کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

پدرم می گفت یک روز پادشاه دانایی خواست موضوع مهمی را با رعیت در میان بگذارد.به وزیر گفت: جار بکشند که پادشاه به هر کس که بتواند یک انبار نمک او را بخورد جایزه نفیسی خواهد داد.چنین کردند.بسیار کسان حریص این موضوع شده و آمدند.لوطی هاش یک مشت بیشتر توان خوردن نیافتند.پیری دانا نیز آمد.انگشت خیس کرده به نمک زد و چشید.درحال به وزیر گفت بروید و به پادشاه بگویید من یک انبار نمک وی را خوردم.وزیر بر افروخته شد و وی را تشر زد.اما در نهایت به اصرار پیر موضوع را پیش پادشاه برد.پادشاه پیرمرد را پذیرفت.آنگاه از وی پرسید این چه ادعایی است که تو می کنی؟ پیرمرد جواب داد: قربانت گردم فرقی نکند چه یک انبار نمک ترا خورده باشم و چه انگشتی از نمکت را چشیده باشم! پادشاه به درایت وی صله داد و خلق الله نیز فهمیدند که چگونه باشد.

منظور بنده از درج این مطلب نشان دادن این موضوع است که پس از بر طرف کردن حوایج اولیه بشر (شامل مسکن / سد جوع / پوشاک و سایر نیازهای اولیه) سیری یک ذهنیت است. و حد آنرا شخص خود با توجه به درجه فهم و درکش تعیین می کند.روانشناسان می گویند همه اعمال انسان برای تکمیل ذهنیت وی از عالم است.و مثل بسیاری دیگر از عوامل در اینجا نیز حد مطلوب تعیین کننده است.شاید گذشتن از حد مطلوب نه تنها به سیری نینجامد بلکه به تشنگی مفرط نیز بیانجامد.سعدی گوید:

چشم تنگ مرد دنیا گیر را                     یا قناعت پر کند یا خاک گور

به هم خوردن اعتدال این موضوع در جامعه افراط و تفریطی را باعث می گردد که هر یک به نوبه خود خوره جامعه است.

همانگونه که سن انسان شامل سه کاراکتر است:

۱- سن شناسنامه ای.که از روی شناسنامه و سال و ماه و روز تولد شخص معین می شود.این کاراکتر در همه انسانها مشترک است.

۲- سن بیولوژیکی.که به ژنتیک و شرایط زیست شخص بر می گردد.به عنوان نمونه معمولا روستائیانی که سخت کار کرده اند از سن خود پیرتر نشان می دهند.یا بعضی اشخاص زودتر از بعضی دیگر فرتوت تر می شوند و برعکس.

۳- سن روانشناختی.که به ذهنیت شخص از هستی بر می گردد.مثلا اکثر دانشمندان احساس بچه ها را دارند. و سبک بال هستند.جهانبینی شخص در تعیین این سن بسیار موثر است.

پر شدن و سیری نیز شامل سه کاراکتر زیر است:

۱- سیری فیریکی. که به مقدار نیاز فیریک شخص بستگی دارد.این نیز از تلرانس خاص خود تبعیت می کند.چونانکه بازتاب احساس سیری درست پس از خوردن حاصل نگردیده و معمولا زمانی در این بین هست که شخص بدون توجه به آن به خوردن ادامه می دهد. پرخوری حاصل این مقوله است.البته به کیفیت خوراک نیز بستگی دارد.

۲- سیری بیولوژیکی.که به ساختار ژنتیکی و بیولوژیکی شخص ارتباط پیدا می کند.به عنوان مثال بعضی اشخاص کم غدا هستند و بعضی پر غذا(بدون توجه به لاغری یا چاقی آنها).

۳- سیری روانشناختی.واما این مقوله بسیار حائز اهمیت است.چرا که مستقیما به ذهنیت شخص و درجه تکاملی وی بر می گردد.خیام گوید:

دل گفت مرا علم لدنی هوس است      تعلیمم  ده   چونکه   ترا   دسترس   است

گفتم الف  گفت   دگر   هیچ  مگوی      در خانه اگر کس است یک حرف بس است

جاه و مقام و ثروت اندوزی و سایر خصایص افزون طلبی انسان در صورتیکه در خدمت عموم و بشریت بوده باشد خود باعث اعتلای شخص و جامعه است و در صورتیکه به دوایر کوچکتر محدود شود به خصیصه اضمحلال و افتادن به ورطه وحوشت و بدبختی و تنگ نظری منجر خواهد شد. 

نگارش در تاريخ سه شنبه چهاردهم دی ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

قرآن می فرماید: وَ ابْتَغ ...وَلاَ تَنسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا...إِنَّ اللَّهَ لا يحِب الْمُفْسِدِينَ(77)سوره قصص.
(و بجو در آنچه خدا به تو داده خانه آخرتت را و بهره ات از دنيا را فراموش ‍مكن و همان طور كه خدا به تو احسان كرده تو نيز احسان كن و در پى فساد انگيزى در زمين نباش كه خدا مفسدان را دوست نمى دارد)

شاید بهترین نحو درک یک موضوع، ساختن الگو یا مدلی مشخص از آن بوده باشد.این مدل سازی، همیشه از بدو پیدایش انسان به انحای مختلف، در تکامل ایده ها و اندیشه های بشری وی را یاری رسانیده است.و امروزه آن در یک تکنولوژی متکامل تحت عنوان مدل سازی و شبیه سازی ،جایگاه ویژه خود را در بین علوم و فنون یافته است.

برای درک ماهیت زندگی بشر وآنچه وی در خلال این زندگی انجام می دهد، ما آمدیم و یک مدل عینی را ساختیم.یک دوربین فیلمبرداری! چرا یک دوربین فیلمبرداری؟! چون بمانند آن دارای یک فیلم خام است.که در صورتیکه حجم آنرا غیر قابل دسترسی برای مان تصور نماییم، مثل عمر بشر در این مدل سازی عمل خواهد نمود.

اختیار آنرا به دست انسانمان دادیم. با این توضیح که مکانیزمی طراحی کرده ایم که هر کار خوب در کمیت و کیفیت نوار و نحوه فیلمبرداری اثر دارد، و مسلما هر عمل نامتناسب نیز اثر معکوس خود را.

در انتها، نتایج و ارزیابیها بسیار متفاوت است.یکی بهترین مناظر طبیعت و الحان و اصوات نیکویی را ثبت کرده است. و دیگری برعکس! نحوه نگهداری دوربین نیز امتیاز می برد!آیا یک با یک برابر است؟!

حال هر لحظه می توانیم به وضوح ببینیم و ارزیابی بکنیم که،  چقدر کارهای خوب تا آن مقطع انجام داده ایم.و یا چقدر به قول قرآن فساد کرده ایم!به نظر بنده اولین درجه فساد در روی زمین نحوه برخورد انسان با عناصر چهارگانه حیات یا همان خاک، آب، آتش(انرژی)،وباد(هوا) است.چقدر می خوریم و مصرف می کنیم و چقدر در خدمت آن هستیم.آیا هر روز بیشتر در جهت آلودگی آنها قدم برمی داریم یا استفاده بهینه و به قول معروف پایدار از آنها میکنیم؟این موضوع موقعی کاملا مفهوم می شود که مقایسه ای بین برخورد سایر موجودات(شامل جمادات و گیاهان و حیوانات،  بجز انسان) با این عناصر حیات از یک طرف و انسان از طرف دیگر داشته باشیم.آنموقع کاملا مشخص خواهد شد،  که بجز انسان،  همه موجودات عالم نه تنها در تکامل چرخه حیات حرکت می کنند،  بلکه هیچگونه فسادی در روی زمین انجام نمی دهند. و این بشر شرزه است که با عقل ناقص خود ادعای دانستن و فهمیدن دارد! 

ما کدامین را می پسندیم؟!    

نگارش در تاريخ یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

شاید اولین گریه کودک به خاطر از دست دادن و جدایی از جفت خود بوده باشد.که عمری را با وی به سر کرده است.آری تنهایی ملال آور است!اما به تدریج واقعیت را پذیرفته و جفت خود را در درون ذهن خود می آفریند.تا احساس تنهایی نکند.این رفیق تازه از راه رسیده، همان کودک درون خود است.چگونگی توانایی بشر در پرورش کودک درون خود و تعامل با آن، شخصیت او را می سازد.البته در این ساخت و ساز، عوامل مختلفی از جمله تربیت خانوادگی، شرایط اجتماعی و محیطی، به همراه توانایی های ژنتیکی دخیل هستند.

این کودک درون خود، نقش های مثبت و منفی فراوانی را ایفا می کند.در جایی نقش حامی دل سوز و بی چون و چرا، در جایی رفیق شفیق، درجایی منتقد بی رحم، در جایی دیگر نقش معلمی دانا و یا قاضی و عسسی بی گذشت به خود می گیرد.بلاخره بهتر است بگوییم نقش های این کودک، بیشمار است. و چرا به آن کودک گفته شده است، شاید به دلیل بی آلایشی و پاکی و صافی آن بوده باشد.روانشناسان می گویند نباید آن را آزرد و باید با آن با صداقت بود.او همه چیز را در خواب و بیداری ناظر است و از دروغ، ریا و کینه بسیار برافروخته می شود.در ضمن او در اثر کثرت رفتار غیر صادقانه با وی، عاصی شده و باعث اذیت و آزار شخص می شود. بیایید به خاطر خودمان هم که شده با او مصالحه بکنیم!هزینه زیادی ندارد.نفع در این است.

به نظر می رسد کارهای گروهی و چارچوب سازمانی، نقش این کودک را کمرنگ تر کرده و حتی موقعیکه شخص در مدتی طولانی در موقعیت سازمانی، به ویژه در سازمان های انتقاد ناپذیر قرار می گیرد، کودک درون سخت آزرده می شود.عارضه این آزردگی زمانی به اوج خود می رسد که شخص از محیط سازمانی جدا شده و به استقلال برگردد.این درست موقعی است که وی احساس کمبود شدید و خود باختگی را تجربه خواهد نمود.علت این امر نیز پوچی ارزشهای سازمان مذکور، نهادینه نشدن و عدم انطباق آنها با وضعیت محیطی حیات اجتماعی است.   

نگارش در تاريخ پنجشنبه دوم دی ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

زندگی کن و اجازه بده دیگران نیز زندگی کنند! تکنولوژی حیات، حول محور این شعار می چرخد.تولستوی می گوید: حد آزادی هر شخص به حدود آزادی دیگران محدود می شود.

چرا بشر اینقدر تنگ نظر است؟ و نمی خواهد حدود آزادی خود را به مشارکت بگذارد؟! تا بدون داشتن حدی، در اقیانوس بیکران آزادی زندگی بکند؟ یا اگر نمی تواند با مردم بسازد، راهش را بگیرد و برود؟ آیا ارض الله واسعه نیست؟

آیا تا حال به این موضوع فکر کرده اید، در دنیا میلیارد ها آدم زندگی می کنند که نه ما به آنها کار داریم و نه آنها به ما! چه می شود بیاییم، آنهایی را که با آنها نمی توانیم بسازیم، در شمار آنهایی قرار دهیم که اصلا آنها را نمی شناسیم؟!

اما اگر بگوییم بزرگترین مانع آزادی شخص خودش است، بیراهه نرفته ایم.زیرا قید و بندهای ذهنی و محدودیت هایی که سنت ها، طرز تلقی ها و تفکرات بشر به همراه آورده است، درعین حالی که شاید وی نتواند بدون آنها به زندگی خود ادامه دهد و آنها بخشی از دنیای ذهنی وی و چارچوب آنرا تشکیل می دهند، اما همین ها زنجیر پای وی نیز هستند! آزادی از آنها لازمه اش خودشناسی و سیر در عالم است.

نزدیکی به طبیعت و درک آن به رسیدن به این نوع آزادی مساعدت می کند. مولانا می فرماید:

آب کم جوی، تشنگی آور به دست  

                                          تا بجوشد   آبت    از بالا و پست

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت