کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

دولت، خرگوش را با ارابه مي گيرد!!!

اين يك مثل مشهور آذري است.در اين مثل ، منظور از دولت ، حكومت است.اين بدان معني است كه دولت يا حكومت ، به دليل اشرافيتي كه در جامعه دارد ، در صورتي كه بخواهد كاري را انجام دهد ،آن كار را به صورت كامل و عمومي تر انجام خواهد داد.

خدايا به دولت ها توانايي خدمت گذاري نيز عطا فرما!!!

نگارش در تاريخ شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

به نظر شما گردش كار صحيح در يك جامعه رو به ترقي چگونه بايد باشد؟!

بشر، از بدو پيدايش، به دنبال راهكارهاي مناسبي بوده است. تا هر چه بهتر زندگي اجتماعي خود را سرو سامان بدهد.نگاهي به تاريخ تحول وتطور انديشه مديرت درجوامع مختلف بشري، اين مدعا را به اثبات مي رساند.

از اينرو علم تاريخ را، كه مادرجامعه شناسی است، كشف كرد. ومكانيزم و دينامیزم آنرا دريافت.

با ورود به عرصه انتظامي تحقيق و تفحٌص، به وضوح دريافت كه اجتماع موجود زنده اي است؛ تابع قوانين عملكردي ويژه خود.

از زمان هاي قديم، متفكران مدل ذهني مناسب زندگي بشري را در اذهانشان پرورانيده و ارائه نموده اند. از معروفترين آن ها مي توان به مدينه فاضله utopiaی افلاطون اشاره نمود كه در آن كار به عنوان تفريح انجام مي شد و طبقه متفكر و اليت به عنوان رهبران آن جامعه مفروض، امر هدايت و رهبري را عهده دار بودند. در طول قرن ها و اعصار، حاشيه هاي مختلفي نفياً و يا اثباتاً برآن ها زده شده است.اما هيچ وقت اصل موضوع نفي نگرديده است.

بشر در راه پيدا نمودن اين مدينه فاضله، از هيچ كوششي فرو گذار نكرده است. تفكر دست يابي به مدينه فاضله، خواب و بيداري وي را پر نموده است. اما بر سر نحوه رسيدن به آن (مدل ذهني) هميشه به صورت عيني جنگيده است. ريشه تمامي لشكر كشي ها و جنگ ها و مبارزات بر سر آن بوده وخواهد بود. اما مثل اينكه شاعر ما خوب گفته است:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

                                             چون  نديدند  حقيقت  ره  افسانه زدند

ابن خلدون(Ibn Khaldun)بنيان گذار علم جامعه شناسي، عقيده دارد كه هرم قدرت جامعه، هرم طبقاتي است. در گذشت زمان طبقه حاكم فربه شده و طبقات پائين تر ضعيف تر مي شوند. درنتيجه طبقات پائين بر آن ها شوريده و خود بر مسند قدرت تكيه مي زنند. و اين دورو تسلسل ادامه دارد.

اما، به نظر مي رسد دوران انقلاب ها به سر آمده است!!! زيرا شبكه تار عنكبوتي جهان گستر، نه تنها فاصله طبقاتي را به هم ريخته است، بلكه به سرعت جامعيت خود را بر رهبران تحميل مي كند.

در فرايند جديد، جايگاه رهبران(به عنوان تصميم گيران)، اليت(به عنوان تصميم سازان)، مجريان(به عنوان بروكرات ها و تكنوكرات ها)، وعوامل كار(شامل كاركنان وكارگران)در روند كار تعيين و تعويض مي شوند. در نتيجه هر كس خود را با آن انطباق ندهد، از چرخه خارج مي شود. به نظر مي رسد روح ( ديناميزم ) جديدي بر جامعه انسان ها حاكم شده است.

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

حفره سد مونتی سلو در کالیفرنیا 

این حفره سر ریز سد مونتی سلو در ناپای کالیفرنیامی باشد ( بزرگترین حفره سرریز سدهای جهان). ظرفیت سر ریز این سد ۱۴۷۵۲ مترمکعب در هرثانیه است. (این عکس تزیینی است).

                                                                                                                                                

۱- فكر مي كنيد، در كشورهاي جهان سوم ،چند در صد از اهداف از پيش تعريف شده پروژه هاي بزرگ، پس از اجرا ، محقق مي شود؟

2- فكر مي كنيد، چند در صد ظرفيت ماشين آلات نصب شده در عرصه هاي مختلف توليدي و خدماتي در كشور فعال هستند؟ و دوره بازگشت سرمايه آن ها چقدر است؟ آيا اين دوره از توجيه اقتصادي- فني بر خوردار است؟آیا مالیات این ضرر را نسل های آتی نخواهند پرداخت؟

در اهداف و روش های پيش بيني شده پروژه هاي سد سازي ، سه موضوع عمده در نظر گرفته مي شود:

الف- آبخیزداری.يعني تراس بندي حوضه آبريزوپوشش گياهي مناسب و دادن الگوي مناسب براي اسكان انسان به همراه مشخص نمودن فعاليت وي ، جهت حفاظت از آب و خاك. كه در اثر اين حفاظت ، گل و لاي روان نشده و پشت سدها پر نخواهد شد. كنترل سيلاب ها نيز بدين طريق انجام مي پذيرد.وتغذیه آبخوان های زیر زمینی.

ب- توليد برق آبي يا هيدروالكتريسيته، يعني احداث سدهاي آب گير پائين دست و تجهيز آن ها به توربين هاي توليد برق ؛ به طريقي كه در موارد مصرف بالاي برق(پیک مصرف)، همه توربين ها كار مي كنند ودر مواقع ديگر با استفاده از برق اضافه شبكه پمپاژ عكس(يعني ذخيره به پشت سد ها) انجام مي گيرد. بدين ترتيب حد اكثر استفاده از انرژي رانشي آب جهت توليد برق مي شود.

ج- احداث كانال هاي پايين دست سد ، براي آب رساني به زمين هاي كشاورزي و مصارف ديگر.

بررسي بفرماييد ، چند درصد اين امور محقق مي شود؟!

در مورد سئوال دوم نيز همين بس كه مطابق آمار رسمي چند سال پيش وزارت اسبق صنايع سنگين، ظرفيت اسمي ماشين آلات نصب شده در صنايع كشور برابر با ظرفيت اسمي ماشين آلات نصب شده در كشور آلمان رقم زده شده بود!!!

خودتان حدس بزنيد!!!

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 

 

اگرمقوله توليد را به صورت سمبوليك به شكل يك ماشين تراش تصور بكنيم، اجزا آن چه خواهد بود؟

1-پايه ماشين، كه يقينا مزيت نسبي اقتصادي ، يا پاي مقاوم توليد را تشكيل خواهد داد.

2-ستون ها ونيروي محركه و بستر ماشين، بي شباهت به زير بناهاي مورد نياز توليد نخواهد بود.

3-واما سه نظام ، كه گرفتن قطعه كار به عهده آن است ،شامل بازار،سرمايه وتكنولوژي خواهد بود.هر قدر قطعه كار بزرگتر،سه نظام بزرگتر!!!

4-تكنسين تراش كار،كه مديريت و نيروي انساني توليد را تشكيل ميدهد.

بازار ،سرمایه و تکنولوژی در حقیقت یک منشور است از سه زاویه دید یا به سخنی مثلت زرین تولید. 

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر
 

 آیا یک ملت به نان نیاز دارد؟

آیا یک ملت به مسکن نیاز دارد؟

آیا یک ملت به کار نیاز دارد؟

آیا یک ملت به بهداشت ودرمان نیاز دارد؟

آیا یک ملت به آموزش نیاز دارد؟

آیا یک ملت به امنیت نیاز دارد؟

آیا یک ملت به آزادی نیاز دارد؟

آیا یک ملت به ...... نیاز دارد؟

به نظر میرسد، آحاد ملت به همه این ها نیاز دارد.یا به قول پیغمبر اسلام(ص) "نعمتان مجهولتان،الصحت والامان" دو نعمت در بین مردم مجهول است صحت بدن و امنیت.

اما همه این ها را، آحاد ملت نیاز دارند؛ ملت چه می خواهد؟

ملت ، برای اینکه ملت بشود ، در طول تاریخ از جان خود، از مال خود و ازحیثیت خود نيز مايه گذاشته و مي گذرد.

به نظر مي رسد ، آنچه ملت مي خواهد فراتر از اين هاست!

براي نشان دادن سمبليك آنچه ملت نيازمند آن است، آنتن ماهواره اي را در نظر گرفته ايم كه امواج عظمت و بزرگي را از آسمان ها دريافت مي كند(پس آنچه يك ملت به آن نياز دارد ، در واقع  عظمت ملي است ؛ يا به سخني ديگر، اعتبار ملي).

اين سكو ، يا همان آنتن دريافت امواج، روي سه پايه اي نصب است:

پايه اول،" قدرت"؛ كه همان قدرت سیاسی است. و سرچشمه آن هم دلي ملت و حاكميت است. يا بهتر بگوييم، پايگاه مردمي حكومت.

پايه دوم،"مكنت"؛ كه همان قدرت اقتصادي است. ونه لاجرم ثروت، بلكه اعتبار اقتصادي.

پايه سوم، "حشمت يا شوكت"؛ كه همان قدرت اجتماعی است. و سرچشمه آن توانمندی جامعه در حفظ حرمت انساني است. به سخنی دیگر درجه ادب اجتماعی و یا احترام يكسان آحاد ملت در برابر قانون.

 بد نیست در اینجا اشاره ای داشته باشیم به مقاله آقای دکتر رشیدی درج شده در اطلاعات سیاسی-اقتصادی:

"سرمايه اجتماعي (social capital) كه سطح هماهنگي و همدلي مردمان در يك جامعه را نشان مي دهد، ارزشمندترين سرچشمه خوشبختي رواني و مادي جامعه مدني شناخته شده است.

سرمايه اجتماعي اگر چه يكي از هشت محوري است كه بر سرهم درجه رفاه، رونق و خوشبختي مردمان در يك جامعه را تعيين مي كنند (هشت محور اقتصاد، كارآفريني يا فرصتها، حكومت مداري، آموزش، تندرستي، امنيت و مصونيت، آزاديهاي فردي و سرمايه اجتماعي) ولي سرمايه اجتماعي برآيند و چكيده منعكس كننده همه متغيرهاي ديگر است. سرمايه اجتماعي برپاية درصد شهرونداني كه داوطلب كار اجتماعي هستند، به سازمانهاي خيريه كمك مي كنند و حس مي كنند كه به هنگام نيازمندي مي توانند به خانواده و دوستان خود متكي باشند برآورد مي شود و خود با اندازة آزاديهاي فردي (آزادي دين و مذهب، درجه تحمل مهاجران و اقليتهاي قومي و نژادي در سطح ملي) پيوند دارد و اين هر دو به وضع اقتصادي جامعه و حكومت مداري در جامعه مرتبط است."

نگارش در تاريخ شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

توسعه (Development) را به معني بهبود وضع يك جامعه در دوره زماني مشخص ودر تمامي شئونات تمدني و فرهنگي مي توان ذكر نمود. معمولا در اثر اين فرايند فاصله طبقاتي كوتاه تر شده ورفاه وتامين اجتماعي در دسترس همگان قرار مي گيرد.فاصله پيشرفت مكاني نيز ، از قبيل فاصله شهر و روستا و مركزيت و پيرامون، به حداقل خود تنزل پيدا مي كند. انسجام ملي تقويت شده و در نتيجه آن عظمت و اعتبار ملت تحقق پيدا مي كند.توسعه يك موجود زنده و ديناميزم دارد، در نتيجه نيازمندزيستگاه ويژه خود است؛ اگر آن را فراهم آوريم اسكان مي يابد و زاد و ولد مي كند.روح توسعه در اين جمله نهفته است :الجار قبل الدار(يعني پرداختن به دور و بر و همسايه ، قبل از خود) چقدر زيباست!... در صورتيكه همه اينگونه فكر بكنند و به آن حرمت نهند، همسايه اي نخواهد ماند! همه اهل منزلند!!! سازمان ملل ،اخيرا، شفاف سازي (Transparency)را يكي از اصول اوليه توسعه قلمداد كرده است. در پرتو شفاف سازي توسعه مي تواند اتفاق بيافتد و زنده بماند. بر عكس آن ، اشرافيت سم مهلك براي حيات توسعه است؛ كه با رو پوشاني همراه است.به سخنی توسعه را رشد موزون می توان نامید.

 رشد (Growth)را به معني بهبود مقطعي و منقطع يا بخشي، معني كرده اند. اين فرايند فاقد جامعيت است.ومعمولا ماليات آن را ساير بخش ها يا اقشار مي پردازند.به هم ريز شدن طبقاتي و فرهنگي واختلاف سطوح مكاني پيشرفت(مثل تفاوت شهر و روستا ) توسط اين فرايند به اوج خود مي رسد .در نتيجه ، هجوم روستائيان و شهرهاي كوچك به كلان شهرها و مادر شهرها اتفاق افتاده و با رها شدن ظرفيت هاي پايين توسعه (به مانند زمين هاي كم بهره ده و...) سرمايه ملي و حفاظت شده در طول نسل هاي مختلف فرسايش پيدا نموده واز بين مي رود. تبعات سوء اجتماعي _ سياسي و فرهنگي فرايند رشد ،در صورت عدم كنترل آن ،فراتر رفته و حتي انسجام ملي را نيز زير سئوال مي تواند ببرد. روش هاي استعمار نو همه بر مبناي محوريت فرايند رشد طراحي شده اند. به دليل سرعت عملكرد و بخشي بودن اين فرايند، تكنولوژي هاي بومي زير پا له شده وسرمايه ملي بدون برگشت هزينه نا بود مي شود. طبقه تازه به دوران رسيده ناشي از عملكرد آن نيز ،تثبيت وضع موجود را به نفع خوددانسته و در اين طريق از هيچ ترفندي فرو گذار نمي شود.

نگارش در تاريخ یکشنبه پانزدهم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

هر دو.....

سيليس، چهل درصد حيات را تشكيل مي دهد. سيليس عامل استحكام رگ ها ، استخوان ها وقلب است. سيليس  درحيات  گياهان  نيز نقش  بسيار  مهمي  ايفا  مي كند.سيليس در جذب مواد توسط گياهان به آن ها كمك مي كند وباعث مقاومت آن ها  در  مقابل  شوري  مي شود. سيليس قابل جذب  در گياهان  و حيوانات " سيليكون("Silicon)ناميده مي شود.

آب سر چشمه ها حامل انرژي رانشي، به خاطر عبور از لايه هاي سيليسي كه سيليكوم را در خود جذب نموده است، در صورت مصرف بسيار سودمند بوده و تاثير تقويتي دارد.

پروفسور " هانگر باخ "آلماني اين موضوع را براي اولين باركشف نمود.او دريافت كه اين خاصيت آب سر چشمه ،پس از طي مسير كوتاهي ،به دليل پليمره شدن ، از بين مي رود.او معتقد است، "هيچ آبي در بطري  معدني نيست!" ايشان موفق به توليد نوعي سيليكوم با فرمول (ارتو ميكرو سيليسيك اسيد ) شده است ،كه حق ثبت خود را جهت توليد نوعي كود كشاورزي به شركت روام شيمي بلژيك واگذار نموده است.نوع ديگري از فرمول مذكور،هم اكنون ،به صورت قطره قابل مصرف بيماران قلبي در داروخانه هاي بلژيك به فروش مي رسد.

حالا مي فهميم ، چرا چوپان ها قوي هيكل ، با استخوان بندي درشت و سالم هستند!

بیایید بزنيم به كوه!

نگارش در تاريخ شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 سال هاپيش دوست فرزانه ام جناب آقاي مهندس فروغي نقل مي كرد كه فرزند6-7 ساله اش (فاطمه خانم که حتما اکنون برای خودش خانمی شده وخدا حفظش بکند)سوالي را مطرح كرده است خيلي عجيب:

”آيا كاري كه ما در كره زمين انجام مي دهيم مثلاً سد مي زنيم، قنات درست مي كنيم، معدنها را استخراج مي كنيم، بي شياهت به كارباكتريها در داخل بدن نيست؟!‌ آيا كره زمين يك موجود زنده نمي تواند باشد؟ آيا باكتريهايي كه در داخل بدن فعاليت مي كنند، مي توانند اشرافيت داشته باشند كه در داخل يك موجود زنده در حال فعاليت هستند؟!!

هر چند كه مطرح نمودن اين مسئله توسط آن فرزند برومند از هوشياري ايشان و تربيت صحيح رفيق عزيزمان نشأت مي گيرد،(كه جاي بسی تحسين رادارد)، ليكن گرفتن اين موضوع نيز به باز بودن گوش دل نياز دارد.بايد امواج را گرفت و تمرين كردكه دريچه دريافت اين امواج هميشه باز بماند.

چشم دل باز كن كه  جان بيني                          

                                           آنچه  ناديدني  است  آن بيني

خوب، اگر يك درصد هم غلیان فکری اين فرزند برومند صحيح بوده باشد كه بنظر نگارنده صد در صد صحيح است و در آن شك نمي شود كرد ، گویای این نظریه است که جان هستي شامل كليت است، همانگونه كه شامل جزئيت نيز هست- يا به سخني:" وحدت در كثرت و كثرت در وحدت" ( مثال بارز آن اطلاعات ژنتيكي موجود در يك سلول از بدن كه عيناً حامل مجموعه اطلاعات ژنتيكي آن بدن است و امروزه پايه علم Tissue culture يا كشت بافت را تشكيل مي دهد؛ همان زايش سلولي كه از يك سلول عين همان موجود را مي توان باز آفريد و ساليان سال است كه اين امر توسط بشر روي زمين در بخش كشاورزي انجام مي پذيرد و متأسفانه در حال پيشرفت به طرف حيوان و انسان نيز است. چرا متأسفانه، زيرا به نظر مي رسد نقصان اشرافيت بشر به مكانيزمها و ديناميزم هاي حيات، حق ورود وي به داخل ماتريس حياتي را محدود ساخته و بشر در اين امر و بقيه امور مربوط به هستي و چرخه طبيعت بايد با حزم و احتياط ورود پيدا بكند و الا حيران و سرگردان خواهد شد و خوشبختي را گم خواهد كرد).

آقاي" ويل دورانت" در مقدمه مجموعه با ارزش تاريخ تمدن مي نويسد: شايد بشر تنها در روزگاري به فرزانگي دست يافته بود كه به شكار مي پرداخت و موقعي كه گرسنه مي شد شكار مي كردو موقعي كه سير مي شد از شكار دست مي كشيد . البته ايشان با ظرافت ، محدوده كار بشر را (يعني تمدن) را بين دو يخبندان ذكر مي كند!!! پس خوشبختانه اول و آخر كار وي به دو يخبندان محدود  مي شود. و الا چه مي كرد اين موجود چموش؟!!

باز به نظر مي رسدطرفداران محيط زيست،بهتر درك مي كنند. احسنت بر آنها!!!

چه خوب خواهد شد روزي كه به طبيعت ( يعني مادر خود) حرمت بگذازيم؟! و آغوش گرم آنرا هميشگي درك بكنيم؟!  و خداشناسي پيشه بكنيم و آب و خاك و باد(هوا) و آتش(انرژي) را نه مثل قدما خدا بشماريم، بلكه آن ها را جلوه هاي خدا بشماريم و حرمتشان بگذاريم!!

آب را گل نكنيم.....

نگارش در تاريخ سه شنبه دهم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

ا   ابتدا لازم است تعاريفي از صنعت كوچك، توسعه صنعت كوچك و راهبرد حاضر را بدست دهيم.

صنعت كوچك : منظور از صنعت كوچك،« صنايع  بمقياس كوچك » است. يعني بخشي از صنعت كه در كارگاههاي كوچك و محيط هاي كاري مشخص با تعداد نفرات حداكثر تا 50 نفر مشغول توليد مي باشند (در ایران والبته این تعریف جامعی نمی باشد). امروزه، با توجه به تعريف صنایع کوچک در جامعه ی جهانی محدوديت سطح تكنولوژيكي، از نظر كاربر بودن و سرمايه بر بودن آن و شبكه گسترش آن از بين رفته و نيز شامل صنعت توريسم، حمل و نقل، خدمات صنعتي و IT نيز مي شود. با این تفاسیر، درایران امروزی نیز ضرورت بازنگری اساسی در تعریف صنایع کوچک و انطباق آن با تعاریف بین المللی بیش از پیش احساس می شود. 

          در بسياري از كشورها، تعريف صنعت كوچك شامل محدوده صنايع ميكرو، يعني صنوف توليدي و نيز متوسط، يعني صنايع تبديلي نيز مي شود. و اصطلاح SME ها بمعناي صنايع كوچك و متوسط مي باشد.

برنامه توسعه صنايع كوچك: توسعه صنايع كوچك بدليل گستردگي آن در سطح كشور، تاثير آن در مسائل اجتماعي– اقتصادي و فرهنگي، از جمله اشتغال و فرهنگ توليد، در اكثر جوامع پيشرفته و در حال توسعه صنعتي بصورت ويژه مد نظر قرار گرفته است. دولتها براي توسعه صنايع كوچك، با اتخاذ رويه هاي الگوئي و حتي مدل توسعه در حمايت اين بخش بعنوان بخش محوري اقتصاد از همديگر سبقت مي جويند. توسعه صنايع كوچك، امروزه يعني تكنولوژي توسعه صنايع كوچك. سازمان ملل نيز، بويژه بخش توسعه صنعتي آن  UNIDO  در انتقال اين تكنولوژي روشهاي ويژه اي را تدوين نموده است .

رويه حاضر، بعنوان ديدگاه جامع در راستاي توسعه صنايع كوچك كشور:

          سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران، پس از ادغام اين دو سازمان در سال 138۴، مطابق قانون، مسئوليت برنامه توسعه صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي را در سطح ملي و بصورت جامع عهده دار گرديده است. ليكن تفكيك وظايف صنايع كوچك از ساير بخشهاي وزارت صنايع، یعنی آن قسمت از وظایفی كه تاكنون سازمانهاي استاني وزارت صنايع و معادن عهده دار هستند، هنوز انجام نگرفته است. با انجام تفكيك وظايف، سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران و شركتهاي تابعه كه در استانها عملكرد دارند، وظيفه مند امر خطير توسعه صنايع كوچك كشور مي شوند. از اينرو دست نوشته حاضر به عنوان راه كار پيشنهادي براي زمينه سازي تدوين « مدل جامع توسعه صنايع كوچك كشور » ارائه می شود.

طرح مسئله :

          در بررسي عملكرد سازماني صنايع كوچك و متوسط در كشورهاي پيشرفته صنعتي و نيز در حال توسعه، چه اين كشورها اروپائي بوده باشند و چه آسيايي و چه مربوط به كشورهاي اسلامي، همچنين در روشهاي توسعه اي UNIDO، كه طبيعتاً درتجربه موفق خيلي از كشورهاي اخير نيز دخيل بوده است، يك وحدت رويه  قابل توجه است. اين وحدت رويه شامل موارد ذيل مي باشد.

1-  سهم صنايع كوچك در اقتصاد ملي تعيين گرديده و تعريف شده است. و نحوه حمايت از آن بصورت يك استراتژي تدوين گردیده است. در اين استراتژي چادر حمايتي دولت در مقابله با بادهاي گرم و خشك و سرد و يخبندان ناسازگار موسمي منطقه اي و جهاني بنحوي برافراشته شده است كه باعث تقويت بنيه آنها شده و بتوانند در مقابله با نابسامانیهای اقتصادی پایداری كنند.  اين چتر بيشتر از آنكه بصورت كمك مستقيم دولت بوده باشد، كمك مكانيزمي است و در اكثر كشورهاي موفق از يارانه هاي نفتي خبري نيست.

2-  سازمان بسيار منظمي كه نمايندگي تام الاختيار آنها تا كوچكترين نقاط گستره سرزمين در دسترس است، با كمترين بروكراسي ممكنه  كار  آموزش، هدايت، سازمان دهي، نظارت و حمايت از صنايع كوچك را به توسط شبكه اي از سازمانهاي عرضي عهده دار مي باشد. اين سازماندهي شامل عناصر بازار، سرمايه و تكنولوژي و مديريت مي شود.

3-  ارتباط ارگانيكي بين پايگاههاي مربوط به توسعه بازار، حمايت مالي و حمايت تكنولوژيكي با شبكه سازيهاي مختلف انجام مي گيرد .

4-  در تمامي شئونات اقتصادي– اجتماعي از جمله در عقد قراردادهاي بين دولتها و پروتكلهاي همكاري آنها و سياست گذاريهاي مالي- سرمايه اي، تكنولوژيكي، تنظيم بازار و نحوه ورود به بازارهاي منطقه اي و جهاني و روابط متقابل و نيز آمادگي براي ورود به Wto، سياستهاي حمايتي برنامه توسعه صنايع كوچك ملحوظ نظر قرار گرفته و از هر گونه تنش پرهيز مي شود.

بطور خلاصه : 

          برنامه توسعه صنايع كوچک ، همان « تئوري » توسعه صنايع كوچك است . «دكترين توسعه صنايع كوچك » بر اساس يافته و تجربيات ديگر كشورها منطبق بر سياستهاي اقتصادي كشور عمل مي كند. برنامه توسعه صنايع كوچك قوانين كاربردي آنرا مي يابد و دكترين بر اساس اين يافته هاي علمي، رهنمودهاي كاربردي توسعه صنايع كوچك را تبيين مي كند. دكتر ين از ارتباط نزديكي با راهبرد برخوردار است ؛ زيرا راهبرد، چكيده عملي دكترين است. و بنابر اين راهبرد كه از دكترين صنايع كوچك استنباط شده است، پس از تلفيق با ملاحظات اقتصادي، يك راهنماي كاربردي در صحنه عمل محسوب مي شود.       

كار تدوين و راهبري دكترين توسعه صنايع كوچك، توسط ستاد مركزي سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران انجام مي شود. ستاد سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران، مغز متفكر صنايع كوچك بشمار مي آيد. تبديل تصميمات و اولويتهاي اقتصادي در حوزه بخشي به توانمنديهاي صنعت كوچك از طريق اين ستاد صورت مي گيرد. در حقيقت در تعريف وظايف اين سازمان، كمترين بار فعاليتهاي اداري بايد در نظر گرفته شده و در عوض بر امور « انديشه محور » تاكيد گردد.

          بطور كلي كادر ستاد مركزي با نخبگان در حوزه صنايع كوچك و اصلي ترين نظريه پردازان اين تكنولوژي باید تكميل شود. اين ستاد مي بايست نهاد نوآوري و پيشتازي در استفاده از فناوريهاي نوين بوده باشد. استفاده از فناوريهاي نوين از جمله IT و GISوMISوسايرامكانات شبكه اي در اولويت ابزاري اين ستاد بوده و از تمامي رويكردهاي تكنولوژيك بايد استفاده شود.

در تبيين جايگاه اين ستاد مي توان به وظايف زير اشاره نمود :

. شناسائي نقطه ضعفهاي صنايع كوچك كشور و تهديدهاي آن در كمترين زمان ممكن و ارائه پيشنهادات لازم در برطرف نمودن آنها.

. مطالعه تجربيات راهبردي كشورهاي ديگر با هدف شناسائي روندهاي توسعه صنعتي و روندهاي فني نوين.

. برنامه ريزي در خصوص نحوه استفاده از نيروهاي توسعه اي صنايع كوچك و ساير عناصر ساختار قدرت ملي در برنامه توسعه صنايع كوچك.

. ارتقاي ديدگاه، روشها و شيوه هاي توسعه صنايع كوچك با مطالعه تجربيات نقادانه ملي و تجربيات ديگر كشورها.

. مطالعه ماهيت وجودي صنايع كوچك آينده جهان بر پايه تحليل تهديدات پيش روي و تعيين روند توسعه صنايع كوچك در گستره سرزمين با درك مزيتهاي نسبي اقتصادي منطقه ای( ملي فكر كردن و منطقه اي عمل نمودن ).

. اعمال فرماندهي، فرماندهي مشترك و اجراي عمليات ويژه و نگارش سناريوهاي عملياتي مرتبط با نگاه به آينده و رقابتهاي اقتصادي اخير.

 . ارتقای نحوه تعامل و هماهنگ سازي فعاليتها ميان نيروها و عناصر(شامل سازمانهاي معين) توسعه صنايع كوچك كشور و ساير عناصر قدرت، و توسعه روالهاي مربوطه.

. ويرايش و نگارش دكترين توسعه صنايع كوچك كشور.

. توجه به شاخص زمان جهت كارآمد سازي فرماندهي و كنترل برنامه توسعه صنايع كوچك كشور.

در تدوین این متدولوژی از روش و راهکارها و رویکردهای ارائه شده در کتاب" فرماندهی و کنترل در شوروی سابق"، ترجمه و تدوین سازمان صنایع دفاع ایران استفاده شده است.

نگارش در تاريخ دوشنبه نهم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

زيست گاه حيات ، دعوت كننده حيات است. زيست گاه توسعه را اگر  فراهم سازيم،توسعه مي آيد!!!

و نه تنها سكونت اختيار مي كند، بلكه زاد و ولد نيز مي كند.

مولانا مي فرمايد:

آب كم جوي ، تشنگي آور به دست

                                                  تا  بجوشد  آبت از  بالا  و پست

اين همان خواست غير مستقيم، يا با واسطه است، يعني بدون ساختن و پرداختن شرايط لازم، امكان رسيدن به مطلوب وجود ندارد. در صورتي كه هم،اگر قبل از مهيا نمودن شرايط هدف بدست آيد،ديري نخواهد پاييد كه از دست خواهد رفت و جز رسوايي عايدي نخواهد داشت (به مانند ارثي كه به فرزند زحمت نكشيده و کم فراست برسد).

خواست غير مستقيم بهترين تمناست و طبيعي ترين آن هم است.تا به دنبالش هستي مي رود، و چون برگشتي، مي آيد.اين راز حيات است. با صبر  و طماَنينه وبا پيگيري ودر عين حال معقولانه و پركارومستمر. سعدي گويد:

اسب تازي دو تك رود به شتاب

                                            شتر آهسته مي رود شب وروز

شبكه زيستگاه حيات توسعه عبارت است از:

1-   اتمسفر (يا جو كه روابط و مناسبات اجتماعي- اقتصادي وفرهنگي- سياسي نقش آن را بازي مي كند.در اين قسمت لايه هاي مختلف روابط و مناسبات ،شامل منطقه اي، كشوري و بين المللي مد نظر است و قوانين وعرف و توافق نامه ها ومعاهده ها ودستورالعمل ها و غيره را شامل مي شود.

2-    آب و هوا(Climate )، كه نقش آن به عهده فرهنگ شامل طرز تلقي ها، گرايش ها و چالش هاي فرهنگي است. برانگيختن رقابت صحيح  به جاي تقابل فرهنگي و اتكاي به نقاط هم گرا به جاي نقاط واگرا (انجام كار فرهنگي) نه تنها در تلطيف آب و هوايي توسعه نقش به سزايي دارد،بلكه به عنوان بستر سازمعنوي توسعه عمل مي كند.

3-    خاك(Soil)، امكانات مادي كل جامعه نظير امكانات طبيعي – جغرافيايي و منابع نيروي انساني در اين تشابه زيستي نقش خاك را بازي مي كنند؛يعني بستر فيزيكي توسعه .

تا اين زيستگاه براي توسعه مهيا نشود ، هر گونه هزينه كرد هدر رفته و تبديل به هزينه سرمايه اي نخواهد شد.دكترين توسعه بايد با ملحوظ نظر قرار دادن اصل فوق تدوين و اجرايي شود. 

نگارش در تاريخ شنبه هفتم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

باز بيائيم سراغ لغت معني

گفتيم كه در جوامع جهان سومي، معاني ومفاهيم پنهان شده است(يعني misunderstanding).ودراثرآن ،درنتيجه كلي گويي وگنگ بودن ومشخص نشدن اهداف وروش ها ورويكرد ها، ساختار اقتصادي نيز بهم ريخته است(misplacing). اقتصاد تك محصولي نيز بر آن افزوده و قوز بالا قوز شده و در تثبيت شرايط اينچناني موثرافتاده است.

درست به همین دليل، اين گونه جوامع فاقد دكترين توسعه هستند. تا چه برسد به پراتيك! به نظر نگارنده همين مسئله در اروپاي قرون وسطائي نيز به دليل تسلط يك صد ساله سوفسطائيان اتفاق افتاده است. امری كه حركت سنگين رنسانس توانست آنرا اصلاح و مهار بكند. و درجهان سوم، لازمه آن حركتي نومي باشد كه ضرورت انجام آن هم اكنون درميهن عزيزمان در جامعه و درحوزه ها ودانشگاه ها احساس مي شود.اين حركت، در نهايت با تبديل شدن به يك نهضت فرهنگي عمومي، مي تواند موضوع قالبي شدن و تهی شدن مفاهيم از درون را به بحث وحلاجي گذاشته وسنگ بناي اصلاح ساختارفرهنگي- اجتماعي(شبكه وزيربناي مورد نيازتوسعه)رابنا نهد. زيرا توسعه يك امر فرهنگي است و"جامي" گوید:

ذات  نایافته  از هستی، بخش

                                   چون تواند که شود هستی‌بخش؟

وفرهنگ است كه تئوري، درنتيجه دكترين وپراتيك توسعه را طراحي وارائه نموده وبه اجرا درمي آورد.

در بحث هاي پيشين،بعضي ازمفاهيم را واكاوي كرديم.دراين جا قصد داريم كه دو اصطلاح مكانيزم وديناميزم را، كه درجامعه ما به معني عكس كلمه جا افتاده است، بررسي كنيم. به طور ساده  مكانيزم، چيدمان مكانيكي يك نظام را گويند. يعني چيدمان پاره نظام هاي يك نظام. مثل : چيدمان شاسي، اكسل، موتور، گيربكس، چرخ ها، دفرانسيل، ترمز، درخت برقي والكترونیكي و...در يك خودرو(يعني يك نظام مكانيكي).اين، عينا در نظام اجتماعي نيز باپاره نظام هاي زير بخش خود(يعني نهادها وسازمان هاي اجتماعي- اقتصادي وفرهنگي) صادق است.  

ديناميزم، جان اجرايي واحد و منسجم نظام است. واز مرتبط نمودن صحيح و تطابق آن ها با يكديگر، به نحوي كه بتوانند به صورت سينرژيك (هم افزا)ومتمركز انتقال نيرو بكنند، شروع وبه حركت منسجم و تحت اختيار راننده ختم مي شود.

 البته، مبرهن است كه درايجاد ارتباط میان مكانيزم و ديناميزم يك نظام يا مجموعه (يعنيmonitoring )، وجود يك دكترين پويا به عنوان ضرورت اوليه و به تاسي آن پراتيك يا چيدمان عملي دكترين، نظام را عملكردي و اجرايي مي كند. درصورتي كه يك يا چند زنجيره مكانيزم دچار مخمصه شود، ديناميزم دچار بحران مي شود. در ارتباط ارگانيكي میان مكانيزم و ديناميزم، يك ارتباط دو طرفه ايجاد شده و ديناميزم به وجود آمده از برايند نظام مكانيكي، خود نيز در آفرينش و تكامل مكانيزم موثر مفيد و تعيين كننده می شود. بدین ترتیب مراقبت مکانیزم را به عهده می گیرد. شايد اين ارتباط بتواند اصل مكانيكي آفرينش را تبيين كند. در شعر زير "شيخ بهايي" به ظرافت تمام خداشناسي ديناميستي خودرا بيان نموده است:

اي  صاحب  مسئله    تو  بشنو از ما

                                             تحقيق بدان كه لامكان است خدا

خواهي كه شود كشف ترا اين معني

                                             جا ن در   تن تو   بگو  كجا دارد جا

"هاتف اصفهانی" نیز درترجیع بند مشهور خود همان طور دیده است:

چشم دل   باز کن  که   جان   بینی

                                               آنچه   نادیدنی   است   آن بینی

سر فرود آوردن و حرمت نهادن به دینامیزم حیات یا به سخنی دیگر احترام به طبیعت و هستی عین خداشناسی دینامیستی است:

رضاّ لقضاءک وتسلیماّ لامرک.(راضی بودن به قضای او وتسلیم شدن به امر او)

از این رو شاید طرفداران واقعی محیط زیست رابه نوعی بشود بهترین خداشناسان قلمداد نمود.

شناخت مكانيزم ها در يك جامعه ، دانش توسعه آن جامعه ر ا تشكيل  مي دهد. كه در حقيقت خط الرسم و شبكه برنامه توسعه است.متعاقب آن، طراحي مكانيزم هاي بهينه وچيدمان آن ها، به ترتيب دكترين و پراتيك آن برنامه را تشكيل مي دهند.

در جهان سوم ، اين مسئله كليدي نيز به مانند ديگر مسائل اساسي مغفول باقي مانده و متاسفانه توجهي بدان نمي شود.

نگارش در تاريخ چهارشنبه چهارم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

برنامه ريزي منطقه اي ، بهينه ترين تكنولوژي براي توسعه كشور

برنامه ريزي منطقه اي، دانش وتكنولوژي است كه درآن ضمن توجه به مثلث " نيازگرايي،خود اتكايي ودرون زايي "براي توسعه يك منطقه ،برنامه ريزي جامع انجام مي گيرد. معمولا، يك منطقه يك حوزه جغرافيايي است، يا دقيقتر بگوييم ، يك حوضه آبريز است؛ كه از راس كوه ها (مقسم المياه – تقسيم كننده آب ها )شروع و به دريا يا آبريزي خاص منتهي مي شود. زيرا هر كاري كه در حوضه آبريز انجام مي شود به مثابه تف سربالاست؛ و تاثير آن به مسائل و موضوع هاي ديگر تعيين كننده است .در اين نظام برنامه اي، همه برنامه هاي توسعه دريك منطقه ، از جمله برنامه توسعه فيزيكي،برنامه توسعه زيربناها،برنامه توسعه آموزشي و فرهنگي، برنامه توسعه اقتصادي و اجتماعي مثل نخ تسبيح آويزه برنامه ريزي منطقه اي و به تاسي آن انجام مي پذيرد.در حقيقت،برنامه ريزي منطقه اي قانونمندي برنامه ريزي در يك منطقه است.هر چند براي اجراي بهتر آن ، ضرورت دارد مناطق هم جوار و جايگاه خود منطقه در برنامه ريزي ملي و فرا ملي نيزتعریف شود.  

آنچه از نوشته ها بر می آید، سابقه برنامه ريزي منطقه اي تقريبا به هفتاد سال پيش برمي گردد.به اين طريق كه ، درآن سال ها سدي بر روي دره رود تنسي در ايالات متحده زده شد كه به دليل عدم انجام مطالعات منطقه اي، پس از آب گيري واستفاده ازآن، ناگهان آمارمرگ وميراهالي درمنطقه روبه فزوني گذاشت؛ پس ازانجام تحقيقات مفصل، محققين پي به مسئله عجيبي بردند، ظاهرا خيلي ساده ، كه نتيجه آن برچيدن وتخريب سد فوق الذكر گرديد. يعني وجود يك نوع پشه ؛كه قبلا در منطقه بوده و با احداث سد وايجاد آب راكد جمعيت پشه ها به دلیل ایجاد محيط مناسب برای آنها فوران كرده است. و به دليل انتقال يك نوع بيماري خاص، باعث مرگ و مير اهالي شده است.

اين موضوع چنان در جامعه آن روز ايالات متحده بر سر زبان ها افتاد، كه باني وباعث تاسيس يك رشته جديد علمي در تمامي سازمان هاي علمي و اجرايي ،ازجمله دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي،گرديد.در اروپاي بعد ازاتمام جنگ جهاني دوم نيز، به دليل نياز به بازسازي سريع مناطق وسيع ناشي از تخريب جنگ وضرورت هماهنگي در بخش هاي توسعه ،دانش برنامه ريزي منطقه اي مورد استفاده قرارگرفت و نضج پيدانمود.لازمه كار برنامه ريزي منطقه اي ، كه قبل از هرامري بايد انجام پذيرد،مطالعات آمايش سرزمين است ؛كه تصويرواقعي وآينده نگرانه مناطق را به صورت شناخت و رهنمود ارائه مي دهد.هم اكنون با وجود نظام هاي شبكه اي GISوMISونظام هاي معين ديگر جغرافيايي ، هم چنين نظام هاي شبكه اي ITوICTكار آمايش سرزمين و به تبع آن ،برنامه ريزي منطقه اي،در صورتي كه دولت ها عزم اجراي آنرا داشته باشند،كار بسيار روتين و سهل شده است .دفتر برنامه ريزي منطقه اي سازمان برنامه و بودجه كشور درسال1352تشكيل گرديد و متعاقب آن شركت مهندسين مشاورستيران فرانسه طي قراردادي مطالعات آمايش سرزمين كشور را به انجام رسانيد كه بعد از انقلاب ،مطالعات مذكور توسط سازمان برنامه و بودجه مورد تجديد نظر قرار گرفت و جهت تصويب تقديم مجلس گرديد ؛ متاسفانه طرح مذكور در مقابله با طرفداران برنامه ريزي بخشي موفق نگرديد و راي نياورد.در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي نيز پس از ايجاد دوره كارشناسي ارشد برنامه ريزي منطقه اي در دانشگاه بوعلي سيناي همدان در سال 1356، كه متاسفانه اولين و آخرين دوره بود(به دليل برخورد با انقلاب فرهنگي،دوره مذكور برچيده شد)وپس از سال هاي 1365  چند دوره منفرد توسط آموزشكده عالي سازمان برنامه و بودجه اسبق برگزارگرديد. قابل ذكر است كه دوره هاي مشابه مثل دوره برنامه ريزي شهري و منطقه اي با تاكيد بيشتر بر برنامه ريزي شهري در دانشكده هاي معماري شهيد  بهشتي  و تهران هم اكنون  نيز  دايراست  كه  به  صورت  کلی بر اين  موضوع مي پردازند.اما عليرغم نياز روز افزون و ضرورت توسعه اين رشته علمي ، به ويژه در كشوري مثل ايران با تنوع و گستردگي وسيع مناطق آن ،نه تنها در شاخه هاي مختلف برنامه ريزي منطقه اي كار نشده و سازمان هاي در گستره سرزمين آن تعريف نشده است ،بلكه متاسفانه تا كنون نسبت به آموزش وتربيت نيروي انساني در رده هاي مهارتي ،تكنيسين وكارشناسي وتحقيقات تطبيقي نيز اهتمام و عزم ملي وجود ندارد.       

اين ، در حالي است كه با نگاهي به تاريخ توسعه كشور، متوجه مي شويم كه نه تنها برنامه ريزي منطقه اي سا بقه هزاران ساله در اين مرزوبوم دارد،بلكه پدران ما فرا تر از آن رفته و بهينه ترين برنامه ريزي توسعه پايداريعني(sustainable development) را به اجرا گذاشته اند.نمونه بارز آن از نظام قنوات ونسق زراعي، برج هاي كبوترو تراس بندي زمين هاي زراعي و كشت محصولات منطبق بر ضرورت هاي آب و خاك و اصلاح شده، تناوب كشت ، اصلاح وانتخاب اصلح بذورو نهال هاي گياهان و درختان وگونه هاي مختلف حيوانات وصنايع مربوطه و....در مناطق روستايي گرفته تا نظام بازار و زير بخشها و شبكه هاي مختلف خوشه اي(در بخش هاي سه گانه اقتصادي - توليد ،توزيع ومصرف )، كه بعضي از آن ها امروز نيز عملكرد دارند، تا تقسيم كار منطقه اي و هوشمند (نگارنده شواهد بي شماري از آنهارا در اختيار دارد كه انشاءا...در فرصت هاي آتي ارائه خواهد نمود)در بر مي گيرد. اين برنامه ريزي منطقه اي روابط شهر و روستا را تنظيم مينمود ، كه متاسفانه همه اين انتظام پخته شده و گذشته از كوران هزاران ساله تمدن اين مرز و بوم در مقابله با تكنولژي هاي وارداتي با عدم وجود برنامه صحيح تطابقي وجامع ، دچار بحران گرديده و امروزه شاهد حال احتزار آن هستيم ؛كه كمكي نيز اگر دير به جنبيم ديگر نوشداروي بعد از مرگ سهراب بوده وكار گر نخواهد بود. به نظر می رسد محوریت صنایع کوچک در برنامه ریزی منطقه ای ،اصل کلیدی و قابل اتکای آن می باشد.   

نگارش در تاريخ دوشنبه دوم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

(مدل مدولار)

كدينگ (coding) ، استاندارد سازي  و طراحي مدولار

يكي از روشهاي بسيار مهم نهادينه كردن تكنولوژي، روش كدينك است. يعني شاخص دادن به اجزا و عناصر بطريق نظام مند و با تاسي از منطق رياضيِ كه به تبع آن استاندارد سازي نيز بسيار سهل و قابل اجرا مي شود. درحقيقت، كدينگ شبكه اوليه ومقياس پذيري است كه ضمن شناسايي اجزا، ارتباط كلي را فراموش نكرده وبا فراهم آوردن توان تشخيص هويت براي هر يك از عناصر و اجزا، قابليت تعميم و تجريد و هر گونه مانور كاري براي تكنولوژيست را به دست مي دهد.نكته حائز اهميت اين است كه نه تنها انسجام ساختاري دريك نظام كدينگ با هر گونه كار ازقبيل جداسازی، بازبيني يا بازسازي و تعمير، نصب دوباره و افزايش و كاهش از هم نمي گسلد، بلكه امكان تشخيص وتحليل داده ها و عناصر را نيز فراهم مي سازد(هرم فرایند تولید دانش).

كدينيگ، همه اجزاي يك نظام را به صورت برجسته و حجمي (يعني با مختصات xyz ) تعريف مي كند. همان كاري كه در اطلاعات شبكه اي مد نظر است (مثل مدارات و نصف النهارات كره زمين، يا به شكل امروزي وپيشرفته، شبكه windows ويا اينترنت).

در واقع استاندارد سازي، با كدينگ آغازمي شود. و با بازخورد كدينگ، تسهيل وتداوم می یابد. مستند سازي نيز به توسط كدينگ تسهيل مي شود. در تشریح ویژگی های تکنولوژی گفته می شود که تکنولوژی باید خصلت scale_up شدن را در ذات خود داشته باشد، و الا تکنولوژی نیست. این همان شرایطی است که کدینگ بوحود می آورد. 

 طراحي مدولار، به آنگونه طراحي گفته مي شود كه در آن قطعات و اجزا قابليت استاندارد شدن را بنحوي داشته باشند كه بتوان آن ها را بدون دست كاري يا بدون كار اضافه در مكان هاي مختلف استفاده نمود (مثل سوكت يا ترمينال گوشي تلفن ). و يا به نحوي طراحي شده باشد كه با افزايش و كاهش اجزاي آن محتوي به هم نريزد (مثل طراحي مدولار شكل هندسي زمين يا اشكال و احجام معماري كه تابعي از يك شكل هندسي مثل مثلث بوده باشند).

كدينگ (coding)، به مانند نخ تسبيح تكنولوژي هاي بالا را به هم وصل کرده و شبکه تکنولوژی را تشکیل مي دهد.   

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 

خیام

نیکی  و بدی که در  نهاد  بشر است

                    شادی و غمی که در قضا و قدر است

با  چرخ  مکن  حواله  کاندر ره عقل

                    چرخ  از تو هزار بار  بیچاره‌تر است

نگارش در تاريخ یکشنبه یکم دی ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

                               به نام خداوند جان و خرد           کزین برتر اندیشه بر نگذرد

از خیلی وقت ها پیش، به فکر ارائه شماتیکی جامع بودیم، تا بتوان توسط آن، موضوعات و مسائل توسعه اقتصادی- اجتماعی کشور و نحوه ارتباط شان باهم را در یک نگاه، بیان نمود. به نحوی که، اولویت موضوعات و درجه ارزش و وزن آن ها در چارچوب برنامه توسعه ملی، به صورت کلی و مرتبط به هم، نشان داده شود؛ تا در پرتو روشن گری آن، تشتت آرای مربوط به جایگاه اهمیت این مسایل و اولویت ها، توسط صاحب نظران و کارگزاران در رده های مختلف، جایگاه خود را به اجماع نسبی داده و در سایه هم افزایی نیروها، توسعه ملی راه شکوفایی خود را طی کند. تازه، اگر حتی نتواند این مهم را به سرمقصد منزل برساند، حتما به عنوان بابی تازه در کلی دیدن این مسائل، باز نماید.از اینرو، شماتیک حاضر را با یک کلی بینی جهان شمول، یعنی"جهانی فکر کردن و منطقه ای عمل نمودن"به تصویر در آوردیم.بالطبع، این طرح به نقد صاحب نظران و اندیشمندان، فراوان نیازمند است؛ تا مسیر تعالی خود را بپیماید

در این شماتیک، مفروضات ذیل قابل تامل اند:

-          کره زمین، به عنوان" بستر کلی و گستره عمومی کشور" در نظر گرفته شده است.تا هم یادآور دهکده کوچک جهانی بوده باشد، و هم کلیت موضوع را گوشزد نماید.

-          قطبین این کره مفروض، به ترتیب" توسعه کشاورزی" و" توسعه خدمات"، در نظر گرفته شده است، تا اهمیت حیاتی این دو را در حیات ملی، به خاطر آورد.

-          هسته بیضوی کره زمین، که نشان از استحکام و فشردگی درون است، جایگاه خود را به" توسعه صنعتی" بخشیده است.

.-          محور اصلی هسته این کره مفروض، که قطبین را به هم اتصال می دهد،به مانند نصف النهار مادر عمل می کند. و رفرانس نصف التهارات دیگر است. این محور، محور گردش توسعه صنعتی کشور است؛ که " مزیت های نسبی منابع طبیعی و معدنی"، به حق باید جانشین آن شود. 

  -          محور گردش زمین، " برنامه توسعه اقتصادی- اجتماعی" را به جایگاه حساس و تعیین کننده خویش راه داده است.زیرا این برنامه، محور تمامی امور توسعه ملی می باشد.به طور معقول، استفاده از الگوها و مدل های توسعه ای جامع در این برنامه که مدل ها و الگوهای فرعی برای توسعه بخشی و منطقه ای نیز در درون آن و به شکل هم افزا دیده شده باشد، نقش این برنامه را در فرایند توسعه ملی، برجسته تر خواهد نمود.

-          اتمسفر یا جو حاکم بر این دنیای فرضی را، "جو حاکم اجتماعی، یا عرف و قانون و مناسبات اجتماعی"، جانشین شده است.زیرا بدون وجود فضای مناسب، توسعه امکان پذیر نخواهد بود.و نفسگاه توسعه همین است.حمایت های عرفی و قانونی از فعالیت های اقتصادی و جو تسهیل این فعالیت ها، بدون شک نقش کارسازی در توسعه ملی ایفا می کند.

-          خط استوا وسایر مدارات، در این شماتیک، منزلگه خود را به" زیربنا ها"، از قبیل انرژی، آب، برق،مخابرات، راه های آبی، راه آهن، جاده و تاسیسات ترابری، لجستیک و...داده است.اگر بگوییم ICT، خط استوای این دنیای مفروض را تشکیل می دهد، گزاف نگفته ایم.

-          بی شک، جایگاه نصف النهارات را باید به " تکنولوژی"سپرد.زیرا نصف النهارات تعیین کننده زمان هستند، و تکنولوژی نیز همین نقش را در توسعه ملی، ایفا می کند.

-          حال باتوجه به لایه های صنعت،که از سه لایه عمومی " صنایع مادر"،" صنایع تبدیلی"، و" صنایع کوچک" تشکیل می شود، می توان از هسته صنعت به طرف پوسته، به نحوی که کل گستره را در بر گیرد، زن بندی نمود.البته، به طور طبیعی و به ترتیب، زن اختصاصی و پخشایش صنایع مادر، متمرکز تر از صنایع تبدیلی وصنایع تبدیلی، متمرکز تر از صنایع کوچک می باشد.پخشایش صنایع کوچک، با توجه به پخشایش مزیت های نسبی منطقه ای، و به مقیاس سرمایه گذاری بالنسبه کمتر مورد نیاز، تقریبا همه گیر و شامل کل گستره سرزمین خواهد بود.

شاید برای بعضی ها این سئوال در ذهنشان متبادر بشود که این شماتیک کلی به چه درد می خورد؟ با طراحی این شماتیک نه تنها جایگاه عناصر اصلی و موثر تشکیل دهتده اقتصاد ملی در یک نقشه واحد نشان داده شده است، بلکه می توان با استفاده از تکنولوژی وانمایی(Simulation) در يك نظام منسجم تاثير هر يك را شبيه سازي و سنجش نمود. و با ملاحظه عيني بازخورد آن، نسبت به اصلاح برنامه ريزي كلان كشور و مناطق كمر همت بست. در حقیقت، اين شماتيك به عنوان قالبي براي برنامه ريزي، نظارت و كنترل، و اصلاح مسير آن با استفاده از نظام مديريتي CMS و نيز با به كار گيري تكنولو‍‍ژي هاي ITمبنا مثل  MIS و GIS و نظاير آن است.     

ضمن تشکر از سر کار خانم مهندس مریم معین که تفکر بالا را زحمت کشیده و از ایده به فعل تبدیل کرد.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت