یک قدم به پیش!...یا یک قدم پیشتر!... کدامیک!؟
روشی نو در یادگیری و موفقیت.
قوانین علوم اجتماعی، به یک نحو از قوانین علوم طبیعی تبعیت می کنند. مثلا در فیزیک و قوانین مربوط به پمپاژ، هد پمپ یا قدرت بده و رانش آن به مراتب بالاتر از توان مکش آن است. برای وضوح بیشتر، از قانون دیگرعلم فیزیک کمک می گیریم. مثلا در انواع جوشکاریها، از جوشکاری فلزات گرفته تا جوشکاری لاستیک و پلاستیک و پلیمرها، اگر بخواهیم نقطه جوشکاری شده را دوباره ذوب کرده و اصلاح کنیم، حتما انرژی بیشتری از انرژی به کار رفته در جوشکاری اولیه، مورد نیاز خواهد بود.موارد بیشماری از این نوع قوانین را می شود شاهد آورد.
اگر بخواهیم قوانین مذکور را در مسایل اجتماعی واقتصادی انطباق دهیم، در می یابیم که عینا این قوانین به انحای دیگر، در همان موضوعات نیز، مصداق دارند.مثلا، شخص و جامعه به انرژی بیشتری نیازمند است، تا جبران عقب ماندگی های خود را بکند.این موضوع بمانند بالا کشیدن آب از چاه، یا ذوب کردن دوباره نقطه جوشکاری شده است؛ که اصلاح آن، به انرژی مضاعفی نیاز دارد.اما، زمانیکه به نقطه پیشگامی نزدیک بشوید، برای نگهداری، به شرط داشتن عزم و اراده آن، بسیار انرژی کمتری مصرف خواهد شد.باید توجه داشت که پیشگامی، ضرورتا شاگرد اول شدن یا پولدار شدن نیست.بسیاری از پیشگامان جهان نه شاگرد اول بودند و نه پولدار؛ بلکه تنها به قوه فهم ودرک مسایل دست یافته بودند.نمونه این اشخاص را، که بعضا مسیر زندگی و تاریخ بشر را متحول نموده اند، مثل افلاطون، ارسطو، سقراط، اپیکور، فیثاغورث، بقراط ودیگران در دنیای قدیم، و خوارزمی، ابوعلی سینا، زکریای رازی، ابن خلدون و دیگران در دنیای بالندگی اسلامی و قبل از رنسانس، و دکارت، ادیسون، چرچیل، گراهام بل، مندلیوف، پاستور، وهزاران پیشگام دیگر در دوران جدید را می شود نام برد.
در حقیقت این روش، شیوه ای برای تسلط یافتن و سوار شدن بر زمان است.همانگونه که می دانیم، جوامع پیشرفته ثانیه های زمان را به یک میلیون قسمت تقسیم کرده اند. و آن را اندازه گیری نموده و اداره می کنند.روانشناسان آزمایش کرده اند، که بشر به راحتی توانائی پیش افتادن تا چند ثانیه را دارد.هر چند بعضی اشخاص با تمرین کردن، توانایی پیش افتادن چندین ساعت، حتی روز را یافته اند! اما برای رسیدن به پیشگامی، لازم نیست راه درازی طی شود؛ فقط کافی است یکصد میکروثانيه(µs) از یک میلیون میکروثانیه را با تمرین جلو بیفتیم.در آنصورت، در خواهیم یافت که نه تنها به نیروی لایزال پیشگامی دست یافته ایم، بلکه به نیروی خواندن فکر دیگران، حتی مهمتر از آن، فکر زمان، نیز راه یافته ایم.کمی تمرین کنیم.زیاد سخت نیست!البته باید بگوییم که در تکنولوژی های پیچیده، دانشمندان موفق به سنجش یک میلیاردم ثانیه، حتی کوچکتر، نیز شده اند!
در مقیاس کوچکتر و برای توضیح بیشتر، به یک تجربه عینی اشاره می کنم.بنده خودم در دوران تحصیل، به دلیل نیاز معیشتی، مجبور بودم بعد از کلاس به سر کار بروم. و طبیعتا اکثر اوقات، فرصت مطالعه در وقت غیر ساعات کلاسی را نمی یافتم.از اینرو، باید دروس و تکالیفم را سر کلاس انجام می دادم.پس، برای فائق آمدن بر این اوضاع، متدولوژی ساده ای را برای خود تدوین نمودم.بدین منوال که، ابتدای سال تحصیلی به صورت گذرا و کلی، کتاب یا جزوه، یا هر موضوع درسی مشخص را از نظر می گذرانیدم؛ تا مطلب آشنای ذهن شود(البته، بعدها فهمیدم که این روش، کاملا یک روش جا افتاده ای در روانشناسی است به نام"نظریه گشتالت").سپس، در طول تحصیل، معمولا یک درس جلوتر از کلاس را آماده می کردم.نتیجه کار این بود که در موقع تدریس، بنده با آمادگی ذهنی، آن درس را مرور می کردم. و کلاسی که برای دیگر همکلاسیهایم یک درس جدید و دور از ذهن بود، برای من جلسه تمرین و برطرف نمودن اشکالات محسوب می شد.نتیجه ای که از این روش گرفتم، بسیار ارزشمند بود."موفقیت در تحصیل با کمترین انرژی مصروفه".این شگرد را در کار و مسئولیت هایم نیز به کار بستم.و نتیجه عملی آن را به عینه دیدم.البته، روش استاد-شاگردی که در مکتب خانه های قدیم رواج داشت(و هنوز هم در طلبه خانه ها رواج دارد)، به نوعی همین پیشگامی را رواج می دهد.(زیرا در روش استاد-شاگردی، شاگرد قدیمی تر به شاگرد تازه وارد حکم استادی داشته و به وی تدریس می کرد، در نتیجه، خود، هم دروس تدریسی را مرور می کرد و هم در موقع تدریس باز پروری موضوع انجام می پذیرفت؛ و درس ملکه ذهنی شده و پیشگامی اتفاق می افتاد).
به نظر می رسد، شگرد پیشگامی، یک شگرد کم هزینه و کارا، برای اشخاص موفق در رسیدن به هدف بوده است!
تاریخ نشان می دهد که ملت ما ذاتا قدرت پیشگامی را دارد.این را بارها و بارها و در برهه های مختلف، نیز در زندگی شخصی و منفرد آحاد ملت، تجربه کرده ایم. اما این توان ملی، به دلیل نبود یک قانونمندی کارا در اجتماع، به شکل صحیحش استفاده نشده و در یک رقابت نا سالم و نا درست، بدون داشتن نقشه ای جامع، به مقابله و تشتت آرا انجامیده است.(لازم است، در اینجا برای فهم بیشتر معنی قانونمندی، به دلیل اهمیت آن، توضیحی بدهیم.قانونمندی را می توان قانون عامی خواند که بر نظم قوانین و چیدمان آنها در کنار هم حاکم است.مثلا در یک کندوی عسل، اگر حجره های منفرد را قانون شمریم، قانون عام حاکم بر کندو، شامل نحوه آرایش عمومی حجره ها و انضباط عمومی کندو را، می توان قانونمندی نامید).
