زيست گاه حيات ، دعوت كننده حيات است. زيست گاه توسعه را اگر فراهم سازيم،توسعه مي آيد!!!
و نه تنها سكونت اختيار مي كند، بلكه زاد و ولد نيز مي كند.
مولانا مي فرمايد:
آب كم جوي ، تشنگي آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست
اين همان خواست غير مستقيم، يا با واسطه است، يعني بدون ساختن و پرداختن شرايط لازم، امكان رسيدن به مطلوب وجود ندارد. در صورتي كه هم،اگر قبل از مهيا نمودن شرايط هدف بدست آيد،ديري نخواهد پاييد كه از دست خواهد رفت و جز رسوايي عايدي نخواهد داشت (به مانند ارثي كه به فرزند زحمت نكشيده و کم فراست برسد).
خواست غير مستقيم بهترين تمناست و طبيعي ترين آن هم است.تا به دنبالش هستي مي رود، و چون برگشتي، مي آيد.اين راز حيات است. با صبر و طماَنينه وبا پيگيري ودر عين حال معقولانه و پركارومستمر. سعدي گويد:
اسب تازي دو تك رود به شتاب
شتر آهسته مي رود شب وروز
شبكه زيستگاه حيات توسعه عبارت است از:
1- اتمسفر (يا جو)، كه روابط و مناسبات اجتماعي- اقتصادي وفرهنگي- سياسي نقش آن را بازي مي كند.در اين قسمت لايه هاي مختلف روابط و مناسبات ،شامل منطقه اي، كشوري و بين المللي مد نظر است و قوانين وعرف و توافق نامه ها ومعاهده ها ودستورالعمل ها و غيره را شامل مي شود.
2- آب و هوا(Climate )، كه نقش آن به عهده فرهنگ شامل طرز تلقي ها، گرايش ها و چالش هاي فرهنگي است. برانگيختن رقابت صحيح به جاي تقابل فرهنگي و اتكاي به نقاط هم گرا به جاي نقاط واگرا (انجام كار فرهنگي) نه تنها در تلطيف آب و هوايي توسعه نقش به سزايي دارد،بلكه به عنوان بستر سازمعنوي توسعه عمل مي كند.
3- خاك(Soil)، امكانات مادي كل جامعه نظير امكانات طبيعي – جغرافيايي و منابع نيروي انساني در اين تشابه زيستي نقش خاك را بازي مي كنند؛يعني بستر فيزيكي توسعه .
تا اين زيستگاه براي توسعه مهيا نشود ، هر گونه هزينه كرد هدر رفته و تبديل به هزينه سرمايه اي نخواهد شد.دكترين توسعه بايد با ملحوظ نظر قرار دادن اصل فوق تدوين و اجرايي شود.
