين كننده بزرگي، كه هم اكنون صنايع كوچك كشور را به چالش كشيده است ، موضوع WTO وجهاني سازي است. متاسفانه فرصت سوزی که در آستانه GATTداشتيم و كشورمان نتوانست از زمان استفاده بكندودر نتيجه، صنايع كشورمان نتوانستندخود را با آن انطباق بدهند .(در دوره هاي اخير عليرغم آزاد سازي بي مهابانه  ورود كالا هاي خارجي به بازار داخلي، نه تنها هيچ گونه تمهيداتي در راستاي ورود كالاهاي كشورمان به بازارهاي جهاني و تسهيل ارتباطات جهاني نشد ، بلكه در اصلاح ساختارسامانه هدايتي صنايع كوچك كشور ، از طريق تدوين مدل مناسب و روش هاي خاص خودنيز اقدامي موثر نگرديد .سياست هاي تشويق صادرات دولت نيز، عليرغم ناقص بودنشان، بيشتر شامل تجار و بازرگانان شده است تا صنعتگران.

عدم وجود يك شبكه كارا و سريع فاينانس ( حمايت مالي) و بالا بودن نرخ بهره و هزينه هاي مالي،به دليل عدم ارتباط صحيح با بازارهاي مالي و سرمايه اي منطقه اي و جهانی، تير خلاصي است بر پيكره صنايع كوچك كشور

در نهايت ، به دليل عدم وجود جايگاه اجتماعي- اقتصادي و سياسي- فرهنگي صاحبان صنايع كوچك در ساختار قدرت سياسي كشورو عدم وجود تشكل سالم و قوي وجا افتاده تاریخی، دفاع از اين طبقه مولد را جدا مورد مخمصه قرار داده است.     

(خانه مشروطیت تبریز)

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت