کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر


دوست ارجمندم جناب آقای کمانی لطف فرموده برایم یک ایمیل فرستاده است.که حیفم می آید به نمایش عموم نگذارم.ضمن تشکر از ایشان.



چگونگی کارکرد بادگیر. نشریه ساینتیفیک آمریکن. ۱۹۷۸

شايد مثل خيلی های ديگه، من هم هميشه وقتی اسم بادگيرهای يزد و شگفتی مهندسی آنها رامی شنيدم پيش خودم مي گفتم خوب بادگير يک سازه است که باد از يک طرف مي آید داخل و از طرف ديگر مي رود بيرون...آیا اين ديگر شگفتی دارد؟؟...تا اينکه امروز يک عکس ساده ولی بسيار بسيار جالب ديدم، متشکل از چندتا خط و فلش،که پاسخی بود روشنگر و ساده به يک معمای ذهنی قديمی و تائيدی بر شگفتی فرهنگ و هنر سرزمين زيبا و قديمی ام، ايران .تا ببينيد که سيستم خنک کننده بادگيرهای يزد در عين سادگی چقدر هوشمندانه و موثر برای محيط گرم کويری است...
همانطور که مي بينيد، اين فرایند از سمت راست و از دهانه قنات (که شبيه به يک چاه آب هست) شروع مي شود و بعلت ارتفاع زياد چاه، هوا به درون مکيده مي شود، از روی آبهای زير سطحی عبور مي کند، بعلت خنکی آب باد هم با آب هم دما مي شود، گرمایش را از دست مي دهد و ....حالا همزمان و درحين همين فرایند، هوا و باد از بالا هم توسط بادگيرها به دام افتاده، در زير زمين خانه به گردش درمي آید.(فلش های مشکی)، و با مکش آن هوای خنک را که از روی آب عبور کرده را بالا مي کشد، و در حين کوران در زير زمين، از طرف چپ ساختمان بيرون ميرود... به همين سادگی... و چيزی که باقی مي ماند يک زيرزمين خنک و تهويه شده آماده برای خوردن نهار و خواب بعدازظهر در ميان گرمای شديد بيرون از خانه... می بينيد؟ چه ديگر مي شود اضافه کرد به اينهمه قشنگی، سادگی و کارآمدی يه يک فرهنگ و هنر بومی و قديمی در دل يک کوير؟ قدر فرهنگ و هنر و آثار گرانقدر کشور زيبا و تاريخیمان، ايران را بدانيم .

نسل ما که ادعای تکنولوژیست بودن دارد، چه اقدامی عملی در راستای حفظ و ارتقای تکنولوژی قنوات و بادگیرها انجام می دهد؟

با تخریب بی مهابایی که در مورد سفره های زیر زمینی انجام می گیرد، و همچنین آلودگی آب های تحت الارضی و سطح الارضی آیا آب هم کالای وارداتی است که باید آن را از خارج وارد بکنیم؟نسل های آتی چه خواهند کرد؟!

در مورد سیستم تهویه به اصطلاح مطبوع چی؟ به ویژه دستگاه کولر آبی! که واقعا معرکه است.چون به جای برداشتن هوای سرد از پائین ساختمان و حدالمقدور از محیطی که در سایه و پوشیده از فضای سبز باشد، معمولا از پشت بام تف کرده وبا هوای آلوده استفاده می شود.آیا تا حال به آن فکر کرده بودید؟!تازه با آبی که پر از ذرات آلوده یونیزه شده ناشی از غبار و دود شهرها ست.بدون قرار دادن حتی یک فیلتر ساده در مسیر جریان آن!!!حال استفاده از انواع کولرهای گازی در مناطق خشک بماند.که چه تبعات برای سلامتی دارد!!!

در مورد ایزولاسیون حرارتی و صدایی ساختمان ها چطور؟ که ساختمان های قدیمیمان با سازه هایی دوستار محیط زیست و با مصالحی نظیر چوب و کاه گل وخشت خام چه محیط دلپذیری برای زندگی می ساختند.آیا نمی شود تکنولوژی آن ها را نگهداری وارتقای صحیح داد؟

نگارش در تاريخ شنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر
Photo: A mother polar bear coaxes her cub up a snow bank

نگارش در تاريخ سه شنبه دهم فروردین ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

اندیشه و کار مولانا همه و همه شاهکار است. اما به نظر بنده شعر "دید موسی یک شبانی را به راه ..."وی شاهکار شاهکارهایش است.

من نمی دانم هنوز شاعر شده ام یا نه ، وآیا مقید به اصول شعر یعنی عروض و قافیه و ردیف می توانم باشم یانه؟ در جائیکه مولانا از آن با گفتن"این مفتعلن مفتعلن مفتعلن" کشت مرا!گلایه می کند.

اما آنچه می دانم، این دو مطلب ذیل است: یکم،شعر آن سخن نغز را گویند که از دل خواسته و بر دل نشیند. دوم، من ادعا ی شاعری ندارم. اگر چیزی سروده ام آنرا با کمی مسامحه به حساب سخن نغز بیاورند ولا غیر.

بایکی از دوستان عزیز( آقای مهندس ختمی ماب) که آن موقع مدیرعامل شرکت کشت وصنعت مغان بود، زمستان سال 1379در فرودگاه تبریز همسفر شدیم.هواپیما تاخیر داشت.اجبارا فرصت مصاحبتی فراهم آمد.آن موقع فشار کاری بیش از ظرفیت برای بنده سوپاپ مغزم را باز کرده و گویا چیزهایی را مثل شعر لقلقه زبانی می کردم. ایشان تا این را شنید از بنده خواست که اگر می توانم شعر مولانا را به آذری برگردانم. سفارش ازغیب بود، همان جا این نظیره آمد. ایشان از نقد شدن سفارشش بسیار متعجب شد. گویا روال کار اینچنین است ودست کسی نیست.

دوستان بسیاری تقاضای درج آن در این وبلاگ نموده اند.با تعذر از صاحبظران که نقص فنی را به ما ببخشایند و به حرمت دوستان تقاضامند، آن را می آورم. البته به حرمت دوستان فارس زبان دوباره نظیره خود را به فارسی در آورده ام. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

گوی گورولدوردی   بولوتلاردان    شاخیردی ایلدیریم

(آسمان غریدو شمشیرش بچرخانید بالای سرش)

گون توتولموش          قاپ قارا          سال سیلدیریم

(آفتابش رخ کشید و سر فرو بردش درون  دامنش) 

یاز گلیپ  هریان چیچک      یاشیل گیینمیشدور  یاماج

(جون بهاران آمده ، پوشیده دشت سبزینه اش)

های سالیپ گویلر بولوتلاردان کی داغ آلموش خاراج!

(چون بداده است ابر باج، تیشتر بغریده سرش) 

هر یره یاغمیش یاغیش   هر یاندا سل سو آتلانوپ

(هر کجا باریده باران    هرکجا نهری روان)

یملیوپ هاردا قویون    یاتموشجا قویروق قاتلایوپ    

(تا چریده گوسفند  فرقش به زیر دم نهان)

 بیر قیامتدور     هامی سسیز صداسیز     خیم چکیب

(این چه غوغایی است؟ دم فرو بسته همه)

هم قویونلار گیزلییپ باش هم چوپان کئورکون چکیپ

(گوسفندان بی صدا   چوپان فرو بسته همه)

دینلیین حال چوپاندان          گئور  نجه            احوالیدور؟

(بشنوید از حال چوپان درچه احوالیست او ؟)

سئویلیون بولسون هامی   چوخلارجا یاخشی حالئیدور

(بشنوید از حال او     سامانه احوالیست او)

تکلیوپ ئوز اللاهین                راز و نیازین ائیلموش

(خلوتی کرده خدا را        نا کند راز و نیاز )

سعی اِدیپ سالسون اونی راضی نیازین ائیلموش

(هر چه راضی می کند ربش، برآورده نیاز )

یوز توتوپ عرشه                     دییردی سئوزلرین

(روی بر بالا نهاده  او همی گفت ای اله)

الله الله سَسلیوپ    دُئوندردی دُئولموش گئوزلرین

(سینه شرحان غرابت   رازهایش با اله )

ئوزدیلیجه سئویلیوردی اللها         سن هارداسان؟

(با زبان ساده نیک  می گفتش ثنا)

گل غولامون من اَئولوم  هَر یرده سَن هر یانداسان

(یک ثنایی ساده   لیک از طیب فنا)

گل تیکیم چاروقلارون  همده سَنی تیمار اِئدیم

(او همی گفت چارقت دوزم   کنم شانه سرت)

اَل ایاقیندا یوووم           غمدن سَنی آزاد اِئدیم

(دست و پایت را بشویم     تا که بردارم غمت)

گل اُپوم من اَللریندن        جان سَنه قوربان اِئدیم

(هر دو دستت را ببوسم ای فدایت هستیم ) 

هر نه واریمده  سنه  گل بیر اُوغوش توپراق اِئدیم

(مشت خاکم  پای تو   ای خالق هر هستیم)

ساشلارون ایسلانسا   بُئورکوم سَنه قوربان اِئدیم

(طره گرخیست شود؟ یا رب کلاهم بخشمت)

یاتماقا یر ایسته سَن   کئورکوم سَنه یورقان اِئدیم

(استراحت گر کنی ؟  این پوستینم بخشمت)

چیرپینوپ سینه دَه قلبی      اِله بیر کی اوچاجاق

(می تپد در سینه قلبش تا بدرد سینه را )

سیندیروپ چَرچووانی  حیرصیلن اُوردان قاچاجاق

(حرص در رفتن،  ز بند سینه سیمینه را )

سُئوزلری موسی اِشیتدی آللهون پیغمبری

(تا سخن موسی شنید ،    پیغمبر رب الرحیم  )

بیرندا وردی دایان کیم لن دییرسَن بونلاری؟

( گفت خاموش ،    با که   این گویی؟  سخیف!)

اُ دِدی ئُوز آللهیملن         کی یاراتدی بیزلَری

(گفت چوپان با خدایم،که اوست مارا آفرید )

بو جَهانی هم سَنی همدَه مَنی  هَم دوزلَری

(کاین جهان بر حقش   با حق نیکان آفرید )

کسّسون بَسدوردِدی موسی ئورکدن آغلادی

(کم سخن گو گفت پیغمبربر اوآشفت چست)

خلوتون پُئوزدور پیمبر           اُ جوانی داغلادی

(خلوت چوپان شکست و آن جوان آزرد خست)

کئوفرودور آرتیق دانیشما آز قالوپ یِر تیترسین!

(گفت کفراست این سخن ترسم بلرز اند زمین) 

پاتلایوپ عَرش اِلاهی قورخورام گُوی تیترسین!

(هم  بلرزاند  سما  هم  عرش  ریزاند     زمین)

آسماندان شیها گلدی  سودانی حق باغلادی

(آسمان غرید  و حق   یسودا ببست)

شیهانون ضربینده موسی نین دیلیده باغلادی

(آنچنان غرش که  موسی دم بببست)

سن نه بولدون    ائورتانون وَصلون صَنم؟

(تو چه دانی وصل یارم ای صنم؟)

بنده نین وصلونده    مَن اُ              اُ مَنم!

( آن زمان  من او و   اورا هم منم)

بوقوناقلیق مَحرمیدور                غِیردَن چاغرولماموش

(این ضیافت اندرونی بود  و کس مهمان نکرد)

چاغرولان مجلوسده سَرسَن گِتمه سَن چاغرولماموش

(لاجرم درصدر بنشینی، چوکس مهمان بکرد)

اتصال مسقیمده        غِیره یوخدور یِر بولون

( جای کس خلوت نباشد، نیک این سرم بدان)

عاشق و معشوق دا مشّاطنی نِیلر گولوم؟!

(عاشق ومعشوق را ، کس آشنا  ننمود هان!)

مشّاطه = در قدیم زنان آرایشگر که پا به سن می گذاشتند به امر خیر مشاوره در ازدواج گمارده می شدند.همان Matchmakerکه در غرب بود. 

 تیشتر= الهه باران.منظور از غریدن الهه باران بر سر ابر استعاره ای است که برای باج گیری کوه که باعث بارش شده است آمده است.وسروصدای آسمان ها تشبیهی است به آن غرش.

نگارش در تاريخ شنبه هفتم فروردین ۱۳۸۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

هارپ چیست؟HAARP ) High Frequency Active Auroral Research Program )هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی یونسفر (Ionosphere) و مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگان" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.
( توضيح آنکه: جنگ هايی که از امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناطيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم Star War گرفته اند)
یونسفر چيست و کجاست؟
لایه ی یونسفر در بالاترین لایه ی اتمسفر (Atmosphere) قرار دارد.



این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "ایکس ری" خورشيد را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در یونسفر از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.
لايه يونسفر چه ربطی به هارپ دارد؟
سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی یونسفر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را مي توان نام برد.
این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.
این آنتن ها امواج مافوق کوتاه
ELF/ULF/VLF را تولید و به یونسفر پرتاب می کنند.
 

آنتن های هارپ درآلاسکا

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به یونسفر و بازگشت به زمين قادرند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد شوند. عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه زمین شناسان ها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل نفت وگاز استفاده می کنند. وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه در آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز مي گردد. زمین شناسان با تحلیل امواج صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمينی را شناسايی کنند.
با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق العاده پیشرفته تری است که لايه های زمينی را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد) تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر قدر قدرت امواج بیشتر شود, تاثیراتش بر روی یونسفر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟




از نمودار فوق متوجه می شويد که يونسفر گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به داخل آن نفوذ مي نمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.
برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او مي لرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در يونسفر). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را مي لرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از يونسفر) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا بشنود.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:
١- ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتس به توسط يونسفر، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ می نمايد که پس از برخورد به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می کند.
٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گداختگی یونسفر در آسمان مشاهده شده است که در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.


۲- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می توان کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کرده و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار داد.
٣- ايجاد
سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .
٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال برق از زمين به ماهواره ها.
٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و
کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد "وهم" در مغز انسانها.
٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه
بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.
٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).
٨- اختلال درعملکرد طبيعی یونسفر که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار مي رود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.
٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.
می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار مي آيند به گونه ای که "هارپ" مي تواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.
با دقت متوجه مي شويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيری از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه ایجاد نموده و با گرفتار کردن آن کشور، برنامه های خود رابه اجرا بگذارند.
آیا این فرضیه می تواند درست باشد یا نه؟ بالطبع آینده به آن جواب خواهد داد.

بر گرفته وتخلیص از: جغرافی

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت