
توسعه (Development) را به معني بهبود وضع يك جامعه در دوره زماني مشخص ودر تمامي شئونات تمدني و فرهنگي مي توان ذكر نمود. معمولا در اثر اين فرايند فاصله طبقاتي كوتاه تر شده ورفاه وتامين اجتماعي در دسترس همگان قرار مي گيرد.فاصله پيشرفت مكاني نيز ، از قبيل فاصله شهر و روستا و مركزيت و پيرامون، به حداقل خود تنزل پيدا مي كند. انسجام ملي تقويت شده و در نتيجه آن عظمت و اعتبار ملت تحقق پيدا مي كند.توسعه يك موجود زنده و ديناميزم دارد، در نتيجه نيازمندزيستگاه ويژه خود است؛ اگر آن را فراهم آوريم اسكان مي يابد و زاد و ولد مي كند.روح توسعه در اين جمله نهفته است :الجار قبل الدار(يعني پرداختن به دور و بر و همسايه ، قبل از خود) چقدر زيباست!... در صورتيكه همه اينگونه فكر بكنند و به آن حرمت نهند، همسايه اي نخواهد ماند! همه اهل منزلند!!! سازمان ملل ،اخيرا، شفاف سازي (Transparency)را يكي از اصول اوليه توسعه قلمداد كرده است. در پرتو شفاف سازي توسعه مي تواند اتفاق بيافتد و زنده بماند. بر عكس آن ، اشرافيت سم مهلك براي حيات توسعه است؛ كه با رو پوشاني همراه است.به سخنی توسعه را رشد موزون می توان نامید.
رشد (Growth)را به معني بهبود مقطعي و منقطع يا بخشي، معني كرده اند. اين فرايند فاقد جامعيت است.ومعمولا ماليات آن را ساير بخش ها يا اقشار مي پردازند.به هم ريز شدن طبقاتي و فرهنگي واختلاف سطوح مكاني پيشرفت(مثل تفاوت شهر و روستا ) توسط اين فرايند به اوج خود مي رسد .در نتيجه ، هجوم روستائيان و شهرهاي كوچك به كلان شهرها و مادر شهرها اتفاق افتاده و با رها شدن ظرفيت هاي پايين توسعه (به مانند زمين هاي كم بهره ده و...) سرمايه ملي و حفاظت شده در طول نسل هاي مختلف فرسايش پيدا نموده واز بين مي رود. تبعات سوء اجتماعي _ سياسي و فرهنگي فرايند رشد ،در صورت عدم كنترل آن ،فراتر رفته و حتي انسجام ملي را نيز زير سئوال مي تواند ببرد. روش هاي استعمار نو همه بر مبناي محوريت فرايند رشد طراحي شده اند. به دليل سرعت عملكرد و بخشي بودن اين فرايند، تكنولوژي هاي بومي زير پا له شده وسرمايه ملي بدون برگشت هزينه نا بود مي شود. طبقه تازه به دوران رسيده ناشي از عملكرد آن نيز ،تثبيت وضع موجود را به نفع خوددانسته و در اين طريق از هيچ ترفندي فرو گذار نمي شود.
