|
روزی ز سر سنگ عقابی بهوا خاست |
|
| ||
|
واندر طلب طعمه پر و بال بياراست بر راستی بال نظر کرد و چنين گفت: |
|
| ||
|
امروز همه ملک زمین زير پر ماست بـر اوج فلک چون بپرم، از نظـر تــيز |
|
| ||
|
میبينم اگر ذرهای اندر ته درياست گر بر سر خـاشاک يکی پشه بجنبد جنبيدن آن پشه عيان در نظر ماست |
|
| ||
|
بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید |
|
| ||
|
بنگر که ازين چرخ جفاپيشه چه برخاست ناگـه، ز کـمينگاه يکی سـخت کمانی |
|
| ||
|
تيری ز قضاو قدر انداخت بر او راست بـر بـال عـقاب آمـد، آن تير جـگر دوز |
|
| ||
|
وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست بر خـاک بيفتاد و بغلـتيد چو ماهی وانگاه، پر خويش گشاد از چپ و از راست |
|
| ||
|
گفتا عجبست اينکه ز چوبست و ز آهن |
|
| ||
|
اين تيزی و تندی و پريدنش کجا خاست؟ چون نیک نظرکرد، پر خويش بر آن ديد
|
|
|
قدما اعتقاد داشتند كه عالم هستي حاصل دو چيز است :
"درون(interior) وبيرون(exterior)"واين دو ، شامل دو حالت (case)است،.يعني "مسلط (dominant)وتعيين كننده(determinant)".عوامل (factors)از مكان يا جايگاه (site)خود هويت (identity)مي گيرند.
با توجه به اينكه هر عنصري (phenomenon) خودش است،يا به سخني از حيات خود دفاع مي كند، پس جايگاه درون اهميت يافته و از اولويت بر خوردار مي شود.هر چند كه درون و بيرون ارتباط ارگانيكي داشته و بر هم اثر متقابل دارند.
بيائيد براي وضوح بيشتر، مثالي بزنيم:
به طور مثال بدن انسان ، كه جسم او را تشكيل مي دهد، در درون خود باكتري هاي مختلف را جاي داده است كه بعضي از آن ها در صورتيكه كلني شوند يعني تجميع وتضادآن ها با بدن به مرحله آشتي ناپذير (antagonistic)برسد ، از حالت مسلط خارج شده و حالت تعيين كننده به خود مي گيرند.تجويز اكثر داروها و اعمال جراحي كه توسط پزشك انجام مي پذيرد ،به منظور برگرداندن به حالت مسلط است ،نه الزاما از بین بردن آن.شايد اين خود يك نوع تعامل حياتي است كه بشر بدان نياز دارد.تعيين كنندگي عامل خارجي نيز ميسر نمي شود مگر آنكه يا خود تبديل به عامل داخلي بشود ويا با عامل داخلي تعامل بكند.پس همه چيز درون است و به آن نبايد كم بها داده شود.به گفته پزشكان در مواقع بروز سرطان ها ، اين خود سلول است كه از دايره حيات طبيعي خارج شده و ستيزه جو مي شود.هرچند كه نارسائيهاي بيولوژيكي و فيزيكي و شيميايي عامل تحريك سلول بوده است . طب جديد ،با پيشگيري واصلاح شرايط پيشرفت خوبي در موضوع نموده است.ابزار و روش هاي كارآمدي نيز ،به مانند مدل سازی و شبیه سازی در اين بين آزمايش خود را به خوبي داده است.اين موضوع در مسايل فني و مهندسي و همچنين، مسايل اجتمايي-اقتصادي نيز ،كارآيي خود را به ثبوت رسانيده است.
مجموعه آنچه در بالا آمد گوشه هايي از يك "تكنولوژي سايبرنتيكي(cybernetics)"بود، كه قابليت مانور وتحمل وبارگذاري يك سامانه را بالا مي برد.و صد افسوس كه امروزه در جامعه ما دكترين آن دچار مخمصه گرديده و تاوان سنگيني را به دليل كند شدن سنسور ها و خود شيفتگي و خود محوري بايد بپردازيم. به قول مولانا:
نردبان خلق این ما و منی است
عاقبت زین نردبان افتادنی است
هرکه بالاتر نشست ابله تراست
که استخوان او بتر خواهد شکست

درآذر ماه سال ۱۳۸۷ مدل گردباد تفکر را ارائه نمودم. به دلیل دور بودن از دسترس عزیزان ونیز اهمیت آن، که به نظر بنده شاه بیت وبلاگ می باشد، برای استفاده عزیزانی که فرصت مطالعه آن را نیافته اند. دوباره آن را می آورم. تا چه قبول افتد وچه در نظر آید.
زاويه ديد انسانها با هم متفاوت است. برای دیدن هر چيزي، مي توان آنرا از زواياي مختلف نگریست. نگرش كلي به مسائل و موضوع ها، ما را قادر مي سازد تا آنها را در ارتباط با هم و آنچنانكه هستند، نه آنچنان كه ما آنهارا مي پنداریم، درك بكنيم. مدل زير، براي درك ساده موضوع هاي معرفتي، طراحي وارائه شده است.
به نظر بنده، در اثر گم شدن معنای واقعی کلمات و اصطلاحات (misunderstanding)، پدیده ای در کشورهای عقب مانده به وجود آمده است که به طور دائم باعث دور و تسلسل باطل می گردد. و"به هم ریزی ساختاری"یا (misplacing) ناشی از آن باعث عدم اطمینان در حصول به تشخیص جهات توسعه و هدر رفت سرمایه ملی می شود. به طوری که نمود آن را درتمامی شئونات اجتماعی- اقتصادی از مدرسه تا دانشگاه گرفته تا تولید و تکنولوژی می توان به راحتی ردیابی کرد.
اینگونه جوامع دچار عادت فرهنگی نکوهیده ای بنام کلی گویی (totalogy) شده و تا موقعی که نسبت به اصلاح آن همت نگمارند، رستگار نشوند! تلاش حاضر کوششی است در راستای همین موضوع. امید که اندیشمندان و متفکران با نقد و برخورد با موضوع، این اندیشه را پر بار تر سازند.

توضيح اينكه، در طرح حاضر چگونگي گسترش دايرة تفكر انسان، به دلیل طبیعت مکانیزم کارکردی آن، مقطع گردبادي تصور شده است. كه از همان زمان هبوط انسان بر روي زمين آغاز به تطور نموده و سرعت و دایره آن هر دم به شکل هندسي تصاعد یافته است. موتور محركة اين گردباد، چهار مقولة شناختي يعني: معرفت ـ علم ـ دانش و تكنولوژي بوده و معرفت سطحی، مایه و نیروی محرکه اولیه آن را تشکیل داده است. بدین ترتیب، محور گردشی این گردباد حلزونی بوده و ما در اینجا برای سهولت درک، مقطع توسعه آن را به شکل توسعه موجی،که ایجاد دوایر متحد المرکز می کند، در نظر گرفته ایم. توضیح دیگر اینکه برای وضوح بیشتر، به صورت قطاعی نیز بارنگ مشخص کرده ایم، و دقیقاً تغییر آن با تغییر طبیعی طیف رنگها انطباق دارد. مثلا معرفت با رنگ زرد (که تداعی روشنایی است) و علم با رنگ سبز( که نشان دهنده طبیعت است) و تکنولوژی به رنگ قهوه ای( به دلیل پیچیده و مرکب بودنش)...
اين گردباد، هم راست گرد است و هم چپ گرد. گردش به راست آن از معرفت به طرف علم و .... پس از طي مسير، بالنهايه، به معرفتي جديد (دانش فنی، که سنتز فرایند است) می رسد. وگردش چپ آن نيز، از معرفت به طرف تكنولوژي (مهندسي معكوس) شروع و پس از طي مسير، بالنهايه، به معرفتي جديد (دانش فنی، باز هم سنتز فرایند - این بار فرایند معکوس-)ختم مي شود. معرفت را، اگر كليترين مرحله شناخت بتوانيم تعريف كنيم، هم ابتداست و هم انتهاست. بدان معني كه آغازفرايند شناخت بشر از جهان هستي، كه با معرفت سطحي آغاز مي شود (يعني ادراك اوليه انسان توسط حواس پنج گانه) از آن است. به سخني دیگر، مغز توسط حواس پنج گانه (يا معرفت سطحي) اولين ارتباط با بيرون از خود را تجربه مي كند. هرچند، چشم و گوش و دماغ ودهان خود بخشي از مغز است و نه جداي از آن( چشم وگوش و... سر عصب هستند كه بی واسطه اتصال به مغز دارند). این معرفت به لايه هاي ديگر معرفتی، یعنی معرفت علمي (كه با مسلح شدن به ابزار وروشهاي علمي ميسرمی شود) و سپس معرفت فلسفي ( كه مسلح به استنتاج ها و دست يافته هاي منطق و فلسفه است) مي انجامد. حال می شود گفت كه علم، دانش و تكنولوژي، مقوله هاي جدايي از معرفت نبوده و مراحل مختلف سیر آنرا تشكيل مي دهند. امابه دليل اهميتی که دارند، هر یک جداگانه جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص داده و هم شان و هم منزلت شده اند.
گفتيم كه،معرفت هم آغاز است و هم پایان. در آغاز ، پس از گذار از مرحله معرفت سطحي به مرحله علم مي رسيم. يعني شناخت قوانين طبيعت. چون انسان و اجتماع نيز تابع طبيعت هستند، از اينرو، علم شناخت قوانين طبيعت(مادر)، انسان (فرزند) و اجتماع (فرزند فرزند) را شامل مي شود. پس، علم سه موضوع دارد. و نيز از آنجائيكه "قانونمندي "به عنوان قانون خاص نحوه آرايش قوانين دركنار هم، تعريف مي شود ( موضوع فلسفه)، پس قانونمندي حاكم بر طبيعت، انسان و اجتماع نيز همسان و همراه قوانين ديگر حاكم بر آنها، موضوع شناخت علمی (فلسفه علمی) را تشكيل داده و به دلیل کلی شمول بودن آن به شناخت فلسفی اطلاق می شود. اما شناخت قوانین حاکم بر طبیعت، انسان و اجتماع و نه قانونمندی کلی آنها، موضوع علوم طبیعی ، انسانی و اجتماعی را تشکیل داده است. به سخنی دیگر علم شناخت روح و جان توانمندی های هستی است برای به خدمت گرفتن انسانی آن.از آنجائیکه علم بمانند یک رودخانه خروشان در خود همه عناصر را داراست، از اینرو به فیلتر یا صافی تجربه نیاز دارد تا زلال شود. (به فرمایش علی (ع)"التجربة فوق العلم "). بطور مثال : آب در 100 درجه به جوش مي آيد، يك قانون علمي است ، که ازعلوم طبيعي است. این قانون علمی خود جاصل تجربه بشری در طول تاریخ است. و برای رسیدن به مرحله دانش نیازمند تجربه ای دیگر.
دانش چيست؟ دانش ، انطباق قوانين علمي است با شرايط ويژه. مثلآ در انطباق قانون فوق الذكر باشرايط ويژه جغرافيايي، فيزيكي ، شيميايي و بيو لوژيكي، سنجش تغييرات، موضوع دانش را تشكيل مي دهد. يعني مثلآ در مي يابيم كه آب در بندر انزلي، به دليل پائين تر قرار گرفتن از سطح درياهاي آزاد در درجه اي بالا تر از 100 درجه به جوش مي آيد، در حاليكه در شهر كرد، به دليل ارتفاع بالا در كمتر از 100 به جوش مي آيد و جمع بندی اين دانسته ها، دانش آن را تشکیل می دهد. در حقيقت، از تجريد علم ، دانش و از تعميم دانش، علم به دست مي آيد.
تكنولوژي، روش به كار بردن دانش است. در بحث تكنولوژي، استفاده از علم، بدون رساندن آن به مرحله دانش، به دليل كليت موضوعي شمول علم ، كار خطايي بوده و از رسيدن به مطلوب جلوگيري خواهد نمود.
دانش فني، پس از اجراي تكنولوژي به دست مي آيد و در حقيقت ، اسانس وعصاره تكنولوژي است كه نهايتآ به معرفت جديد (معرفت ثانویه) انجاميده و دايره معرفت را تكميل مي كند .
منابع:
http://atschool.eduweb.co.uk/trinity/watistec.html
http://en.wikipedia.org/wiki/Technology
http://www.answers.com/topic/technology
http://www.merriam-webster.com/dictionary/technology
http://www.units.muohio.edu/technologyandhumanities/techdef.htm
ضمن تشکر از سرکارخانم مهندس مریم معین (وبایادشوهر گرامیش، زنده یاد دکتر بهاءلو که در راه اوج خود به کاتماندو به ملکوت اعلی پیوست)که با زحمت خوداین تفکررا ازایده به فعل درآورد.

.
شبكه تعيين ارزش(یا زنجیره ارزش)
پدرم مي گفت ارزش چيز ثابتي نيست و بستگي به عوامل پنج گانه زير دارد. ايشان با نشان دادن انگشتان يك دستش اين عوامل را چنين تعريف مي كرد: چه چيزي؟ دست چه كسي؟ در كجا؟ چه زماني؟ براي چه منظوري(كاربردي)؟این پنچ عامل، پایه های آلاچیق یا خانه ارزش را تشکیل داده وبدون آلاچیق ارزش منزل نمی گزیند.
پنج عامل گفته شده در بالا، شبكه ارزش را تعيين ميكنند. پس ، ارزش مقوله مجردي نبوده و خارج از اين شبكه وجود خارجي ندارد.
درست به این دلیل است که بزرگان گفته اند :" فرزندبا شعورارثیه را می خواهد چه کار؟ و فرزند بی شعور ارثیه را می خواهد چه کار؟

آورده اند كه :بقراط حكيم ،شاگرد اسقلبیوس دوم ،در طب پيشرفت فراواني نمود و سرآمد زمان خود شد. اسقلبیوس دوم،بهر حكمت ،به ظاهر بر شاگرد غبطه مي خورد و چشم ديدن وي را نداشت. روزي چشمان استاد درد شديدي آورد وهر درماني كردند ،كمتر جواب گرفتند.ديگر شاگردان به زحمت اسم بقراط نیزپيش استاد بردند تا از وي نيز طبابتي طلب نمايند. استاد ابتدا برافروخته شد ودرشتي ها نمود.اما،عاقبت رضا داد تا حاليت وي پيش بقراط برند ، به يك شرط . بقراط زياد خواهد گفت "ابتداي حرف او را براي من بياوريد و بس".چنين كردند .بقراط از حال استاد پرسيد . به وي گفتند كه چشمان استاد سخت ناراحت است. بقراط گفت : امان از دست هاي استاد!... بعد، مفصل شروع به سخن گفتن نمود.شاگردان پيش اسقلبیوس دوم برگشتند.وسخن اول بازگو كردند.استادازآنان خواست تا دست هاي وي را از پشت ببندند.او دانست كه با توجه به مشغوليتش به ساخت داروها و تحقيق در مورد آن ها، دست آلوده به چشمانش برده و دچار شده است.واين گونه كردند تا چشمان استاد بهبودي پيدا نمود.
اين همان موضوع " شصت ثانيه اول" آشنايي است كه امروزه روانشناسان به آن عقيده دارند.انسان به طور ذاتي چكيده كلام را در ابتداي سخن به زبان مي آورد. بقيه حاشيه و پردازش آن است.اگربه سخن اول توجه بشود، استنتاج واستدلال در كوتاه ترين زمان ممكن اتفاق افتاده ،در نتيجه ،تفاهم حاصل خواهد شد.يعني هم افزايي نيروها.تمرین کنیم تا سخن اول را سبز شروع بکنیم.

دومين كنفرانس شهر الكترونيكي به مدت دو روز از ساعت 30/8 روز جاري تا ساعت 18 فردا چهارم خرداد ماه 1388در محل سالن همايش هاي برج ميلاد به همت پژوهشكده فناوري اطلاعات و ارتباطات جهاد دانشگاهي و شهرداري تهران و با حمايت 24 ارگان و سازمان حكومتي و عمومي در حال برگزاري است. پيام حاضر براي رئيس جمهور آينده است . كانديداهاي محترم لطفا اين را نيز در سرفصل برنامه هاي خود قراردهند.
اين كنفرانس بهانه خوبي شد تا تحليلي كوتاه داشته باشيم در مورد اين پديده قرن؛ كه تمامي روابط و مناسبات اجتماعي و فرهنگي واقتصادي و حتي سياسي و نظامي را تحت تاثير خود قرار داده است.ومي رود كه قانونمندي جديدي را بر جوامع بشري حاكم سازد.چگونه بايد با آن برخورد كرد؟ آيا با آن مبارزه بكنيم؟ آيا همينطور كجدارومريض با آن برخورد بكنيم؟ يعني با دست بخواهيم وبا پا بزنيم؟ يا كلا وا بدهيم وهمه چيز را در اختيارآن به نهيم؟ كدامين درست است؟ اصلا آيا در كنار برنامه هاي دراز مدتي مثل سند چشم انداز بيست ساله، نيم نگاهي هم به اين زير بناي اصلي شده است؟با تحرك بسيار بالايي كه در دنياي كنوني ،به ويژه در دوروبر ما، در مورد اين پديده وجود دارد چه مي كنيم؟ وچه تاثيري در تحرك ما دارد؟
در دنياي كنوني، همه چيز در شبكه ها خلاصه مي شود.چيزي خارج از شبكه وجود خارجي ندارد. اگر هم داشته باشد ، جايگاه ندارد.همه ملت ها سعي برآن دارند تا در جايگيري جديد ، كه به سرعت نيز تغيير موضع مي دهد، جايگاه خود را به ثبوت برسانند ؛ يا لااقل حفظ موضع بكنند.آيا تا حال از خود پرسيده ايم كه جايگاه ما در شبكه الكترونيكي جهان كجا قرار دارد؟ و چگونه بايد آن را تثبيت بكنيم؟
E-CMMERCE, E-LEARNING ، E-research, به همراه ديگر E هايي كه هنوز ما از آن خبر نداريم ، محدوده هاي جغرافيايي را به هم زده اند.نقش ما در اين بين چيست؟ جايگاه ما كجاست؟ سهم ما كدامين است؟ چه گونه بايد عمل كرد؟ اين ها همه سئوالاتي است كه بايد متخصصين براي رهبري اجتماع ، اعم از رهبري عالي تا مجلس و قواي مجريه و قضائيه وعوامل اجرايي تشريح و آنان نيزبا تشخيص صحييح جواب دهند. به اجماع برسند وعمل كنند. چرا كه اگر اين گونه نشود و مثل بقيه مسايل حل آن را به ماشين زمان بسپاريم،ماشين زمان به نفع ما حل نخواهد كرد و ما خيلي خواهيم باخت .جبران ناپذير خواهيم باخت.
در يك ميهماني شام كه به افتخار حضور دانشگاهيان مستقل ايالات متحده توسط معاونت پژوهشي رياست جمهوري در باشگاه رياست جمهوري ترتيب يافته بود يكي از اساتيد مذكور ، كه سني در حدود 75الي 80 داشت تا فهميد كه ما در صدد احداث شهرك صنعتي ICTدر تهران هستيم سئوال كرد پهناي باند اينترنت در ايران چقدر است؟ من كه نمي خواستم جوابش را بدهم باگفتن عبارت"? Is it really a jock " طفره رفتم.آقاي دكتر روستا آزاد معاون محترم پژوهشي دانشگاه شريف ،كه ميهماندار ما بود، از جوابي كه بنده دادم مبهوت شد.شايد فكر كرد كه بنده سئوال طرف را نفهميده ام؛هرچند كه خودش نيز جواب نداد.
