کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ شنبه سی ام آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 سنایی

هر خسی از رنگ گفتاری بدین ره کی رسد

                   درد  باید  عمر  سو ز  و  مرد  باید   گام  زن

سالها  باید  که تا یک سنگ اصلی   ز آفتاب

                  لعل گرد د در  بدخشان  یا عقیق  اندر  یمن

ماهها  باید  که  تا یک پنبه دانه ز آب و خاک

                  شاهدی  را  حله  گرد د یا شهیدی   را کفن

روزها باید که تا یک مشت پشم از پشت میش

                  زاهدی  را  خرقه  گرد د یا    حماری را رسن

عمرها باید  که  تا    یک  کودکی از روی طبع

                  عالمی  گردد  نکو  یا شاعری شیرین سخن

قرنها باید که تا از پشت آدم نطفه‌ای

                          بوالوفای کرد    گردد یا شود ویس قرن

نگارش در تاريخ شنبه سی ام آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

آيا صلاح نيست به جاي حذف ، آن ها را احيا كنيم؟

" نوشور، ياسفيداب حمام"  

اخيراٌ، با يك نوع نوشور يا سفيداب حمام مواجه شدم ،كه به صورت خميري و داخل تيوب و با بسته بندي بسيار شيك توسط يك شركت آمريكائي عرضه شده بود؛البته، اين سفيداب حاوي حليله هسته زردآلو و بادام و مخلوط با كوبيده هسته سنگ آنها بود. شركت مذكور با طمطراق آن را براي استفاده در كيسه كشي و همچنين ماسك تبليغ كرده بود و به قيمت 20$عرضه نموده بود.

يادم افتاد كه ما با نوع وطني آن چه كرديم؟ ظاهراً ، به دليل مشترك بودن بيماري هاي دامي و انساني و اين كه سفيداب حمام را از مغز حرام (ماده نخاعي) گوسفند وگوساله تهيه مي كردند، اداره بهداشت آن را قدغن اعلام كرد.حال آيا اين سوًال پيش نمي آيد كه براي نگهداري همين تكنولوژي بومي راه هاي ديگر وجود داشت و دارد؟!...آيا بهتر نيست در نگهداري، به روز رساني،تجهيزو ارتقاي مرحله اي آن ها بكوشيم؟!...و به جاي حذف آن ها ، براي آن ها استاندارد سازي وبهبود كيفيت بكنيم؟!... فكر مي كنيد چند ميليون دلار به اين طريق صرفه جوئي بكنيم؟!...و چه قدر اشتغال زايي؟!...

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 3D

در معماري و شهر سازي ، نرم افزاري است كه به 3D Studio  مشهور است. كار اين نرم افزار برجسته كردن يا سه بعدي كردن نقشه هاي مسطحاتي است.اين نرم افزار به نحوي طراحي شده است كه ، با دريافت نقشه ساده مسطحاتي و ابعاداحجام، به صورت خودكار نقشه طراحي شده را به احجام تبديل كرده وقابليت رؤيت از زواياي مختلف را در اختيار طراح قرار مي دهد. ما در اينجا قصد گفتار در مورد اين نرم افزار را نداريم ، بلكه شيوه اي در تحقيق را پيشنهاد مي كنيم ؛ كه در چند بعدی و برجسته بودن آن بيشباهت به اين نرم افزار نيست.

به نظر مي رسد در هر تحقيقي، سه چيزبه صورت متوالي، لازمه كار است:

1-    اطلاع داشتن از تحقيقات قبلي و يا موازي(هم زمان)در آن زمينه..........................................................Documentation                                                            

۲-    بررسي دقيق نياز ها و تعريف مسئله............................................................Definition

3-    ارائه كار با توجه به تعريف انجام شده.................................................Declaration

حال،با توضيح بالا ارتباط موضوعي بين 3D وموارد سه گانه تحقيق مشخص تر گرديد.البته در روش هاي جديد تحقيق،در موضوع جمع آوري مدارك ومستندات(مرحله اول تحقيق)، اصطلاح جامع تري باب شده است كه بهBenchmarkingيا بهينه یابی ترجمه شده است.به هر حال معني هر دو بررسي كارهاي قبل است.و نيز در موضوع ارائه كار(مرحله سوم تحقيق) به جايDeclaration  از Descriptionهم مي شود استفاده نمود.

طبیعی است در مرحله سوم، دکترین کار به دست آمده است که با ترسیم پراتیک، کار اجرایی می شود.

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر
الف - از شرق ، به شبكه.

ب -از شمال ، به ارتباطات.

ج - از غرب ، به جهان پیرامون.

د - از جنوب ، به تار جهان گستر.  

نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

خیام » رباعیات » رباعی شماره ۱۳۰              

 

مائیم که اصل شادی و کان غمیم

                      سرمایه‌ی  دادیم  و  نها د ستمیم

پستیم  و بلندیم و کمالیم  و کمیم

                      آئینه‌ی زنگ خورده و جام جمیم

نگارش در تاريخ شنبه بیست و سوم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 تصوير اصلي را ببينيد

خيرالاموراوسطها

 فرمايش بالا از علي(ع)نقل است . به اين معني كه بهترين كارها،حد وسط است.اين سخن، گو.ياي قانون اعتدال طبيعي است ؛ كه تداوم حيات بر آن استوار مي باشد. چون از ديدگاه علي (ع)  دنيا دو روز است :  يك روز، با تو و يك روز، بي تو.سئوال مي كنند كه ، يا علي چگونه زندگي بكنيم كه كم نياوريم؟ مي فرمايد : در روزي كه با شما است ، مغرور مباشيد و در روزي كه با شما نيست ، فغان مكنيد. اين همان اعتدال ، يا خيرالامور اوسطهاست.

جالب توجه اينكه ، اين امر در تمامي سكنات حيات مصداق دارد.از جذب مواد معدني وآلی توسط ريشه گياه گرفته (كه به صورت تركيبي وحد اوسط انجام مي پذيرد ) تا ميوه ، كه خود تركيب بهينه واوسط فراوري شده همان مواد است ؛ واز سينرژي متوسط به دست آمده از تركيب و تنيده شدن كنف ها با هم تا سينرژي و برايند سازماني انسان ها ، نمود پيدا مي كند. اين اوسط نيروي پاروزن هاي يك قايق است كه قايق بزرگ را ، در يك استقامت ، به جلو ميراند.

در بحث هاي روانشناسي نيز اين امر مصداق دارد.مثلا ، در توانائيهاي ذهن بشر حرص و آز و کینه و حسد،بخشش، احساسات، شهوانيات ،تفکر، تعقل ، تعمق ،غوروتفحص ، تخيل ، توهم، تکلم،تردید ،تذکر، تذکار، تداعي معاني، مصادره به مطلوب، تعميم ،تجريد، تصور،تجسم،تسلط ،ترحم ، تظاهر،تساهل ، تصمیم و عشق و... از ويژه گيهاي بارز شمرده مي شود ؛ كه يك بشر معمولي از همه آنها به حداوسط سود مي برد وبه محض اينكه يك يا چندي از آنها كم و يا زياد مي شود ، شخص از حالت نرمال خارج شده و به ورطه آن سقوط مي كند . بعضي مشاغل و جايگاه ها ايجاد توهم مي كند همان طور كه بعضي ديگر يك يا چند از اين توانائي ها را كم يا زياد مي كند . روان شناسان ساختن محيط انساني متوسط را ، كه همه را در بر گيرد، در پرورش انسان نرمال بسيار دخيل مي دانند.سيا ست مداران از توهم بيشتر بايد بپرهيزند.

این ،همان اصل بهینه گرائی یا(optimization )  است که در آ ن حد مطلوب یعنی میانه قابل قبول در نظر گرفته می شود.  

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

گفتيم كه،تكنولوژي روش به كار بردن دانش است. از آنجائيكه علم ودانش و در نتيجه ، تكنولوژي بشر دائماً روي به تزائد وتكامل است، از اينرو حفظ زنجيره تكاملي تكنولوژي در چارچوب و شبكهَ بومي آن كاري بس حسا س و ظريف بوده و از وظايف اصلي حكومتي محسوب مي شود.

بدين معني كه مراكز مختلف انتقال وپرورش تكنولوژي، زير نظر مركز ملي تكنولوژي كشور ، مي بايست كار انطباق تكنولوژي هاي نو را با تكنولوژي هاي نسل قبل ، به نحوي در سر لوحهَ كار خود قرار بدهند كه ضمن امكان دسترسي به تكنولوژي قبلي، يك درجه اعتلا يافته و نسبت به جاري سازي كاربردي آن در جامعه بكوشند.نگارنده خود شاهد كارايي پنج نسل مختلف از لوكوموتيوهاي قطار در سيستم ريلي كشور آلمان در آن واحد بوده است. و بررسي آن مسلماَ درسي آموزنده براي كشورهايي مثل كشور ما مي باشد.هنر استفادهَ هم زمان از نسل هاي مختلف تكنولوژي كشورها را در مواقع بحراني بيمه ساخته وآنان را از پرداخت هزينهَ گزاف وابستگي تكنولوژيكي وا مي رها ند.

جهان سوم هزينهَ بالايي را نسبت به رعايت نكردن اين امر مي پردازد . شايد به توان گفت كه فرق بين جوامع پيشرفته صنعتي با جوامع جهان سوم در همين موضوع نهفته است؛ زيرا جهان سومي ها چه آسيايي بوده باشند ، چه آفريقايي و چه آمريكاي لاتيني ، به دليل اينكه قبلاَ داراي تمدنهاي درخشاني بوده اند ومسلماَ داراي تكنولوژي؛ و درست به همين دليل آشفتگي در روش مقابله با تكنولوژيهاي جديد، شيرازه كار را باخته اند. و از آنان ، جوامعي كه مكانيزم صحيح انتقال تكنولوژي را با حرمت نهادن به تكنولوژي هاي بومي پيشه گرفته اند، رسته اند و راه خود را ،لنگ لنگان، جهت اعتلا طي مي كنند.

براي توضيح اين مسئله ، كافي است نگاهي عاقلانه به موضوع تخريب قنوات و جايگزيني غير معقولانه آن با سيستم حفر چاه هاي عميق و نيمه عميق ، به جاي به روز رساني تكنولوژي آن بياندازيم. يا كافي است سيستم نسق داري(بنه داري)كه نظام كشاورزي كشور بر آن استوار بود را بررسي كنيم و چگونگي نابودي آنرا به جاي احيا، به روز رساني وقرار دادن آن به عنوان محور توسعه منطقه اي كشاورزي (توسعه پايدار)،نطاره گر باشيم.

مسلماَ ، هزاران نمونه از چگونگي نابودي تكنولوژي هاي بومي و برخورد شكننده تكنولوژي هاي مدرن غربي با آنها را مي شود بيان نمود.و جاي تاسف در اين است كه اين راه ادامه دارد و هيچ الگوي منطقي براي اصلاح آن در نظر گرفته نشده است.

خلق را تقلیدشان  بر باد داد        

                               ای دو صد لعنت براین تقلید باد          

نگارش در تاريخ دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 

شیخ بهایی » دیوان اشعار

  ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما                             

                          درهم شده خلقی، ز پریشانی ما

 بت در بغل و به سجده پیشانی ما                              

                          کافر  زده  خنده  بر  مسلمانی ما 

نگارش در تاريخ دوشنبه هجدهم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

گفتيم كهتكنول‍وژي مراحل مختلف رشد و توسعه دارد و چگونگي تغيير آنرا از معرفت به علم و دانش و سپس به خود تكنولوژي و نيز مهندسي معكوس ،كه رسيدن ازمعرفت به تكنولوژي است(گردباد تفکر) ، را از ديدگاه خود بيان نموديم. حا ل مي خواهيم در مورد چگونگي  نگهداري آن، كه راه را به سوي تكامل و زایش تكنولوژيك هموار مي كند ، مطالبي را ارائه نماييم.

با یک بررسی ساده مشخص مي شود که مراحل مختلف نگهداري وزایش تكنولوژي شامل پنج مرحله زیراست :

      1- مرحله نگهداري اوليه ( maintenance   manual & annual)

      2-  مرحله سرويس عمده (overhauling)

      3- مرحله به هنگام سا زي يا به روز رسانی (updating)

      4- مرحله نو سازی وتجهيز (refurbishment)

      5- مرحله ارتقاي كيفي و كمي (upgrading)یا زایش!

اين پنج مرحله نه تنها در نگهداري آنچه موجود است بسيار حائز اهميت مي باشد ، بلكه  همانطور كه گفته شد خودباعث و باني ادامه راه تكنولوژي و معرفت مي شود والا هر دو مي ميرند، همانگونه كه تمدنهاي بزرگ مرده اند.

امرنگهداري تكنولوژي دائمي بوده و سکون پذیر نیست.

     1- مرحله نگهداري اوليه :(maintenance)

در اين مرحله ، مطابق دستوراالعمل هاي سازنده يا طراح تكنولوژي يك سري كارهاي روزمره براي نگهداري به كار بسته مي شود.از جمله اين دستوراالعمل ها نحوه شروع به كار ، نحوه استفاده و نحوه اتمام كار به همراه شرايط وضوابط نگهداري مي باشد.تعميرات جزئي وتعويض قطعات نيز شامل اين مرحله مي شود.

     2- مرحله سرويس عمده :(overhauling)

در اين مرحله نيز به مانند مرحله نخست ، مطابق دستوراالعمل هاي نگهداري اقدام مي شود  ليكن به صورت ادواري و به صورت جامع و يك پارچه . در اين مرحله  به طور طبيعي به عمر تعيين شده توسط سازنده براي قطعات اهميت داده شده و تعويض و بازسازي مي شود. بعضآ در اين مرحله ،كار به هنگام سا زي و تجهيز و ارتقاي كيفي و كمي نيزتوامآ انجام مي پذيرد.

     3- مرحله به هنگام سازي يا به روز رساني(updating)

در اين مرحله، تكنولوژي مورد بازبيني اساسي قرار گرفته و بعضي از قطعات يا مجموعه ها با تكنولوژي مناسبتر جايگزين مي شود.

     4- مرحله نو سازی وتجهيز( refurbishment)

در اين مرحله، تكنولوژي به تجهيزات نو و مدرن آراسته مي شود . مثلآ يك مجموعه جديد با كارايي بهتر به آن اضافه مي شود. يا آرايش آن بهينه شده و مبلمان آن عوض مي شود.

     5-مرحله ارتقاي كيفي و كمي( upgrading)

در اين مرحله ، باز نگري كلي شده و تكنولوژي هم به صورت ساختاري وهم به صورت عملكردي، يك يا چند مرحله  جهش به جلو پيدا مي كند.مي شود گفت در اين مرحله زايش تكنولوژيكي تكميل شده است. هر چند كه اين روند ادامه دارد، ليكن پس از آن ، به دلايل اقتصادي و فني و نيز گاه به دليل حق copyright يا patent كلآ شكل و ساختار تكنولوژي تغييرپيدا كرده و کدینگ انحام می گیرد.

با پیشرفت سریع دانش متدیک و سیستمیک نگهداری تکنولوژی و مجهز شدن به دانش فنی IT نظام های کمکی نگهداری وتعمیرات از قبیل PM و RCM و TPM و CM ... ،با استفاده از آخرین دست یافته های بشر در امر اتوماسیون و کنترل و رهبری نظیر  PLCو  PROFIBUS، امر نگهداری نه تنها بسیار دقیق و صحیح انجام می پزیرد  ، بلکه در هزینه و زمان نیز صرفه جویی قابل توجهی اتفاق می افتد.

جامعه اي كه توان اين تغييرات را نداشته باشد ، مسلمآ تاوان گزافي را بايد  بپردازد.در جوامع صنعتي تمامي مكانيزم ها، از جمله مكانيزم هاي ما لياتي و ساير موارد تشويقي، به نحوي تنظيم مي شود كه ارتقاي تكنولوژي به سهولت انجام يافته وزايش تكنولوژي ، به دليل منافع بيشمار آن براي جامعه،با هزينه دولت(جامعه) انجام پذيرد.{ به نظر مي رسد اين مكانيزم خود بخشي از تكنولوژي فرا گستري باشد كه به تكنولوژي توسعه معروف شده است.}   

      

نگارش در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

دوست فرزانه و بسيار ارجمندم ، جناب حسين احمدي ، تذكري ويژه داده است كه چرا توضيح كافي در مورد تعاريف علم و دانش و ...نداده ام؟ ضمن تشكر از امعان نظر ايشان معروض مي دارد كه در مطلب پندار نيك        گفتار نيك            كردار نيك ، در مقوله گفتار سعي نموده ام كه به تميزمعاني علم و دانش بپردازم. اما گويا  نا كافي بوده  است . از اينرو كمي  به معاني  معرفت ،علم و دانش و تكنولوژي ، به نحوي كه خود مي فهمم، مي پردازم :

معرفت ، را اگر كليترين مرحله شناخت بتوانيم تعريف كنيم، هم ابتداست . هم انتهاست. بدان معني  كه آغازفرايند شناخت بشر از جهان هستي از آن است ، كه با معرفت سطحي آغاز مي شود(يعني ادراك اوليه انسان توسط حواس پنج گانه)، به سخني ، مغزتوسط حواس پنج گاانه يا معرفت سطحي ،اولين ارتباط با بيرون از خود را تجربه مي كند .هر چند چشم و گوش و دماغ ودهان ، خود بخشي از مغز است و نه جداي از آن. چشم و... سر عصب هستند كه بی واسطه اتصال به مغز دارند .و به لايه هاي ديگر معرقت، معرفت علمي (كه با مسلح شدن به ابزار وروشهاي علمي ميسراست) و معرفت فلسفي ( كه مسلح به استنتاج ها و دست يافته هاي فلسفي است.) مي انجامد. حال می شودگفت كه علم ، دانش وتكنولوژي مقوله هاي جدايي از معرفت نبوده و مراحل مختلف آنرا  تشكيل مي دهند.امابه  دليل اهميت وافر هر یک جداگانه ،  جايگاه  ويژه ا ي را به  خود اختصاص داده و هم شان آن مي شود.

گفتيم كه  معرفت هم آغاز است و هم انتها. در آغاز ، پس از گذار از مرحله معرفت سطحي به مرحله علم مي رسيم. يعني شناخت قوانين طبيعت. چون انسان و اجتماع نيز تابع طبيعت هستند، از اينرو، علم ،شناخت قوانين طبيعت(مادر)، انسان(فرزند)و اجتماع(فرزند فرزند) را شامل مي شود. و نيز از آنجائيكه قانونمندي به عنوان قانون خاص نحوه آرايش قوانين دركنار هم، تعريف مي شود ، پس قانونمندي حاكم برطبيعت ، انسان و اجتماع نيز همسان و همراه قوانين ديگر حاكم بر آنها، موضوع شناخت علم را تشكيل مي دهد. بطور مثال : آب در 100 درجه به جوش مي آيد، يك قانون علمي است وعلوم طبيعي را شامل مي شود.

دانش چيست؟ دانش ، انطباق قوانين علمي است با شرايط ويژه. مثلآ در انطباق قانون فوق الذكر، باشرايط ويژه  جغرافيايي، فيزيكي ، شيميايي و بيو لوژيكي ، سنجش تغييرات ، موضوع  دانش  را  تشكيل مي دهد. يعني مثلآ در مي يابيم كه آب به دليل پائينتر قرار گرفتن از سطح درياهاي آزاد در بندر انزلي در درجه اي بالا تر از 100 به جوش مي آيد ، در حاليكه در شهر كرد ، به دليل ارتفاع بالا در كمتر از 100 به جوش مي آيد و  دست يافته اين دانسته ها ،دانش است . در حقيقت ، از تجريد علم ، دانش و از تعميم دانش ، علم به دست مي آيد.

تكنولوژي،روش به كار بردن دانش است. در بحث تكنولوژي، استفاده از علم، بدون رساندن آن به مرحله دانش، به دليل كليت موضوعي شمول علم ، كار خطايي بوده و از رسيدن به مطلوب جلوگيري خواهد نمود.

دانش فني، پس از اجراي تكنولوژي به دست مي آيد و در حقيقت ، اسانس وعصاره تكنولوژي است كه نهايتآ به معرفت جديدي انجاميده و دايره معرفت را تكميل مي كند. در بحثهاي تالي، انشاء ا... به نحوه تكامل تكنولوژي و  مراحل مختلف آن مي پردازيم. موفق باشيد.

نگارش در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 

  رباعی شماره ۱

 
رودکی
 

در رهگذر باد چراغی که تراست

               ترسم که بمیرد از فراغی که تراست

بوی  جگر  سوخته  عالم  بگرفت

               گرنشنیدی زهی دماغی که تراست!

نگارش در تاريخ دوشنبه یازدهم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 

زاوية ديد انسانها با هم متفاوت است . در هر چيزي مي شود آنرا از زواياي مختلف ديد. نگرش كلي به مسائل و موضوع ها، ما را قادر ميسازد تا آنها را در رابطه با هم و آنچنانكه هستند،نه آنچنان كه ما آنهارا مي بينيم ، درك بكنيم.مدل زير توسط اينجانب و  براي درك موضوع هاي معرفتي و شناختي ، به صورت جامع ،طراحي شده است .

توضيح اينكه، در اين طرح چگونگي گسترش دايرة تفكر انسان ، مقطع گردبادي تصور شده است كه از زمان هبوط انسان بر روي زمين به صورت تصاعد هندسي افزايش پيدا كرده ودايم سرعت مي گيرد.موتور محركة اين گردباد، چهار مقولة شناختي يعني: معرفت – علم – دانش وتكنولوژي مي باشد .

اين گردباد، هم راست چرخ و هم چپ چرخ است. گردش راست آن از معرفت به طرف علم و .... پس از طي مسير، بالنهايه ، باز خورد ان معرفتي جديد(دانش فنی) است. وگردش چپ ان نيز، از معرفت به طرف تكنولوژي(مهندسي معكوس) شروع و پس از طي مسير، بالنهايه ،باز خورد ان به معرفتي جديد (دانش فنی)ختم مي شود.

نگارش در تاريخ سه شنبه پنجم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

عكس كره زمين از فضاپيماي وويجر

اين عكسي است كه فضاپيماي وويجر از زمين گرفته است.

 عكسي كه زمين را در فضاي بيكران نشان مي دهد. كارل ساگان فضانورد آمريكايي كتابي بهمين عنوان نوشته است. در قسمتي از اين كتاب مي خوانيم:دوباره به اين نقطه نگاه كنيد. همين جاست. خانه اينجاست. ما اينجاييم. تمام كساني كه دوستشان داريد٬ تمام كساني كه مي شناسيد٬ تمام كساني كه تابحال چيزي در موردشان شنيده ايد٬ تمام كساني كه وجود داشته اند٬ زندگي شان را در اينجا سپري كرده اند. برآيند تمام خوشي ها و رنج هاي ما در همين نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ايدئولوژي و دكترين اقتصادي كه آفرينندگانشان از صحت آنها كاملا مطمئن بوده اند٬ تمامي شكارچيان و صيادان٬ تمامي قهرمانان و بزدلان٬ تمامي آفرينندگان و ويران كنندگان تمدن٬ تمامي پادشاهان و رعايا٬ تمامي زوج هاي جوان عاشق٬ تمامي پدران و مادران٬ كودكان اميدوار٬ مخترعان و مكتشفان٬ تمامي معلمان اخلاق٬ تمامي سياستمداران فاسد٬ تمامي «ابرستاره ها»٬ تمامي رهبران كبير٬ تمامي قديسان و گناهكاران در تاريخِ گونه ما٬ آنجا زيسته اند٬ در اين ذره غبار كه در فضاي بيكران در مقابل اشعه خورشيد شناور است. زمين ذره اي خرد در مقابل عظمت جهان است. به رودهاي خون كه توسط امپراطوران و ژنرال ها بر زمين جاري شده٬ البته با عظمت و فاتحانه٬ بيانديشيد. اين خونريزان٬ اربابان لحظاتي از قسمت كوچكي از اين نقطه بوده اند. به بي رحمي هاي بي پاياني كه ساكنان گوشه اي از اين نقطه٬ توسط ساكنان گوشه ديگر (كه از اين فاصله نميتوان آنها را از هم بازشناخت) متحمل شده اند بيانديشيد٬ چقدر اينان به كشتن يكديگر مشتاقند٬ چقدر با حرارت از يكديگر متنفرند. تمامي شكوه و جلال ما٬ تمامي حس خود مهم بيني بي پايان ما٬ توهم اينكه ما داراي موقعيتي ممتاز در پهنه گيتي هستيم٬ به واسطه اين عكس به چالش كشيده مي شود. سياره ما لكه اي گم شده در تاريكي كهكشانهاست. در اين تيرگي و عظمت بي پايان٬ هيچ نشانه اي از اينكه كمكي از جايي ميرسد تا ما را از شر خودمان در امان نگاه دارد٬ ديده نمي شود.
زمين تنها جاي شناخته شده است كه قابليت زيست دارد. هيچ جايي نيست٬ حداقل در آينده نزديك كه گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت كند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بيايد يا نه٬ زمين تنها جايي است كه مي توانيم روي پاي مان بايستيم. گفته شده كه فضانوردي تجربه اي است شخصيت ساز كه فرد را فروتن مي سازد. شايد هيچ تصويري بهتر از اين٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنياي كوچكش به نمايش نگذارد. براي من٬ اين تصوير تاكيدي است بر مسئوليت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با يكديگر٬ و سعي در گرامي داشتن و حفظ كردن اين نقطه آبي كمرنگ٬ تنها خانه اي كه تاكنون شناخته ايم.

با تشكر از مهدي آدينه /اخذ شده از سایت ایرانیان انگلستان/و با تشکر از انان

نگارش در تاريخ دوشنبه چهارم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 آورده اند روزي ، شيخ ابوعلي سينا قصد سفر از بلخ به  بخارا كرد. پيش كاروان  سالاري آمد  و ا و را از قصد خويش خبر دار ساخت. كاروان سالار مبلغي بابت هزينه سفر  از  وي خواست كه شيخ استطاعت پرداخت آن را نداشت.

شيخ به كنجي اختيار كرد و ابرو در كشيد. پس از لختي دو باره پيش كاروان  سالار  آمده وپيشنهاد انجام كار در ازاي هزينه سفر از وي نمود. كاروان سالار بلند خنديد  و وي  را به استهزا گرفت.چرا كه كار كاروانيان بس طاقت فرساي  بود  و انجام آنرا از سوي درويش نحيفي همچو شيخ امري بعيد مي دانست.

پيري عارف نظاره گر ماجرا بود.با اشارتي به كاروان سالار پادرمياني كرد تا ، بي آنكه شيخ بداند ، با قبول پرداخت هزينه از سوي وي كاري به شيخ بسپارد و دل شيخ   نشكند.  او اينچين كرد واختيار انتخاب كار را به شيخ واگذاشت. شيخ دوروبر را ورانداز نموده و پيشنهاد عجيبي داد

                "بازبيني و بستن دوبارة طناب زنگوله ها "              

 همة كاروانيان با صداي بلند خنديدند. زيرا كسي تا آن تاريخ چنين چيزي نشنيده بود و تنها زمانيكه طناب زنگوله مي پوسيد ، آنرا عوض مي كردند و بس. بهر حال باز به اشاره همان پير قبول مي كنند تا شيخ كار خود را به انجام رساند. وي ابتدا زنگوله ها را باز و به شيوة  خود – شيخ موسيقيدان  بود-  با گوش  خود  هماهنگ  و به  صورت  موزون  و هارمونيك روي زمين مي چيند. سپس، به تشخيص خود ، آنها  را بر  گردن  چهار پايان مي بندد.حال بر محكم كردن بارها و سوار چهارپايان شدن ، بر خلاف عرف قبلي،اصرار مي نمايد.

پيچش صداي موزون زنگوله ها همان و طي راه يك شبانه روزي ، طي يك روز همان. به دروازة بخارا رسيده اند و بنا به عادت سفر هميشگي قصد برگزاري دو گانه اي دارند.شيخ ندا در مي دهد : ايهاالناس، اشتباه نكنيد.نماز شب بايد  خواند.با  رصد  ستارة  شامگاهي حرف شيخ تصديق مي شود. مردم لباسهاي شيخ بيچاره را كنده  و به  رسم  تبرك به يادگار با خود مي برند.                                         

  اين حكايت ، داستان جالبي است و آموزنده از نحوة ترتب علم و دانش و تكنولوژي و نيز چيدمان (پراتيك) هنر مديريت.یا به سخن امروزی : "کارآفرینی "        

نگارش در تاريخ یکشنبه سوم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

دروغ و قحطی:

از کورش بزرگ نقل است که در دعا هایش همیشه می گفته:

      " خدایا ملت مارا از دروغ وقحطی محافظت بفرما "

                                                                                         

دروغ همسان قحطی خانمان سوز وخانمان بر انداز است. ودرست به همان خاطر است که در تمامی ادیان و فرهنگ ها نکوهیده است.در دین مبین  اسلام  دروغ  تا  همپای  شرک  آمده  است. یک مثل مشهورایرانی می گوید  : دروغگو دشمن  خداست.اما چرا ما رعایت نمی کنیم؟دروغ همسان قحطی ضایع کننده عشق است ـ عشق که نباشد آنجاخدا نیست.سعدی می گوید:

         چنان قحطسالی شد اندر دمشق

                                                  که یاران   فراموش  کردند  عشق

نگارش در تاريخ جمعه یکم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

خدایان قدیم یا عناصر چهار گانه(اربعه):

پدران بنی بشر عناصر اربعه یعنی اب ـ خاک ـ باد(شاخص هوا) ـ اتش (شاخص انرژی) را ستایش می کردند. ایا این عناصر به واقع تنها ثروت بشرنیست؟!!! ایا امروزه لازم نیست بشر دوباره به خود بیاید و در مورد احترام به این عناصر ـ به نحوی که در تمامی شئونات زندگیش معنی داشته باشد ـ از ثروت خود محافظت کند؟

نگارش در تاريخ جمعه یکم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

فدما میگفتند: که هر کس اسم اعظم بداند معجزه میتواند بکند اگر اینحرف درست باشد همان "یدالله مع الجماعه"است. زیرا وحدت نیرویی را آزاد می کند که در جای دیگر نمی توان آنرا یافت.  به طور مثال: کنف دارای الیاف بسیار نازکی است که به راحتی کنده می شود. اما موقعی که با هم بافته می شود قدرتی به دست می آورد که کشتی های بزرگ را به دنبال خود میکشد. درزبان آذری مثلی هست میگوید:{ یل گوجی ـ سل گوجی ـ ال گوجی} یعنی قدرت باد ـ قدرت سیل ـ قدرت ایل. قابل توجه اینکه: این مسئله مثل عصای حضرت موسی است. بدست بگیری عصاست ـ ول بکنی اژدهاست. یعنی اگر مدیریت شود دارای سینرژی(برکت) و اگر مدیریت نشود دارای اینرسی(نکبت) است و خودش را می خورد.

سعدی گوید:

مورچگان را چو بود اتحاد

                         شیر ژیان را بدرانند پوست  

نگارش در تاريخ جمعه یکم آذر ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

عزیزی تعریف می کرد از زبان خدا بیامرز دکتر حامی ـ که پدر علم راه وساختمان  در ایران است ـ آشغال به چیزی اطلاق میشود که در جای خودش نیست!!!مثلا اگرسیبی درداخل آشغال ها قرار گیرد ـ آشغال محسوب می شود. آیا این همان misplacing نیست ؟! که  جهان سوم دچار آن است!!!

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت