کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ یکشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

 خرد جمعي (Common Sense)، را حس عمومی یا عرف عام نيز ترجمه كرده اند. اما، براي تفهيم بيشتر موضوع ، بنده آن را به معنی"جان جمعي و روح جمعي" گرفته ام(خرد جمعی را به سخنی می توان ضمیر ناخودآگاه کالبد جامعه دانست).فيلسوفان و روانشناسان، ماهيت و هويت كل را چيزي مستقل از جزء مي دانند؛ هر چند كه خود از تجميع جزء حاصل شده است(tektology ونظريه گشتالت).به سخني ديگر، كل، صاحب ديناميزم يا دارای جان مجزایی هست. كه مستقل ازجمع حسابی اجزاي تشكيل دهنده آن بوده و بر مجموعه حاكم است (مثال عيني، رابطه سلول و بدن و يا رابطه شخص و اجتماع). درك اين موضوع، به عنوان ابزاري اساسي براي همه انسانها، به وي‍‍ژه مديران كلان جامعه، از ضروريات ادراکیست. زيرا در درك و فهم مكاميزم ها و ديناميزم هاي جامعه، بسيار ياري بخش است. این روش باعث تحول شگرفی در بینش نوع بشر و به وجود آمدن علوم جدیدی مثل Gnosiology ، یا علم مطالعه ی فلسفی دانش شده است.

حکم کسی که قتلی انجام می دهد، به مانند حکم کسی است که همه انسان ها را کشته است! نیز برپایه این منطق استوار است. یا برعکس اگر کسی به انسانی نیکی کرده باشد، مثل آن است که به بشریت نیکی کرده است!

 اين منطق را به كل حيات نيز مي شود تعميم داد.حیات دارای یک جان یا روح واحده است.هر چیزی که در کل آن یافت می شود، عینا در جزء آن نیز صادق است. همان چیزی که اندیشمندان قدیم به آن"وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می گفتند" و امروزی ها آن را "جهان هولوگرافیک" می نامند.در اینجا نیز اگر کسی به موجودی نیکی کرده باشد، به کل کاینات نیکی کرده است.انفاق در راه خدا نیز همین معنی را می دهد. 

ما در اينجا، از بحث فلسفي مسئله، گذرا عبور مي كنيم. زيرا موضوع ما آن نيست. بلكه با استفاده از اين قاعده مهم، سعي در تفهيم مسئله بسیار مهم تر، یعنی آزرده شدن جان و روح کاینات هستیم. که در اثر تخریب محیط زیست و به هم خوردن انتظام حیات، اتفاق افتاده است. تخریب بی مهابای منابع تجدید ناشدنی(از بین رفتن جنگل ها، مراتع، زمین های قابل کشت، معادن و سایر منابع طبیعی، و تخریب منابع آب و آلوده شدن اقیانوس ها و دریاها)، یعنی ثروت طبیعی بشر، یا به سخنی صحیح تر تنها ثروت واقعی بشر، و خدایان و ولی نعمتان او. نشانه های این افسردگی، به وضوح، از سیل های سهمگین، سونومی ها، زلزله ها و قحط سالی های وحشتناک پیداست. در کشور ما نیز، خشک شدن دریاچه ها و(بزرگترین آن ها، دریاچه اورمیه، که درحال خشک شدن سریع است، و متاسفانه هنوز مردم و مسئولین اشرافیت کافی به عمق فاجعه ندارند؛ چرا که به دلیل واقع شدن این دریاچه در کلیدر باران زایی کشور، در صورت خشک شدن آن، فاجعه زیست محیطی و به دنبال آن فاجعه انسانی و اجتماعی، کل کشور را در خود خواهد بلعید!) و قحط سالی و سیل و زلزله، طلایه دار آن بحران عمومی است.

بشر در یکصد سال اخیر، هزاران برابر صد سال های دیگر تاریخ حیاتش، دست به تخریب محیط زیست زده است(برابر گزارشات محیط زیست جهانی، مقدار اکسیژن جو زمین به 20% مقدار آن در یکصد سال قبل کاهش یافته است). این امر فرصت بازیابی و بازسازی منابع طبیعی، که از روند بسیار کند نیز برخوردار است، را از طبیعت گرفته است. روح کاینات، یا همان به سخن ما خرد جمعی کاینات، جداً دچار تالم گشته است. باید تجدید نظر اساسی در برنامه های اجتماعی و اقتصادی صورت گیرد.طبیعت چون آینه است. و نقش و کارنامه بشر را به وضوح نمایان می سازد. وقت آن فرا رسیده است که بگوییم:

"آینه چون نقش تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطاست!"

در هدف جویی ها و آرمانخواهی ها باید تجدید نظر شود.وقت آن فرا رسیده است که همه هدف جویی ها سمت و سوی حفاظت از منابع تجدید ناشدنی به خود بگیرد. وقت تنگ است. کشتی که همه در آن نشسته ایم، سوراخ شده است. و ما به جای پرداختن به موضوع و ترمیم آن، برسر جایگاه ها و اموال داخل کشتی، گوشت همدیگر را به دندان گرفته ايم. یک دعوای حیدری و صفدری تمام نشدنی! دست پخت دوستان نادان و دشمنان دانا! زمان آن فرا رسیده است، که تجدیدنظر اساسی در برنامه های اجتماعی – اقتصادی، به ویژه توسعه صنعتی، که هسته آن برنامه هاست، داشته باشیم.با نگاهی هوشیارانه به استفاده صحیح از منابع تجدید ناشدنی و حداکثر استفاده از انرژی های تجدید شونده. 

اجازه بدهید در این جا، با ذکر مسایل عمومی و مبتلابه بشر، نگاهی نیز کلی به جایگاه صنعت و ديناميزم"صنعت و صناعت(تكنولوژي)"در جامعه خود داشته باشیم.برای فهم درست مسئله، ابتدا لازم است یک تعریف جامع از صنعت داشته باشیم.

 در جواب اين پرسش كه "صنعت چيست؟" اكثر مردم و حتي خود صنعتگرها جواب هاي كليشه اي موجود در كتاب ها و مقالات را تحويل مي دهند. اما با كمي تامل در روابط و مناسبات جامعه، مسلماْ جواب هاي داده شده قانع كننده ذهن جستجو گر نخواهد بود.زيرا "صنعت" نه آن تعاريف داده شده، بلكه همان كليتي خواهد بود كه از همه اجتماع داخل و خارج (شامل، بحران ها و رونق هاي اجتماعي- اقتصادي و بحران ها و مزیت های طبيعي- جغرافيايي) متاثر است. به ويژه در جهان امروز، كه كوچكترين تغييري در گوشه گوشه يِ جهان، تاثير تعيين كننده اي بر وضعيت حياتي آن دارد.

پس صنعت، توليد و فراوري محصولات كشاورزي نيست! صنعت، كارخانه نيست! صنعت، حتي شهرك صنعتي نيست! صنعت، معدن و فراوري مواد معدني نيست! صنعت، لجستيك نيست! صنعت، توريزم نيست! و بالاخره، صنعت تجارت نيست! بلكه اين همه، اجزاي تشكيل دهنده آن هستند(جریان فیل مولانا: هرکسی از ظن خود شد یار من             از درون من مجست اسرار من). 

بلکه مجموع هدفمند آن ها یا مكانيزم آن، "صنعت" است، به سخنی دیگر: مجموع روابط و مناسبات تولیدی- اجتماعی، با ساختار و شبکه های پیچیده اش!(همان چیزی که در جوامع جهان سومی فهم و درک آن فراموش شده است). تازه با تعريف و مشخص نمودن "مكانيزم"، آنچه تا اينجاي قضيه ناپيدا بود، رخنمون مي شود. و آن "ديناميزم صنعتي است" كه همانند "جان يا روح" آن است. و كليت مستقل خود را به كرسي مي نشاند. و منظور ما در اين بحث روشن نمايي اين موضوع مغفول مانده در جامعه يمان مي باشد.

امروزه ،توسعه صنعتي خود از تكنولوژي هاي متنوعي بهره مند است. و تكنولوژي هاي مذكور نيز به نوبه خود، از مدل ها و الگوهاي جامع سود مي جويند. اجتماع صنعتي، به عنوان هسته محوري جامعه، نه تنها از مكانيزم هاي طراحي شده بسيار دقيق استفاده مي كند، بلكه به عنوان زير بخش برنامه كلان اقتصادي- اجتماعي، تابع شبكه عمومي آن است.اين كالبد در يك بده و بستان سود دو طرفه(win - win) با ساير بخش ها از يك طرف و با جامعه جهاني، از طرف ديگر در تعامل است. چانه زني هاي سياسي – اقتصادي، همسان با فعاليت اقتصادي- اجتماعي با بهره مندی از مزیت های نسبی، درجه و جايگاه ملت ها را در نظم جهاني روابط و مناسبات اقتصادي تعيين مي كند.

به نظر مي رسد، در حال حاضر جان وروح (خرد جمعي) توليد و صنعت در جامعه يمان نیز دچار آزردگي و خستگي است.براي درمان آن ضروري است دو كار زير انجام پذيرد:

       - كليت برنامه توسعه اقتصادي- اجتماعي، با تعيين نقش هسته محوري صنعت، نقادانه مورد تجديد نظر جدي قرار گيرد.

       - تكنولوژي توسعه صنعتي كشور، به تيغ جراحي مهندسي مجدد و مهندسي ارزش سپرده شده و سپس با آن همانند يك تكنولوژي رفتار شود(البته با تاکید اکید در به کارگیری دانش آن و فراموش نکردن این موضوع که با یک موجود زنده طرف هستیم).

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

شاید برای همه ما این سئوال پیش آمده باشد که: چرخ خیاطی چگونه کار میکند و چگونه چنین دوختهای ریز و ظریف بدون ذره ای خطا در پی هم قرار می گیرند. برای پی بردن به این موضوع عکس زیرو ببینید.......
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .. . . . .. .
ضمن تشکر ، از ارسال این عکس از سوی دوست ارجمندم جناب آقای حسین احمدی.
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

قمار عشقيده من چوخ گوزل قماربازم

                                         مجال عشقیده ده  قورخمین  هوسبازم

قمار عشقده گر  وارليقيم كفاف ادسه

                                         گتيرمسم قاباقه ، بول  سخیف قماربازم!

(قمار گرچه ندانم، وليك در ره عشق

                                         ز هستيم گذرم    ،       گرش كفاف شود

قمار عشق مرا، آنچنان بيالوده است

                                          كه پا زسر نشناسم   ،گرش وصال شود)

                                                                               شعر از نگارنده

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

 

 

 

 

 

به نظر شما جواهر شناس، با جواهر ساز چه وجه تمايزي با هم دارند؟

 شايد جواهر شناس يك دوره جواهر سازي را نيز ديده باشد، اما كار وي كلان تر از جواهرسازي است.مهمتر اينكه،جواهرساز به هيچوجه نمي تواند نقش جواهر شناس را به عهده بگيرد.همانطور كه جواهر شناس نبايد جواهرسازي بكند. اگر نقش يكديگر را به عهده گرفتند، وظيفه خود را بسيار ناقص و نارسا انجام خواهند داد؛ كه نه بدرد جواهر شناسي خواهد خورد! و نه بدرد جواهرسازي! در اينجا، بهتر است بگوييم،جنس اين دو تخصص باهم متفاوت است. جنس اولي از جنس مديريت و اقتصاد است. و جنس دومي از جنس هنر و صنعت!

حال بياييد، اين موضوع را در جامعه تعميم دهيم. شما چه فكر مي كنيد؟ اين دو تخصص به ظاهر نزديك به هم، اينقدر باهم فاصله داشته باشند؟! وظايف اجتماعي، با پيچيدگيهاي خاص خود، با هم چقدرفاصله خواهند داشت؟! آيا وقت آن فرا نرسيده است كه بازنگري در مفاهيم(مهندسي ارزش و مهندسي مجدد) را آغاز نماييم؛ تا درك ناقص از معاني و مفاهيم يا(Misunderstanding)، كه پديده جابجايي نا صحيح يا(Misplacing)، را به دنبال خود دارد، را اصلاح كنيم؟!  

نگارش در تاريخ یکشنبه نهم مرداد ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

یک قدم به پیش!...یا یک قدم پیشتر!... کدامیک!؟

روشی نو در یادگیری و موفقیت.

قوانین علوم اجتماعی، به یک نحو از قوانین علوم طبیعی تبعیت می کنند. مثلا در فیزیک و قوانین مربوط به پمپاژ، هد پمپ یا قدرت بده و رانش آن به مراتب بالاتر از توان مکش آن است. برای وضوح بیشتر، از قانون دیگرعلم فیزیک کمک می گیریم. مثلا در انواع جوشکاریها، از جوشکاری فلزات گرفته تا جوشکاری لاستیک و پلاستیک و پلیمرها، اگر بخواهیم نقطه جوشکاری شده را دوباره ذوب کرده و اصلاح کنیم، حتما انرژی بیشتری از انرژی به کار رفته در جوشکاری اولیه، مورد نیاز خواهد بود.موارد بیشماری از این نوع قوانین را می شود شاهد آورد.

اگر بخواهیم قوانین مذکور را در مسایل اجتماعی واقتصادی انطباق دهیم، در می یابیم که عینا این قوانین به انحای دیگر، در همان موضوعات نیز، مصداق دارند.مثلا، شخص و جامعه به انرژی بیشتری نیازمند است، تا جبران عقب ماندگی های خود را بکند.این موضوع بمانند بالا کشیدن آب از چاه، یا ذوب کردن دوباره نقطه جوشکاری شده است؛ که اصلاح آن، به انرژی مضاعفی نیاز دارد.اما، زمانیکه به نقطه پیشگامی نزدیک بشوید، برای نگهداری، به شرط داشتن عزم و اراده آن، بسیار انرژی کمتری مصرف خواهد شد.باید توجه داشت که پیشگامی، ضرورتا شاگرد اول شدن یا پولدار شدن نیست.بسیاری از پیشگامان جهان نه شاگرد اول بودند و نه پولدار؛ بلکه تنها به قوه فهم ودرک مسایل دست یافته بودند.نمونه این اشخاص را، که بعضا مسیر زندگی و تاریخ بشر را متحول نموده اند، مثل افلاطون، ارسطو، سقراط، اپیکور، فیثاغورث، بقراط ودیگران در دنیای قدیم، و خوارزمی، ابوعلی سینا، زکریای رازی، ابن خلدون و دیگران در دنیای بالندگی اسلامی و قبل از رنسانس، و دکارت، ادیسون، چرچیل، گراهام بل، مندلیوف، پاستور، وهزاران پیشگام دیگر در دوران جدید را می شود نام برد.

در حقیقت این روش، شیوه ای برای تسلط یافتن و سوار شدن بر زمان است.همانگونه که می دانیم، جوامع پیشرفته ثانیه های زمان را به یک میلیون قسمت تقسیم کرده اند. و آن را اندازه گیری نموده و اداره می کنند.روانشناسان آزمایش کرده اند، که بشر به راحتی توانائی پیش افتادن تا چند ثانیه را دارد.هر چند بعضی اشخاص با تمرین کردن، توانایی پیش افتادن چندین ساعت، حتی روز را یافته اند! اما برای رسیدن به پیشگامی، لازم نیست راه درازی طی شود؛ فقط کافی است یکصد میکروثانيه(µs) از یک میلیون میکروثانیه را با تمرین جلو بیفتیم.در آنصورت، در خواهیم یافت که نه تنها به نیروی لایزال پیشگامی دست یافته ایم، بلکه به نیروی خواندن فکر دیگران، حتی مهمتر از آن، فکر زمان، نیز راه یافته ایم.کمی تمرین کنیم.زیاد سخت نیست!البته باید بگوییم که در تکنولوژی های پیچیده، دانشمندان موفق به سنجش یک میلیاردم ثانیه، حتی کوچکتر، نیز شده اند!

در مقیاس کوچکتر و برای توضیح بیشتر، به یک تجربه عینی اشاره می کنم.بنده خودم در دوران تحصیل، به دلیل نیاز معیشتی، مجبور بودم بعد از کلاس به سر کار بروم. و طبیعتا اکثر اوقات، فرصت مطالعه در وقت غیر ساعات کلاسی را نمی یافتم.از اینرو، باید دروس و تکالیفم را سر کلاس انجام می دادم.پس، برای فائق آمدن بر این اوضاع، متدولوژی ساده ای را برای خود تدوین نمودم.بدین منوال که، ابتدای سال تحصیلی به صورت گذرا و کلی، کتاب یا جزوه، یا هر موضوع درسی مشخص را از نظر می گذرانیدم؛ تا مطلب آشنای ذهن شود(البته، بعدها فهمیدم که این روش، کاملا یک روش جا افتاده ای در روانشناسی است به نام"نظریه گشتالت").سپس، در طول تحصیل، معمولا یک درس جلوتر از کلاس را آماده می کردم.نتیجه کار این بود که در موقع تدریس، بنده با آمادگی ذهنی، آن درس را مرور می کردم. و کلاسی که برای دیگر همکلاسیهایم یک درس جدید و دور از ذهن بود، برای من جلسه تمرین و برطرف نمودن اشکالات محسوب می شد.نتیجه ای که از این روش گرفتم، بسیار ارزشمند بود."موفقیت در تحصیل با کمترین انرژی مصروفه".این شگرد را در کار و مسئولیت هایم نیز به کار بستم.و نتیجه عملی آن را به عینه دیدم.البته، روش استاد-شاگردی که در مکتب خانه های قدیم رواج داشت(و هنوز هم در طلبه خانه ها رواج دارد)، به نوعی همین پیشگامی را رواج می دهد.(زیرا در روش استاد-شاگردی، شاگرد قدیمی تر به شاگرد تازه وارد حکم استادی داشته و به وی تدریس می کرد، در نتیجه، خود، هم دروس تدریسی را مرور می کرد و هم در موقع تدریس باز پروری موضوع انجام می پذیرفت؛ و درس ملکه ذهنی شده و پیشگامی اتفاق می افتاد).

به نظر می رسد، شگرد پیشگامی، یک شگرد کم هزینه و کارا، برای اشخاص موفق در رسیدن به هدف بوده است! 

تاریخ نشان می دهد که ملت ما ذاتا قدرت پیشگامی را دارد.این را بارها و بارها و در برهه های مختلف، نیز در زندگی شخصی و منفرد آحاد ملت، تجربه کرده ایم. اما این توان ملی، به دلیل نبود یک قانونمندی کارا در اجتماع، به شکل صحیحش استفاده نشده و در یک رقابت نا سالم و نا درست، بدون داشتن نقشه ای جامع، به مقابله و تشتت آرا انجامیده است.(لازم است، در اینجا برای فهم بیشتر معنی قانونمندی، به دلیل اهمیت آن، توضیحی بدهیم.قانونمندی را می توان قانون عامی خواند که بر نظم قوانین و چیدمان آنها در کنار هم حاکم است.مثلا در یک کندوی عسل، اگر حجره های منفرد را قانون شمریم، قانون عام حاکم بر کندو، شامل نحوه آرایش عمومی حجره ها و انضباط عمومی کندو را، می توان قانونمندی نامید).      

نگارش در تاريخ شنبه هشتم مرداد ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

فرصت ادغام وزارتخانه های صنعتی و تجارت، بهر دلیل که بدست آمده باشد، گذشته از واکاوی دلیل آن، فرصت خوبی است. تا بتوان در شرح وظایف، کارآیی و سازماندهی آن با توجه به نیازهای جامعه، تامل نموده و سازمان کار تولید و تجارت را بهبود بخشید.

امروزه، هم کشورهای در حال توسعه و هم کشورهای پیشرفته صنعتی وارد یک دو ماراتن در زمینه تکنولوژی شده اند، که مستی از سر می پراند.تکنولوژی این مسابقه نفس گیر، خود مقوله قابل تاملی است.این فرایند با پشتیبانی یک عزم راسخ ملی که وحدت نظر حکومتیان و مردم را در عقبه خود دارد(پدیده Nation-State) از تمامی ابزار و تمهیدات ملی و بین المللی بهره مند است.

این تکنولوژی، که از همگرایی نیروهای زیربنایی و توسعه ای و نیز اجتماعی- فرهنگی بهره مند می باشد، توانسته است این دو قطب کار را چنان بسیج نماید، که هم افزایی ملی در فرایند توسعه را به دنبال داشته باشد.مسیر تعالی این فرایند کاملا قابل رصد کردن بوده و دست آوردهایش به وضوح رویت پذیر است.

از آنجائیکه تکنولوژی از قماش متدولوژی است، لذا برای تداوم حیاتش نیازمند استمرار پنج مرحله زیر می باشد:

      1- مرحله نگهداري اوليه  (maintenance manual & annual).  

      2-  مرحله سرويس عمده (overhauling).

      3- مرحله به هنگام سا زي يا به روز رسانی (updating).

      4- مرحله نو سازی وتجهيز (refurbishment).

      5- مرحله ارتقاي كيفي و كمي (upgrading) یا زایش!

برای انطباق یا tailor-made کردن این پنج مرحله بر تن تکنولوژی توسعه صنعت و تجارت کشور، لازم است ابتدا مفاهیم انطباقی پنج مرحله مذکور را با توجه به ماهیت کار توضیح دهیم:

       1- مرحله نگهداري اوليه  (maintenance manual & annual).

نگهداری مستمر در نظام توسعه ای و حاکمیتی توسعه صنعت و تجارت، اصولا به یک نهاد نظارتی و نگهدارنده نیازمند است.تا بتواند با توجه به آرمانخواهی و اهداف از پیش تعیین شده و دستورالعمل های نگهداری آن، این امر را به انجام برساند.

       2- مرحله سرويس عمده (overhauling).

در مرحله سرویس عمده، معمولا تعویض قطعه با در نظر گرفتن عمر مفید آن انجام می گیرد.با توجه به اینکه تکنولوژی مدیریت توسعه ای صنعت و تجارت، تکنولوژی یک ماشین اداری است؛ از اینرو، منظور از قطعه در این تکنولوژی، نهادها و سازمانها و گروههای تصمیم ساز، تصمیم گیر و اجرایی است.

        3- مرحله به هنگام سا زي يا به روز رسانی (updating).

با توجه به روند کار، عملا پیش می آید که ملاحظه می شود بخشی از سازمان از کارآیی لازم بهره مند نیست؛ یا نیاز به تغییرات تکاملی جزئی دارد.به روز رسانی شامل این قسمت می شود.

         4- مرحله نو سازی وتجهيز (refurbishment).

در این بخش، کل سیستم بازنگری و به صورت کامل همه بخش ها و مجموعه های آن، نوسازی و تجهیز می شود.

         5- مرحله ارتقاي كيفي و كمي (upgrading) یا زایش!

با توجه به نوسازی و تجهیز سیستم، تکنولوژی آبستن تغییرات اساسی شده و زایش آغاز می شود.در این مرحله، تکنولوژی خود نشان می دهد که بخشهایی از آن باید حذف و یا اضافه (یا مهندسی مجدد) شود.در این مرحله، کل نظام یک یا چند درجه ارتقا می یابد.

بدیهی است پس از ارتقای کمی و کیفی، تکنولوژی جدیدی به وجود آمده و دوباره مراحل پنجگانه فوق از نو تکرار می شود.

برای انجام بهینه کار، طراحی نرم افزاری ویژه که کل سیستم را پوشش داده و مراحل پنجگانه مذکور را در بر گیرد، ضروری است.

وانمایی یا Simulation سیستم، نیز باید با استفاده از نرم افزار مذکور، به انجام برسد.تا طراحان و کنترل کنندگان بتوانند، به سهولت، کل نظام را تحت نظر داشته و با اشرافیت کافی هدایت و کنترل آنرا به عهده بگیرند.در این مرحله، طراحی کلان سیستم به اتمام می رسد.

اما، در نظام خرد و فرایندی سیستم که شامل فرایندها می شود، تعریف مکانیزم ها و دینامیزم ها و کد بندی عناصر و باکس دیاگرام ها، به صورت دیجیتالی و ماتریسی، شبکه و معماری تکنولوژی مذکور را تکمیل می کند.      

نگارش در تاريخ سه شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

به بهانه ادغام وزارت صنایع ومعادن و وزارت بازرگانی

اشاره:حافظه تاریخی ملت ما ضعیف است! مستند سازی در بین ملت ما بسیار نارسا، وناپایدار است. کنش های اجتماعی ملت ما بعضا چنان بچگانه و ابتدایی است، که گویا این ملت دارای هزاران سال تاریخ و تمدن نبوده، و همین چند روز پیش متولد شده است. این یک اپیدمی است، که بین ملت سرایت یافته است.با نگاهی ساده به جریانات دور و بر خود، به راحتی می شود این موضوع را دید.بدون توجه به علت آن، کنش ها ناپیوسته و ناپایدار، و جریانات اجتماعی بریده بریده و بدون ارتباط با ریشه های تاریخی و آینده نگری، دچار روزمره گی است.ورطه گردبادی خطرناک و سرسام آور که برون رفت و نجات از آن به شعور فرا خود و همه گیر نیازمند است.ﻓﻌﺘﺒﺮو ﯾﺎ أوﻟﯽ اﻷﺑﺼﺎر...

با یک بررسی ساده در تشکیل و گسترش،جدایش و یا ادغام نهاد توسعه ای حاکم بر تولید و تجارت، در هفتاد سال اخیر در می یابیم که همین موضوع کاملا مصداق داشته است:

اولا، قبل از بررسی موضوع تشکیل یا ادغام وزارت خانه های صنعتی، بهتر است اشاره ای داشته باشیم به این موضوع که ما در کشور فاقد هر گونه قانون مختص صنایع و تولید، به صورت خاص هستیم! و قانون حاکم بر تولید و کسب و کار، همان قانون تجارت می باشد!

ثانیا، نباید فراموش بکنیم که برای اولین بار تشکیل وزارت صنایع و معادن از جوف وزارت اقتصاد پس از انقلاب صورت پذیرفت.و سپس، وزارت صنایع سنگین و بعد وزارت معادن و فلزات از آن منشعب و بعد دوباره و طی دو مرحله این سه وزارت خانه درهم ادغام گردیدند. تا آنجائیکه بنده اطلاع دارم موارد و گزارشی مبسوط و مکتوب از بررسی کارشناسی عملکرد جدایش و ادغام های قبلی در دست نیست، تا بتوان انحراف معیار این حرکت را با توجه به اهداف از پیش تعیین شده محک زد.

نگارش حاضر، به وسع خود، سعی در روشنگرایی موضوع دارد. تا انشاءا...بتواند اثری کوچک در اجرای صحیح و بهبود فرایند ادغام حاضر داشته باشد.زیرا که نحوه اجرای این ادغام در زندگی و معاش ملت عزیزمان بسیار موثر می باشد.       

پیش گفتار:

با نگاهی به تاریخ کشورمان، می شود گفت که تولید و تجارت، چه در بخش کشاورزی و چه در بخش صنعت ومعدن و خدمات، به صورت یک مقوله واحد در تمامی مقاطع دیده شده و حکومت ها و مردم (متفقا)، به آن به این نحو نگریسته اند. برای ثبوت این ادعا، می شود اشاره ای به موارد ذیل داشت:

الف= با بررسی نظام بازارهای سنتی و قدیمی، از نظام سخت افزاری آن (شامل فیزیک شهرسازی و معماری و آرایش حجره ها، دالانها، دکانها، تیمچه ها، کارگاهها، راسته های تخصصی تولید و تجارت و کاروانسراها و...) گرفته، تا نظام نرم افزاری آن (شامل روابط و مناسبات حاکم بر بازار و حوزه نفوذ آن، که بعضا نه تنها شهرها و روستاها را شامل می شد، حتی بیرون از مرزها را نیز فرا می گرفت)، می شود به عظمت عملکرد بازار در نظام تولید و تجارت گذشته شرق، به ویژه میهن عزیزمان پی برد. متاسفانه، این نظام به صورت صحیح نگهداری نشده و ارتقا نیافته است.

البته، لازم به ذکر است که این نظام با سایر خدمات شهری از قبیل مسجد، حمام، مکتب خانه، زورخانه، طلّابیه، بازارچه ها، تکیه ها، گذرها، آب انبارها،قورخانه، ارک و مرکز حکومتی ومحله های سکونتی اطراف آن کاملا عجین شده و بازار، به عنوان مرکز فرماندهی اقتصادی، نقش تعیین کننده مرکز ثقل جامعه شهری را ایفا می نمود؛ که به نحوی تمامی سر نخهای تصمیم گیریهای اجتماعی را در اختیار خود داشت. نقش بازار در ایجاد و هدایت جریانهای اجتماعی برکسی پوشیده نیست.که از شاخص ترین آن می توان نقش بازار در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی را نام برد.در حوزه های روستایی و قصبه ها نیز، بازار به عنوان پشتیبان تولید و تجارت، سهم خود را هم در هدایت صنعت پیشه وری و چلنگری(آرتیزانی) و هم در راهبری صنایع دستی، همسان با تولید کشاورزی، به خوبی ادا نموده است.این نقش از نظام سلف خری و تامین مالی گرفته تا تهیه ملزومات و مواد اولیه تولید و هدایت بازار گسترش می یافت.

ب= با بررسی گذشته نظام تولید کشاورزی و صنایع وابسته و پیوسته آن، بمانند ریسندگی و بافندگی، تولید فرش،تولید ابزار و ملزومات زندگی و معاش روستایی، و سایر فرآورده های مرتبط، در می یابیم که در طول تاریخ، بازار نقش خود را به خوبی اعمال نموده و حضور خود را به ثبوت رسانیده است.هر چند که در ادوار نزدیک با دخالت های دولت در این محیط های اقتصادی و تولیدی، و توزیع درآمدهای نفتی بین روستائیان به انحای مختلف، از قبیل وامهای کم بهره و سایر کمک های مالی، ظاهرا نقش بازار کم رنگ شده است، اما در مقایسه با حجم مبادلات و بهره وری آن می توان دریافت که هنوز بازار نقش تعیین کننده ای در اقتصاد روستایی ایفا می نماید.و هر کجا که کاستی اساسی در این بین دیده می شود، در اثر کم توجهی به این نقش بوده است.هرچند به نظر می رسد با جایگزینی صحیح نظام سازماندهی خوشه ای تولید و تجارت منطقه ای (RDA) و راه اندازی شبکه های SPX(پیمانکاری فرعی)، همراه با جاری سازی آموزش های صحیح همکاریهای اجتماعی تولید و تجارت، می توان نقش بازار در اقتصاد روستایی و کشاورزی را ارتقا داد.

با فروپاشی نظام سنتی حاکم بر تولید و تجارت، وهجوم شرکتهای چند ملیتی به بازار کشور، که سرازیری تکنولوژی های جدید را، بدون توجه به ساختار قبلی وبه اصطلاح tailor-made کردن نظام جدید برتن مام میهن، به همراه داشت؛ از ابتدا نه تنها این دو نظام به عنوان شریک صادق و هم مرام در کنار هم قرار نگرفتند، بلکه به عنوان دو دشمن دیرین، بدون داشتن کمترین اعتماد به یکدیگر، اجبارا به همکاری پرداختند.

به نظر می رسد، مسقط الراس همه آشوب های بازار موجود(به طور کلی و شامل همه بخش ها و جریانهای تولید و تجارت) نتیجه همین تضاد و عدم همسویی این دو نیروی تولید و تجارت، بوده باشد.که یکی ذاتا درون گرا وبر تفکر استفاده از مزیتهای نسبی اقتصاد منطقه ای بنیان نهاده شده است و دیگری برون گرا و صرفا برای بهره کشی از منابع ملی و انتقال آن به خارج از کشور طراحی شده است.

بعلاوه، وجود درآمدهای نفتی و جریان رانت خواری پیوسته آن، تقریبا موازنه را به سود بازار نوع دوم بهم ریخته است.این فرایند، استفاده از مزیتهای اقتصادی منطقه ای، با توجه به عدم توان آن در مقابله با ثروت بادآورده نفتی و مستفید شدن بازار صنعت و تجارت، یا بهتر بگوییم تولید و تجارت از رانت های آن،را تحت الشعاع قرار داده است.رابطه ای که متاسفانه هر روز بیشتر از روز پیش و به انحای پیچیده ترِی، بر به صدا درآوردن کوس رسوایی و ورشکستگی تولید مبتنی بر مزیتهای نسبی اقتصادی منطقه ای در رقابت با واردات کالاهای ساخته شده از خارج همت گمارده است.در نتیجه این فرایند، هجوم روستائیان به شهرها و ایجاد کلان شهرهای مزدحم، شیرازه اجتماعی تولید را دچار مخمصه ای جدی نموده و نتیجه آن نابودی منابع و ثروت اصلی ملت، یعنی آب و خاک و انرژی و سایر منابع تجدید نشدنی و فروپاشی فرهنگی می باشد.

در این میان، نبود مدلی واحد برای سامان دهی و هدایت صحیح و هدفمند توسعه صنعتی و معدنی و تجارت کشور، که همه شمولی زمانی و مکانی داشته باشد(یعنی با توجه به ضرورتهای زمانی و تکنولوژیکی بتواند خود را به روز رسانی کرده و فاصله مناطق را از طریق استقرار نظامی همه شمول و با استفاده از تکنولوژی های جدید مثل MIS و GIS و One Stop Shopبه حداقل برساند)، علت العلل کندی و نا پیوستگی تکامل تولید و تجارت کشور است.البته از دیگر ویژگیهای این مدل، استفاده بهینه از همه ظرفیتها، از قبیل مزیتهای نسبی اقتصادی و تخصصی کردن تولید منطقه ای، با توجه به موقعیت کشور در اقتصاد جهانی و سهم بری آن، به صورت پیش رونده و روزافزون می باشد.

از اینرو، یکی از اساسیترین ابزار و تکنولوژی های مورد نیاز برای رسیدن به موقعیت قابل اتکا در توسعه صنعت و تجارت، داشتن و تدوین مدل توسعه صنعت و معدن و تجارت است. به نحوی که نقش مناطق در آن، عادلانه، مشخص شده و امکان استفاده از ظرفیتهای بالفعل و بالقوه آنها مهیا شود.

رویکرد تدوین مدل توسعه صنعت و معدن و تجارت کشور

 برای تدوین این مدل، گذر از سه مرحله زیر ضروری است:

۱- بهگزینی یا Benchmarking

2- تعریف یا Defination

3- ارایه یا Declaration

امروزه، با توجه به فراوانی ادبیات کار، برای انجام بهگزینی مشکل چندانی وجود ندارد. کافی است ادبیات سازمان توسعه صنعتی ملل متحد(UNIDO) و مدلهای توسعه کشورهایی نظیر ژاپن، مالزی، چین، هند، وحتی کشور همسایه، ترکیه را مورد توجه قرار داده و الگو و مدل مناسب خود را از آنها اقتباس نمود.

مسلما، رسیدن به تعریفی جامع که حدود و ثغور همه عوامل توسعه و نقش و سهم آنها را به طور فعال و پویا مشخص نموده و شبکه همکاری هم افزای آنها را کد بندی کند، مهمترین قسمت این فرایند می باشد.مشارکت دادن مردم، شامل گروهها و طبقات مختلف، بویژه کارآفرینان و صاحبان صنعت و دست اندر کاران معدن و تجارت، همچنین بروکراتها و تکنوکراتها و مراکز پژوهشی و آموزش عالی و سایر صاحب نظران، از ضروریات اجتناب نا پذیر امر بوده و اداره این کار، که به آوازه گری و تبلیغات ظریف و دقیقی نیازمند است، کار هر کس و سازمانی نبوده و آدم و سازمان خاص خود را طلب می نماید.

ارایه مطلب، در حقیقت، جاری سازی مدل است. که توسط سازمان و اشخاصی که این مدل را تدوین نموده اند، رهبری و نظارت می شود.این سازمان و مدیران و کارشناسان آن نباید خود عهده دار هیچگونه مسئولیت اجرایی در مدل مذکور بوده باشند. والا، موضوع لوث شده و مدل کارایی خود را از دست می دهد.

در تمامی مراحل تدوین و جاری سازی مدل، باید از بیطرفی کارگزاران آن اطمینان حاصل نموده، و تمهیداتی را به کار برد که از نفوذ یکطرفه گروهها و مراکز قدرت پرهیز شود.         

                          

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت