کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

شاید اولین گریه کودک به خاطر از دست دادن و جدایی از جفت خود بوده باشد.که عمری را با وی به سر کرده است.آری تنهایی ملال آور است!اما به تدریج واقعیت را پذیرفته و جفت خود را در درون ذهن خود می آفریند.تا احساس تنهایی نکند.این رفیق تازه از راه رسیده، همان کودک درون خود است.چگونگی توانایی بشر در پرورش کودک درون خود و تعامل با آن، شخصیت او را می سازد.البته در این ساخت و ساز، عوامل مختلفی از جمله تربیت خانوادگی، شرایط اجتماعی و محیطی، به همراه توانایی های ژنتیکی دخیل هستند.

این کودک درون خود، نقش های مثبت و منفی فراوانی را ایفا می کند.در جایی نقش حامی دل سوز و بی چون و چرا، در جایی رفیق شفیق، درجایی منتقد بی رحم، در جایی دیگر نقش معلمی دانا و یا قاضی و عسسی بی گذشت به خود می گیرد.بلاخره بهتر است بگوییم نقش های این کودک، بیشمار است. و چرا به آن کودک گفته شده است، شاید به دلیل بی آلایشی و پاکی و صافی آن بوده باشد.روانشناسان می گویند نباید آن را آزرد و باید با آن با صداقت بود.او همه چیز را در خواب و بیداری ناظر است و از دروغ، ریا و کینه بسیار برافروخته می شود.در ضمن او در اثر کثرت رفتار غیر صادقانه با وی، عاصی شده و باعث اذیت و آزار شخص می شود. بیایید به خاطر خودمان هم که شده با او مصالحه بکنیم!هزینه زیادی ندارد.نفع در این است.

به نظر می رسد کارهای گروهی و چارچوب سازمانی، نقش این کودک را کمرنگ تر کرده و حتی موقعیکه شخص در مدتی طولانی در موقعیت سازمانی، به ویژه در سازمان های انتقاد ناپذیر قرار می گیرد، کودک درون سخت آزرده می شود.عارضه این آزردگی زمانی به اوج خود می رسد که شخص از محیط سازمانی جدا شده و به استقلال برگردد.این درست موقعی است که وی احساس کمبود شدید و خود باختگی را تجربه خواهد نمود.علت این امر نیز پوچی ارزشهای سازمان مذکور، نهادینه نشدن و عدم انطباق آنها با وضعیت محیطی حیات اجتماعی است.   

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت