منبع: Wallkill River Watershed
تقريبا، ۴۰ سال پيش بود كه براي اولين بار پديده شور شدن چاه هاي اطراف درياچه اورميه خودنمايي كرد. همان موقع متخصصين گفتند كه سفره هاي آبي در زير زمين اينترفاز شده است. و علت آن را هم برداشت بيرويه آب از چاه هاي حفر شده دانستند.

متخصصين، در توضيح بيشتر اين پديده، و نحوه قرار گرفتن آب شور در كنار آب شيرين، مثال درست كردن چاي شيرين دو رنگ به طریق شیرین کردن آب داغ در نصف لیوان و افزودن تدريجي چای به آن به نحوي كه اختلاط پيدا نكند را بيان نمودند( توضیح اینکه : در زیر زمین آب شور در کنار آب شیرین به همین طریق و بدون اختلاط قرار گرفته است). بدين نحو كه، در اثر پس روي آب شيرين در سفره هاي زيرزميني(به دليل برداشت بيرويه از چاه ها)، آب شور به حوضه سفره آب شيرين نفوذ كرده و باعث شور شدن چاه مي شود. این امر باعث پایین آمدن آب دریاچه ها و تالاب ها شده و در تسریع تبخیر آب آن ها اثر می گذارد.
در اين توضيحات، به ظاهر موضوع خشك شدن درياچه مطرح نبوده و فقط خطر نابودي چاه و پس رفت سفره آب بيان شده است. كه روستاييان اجباراً براي تامين آب زراعي نسبت به حفر و جايگزيني چاه جديد در بالا دست ها(با مجوز يا بي مجوز) اقدام نمودند. اقدامي كه در يك جنگ نابرابر فقط عقب نشيني بود و شكست. و در انتها نيز فاجعه فرو نشستن و تبخير بي مهاباي آب درياچه و نابودي آن!
صرف نظر از اينكه همه اين اتفاقات را بايد از نابودي نظام حاكم بر احداث و نگهداري قنوات و كاستي در ارتقاي تكنولوژي آن و ورود غير عقلايي تكنولوژي حفر چاه - كه هيچگونه انطباقي با شرايط کم بارانی و ضعف سفره هاي آب زيرزميني كشورمان را نداشت - و نیز از عدم وجود رژیم صحیح آبیاری و استفاده بهینه و معقول از منابع آبی(بمانند جمع آوری صحیح آب باران و تصفیه آب های آلوده و جلوگیری از آلودگی آب ها، به همراه استفاده همه گیر از شیوه های نوین آبیاری) ذكر نمود، نداشتن برنامه اي منسجم حول محور توسعه منطقه اي و نبود قابليت مانور براي برخورد و جلوگيري از تخريب بيشتر، قلب هر متفكري را به درد مي آورد.
با توجه به اينكه به گفته متخصصين، تزريق آب به سفره ها(در مواقع پر باراني) و آبخيزداري، در صورتيكه به نحو صحيح انجام پذيرد مي تواند حتي تا ۶۰ درصد آب مورد نياز سفره ها را تامين كند، جای بسی تاسف است که بسيج همگاني و عزم ملي براي انجام این کار بسیار پر منفعت به بوته فراموشی و اهمال کاری سپرده شده است! آيا نبايد همت كرد؟! نقش رسانه ها در اين مورد چه می تواند باشد؟
