فضا سازي يا برنامه ريزي فضايي(spatial planning)، به روشي از برنامه ريزي گفته مي شود كه در آن از طريق آمايش سرزمين نسبت به برنامه ريزي منطقه اي عمل مي نمايند. يعني با شناخت امكانات و پتانسيل هاي منطقه، شامل انساني – اجتماعي و جغرافيايي و اقتصادي و آرايش بهينه آن ها ، فضايي مناسب و پايدار براي توسعه فراهم مي سازند.
شايد به آن دليل برنامه ريزي فضايي گفته شده است كه با چيدمان صحيح امكانات و پتانسيل هاي منطقه اي ،امر آماده سازي براي اسثقرار توسعه صورت مي پذيرد. يا به سخني ديگر، مكانيزم توسعه اين را طلب مي نمايد و بس. و باقي يعني ديناميزم آن(امر تحقق توسعه) تبعي است و خود مي آيد.پدرم اين موضوع را با يك مثال بيان مي كرد:
مانی پيغمبر ايرانيان ، در زمان شاپور یکم ساساني ادعاي پيغمبري نمود. همان گونه كه مي دانيم، وي نقاشي چيره دست بوده است. كتاب ارژنگ وي حاوي نقاشي هاي استادانه بوده است. توجه بيش از حد شاه به وی همواره باعث رشك و حسد سايرنقاشان گرديده و از اين رو بر او شوريدند. و شكايت پيش پادشاه بردند. هر چند كه در اين كار آشکارا آستين مُغان و موبدان زرتشتی نيز پیدا بود. شاه از ماني خواست تا چاره کار کند. وي به مناظره با نقاشان نشست وعاقبت تراضي كردند تا سالني انتخاب و در يك طرف ماني يك تنه و در طرف ديگر بقيه نقاشان كار خود را بنمايانند. انتخاب طرف سالن با توجه به يك تنه بودن ماني با وي شد و ايشان يك اسب تدرو نيز از شاه طلب نمود.اين گونه كردند و براي جلوگيري از اقتباس از هم، پرده اي ضخيم در ميانه تعبيه گرديد.(گویند اصطلاح پرده برداری از آن زمان مانده است.)
![]()
مدت چندين ماه تلاش نقاشان ادامه داشت. در اين مدت جاسوسان شاه از كار ماني كه تنها با گماردن چندين كارگر به كار روغن بزرك زدن و بتونه كاري و تسطيح وجلا دادن ديوار مشغول بود، اطلاعاتي يه شاه مي بردند و شاه دغدغه سربه هوايي ماني را داشت و دم نمي زد. عاقبت، روز پرده برداري فرا رسيد. شاه با اعوان و انصار خود سوار بر اسب وارد سالن گرديد. در حال با كنار كشيده شدن پرده حائل، تصوير شاه وهمراهان با انعكاس بهينه تمامي كار جمع نقاشان برديوار جلا داده شده توسط ماني(گفته می شود چون مانی موسیقی دان نیز بوده است،با شناخت اصول علم موسیقی و"اکو و انعکاس صدا"به نحوی در احجام و ابعاد بر روی دیوار کار کرد که علاوه بر انعکاس زیبای تصاویر دیوار مقابل، نسبت به انعکاس ویژه صدای شاه نیز عمل نمود. این امر باعث شد تا نقاشان وموبدان وی را به جادوگری متهم کنند. منظره و وضعیت بديعي را فراهم شده بود، كه نا خودآگاه شاه را به تحسين واداشت. صدای تحسین شاه نیز با تمهید به کار بسته شده توسط مانی، به مانند بلند گو، اکو شده ودر فضا طنین انداز شد(در سایر بناهای تاریخی، نظیر عالی قاپو و مسجد شاه در اصفهان و ساختمان تئاتر بالا باغ تبریز،که متاسفانه این تئاتر نابود گردید،(موضوع اکو واستفاده از تمهیدات صدایی هنوز هم آشکار است). نقاشان از وضعيت پيش آمده برافروخته شده قصد جان ماني را كردند.درحال، فهميدند كه ماني سوار بر اسب تندرو از معركه در رفته است. اين يعني" كار و کارآفرینی"! یاروش صحیح توسعه!
غزل شماره ۱۸
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادت
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببر د بنیادت
با توجه به اينكه ، در موضوع توسعه منطقه اي پايدار ، توجه به مزيت هاي نسبي اقتصادي به همراه توجه به مسائل زيستمحيطي ، از اهم مسايل به شمار مي آ يد؛ و در اين راستا موضوع اشتغال بهينه و توزيع جمعيتي مناسب با ظرفيت هاي طبيعي _ جغرافيايي در اولويت مباحث قرار مي گيرد، از اينرو با شناخت دقيق از ظرفيت هاي منطقه اي توسعه و طراحي الگو وشبكه توسعه منطقه اي صنايع كوچك بر وفق آن ، البته با ارتباط ارگانيكي با الگوي توسعه ملي صنايع كوچك كل كشور ،مي توان محوريت توسعه منطقه اي را بر عهده توسعه صنايع كوچك دانست . در اين شيوه توسعه ، به دليل گسترش همگن و موزون صنايع ، نه تنها كمترين تاثير منفي بر محيط زيست، شامل محيط زيست طبيعي و انساني لحاظ خواهد شد ، بلكه بر اثر توزيع متناسب جمعيتي وتقسیم منطقه ای و تخصصی کار اجتماعی ،از تحميل هر گونه هزينه سربار بر پيكر اقتصاد ملي نيز ممانعت خواهد گرديد.
براي پيدا كردن الگوي مناسب به اين منظور ، تنها كافي است از كار گذشتگان خودمان درس بگيريم وآن را به روز رساني بكنيم.نمونه : كاري كه در آذربايجان براي فرش (منطقه هريس) يا براي كوزه و...... انجام شده بود.(مراجعه شود به مقاله سوم همين وبلاگ)


