جهانی فکر بکنیم/منطقه ای عمل بکنیم!
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
اكثر كشورهاي جهان (چه اروپايي و پيشرفته صنعتي،و چه كشورهاي درحال توسعه)، با توجه به اهميت صنايع كوچك در اقتصاد ملي آن ها ،براي حمايت از صنايع كوچك خود سازمان هاي مفصلي را بسيج نموده اند.اين سازمان ها معمولااز يك هسته يا سازمان مركزي سود برده و از تشكيلات درهم تافته حمايتي بهره مند هستند. مثلا در ژاپن SMRJ سازمان صنايع كوچك ومتوسط (中小機構:ユーティリティ: ENGLISH)يك دانشگاه ويژه براي خود دارد واز سه بانك تحت پوشش خود بهره مند است. در عين حال كه 4۷ استانداري سراسر كشور ژاپن با تخصيص سالانه هر يك نيم ميليارد دلار براي تحقيق و توسعه صنايع كوچك و متوسطشان (يعني با مجموع ۵/۲۳ميليارد دلار سالانه) حمايت از آنان را عهده دار مي باشد.اين به غير از حمايت هاي پروتكلي ومالياتي و غيره است.در شبكه آموزشي وپژوهشي كشور ژاپن نيز، به همراه ساير برنامه هاي توسعه اي منطقه اي و ملي رد پاي اين حمايت ها به خوبي ديده مي شود.با توجه به اینکه مزیت نسبی اقتصادی مناطق مختلف در اقتصاد مبتنی بر WTOاز اهمیت تعیین کننده ای برخوردار است،دولت ژاپن برای هماهنگی هرچه بیشتر در سال ۲۰۰۴ نسبت به ادغام سازمان برنامه ریزی منطقه ای ( JRDC) و صندوق اصلاح ساختار صنعتی ژاپن (ISIF) در SMRJ و تجمیع وظایف آنان اقدام نمود.امروزه ، عليرغم بحث هاي WTO هنوز هم چالش ها بر سر تعرفه هاي حمايتي صنايع كوچك جدي است. زيرا اين مسئله به بود و نبود ملت ها وابسته است. در کشور مالزی سازمان (SMIDEC) با توجه به اهمیت روز افزون نقش صنایع کوچک در توسعه کشور وپیوستگی آن با انسجام ملی در حال تدوین یک استراتژی است که به زودی قدرت ۱۸ وزارت را در خود متمرکز بکند. كشورهاي همسايه مانيز از اين مدل ها بهره مندهستند ، سازمان Kosgebدر تركيه، هدايت اين مدل را عهده دار است.هم اكنون كشور افغانستان در حال راه اندازي سازمان حمايتي بسيار خوبي براي صنايع كوچك خود است.پاكستان و هند ساليان سال است كه از سازمان بسيار كارآمدي بهره مند هستند.حتي بعضي از كشورهاي افريقايي نظير غنا داراي مدل توسعه صنايع كوچك هستند.سازمان صنايع كوچك و شهرك هاي صنعتي ايران آرشيو خوبي از تجارب جهان را جمع آوري نموده است.اميدواريم هر چه زودتر اين سازمان موفق به ارائه مدل حمايتي جامع كشور از صنايع كوچك شده وآن را اجرايي نمايد.
لزوم اسقرار مدل جامع حمايتي از صنايع كوچك ، با توجه به موارد ذكر شده بالا بركسي پوشيده نيست.حال بايدچگونگي تدوين اين مدل ، به نحوي كه از جامعيت و درعين حال از مترقي بودن آن اطمينان حاصل شود،مورد توجه قرار گیرد. ضروری است در این راه مشاركت صاحب نظران فن متشكل ازانديشمندان و ذينفعان در اين حوزه جلب شود.كار تدوين مدل مذكور نه بعنوان يك كار درون سازماني و در حيطه عمل سازمان صنايع كوچك وشهرك هاي صنعتي ايران ، بلکه حتي در حیطه وزارت صنايع ومعادن هم نمي گنجد و فراتر رفته لزوم بسيج همه دست اندر كاران شامل هيئت دولت و مجلس و رهبري ومصلحت نظام ، به همراه حركت مردمي صاحبان صنايع كوچك را می طلبد. برای دانستن جایگاه صنایع کوچک در اقتصاد ملی به این مقاله مراجعه شود.
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
به طورمعمول، هر موقع از ورود صنعت به شيوه جديد در ايران صحبت به ميان مي آيد، ياد كارخانه قند كهريزك در زمان ناصرالدين شاه مي افتيم و مسايل عديده برخورد با آن و مقاومت هاي پر معني، كه گويا براي تصفيه قند از استخوان مرده استفاده مي شده و...تحريم آن و غيره...يا بحث دارُالفُنون و كارهاي بسيار پر ارزش امیرکبیر، كه ابتر ماند.اما شايد ،متاسفانه كسي تا كنون حتي تصوير برداري تاريخي (نه تنها تحليل صحيح اقتصادي – اجتماعي )از وضعيت صنايع كوچك آن زمان كه لباس خويش، وسايل منزل خويش ،وسايل كار خويش ، حتي وسايل دفاعي خويش را، هر چند عقب مانده تامين مي كرد را عهده دار نشده است.و آسيب شناسي واقعي از چگونگي سست شدن شبكه حاكم بر آن ومكانيزم ناتواني آن دراصلاح و بهبود وضع خود وگرفتاري در تله مرگ كالاهاي وارداتي را به صورت علمي واجتماعي تحليل نكرده باشد، تا راه كار برون رفت از آن را نيز به بحث بگذارد.كارهاي بسيار با ارزشي نيز به مانند كار آقاي احمد اشرف (رئیس سازمان برنامه و بودجه قبل از انقلاب)، "علل كندي و نا پيوستگي تكامل سرمايه داري در ايران"،كه تنها شروع بوده ودر اين مرحله با قيمانده است.نيز فرصت پرداختن به چگونگي مكانيزم هاي فرسايشي يا بر عكس بالنده صنايع كوچك كشور و تهديد ها و نقاط عطف آن را نيافته است.
چگونگي راه اندازي مدرسه به شيوه جديد توسط رشدیه ، احداث چاپ خانه و ساير نهادهاي غربي امروزي، بالمال دانشگاه تهران و ساير موسسات فني- تكنولوژيك ،شرايط و محيط تغيير در وضعيت صنعت كشور، به ويژه صنايع كوچك را مهيا ساخت.اين تغيير ، در عين حال كه يك تغيير رو به جلو بوده است، ومسلما، دستاوردهاي بسيار خوبي را نيز به همراه داشته است، ليكن به دليل عدم همسازي با زير بناي تاريخي- اجتماعي صنايع كشور و نيز شتابزدگي آن از سويي، و عدم وجود دكترين منسجم توسعه ومدل هاي انتظامي آن ،از سوی دیگر، در مقوله هاي مديريت ،بازار،سرمايه و تكنولوژي از هدف مندي خاصي تبعيت ننموده و حتي رودروي صنايع كوچك با سابقه قرار گرفت و باعث فروپاشي شبكه از قبل موجود شد.(نمونه صنايع فرش ماشيني ، كه نه تنها خود نتوانست رشد بكند، بلكه باعث تخريب فرش دست بافت نيز شد).
در زمان رضا شاه و بعد، با ورود سامانه مستشاران آلماني در نظام كشور ، نسبت به ايجاد شبكه هاي هنرستانهاي صنعتي ومدارس نظام وانستيتوتكنولوژي ها(كه هم اكنون آموزشكده هاي فني ناميده مي شود)و مدارس عالي وتكنيكوم هاودانشكده هاي فني و بعدها دانشكده هاي تكنولوژي، همت گمارده شد .اين سامانه با نظام آموزشي فني حرفه اي در سطوح مهارتي تكميل مي شد.متاسفانه اين نظام تحت تاثير مديريت اقتصادي نفت محور، عملكرد شبكه اي خود را از دست داده است.
دو عامل موثر ديگر كه در چگونگي رشد صنايع كشور به طوراعم و صنايع كوچك در اينجا، به طور اخص تعيين كننده بوده است، به ترتيب اصلاحات ارضي ودرآمدهاي نفتي را مي توان بر شمرد..اين دو عامل چنان تاثيري در تغيير مسير حركتي اقتصاد كشور،و به تبعيت از آن صنايع كوچك داشتند ، كه كلا مسير تاريخي رشد آن را دگرگونه ساختند.اين دو عامل مزيت هاي نسبي توليد كشور را دچار بحران نموده و شبكه آن را بهم ريخت.
عامل ديگر موثر در چگونگي رشد صنايع كوچك كشور در دوره هاي اخير، انتخاب روش رشد قطبي صنايع كشور ( تعيين قطب هاي رشد صنعتي ، از جمله اهواز، اصفهان ،ارااك،تبريزو....)در دوره محمدرضا شاه بود.اين امر نيز تاثير خاص خود را داشت كه بايد به نوبه خود بررسي شود.هر چند كه اين روش نيز خود مطابق طراحي اوليه پيش نرفت و هم در دوره قبل از انقلاب و هم در دوره بعد دچار تغييرات زيادي گرديد.
كشت و صنعت هاي بزرگ نيز تاثير خاص خود را در چگونگي رشد صنايع كوچك در دوره هاي اخير داشته است.
تحريم هاي خارجي بعد از انقلاب ، و جنگ تحميلي دو عامل تعيين كننده ديگر در روند رشد صنايع كوچك كشور بوده اند.
عامل تعيين كننده بزرگي، كه هم اكنون صنايع كوچك كشور را به چالش كشيده است ، موضوع WTO وجهاني سازي است. متاسفانه فرصت سوزی که در آستانه GATTداشتيم و كشورمان نتوانست از زمان استفاده بكندودر نتيجه، صنايع كشورمان نتوانستندخود را با آن انطباق بدهند .(در دوره هاي اخير عليرغم آزاد سازي بي مهابانه ورود كالا هاي خارجي به بازار داخلي، نه تنها هيچ گونه تمهيداتي در راستاي ورود كالاهاي كشورمان به بازارهاي جهاني و تسهيل ارتباطات جهاني نشد ، بلكه در اصلاح ساختارسامانه هدايتي صنايع كوچك كشور ، از طريق تدوين مدل مناسب و روش هاي خاص خودنيز اقدامي موثر نگرديد .سياست هاي تشويق صادرات دولت نيز، عليرغم ناقص بودنشان، بيشتر شامل تجار و بازرگانان شده است تا صنعتگران.
عدم وجود يك شبكه كارا و سريع فاينانس ( حمايت مالي) و بالا بودن نرخ بهره و هزينه هاي مالي،به دليل عدم ارتباط صحيح با بازارهاي مالي و سرمايه اي منطقه اي و جهانی، تير خلاصي است بر پيكره صنايع كوچك كشور
در نهايت ، به دليل عدم وجود جايگاه اجتماعي- اقتصادي و سياسي- فرهنگي صاحبان صنايع كوچك در ساختار قدرت سياسي كشورو عدم وجود تشكل سالم و قوي وجا افتاده تاریخی، دفاع از اين طبقه مولد را جدا مورد مخمصه قرار داده است.

(جام زرین مارلیک)
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
سابقه تاريخي صنعت در ايران ، مسلما به سابقه تاريخ تمدن در اين مرز و بوم بر مي گردد ،يعني يك سابقه حداقل 6 و 7 هزار ساله كه نمونه توليدات آن آذين بخش موزه هاي جهان است و نيازي به توضيح بيشتر ندارد. ليكن چگونگي آن در سده هاي مياني ، كه توام با خاموشي اروپا بوده است و تاثير آن بر صنعت موجود ، به عنوان امانت دار تاريخ جهان ، كه اين امانت را نه تنها حفظ نموده است بلكه آن را تكامل و بهبود داده و به اروپائيان ، به عنوان ادامه دهنده گان اين دو ماراتن ، تحويل داده است ، از اهميت وافري بر خوردار می باشد.
مولانا،خيام ،حافظ ، سعدي و...هزاران شاعر ، اديب ، سخن ور ، به همراه موسيقي دانان، دانشمندان و حكيماني از قبيل ابوعلي سينا، زكرياي رازي ،خوارزمي ، شيخ بهايي،نظام الملك ،خواجه رشيدالدين فضل ا... و...آيا صنعت گر نبودند و آيا هنوز هم ما در مراكز علمي و پژوهشي و صنعتي جهان كم آدم داريم؟!!! اگر شيرازه كار از دست رفته است ، اين نه از ناتواني ملي ، بلكه از بد روزگار است . و اين كه ملت ما به شكست خود واقف نيست ! تا با تحليل صحيح آن ،از تاريخ درس گرفته و آن را تبديل به پيروزي بكند ؛ به جاي آن كه ، غرور و خود پسندي ، چشمش را كور بكند. "راه صحيح، زياد كار كردن و ادعاي كم است ." جامعه كنوني ما با مصرف بالا و كم كاري و اشرافيت ، دير يا زود بايد ودا بكند؛ والا بسيار خواهد باخت. اين نه تنها وظيفه رهبريت جامعه است ، بلكه وظيفه همه آحاد ملت را نيزتشكيل مي دهد. وضروري است به يك نهضت فرا گير ملي تبديل شود. "نهضت ارتقاي بهره وري ملي ، بدون در نظر گرفتن جايگاه طبقاتي اشخاص، وابستگي ها و طرز تلقي ها و افكار آن ها".
به طور طبيعي، سيستم هاي فني حاكم بر توليد كشاورزي و صنعتي در طول هزاران سال تمدن ايران زمين ، گوياي وضعيت صنعت و به ويژه صنايع كوچك در طول تاريخ دراين مرزوبوم بوده است ؛ ليكن بررسي تحولات آن در هزار سال اخير ، با افت و خيزهاي فراوانش ، حكايت از شبكه بندي هاي بسيار دقيق و ظريفي دارد كه تدقيق در آن واتصال صحيح تاريخي، كه با شناخت واقعي تكنولوژي هاي بومي و تطبيق تكنولوژي هاي جديد با آن ها ميسر مي شود، در اعتلاي وضع تكنولوژيكي كشور تاثير موثري خواهد داشت.
براي توضيح چگونگي صنعت در ايران دردوران سده هاي مياني، لازم است كمي تامل نموده و از دوران نضج صنعت در 700 سال پيش ( كه توام با وزارت خواجه رشيدالدين فضل ا.. همداني وزیر دانشمند غازان خان در تبريز با احداث دانشگاه ربع رشیدی بوده است ) پي بگيريم. در مورد ربع رشیدی، كه عملكرد وتاثير آن هنوز هم در بخش هايي از ميهن عزيزمان باقي است ، مطلب كم گفته شده و تحليل نشده است ؛ كه به نظر نگارنده بسيار نيز حائز اهميت است.( شايد هم عمدي در مكنون گذاشتن دست آوردهاي آن توسط محققین غربی وجود داشته باشد!).محققا پرداختن به این موضوع در چگونگي ادامه راه بسيار موثرخواهد بود.
اولا : مديريتربع رشیدی ، به عنوان مجهز ترين دانشگاه زمان خود ، كه دانشمندان و دانشجويان از اقصي نقاط جهان ، به ويژه ازچين ، هند و ديگر نقاط را به دور خود جمع كرده بود، يك روش پيشرفته و خود اتكا بوده است ؛ بدين طريق كه:
1-خواجه مبلغي را از صندوق ديواني ، با اجازه غازان خان ، به عنوان سرمايه اوليه استقراض كرده و سپس از محل درآمد خود مجموعه ،باز پرداخت نموده است.مجموعه چون غير انتفاعي بوده است ، توسط درآمد وقفي و درآمد كارخانجات و اراضي تحت اختيار خويش به صورت يك بنگاه غير انتفاعي و مستقل اداره مي شد.
2- مديريت مجموعه كه با طراحي دقيقي شامل كوي استادان، كوي دانشجويان ، كتابخانه مركزي ، بيمارستان و كارخانجات و محل اسقرار حرف و پيشه ها و خوابگاه ها و مسجد و فضاي باغ شهرتجهيز شده بود، ازمديريت جامع و واحدي برخوردار بود . تامين آب شرب و آب مصرفي نيز در اولويت انجام گرفته بود.ازآنچه از وقفنامه ربع رشيدي (اين وقفنامه ، هم اكنون در كتابخانه ملي تبريز نگهداري مي شود ودر يونسكو به ثبت رسيده است )مستفاد مي شود، اداره امور در اين دانشگاه از استاندارد خاصي برخوردار بوده است وانتظام امور خود اين دانشگاه ، يك مكتب علم مديريت محسوب مي شود، كه جاي تحقيق فراوان را دارد.
ثانيا : تاثير اين دانشگاه پراتيكي (علمي- كاربردي) به واقع كلمه ، در توسعه كشور واقصي نقاط جهان ،به ويژه در توسعه صنايع كوچك آن روزگار بسيار گسترده بوده است. به نحوي كه باقي مانده هاي آن در صورتيكه به آن ها پرداخته شوند ، هنوز هم داراي مزيت نسبي براي يك توليد خود اتكا وسالم مي باشد.جاي پاي اين دانشگاه در موارد ذيل كاملا پيداست.ليكن جاي تحقيق فراواني براي انطباق دقيق موضوعي خالي است:
1-مطالعه دقيق مزيت هاي نسبي مناطق مختلف و طراحي و ترويج صنايع كوچك منطبق بر آن، نه تنها براشتغال صحيح و سود آور تكيه زده است ، بلكه خود محوريت بهترين برنامه ريزي توسعه منطقه اي نيز بوده است. كه هنوز هم جاي مداقه دارد. تخصيص منطقه اي صنايعي نظير فرش در هريس(توضیح اینکه نگارنده خود در مورد اثر چشمه هریس در تثبیت رنگرزی و مرسریزه کردن نخ با توجه به ماده موثره ارگانوسیلیکون موجود در آب چشمه تحقیق نموده است) ، كاغذ در كاغذ كنان، كوزه دركوزه كنان، ابريشم در هوراند(به معني پيله ابريشم) و كنار ارس،بافت پارچه و روسری کلاقه در اسکو،بافتن انواع سبدها از ساقه گندم در کشکسرای مرند،مسگري وآهنگري در اهر وزرگری ، نقره کاری ، ورشو کاری، شیشه سازی، مسگری، قلع گری، ریخته گری و ریسندگی و بافندگی ، فرش وسایر صنایع درتبريز، اصفهان ، شیراز و کرمان و سایر شهرها یا سفالگري در لاله جين همدان و مسگری وآهنگری(چاقو سازی قفل سازیَ قیچی سازی وسایر مصنوعات) در زنجان اتفاقي نبوده است.
2- تبديل اراضي نا مرغوب و لم يزرع وقف شده ، به باغات و مزارع آبادان ازديگر اموري است كه جاي پاي ربع رشیدیدر آن ها به وضوح ديده مي شود.اين طرح ها توسط متخصصين مجموعه طراحي ، برنامه ريزي و اجرا مي شد. ( مثل طرح احياي اراضي شهرستان زنوز ، كه با دقت تمام، مسايل آن ديده شده است . از جمله سيستم آبياري كل منطقه، سيستم تراس بندي( احداث ديوار حايل جهت حفظ خاك) ، انتخاب گونه گياهي مناسب و اصلاح شده ( گونه درخت سيب زنوز- كه بسيار معطر و مقاوم و با ماندگاري بالاست)، ترويج صنعت چيني و سراميك در منطقه با توجه به وجود معادن خاك چيني، طراحي و اجراي سيستم انبار بالاي صفر،با اسفاده از آب روان در وسط انبار و ساير مواردي كه نياز به تحقيق دارد.
۳-شايد بي دليل نيست كه زرد آلو كه خواستگاه طبيعي آن در كنار ارسو اردوباد و ايري ،در كنار مرز ارمنستان است ، به عنوان Prunus armeniacaشناخته شده است .آيا اصلاح آن در دستور كار دانشگاه بوده است؟!
4-مسلما، چاپ پول كاغذي ( چاو) در تبريز به سال۱۲۹۳ میلادی،در زمان غازان خان، درست۳۸۸ سال قبل از لندن (البته پس از چين ) نيز اتفاقي به نظر نمي رسد.(درج شده در ص ۶۳شماره ۹سال۲۰۰۰ مجله Twogether اختصاصي شركت سازنده ماشين آلات كاغذ سازي voitH آلمان، و اشاره به اینکه پس ازتبريز به بولونيا۱۶۰۶(Bologna) ايتاليا و از آن جا به هلند ۱۶۰۸وسپس به لندن ۱۶۸۱ سفر نموده است.ضمن تشکر از دوست شفیق و ارزشمندم جناب آقای مهندس جهرمی معاون محترم شرکت کاغذ مراغه که به خواهش اینجانب مدارک Twogetherرا زحمت زکشیده واز voitH دریافت نمود).
5-جاي پاي دانشگاه ربع رشیدی كه اولين كار آن با ترجمه كتب سومري ، سامي ، يوناني و چيني و هندي و ساير زبان هاي دنيا ، يعني انتقال تكنولوژي ، شروع گرديد، در صنايع مختلف كشور از جمله در ساختمان مجموعه سلطانيه زنجان و كارعظيم آجري آن وساختمان وكاشي كاري هاي مسجد كبود تبريز ، كه شاهكار بي بديل است، گرفته تا يزد ، كه يكي از بزرگترين وقوفات ربع رشیدیرا داشته است و سپس همدان ، ری،گيلان، اصفهان، شيراز و كرمان وخراسان و سایر مناطق به وضوح مشهود است.مستشرقین چینی تحقیقات مفصلی در مورد ربع رشیدی انجام داده اند که بخش کوچکی از آن در سازمان میراث فرهنگی موجود می باشد.
۶-آیا نباید جای پای ربع رشیدیرا در سیستم طراحی و احداث بازار ها و شبکه ها و حوزه نفوذ آن(چه وجه نرم افزاری آن و چه وجه سخت افزاری و معماری و شهرسازی و ساختمان آن )و سیستم انتظام روابط و مناسبات اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی - سیاسی و در ساختار شهر و روستا ومناطق جستجو کرده و نقش آن را خوب بررسی نموده و بازسازی و ارتقای تکنولوژی بکنیم؟
۷- از نظر سایر امور عمرانی و کارهای اجتماعی و فرهنگی نیز متاسفانه جامعه ما از جهت تحقیقات انجام گرفته بسیار فقیر می باشد.بطور مثال،سد روستای نوروزلو در شهرستان میانه ،که از دوره غازان خان به ارث رسیده است ،از آن جمله می باشد.(ضمن تشکر از آقای مهندس سنایی ،که خود در مورد این سد تحقیق نموده و اطلاعات آنرا در دسترس ما قرار داد).
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
با نگاهي گذرا به تاريخ تحول و تطور صنعت درتاريخ تمدن بشر، به ويژه در دويست ،سيصد سال اخير و درجوامع مختلف بشري ، به طور مشخص به تغييرات زير در برهه هاي تاريخي مختلف بر خورد مي كنيم:
1- صنعت آرتيزاني ، يا همان صنعت پيشه وري . كه نمونه بارز آن هنوز هم در گوشه كنار شهر هاي قديمي مان ديده مي شود ؛مثل آهنگری ها يا چلنگري هاي سنتي ، كه با كوره هاي زغال سنگ و معمولا به صورت استاد شاگردي مشغول به فعاليت بودند. اين روش تا اواسط قرن هیجده ميلادي (انقلاب صنعتی )روش همه جا گير و متعارف صنعت در جهان به شمار مي رفت.شايد بتوان گفت اين روش در طول هزاران سال تمدن بشر كه از دوران كشف فلزات شروع مي شود ،تا رسيدن به مرحله توليد مانوفاكتوري(اواخرقرن پانزدهم)، بيشترين زمان را در تاريخ ، به خود اختصاص داده است.
2- صنعت مانو فاكتوري، اين شيوه به عنوان پدر صنعت كنوني شناخته مي شود. در اين شيوه، توليد به صورت مجزا و نه خطي و پيوسته ، معمولا توسط استاد كارها و در داخل يك كارگاه انجام مي گرفت. در حقيقت ، به سخني ساده ،اين همان تجميع توليد آرتيزاني در داخل يك كارگاه بزرگ محسوب مي شود . اين تجميع، اجازه تنوع بيشتر توليد واستفاده از مهارت هاي همديگر را ميسر ساخت .در ابتدا، اسناد كاران صاحب ابزار خود بودند و محصول توليدي خود را به صاحب كارخانه مي فروختند.در ادامه و تكامل اين شيوه ، صاحب كارخانه ، با توجه به تغيير سريع تكنولوژي و نياز به ابزار جديد،ابزار توليدي را نيز در اختيار استادكاران قرار داد.و درست از همين نقطه شيوه توليد جديدي كه همان صنعت توليد انبوه مي باشد ، به منصه ظهور در آمد(باقیمانده های این روش هنوز هم در کارگاه های خیاطی و بعضی کارخانجات مثل تولید کیت های الکترونیکی مرسوم است). .
3- انقلاب صنعتي، روند رشد طبيعي و تكاملي ذكر شده در بالا، با جريان تسريع كننده اي در اروپا ، به ويژه در انگلستان، توام گرديده و در نتيجه به انقلاب صنعتي منجر شد. اين جريان رشد سريع ، بنا به عقيده صاحب نظران علوم اجتماعي ، جريان انبوه سرمايه ناشي از :
الف – تجارت مثلث ، يعني فروش برده به آمريكائيان. بدين ترتيب كه اروپائيان از طريق جمع آوري سياهان از قاره افريقا و فروش آنها در بازارهاي برده آمريكا(چون آمريكائيان به دليل دست يابي به زمين هاي وسيع ، نياز روز افزوني به نيروي انساني پيدا كرده بودند) تجارت بسيار سود آوري را( هر چند كثيف) فراهم آورده و درآمد ناشي از آن را در سرزمين مادري (يعني ، اروپا ) سرمايه گذاري كردند.با توجه به اينكه اين تجارت بين اروپا، افريقاو آمريكا جريان داشت ، از اينرو به تجارت مثلث معروف گرديد.
ب – كمپاني هند شرقي ، در آمد مستقيم انگليسي ها از غارت هندوستان ، كه توسط كمپاني هند شرقي در اروپا ، به ويژه انگلستان، تبديل به سرمايه گذاري گرديد.
ج – واما جريان طبيعي رشد سرمايه داري در اروپا ، كه با به وجود آمدن سرمايه داران كشاورز(capitalist farmers)يعني طبقه تازه به دوران رسيده اي كه از درون خرده مالكين تهي دست زائيده شده بود و با استخدام برزگر ها( كشاورزان بدون زمين) به انباشت اوليه سرمايه دست يافته بودند.و زمينه خوبي براي به خدمت گرفتن چلنگر ها( آرتيزان ها) و توسعه چلنگري ( صنعت پيشه وري ) فراهم آورده بودند .به طور نمونه، صنعت نساجي آن روزگاركه با گره خوردن با تكنولوژي فراهم آمده از انتقال صنايع نساجي هندوستان و پشتيباني سرمايه اي حاصله از موارد الف و ب اين بحث ، خمير مايه اين جريان گرديده و زمينه را براي انقلاب صنعتي فراهم آورد . البته وجود معادن نمک و ذغال سنگ و سنگ آهن اروپا نيز كمك موثري بر اين جريان بوده است.
مي شود گفت كه با بيداري اروپا، كه با رنسانس آغاز گرديد و به انقلاب صنعتي منجر شد، اروپائيان تمامي شرايط تحول و تطور تاريخي را – چه مادي و چه معنوي – هرچند كه از شرقي ها يا به طريق غير متعارف و غارت يا تجارت برده داري مهيا شده بود را به دست آوردند.
متاسفانه، شروع اين حركت نوين در شرق، با گرفتاري هاي قومي و قبيله اي و تحجر تاريخي توام بوده و ضعيف شدن حكومت ها و اقتدار ملي، توان هر گونه تحولي را از آنان سلب نموده بود. در نتيجه، نه تنها كوچكترين تاثيري در اعتلاي اين گونه جوامع نداشت، بلكه بعضا، به دليل آگاهي دشمن، گزيده تر نيز متاع خويش از كف داد.
در بحث آتي، سابقه تاريخي صنعت و به ويژه، صنعت كوچك در كشورمان را، به صورت گذرا، مرور خواهيم نمود.

