کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ دوشنبه یکم خرداد ۱۴۰۲ توسط محمدرضا قاهري بدر

در 67 سالگي با توجه به اينكه كلي جاها را ديده ام و با كلي اديان و مكاتب آشنا شده ام، چكيده آنها را در يك مدل تحت عنوان"منشور رستگاري" خلاصه نموده ام. و در اين سن و سال معتقدم بني بشر و جوامع بشري به هر دين و مسلكي كه هستند، در صورتيكه به روح اين منشور اعتقاد داشته باشند و به آن عمل بكنند، رستگار خواهند شد. و الا، به قول شاعر: چون نديدند حقيقت، ره افسانه زدند.

بعد اول اين منشور، شفافيت است. يعني همه آحاد ملت در مقابل قانون برابر باشند. و دروغ و ريا در آن جامعه به كمترين حد خود برسد. همان كه جامعه اروپائي عليرغم كلي كدر بودن هاي سيستميك، به آن عمل مي كند.

بعد دوم اين منشور، تقدس آب است. تنها عنصري كه حيات بشر سخت به آن وابسته است. باز همانطوريكه عليرغم فراواني آب در اروپا، آنان در باز چرخاني و استفاده از آب باران عمل مي كنند.

بعد سوم اين منشور، تقدس كار است. ساده تر بگويم حداقل ارزش كار بايد براير با نرخ تورم آن جامعه بوده باشد.

نگارش در تاريخ شنبه نهم بهمن ۱۴۰۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

در سال 1392 با عنوان "زولنگ يا چوچاق(Eryngium campestre) چيست؟ ارتباط اين گياه دارويي بسيار مفيد با كوهان شتر چيست؟" مطلبي را در اين وبلاگ مرقوم نموده بودم. با توجه به بررسي هاي تكميليم اصلاحيه زير را به آن مطلب به شرح زير خدمت دوستان تقديم مي كنم:

الف= نام دقيق اين گياه در فارسي بوقناق يا باباخازن مي باشد.

ب= علاوه بر خواص دارويي ذكر شده، تأثير آن در كاهش قند مضره خون به اثبات رسيده است. و در بازار گياهان دارويي ايران بيشتر به اين خاصيت مشهور است.

نگارش در تاريخ چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

يك مثل قديمي لاتين مي گويد"انسان به انسان حكم گرسنه را دارد".

سال 1352 شمسي بود، من دانشجوي سال اول دانشگاه تبريز بودم. در كلاس درس خدا بيامرز دكتر علي اكبر ترابي استاد جامعه شناسي بوديم. آن مرد فرهيجته روش خاصي داشت. تا وارد كلاس مي شد با انرژي خاصي گچ را بر مي داشت و سريع يك جمله را مي نوشت. آن روز، روز اول درس بود. ايشان روي تخته سياه سريع نوشت" يك مثل قديمي يوناني مي گويد "Homo homini lupus" (انسان به انسان حكم گرگ گرسنه را دارد). 

من خيلي خام بودم و پر مدعا، شروع به سر به سر گداشتن با استاد كردم. آقا كرامت انساني پس كجا رفته؟!  فطرت پاك انساني كجا رفته؟! آقا اصلاً اين درست نيست! ووو...

و چند نفر ديگر از همكلاسي ها هم پشت قضيه آمدند. ايشان خيلي صبور بود و كوتاه آمد.

چند سال گذشت. انقلاب شد. جنگ شد ووو...

روزي ميدان ساعت ايشان را ديدم. مثل هميشه قوراق قدم بر مي داشت. نرديك شدم، سلام كردم، گفتم استاد شايد شما من را به خاطر نياوريد، بنده شاگرد شما بودم.

"Homo homini lupus" انسان به انسان حكم گرگ گرسنه را دارد. لحظه اي تأمل كرد و سپس سريع راه خود را گرفت و رفت.

 

نگارش در تاريخ سه شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۹ توسط محمدرضا قاهري بدر

اولاً بايد اذعان نمود كه به مسئله شيوع ويروس كرونا در جهان امروزي نه تنها به شكل يك اپيدمي، بلكه به عنوان يك پديده تغيير ساختاري بايد نگاه كرد. و با توجه به منطق علم اخلاق اپيكوري بدون توجه به خوب يا بد بودن ذاتي اين پديده، آبشخوري كه بدان آب مي ريزد را ملحوظ نظر قرار داد. چونانكه عليرغم خانمانسوزي جنگ ها، تأثيرات مثبت تقلاي انسانها در شرايط سخت جنگي و تمهيدات مورد نياز بعدي كه منجر به اختراعات و اكتشافات موثر در بهبود شرايط معيشتي و رفاهي انسانها در دوران هاي بعدي شده است را نمي شود حاشا نمود.

همه تحليل گرها در اين نقطه اتفاق نظر دارند كه كرونا تأثيرات عميقي بر روابط ومناسبات بشري خواهد گذاشت. بزرگترين تأثير كليدي اين پديده تضعيف روابط رودررو كه من آنرا "اَبداني" مي نامم؛ و تبديل هرچه بيشتر آن به روابط مجازي(Virtual) و كنترل از راه دور(Remote Sensor Control) كه من آنرا "اِبداعي" مي نامم، مي باشد.

حال اين سئوال پيش مي آيد كه:

  • اين تغييرات ساختاري چه تأثيرات عيني در فرهنگ و تمدن جوامع بشري مي تواند داشته باشد؟
  • با توجه به آن تأثيرات، راهكارهاي بهينه چه مي تواند بوده باشد؟
  • در نهايت تكليف ما چيست و چگونه مي توانيم خود را با اين تغييرات انطباق داده و راه تداوم و بهبود حيات خود را پيدا كنيم.

در اينجا لازم مي آيد كه از روش شناسي مهندسي يعني خياط دوز كردن(Tailor-Made) براي دستيابي به راهكارهاي مناسب حياتي و معيشتي مورد نياز جامعه خودمان كمك بگيريم. اما ابتدا بايد اصول كلي حاكم بر اين تغييرات ساختاري را مورد مداقه قرار داده و آن را بشناسيم. سپس با توجه به پتانسيل هاي خودي به شكل انطباقي در ارائه الگوها و مدل توسعه بكوشيم.

گفتيم كه پديده كرونا تمامي روابط و مناسبات اجتماعات بشري را متحول مي كند. و شاكله اين تحول، كوچ هجومي اين روابط و مناسبات از"اَبداني" به "اِبداعي" است. البته به نظر مي رسد بستر و فضاي مناسب اين امر با توجه به موضوع انقلاب چهارم صنعتي و حتي پديده جامعه پنجم ژاپن و بهره گيري از اينترنت اشيا(IOT) و بلك چين و دسترسي وسيع همگاني به اينترنت و GIS و تكنولوژي اطلاعات(IT) در راستاي فرايند جهاني سازي(Globalization)، قبلاً فراهم شده و تنها جاري سازي مكانيزم آن بايد عملياتي شود.

پس بيايم به سئوال اول بپردازيم؛

  •    "اين تغييرات ساختاري چه تأثيرات عيني در فرهنگ و تمدن جوامع بشري مي تواند داشته باشد؟"

اگر بخواهيم موجز و مختصر تأثيرات ساختاري اين پديده را در فرهنگ و تمدن بشري بررسي بكنيم، به نظر مي رسد همانطور كه گفته شد تبديل سريع روابط و مناسبات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي از ابداني به ابداعي مي باشد.

به نظر بنده اين امر به بروز پديده ثانويه اي منجر خواهد شد. و آن تشديد پارادكس سرمايه گذاري سرمايه بر(Intensive Labor) با سرمايه گذاري كاربر(Extensive Labor) خواهد بود. و با آزاد كردن وقت نيروي كار و استفاده بهينه از آن، نه تنها بهره وري كار را به صورت انفجاري بالا خواهد برد، بلكه راهكار معيشت در فضاي توسعه پايدار(Sustainable Development) را نيز هموار خواهد نمود. حال خواهي پرسيد چگونه و به چه سان؟

در دنياي جديد شهرها متحول مي شوند. و بخش سكونت گاهي آن از حالت متراكم به حالت گسترش يافته سير مي كند. روستا شهرهاي جديد بوجود مي آيند. استفاده بهينه از زمان و مكان و فضا اتفاق مي افتد. با استفاده از انرژي هاي تجديد پذير بمانند انرژي خورشيدي، انرژي بادي و انرژي لايه هاي زمين، همسان با بيوگاز حاصل از فضولات حيواني و زباله ها در واحد هاي منفرد و بعضاً مجتمع، انسان ها توأم با زندگي عادي خود به توليد بخش اساسي ملزومات معيشتي خود و جامعه با كشت گلخانه اي بدون خاك(هيدروپونيك و آيروپونيك) در باغچه ها و پشت بام هاي خود و با استفاده از پساب بازيافتي مصرفي خانوار يا تبديل بخارات هوا به قطرات آب، هر واحد سكونتي خود را به واحد توليدي تبديل خواهند نمود. اما در عين حال نقش بخش متمركز شهري با ارائه خدمات كنترل و راهبري از دور و با استفاده وسيع از فيلد باس مخابراتي پر رنگ تر مي شود. مشاغل جديدي بوجود مي آيد.

دور كاري وقت شهروندان را آزاد كرده و با تشكيل سازمان ها و نهادهاي مردمي و شبكه هاي مربوط، استفاده از اوقات فراغت مردم با تشكيل بازارهاي مكاره و بازيهاي تازه بوجود آمده هم فال هم تماشا خواهد بود. يعني از منافع مادي آن نيز بهره مند خواهند شد.

مزيت هاي نسبي جابجا مي شوند. مزيت نسبي مواد معدني شامل نفت و گاز و محصولات آن جاي خود را به مزيت نسبي تنوع زيستي(Biodiversity) ميدهد. مشاغل و كسب وكارهاي جديدي بر مبناي صنعت شبيه سازي(Simulation) با استفاده وسيع از تكنولوژي شبيه سازي ايجاد مي شود.

در بخش تغييرات ساختاري فرهنگي، بسياري از تابوهاي هزاران ساله فرو مي ريزد. جاي آن ها را آوازه گري(Propaganda) رسانه هاي هدف مند با ايجاد ماتريس هاي جديد ذهني پر مي كند. دولت ها در چارچوب نظم نوين جهاني بسيار مقتدرانه عمل خواهند كرد. اما الزاماً رهبريت تابعي از مكانيزم هوشمند دانش محور خواهد بود. در صورتيكه تشكل هاي مردم نهاد(NGO) ها خوب رشد نيابند، اينجا بيم آن است كه برده داري نوين با تقويت جايگاه توتاليتر حكام رشد پيدا كند؛ پس نقش تشكل هاي مردم نهاد در ساختار جديد سياسي- اجتماعي بسيار پررنگ خواهد شد. مبارزات طبقاتي جاي خود را به مبارزات شبكاتي خواهد داد. تكنولوژي تنها زماني جايگاه خود را حفظ خواهد كرد كه از ويژگي شبيه سازي- رسانه(Communication- Simulation) بهره مند بوده باشد.

و سئوال دوم و سوم؛

  • "با توجه به آن تأثيرات، راهكارهاي بهينه چه مي تواند بوده باشد؟"
  • در نهايت تكليف ما چيست و چگونه مي توانيم خود را با اين تغييرات انطباق داده و راه تداوم و بهبود حيات خود را پيدا كنيم.

راه كار بهينه براي ورود به دنياي جديد و برخورد با پديده زمان نيز از سال هاي قبل در شئونات اجتماعي- اقتصادي نشان هايي از خود را به ارمغان گذاشته است. دولت الكترونيك، ارائه خدمات به شكل درگاه واحد(One Stop Shop) و پنجره واحد(One Window All Services) در مديريت اقتصاد كلان و پلتفرم ها و اپليكيشن ها در مديريت اقتصاد خرد نمونه بارز آن هاست. كه در جامعه رو به توسعه عليرغم اذعان شعاري دولت ها درجه كاميابي آن ها در انجام اين مأموريت متفاوت بوده است. موفقيت بعضي كشورهاي هم همجوار از قبيل آذربايجان در راه اندازي شبكه درگاه "آسان خدمت" تجربه قابل استفاده ايست، كه با انجام يك تفاهم نامه همكاري در حال انتقال تجربه به كشور افغانستان مي باشد.

اما اين نيز عليرغم دستيابي به تجارب بسيار مفيد، در ورود به جهان پساكرونايي نا رسا و ناكافي خواهد بود.

بايد چشم ها شست. بايد طرحي نو درانداخت. در نظم نوين پساكرونايي آرمان خواهي بايد به سوي استقرار نهاد ملت- دولت(Nation- State) بوده باشد. ساختار هاي موجود حاكميتي و اجتماعي جوابگوي نيازهاي فزاينده تكنولوژي محور نمي توانند بوده باشند. با جابجايي مزيت هاي نسبي اقتصادي، سامانه موجود اقتصاد ها مي بايست متحول و ارتقا يابد.

پهناوري سرزميني، تنوع زيستي، دسترسي آسان به بازار وسيع(با توجه به پتانسيل بازار داخلي و منطقه اي) نيروي انساني بهره مند از تحصيلات دانشگاهي جوياي كار و وجود تجار و صنعت گران و اهالي كسب وكار ظرفيت بسيار مغتنمي را به دست مي دهد تا با مشاركت در بازار هاي منطقه اي و جهاني و مبادله سهم با آن ها در دنياي جديد پرچم خود را بر افراشته سازيم.

ساخت پالايشگاه يا پالايشگاه هاي گياهان دارويي و تقويت كشت و فراوري آن ها و بهره برداري از پتانسيل تنوع زيستي يكي از برنامه هاي كليدي اين دوران مي تواند بوده باشد.

ظرفيت هاي بسياري در ارائه پيمان كاري فرعي(Sub-Contracting) در زمينه هاي صنعتي و خدماتي عليرغم استفاده غير متشكل و ناپايدار از آن هنوز امكان فعال شدن پيدا نكرده و مغفول باقي مانده است؛ كه مي شود با يك برنامه ريزي اصولي و با نهادسازي، كادرپروري و شبكه آرايي با توجه به موج جديد از آن استفاده نمود.

  

نگارش در تاريخ چهارشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

كتاب فوق را در آدرس زير مي توانيد بخوانيد. به نوبه خود لازم مي دانم از مسئولين محترم نشر ني و صاحبان امتياز اين كتاب مراتب تشكر خود را بيان نمايم كه با دست گشادگي اين كتاب را براي بهره مندي عموم به صورت رايگان در اختيار گذاشته اند. 

https://books.google.com/books?id=m9zKAgAAQBAJ&pg=PT25&lpg=PT25&dq=%D9%83%D8%B2%D9%84+%D8%B4%D8%A7%D9%81%D8%AA&source=bl&ots=WPLt_Ll1Ex&sig=qjy2cLJrpvtpU9TgqtpK9BgwC40&hl=en&sa=X&ved=2ahUKEwjNkfb11s7fAhUOlosKHQbUAEwQ6AEwAHoECAcQAQ#v=onepage&q&f=false

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

 مقدمه:                                                                                                                 

از بدو خلقت انسان روش شبيه سازي و مدل سازي، روشي كارا براي ارتقائ تجسّم عيني ماهيّت اشيا و مقوله ها بوده است. ساخت بت براي عينيّت مقوله پرستش و عروسك براي تمرين هم آوايي با انسانها و نيز شبيه سازي وقايع تاريخي بمانند واقعه عاشورا از اين سياق است. همانگونه كه مشهود است، در طول تاريخ اين روش تكامل يافته و با هنر و فناوري هاي دست يافت بشر به شكل هنر تأتر و سينما نيز تجلّي نموده است. سپس با پيشرفت علوم و فنون و اختراع رايانه و با استفاده از نرم افزار ها و اپليكيشن ها(اپليكيشن خود يك مدل رايانه ايست)و با در اختيار داشتن فن وهنر انيميشن به عنوان فناوري كليدي در تمامي شئونات كار ازتكميل تجسّم تا عيني سازي و تكامل كار و استفاده در فرايند آموزش و توليد و تجارت و خدمات پس از آن، جايگاه متعالي خود را يافته است.

تا جايي كه "فنآوري شبيه سازي ـ رسانه (COMMUNICATION-SIMULATION)"، به عنوان فناوري جامع در دنياي فوق مدرن كنوني شناخته شده است.

صنعت شبيه سازي چيست و چه جايگاهي در توسعهاقتصادي- اجتماعي جوامع دارد؟

”صنعت“ يعني به‌كارگيري فنآوري به منظور توليد كالا و يا ارائه خدماتي مشخص. پس:

"صنعت شبيه سازي، توليد كالا و ارائه خدمات است با استفاده از فنآوري شبيه سازي"

فقط كافي است كه هيأت دولت يا سازمان برنامه و بودجه بخشنامه اي صادر نمايد تا هر طرح عمراني و مطالعاتي در مرحله انجام مطالعات امكان سنجي اقتصادي و ساير مطالعات مربوطه نظير مهندسي ارزش و...از يك مدل شبيه سازي شده رايانه اي بهره مند شود. تصوّر بفرماييد چقدر از خطاها و هدر رفت سرمايه و زمان جلوگيري خواهد شد. و مسلّماً انجام اين مطالعات و الگوسازي با بسيج و استفاده از نيروهاي جوان و متخصّص خواهد بود كه اشتغال زايي فراواني را به دنبال دارد.

البتّه گستره صنعت شبيه سازي از موضوع فوق بسيار وسيع تر بوده و در تمامي شئونات اقتصادي- اجتماعي نقش سازنده خود را ايفا مي نمايد. بي جهت نيست كه محوريّت انقلاب صنعتي چهارم بر دوش اين صنعت قرار دارد. نقش مركز ملّي شبيه سازي ايالات متحده(NCS) در تحوّل عظيم صنايع نظامي كشور فوق با وظيفه خطير هماهنگي بين دولت، محيط هاي آكادميك و پژوهشي و صنايع دفاع، ما را در انجام اين مهّم جري تر مي سازد.

با توجّه به خيل عظيم فارغ التحصيل هاي دانشگاهي در كشور و وجود مزيّت نسبي در اين زمينه، اين سامانه مي تواند همچون مَحبِطي براي جذب سرمايه گذاري و ارائه خدمات براي ساير كشورها و صدور خدمات مهندسي نيزعمل نموده و نقش HUB منطقه اي اين خدمات را عهده دار شود. 

فوايد صنعت شبيه سازي

  • تعريف راهكار نوين توسعه ملي و ايجاد فضاي جديد براي فعاليت‌هاي اجتماعي ـ اقتصادي.
  • اشتغال خيل عظيم بيكاران متخصص با حداقل سرمايه‌گذاري ممكن.
  • به حداقل رسانيدن خطاهاي طراحي و مهندسي و BP در پروژه‌هاي عمراني و سرمايه‌گذاري كشور و صرفه‌جويي عظيم منبع ملي.
  • صادرات خدمات مهندسي و صنعتي و ارز آوري.
  • امكان ايجاد شغل در خانه (به‌ويژه بانوان و افراد كم سن و سال و كم توان) و در محل‌هاي كوچك با ارزش افزوده بالا و توسعه روستايي (با توجه به اين مزيت، از جابه‌جايي‌هاي جمعيتي و مسافرت‌هاي شهري و بين شهري كاسته شده و نه تنها در هزينه‌هاي اقتصادي و اجتماعي صرفه‌جويي مي‌شود، بلكه از تخريب محيط زيست نيز جلوگيري خواهد شد.
نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

فرصتي پيش آمد تا مسافرتي زميني داشته باشم به شهر يزد؛ اين نگين تمدن كويري ايران كهن. در سال هاي پيش كه بر روي دانشگاه ربع رشيدي تبريز مطالعه مي كردم، با بررسي وقفنامه آن دو مسئله بسيار حياتي را در تأسيس آن دانشگاه متوجه شدم.

1- سرمايه اصلي دانشگاه ابتدا قرضي بود كه بنيان گذار آن خواجه رشيدالدين فضل اللاه همداني، وزير با كفايت و دانشمند غازان خوان از صندوق دولتي گرفته بود. و سپس از محل درآمد عمران اراضي وقفيه نه تنها آن را پس داده بود، بلكه هزينه هاي نگهداري و توسعه دانشگاه را هم تأمين مي كرد.

2- دومين اراضي بزرگ وقفيه دانشگاه مذكور، پس از اراضي آذربايجان اراضي يزد بود. 

البته پيش تر در نقش و فعاليت هاي دانشگاه گندي شاپور نيز همين را مي شود رصد كرد. 

سفر اخير و مشاهده اراضي كويري كه نشان از باغات و مزارع تخريب شده فراواني دارد كه قبلاَ آباد بوده است، مرا به فكر فرو داشت كه آيا واقعاَ مسئله اصلي نبود و كمبود آب است؟ يا نه! مسئله، مسئله مديريت غير عالمانه!

البته من كشف جديدي نكرده ام، همه عزيزان از سوء مديريت گله دارند. اما ما در اينجا بحث كليدي نقش دانشگاه ها در عمران ملي را بررسي مي كنيم؛ كه خوشبختانه در اين ملك و بوم سابقه هزاران ساله دارد. اما متاسفانه امروزه دانشگاه هاي ما بيشتر با هزينه دولتي اداره شده و محلي امن براي تأمين مقالات تحقيقي براي مجلات خارج از كشور شده است.

پيشنهاد بنده خيلي خلاصه است:

دولت اراضي لم يزرع و تخريب شده را بين دانشگاه ها به شرط احيا تقسيم كرده و با تفويظ اختيارات خود از آنان برنامه بخواهد. با تشكيل شوراي مشترك نظارت برعمران ملي دانشگاه ها موضوع پيشرفت كار و هماهنگي بين پروژه اي آنان را هدايت كند. در صورت عدم توانايي يك دانشگاه، اراضي تخصيصي به دانشگاهي كه موفق عمل نموده است واگذار شود. والسلام.  

نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۷ توسط محمدرضا قاهري بدر

a-clear-view-on-transparency-the-hows-and-whys-of-dashboards-for-nonprofits-10-728

در تعريف شفافيت، ديدگاههاي متفاوتي وجود دارد كه اصولاَ در حول محور شفافيت اطلاعاتي و يا بهتر بگوييم دسترسي مشترك و سهل الوصول آحاد ملت به داده هاي كليدي جامعه شان وحدت نظر دارند.

اما ما در اينجا برآنيم تا به مقوله شفافيت از منظر توسعه نگريسته و تأثير تعيين كننده آن در فرايند توسعه ملي و منطقه اي را بررسي كنيم.

در بررسي رشد و توسعه تاريخي اروپا به فرايندي معروف به فرايند دولت- ملت يا Nation- State برخورد مي كنيم. به زبان ساده تر وحدت نظري كه در شروع رشد تاريخي اروپا بين ملت و دولت به وجود آمد، باعث همسو شدن و هم افزايي نيروهاي توسعه اي شده و در نتيجه موقعيت پيش قدمي يا Pionership اروپا را رقم زد.

همانگونه كه مي دانيم، اين فرايند مسلماَ در يك جو و شرايط كاملاَ آرام صورت نگرفت. بلكه چالش ها و مبارزات فراواني را پشت سر گذاشت. اما همه اين چالش ها حول محور عزم ملي و خواست جمعي مشترك جامعه براي تحول بود.

موضوع ديگري را كه بنده درصددم با مطرح كردن مقوله شفافيت بولد بكنم، موضوع رابطه قدرت و مكنت در آن برهه و مقايسه با مكانيزم معيوب وطني آن و در صورت امكان استفاده متناظر از آن است.

نگارش در تاريخ سه شنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۷ توسط محمدرضا قاهري بدر
 

در آستانه 35 سالگي بودم كه احساس عجيبي به من دست داد. احساسم به من مي گفت كه خيلي چيزها يادگرفتني نيست، بلكه اكتشافي است. كشف و شهودي است. شايد گذشتن از مرحله معرفت سطحي پايه ايجاد آن باشد، ولي لاجرم دليل ان نيست. از اينرو از خدا مي خواستم كه چشمم را به حقايق باز كند اما نه آنقدر كه ديود بسوزانم.

از آنجا كه خواستن توانستن است، اينچنان نيز شد. در اين دوره شعر زير مناجات نامه ام بود:

"خدايا  باز كن  چشمم  كه  بينم

                            هر آنچه در تو هست و من نبينم

درايت، عقل و دانش، بهره هوش

                           گذشت و استقامت، قلب پر جوش"

اكنون كه پاي در دهه هفتاد گذاشته ام، دلم مي خواهد مروري در تحول درونيم داشته باشم. و آنرا با شما عزيزان به مشاركت بگذارم.

گفتيم، گذشتن از "معرفت سطحي" بدين معني كه دوره  استنتاجات توسط حواس را تكميل كرده و حتي توان استفاده از حس ششم، كه به نظر بنده حس فرايندي ناشي از داشتن اشرافيت جامع و جمعي حواس يا توانايي با هم به كاربستن آنها و رسيدن به يك قوه استنتاجي جامع، كه پيش خوان و بيش خوان است را پشت سر بگذاريم. اين دوره را بنده دوره تكميل مدل معرفت سطحي نام گذاري كرده ام.

طي اين دوره، توانايي درك فراتر از معرفت سطحي را ميسر مي سازد. كه نتيجه آن، دسترسي به مدل معرفت سطحي است. البته خود شخص نيز پس از رسيدن به اين مرحله، بخشي از اين مدل مي شود.

اين شعر معروف مولانا :

"آب كم جوي، تشنگي آور بدست           تا بجوشد آبت از بالا و پست"

را مي توان مصداق عيني رسيدن به اين مرحله دانست.

پس از اين مرحله، ابزار يا تكنولوژي كار فراهم شده است و ديگر مشكل خاصي فراروي شخص براي درك ماهوي مقولات و مسايل باقي نمي ماند. فقط درك مسير و فهم زمان و مكان مختصات آنرا تكميل مي كند.

متمم اين فرايند معرفيتي، يك برنامه درك معرفيتي اجتماعي است. كه در واقع ديناميزم آنرا تشكيل مي دهد. در صورتيكه اين متمم به كار بسته نشود معرفت حاصله چون آب بركه كوچكي بيش نبوده و قابليت تبخير و تخمير خواهد داشت. اما با بكار بستن اين متمم، معرفت حاصله چونان جريان رودخانه اي پرصلابت به دريا خواهد رسيد.

به نظر مي رسد در صورتيكه اين متدولوژي تفكري ساده جايگزين شيوه هاي پيچيده و درهم آموزشي و تربيتي ميهنمان بشود، مسلماً مي تواند انرژي غير قابل تصوري در راستاي رسيدن به توسعه بالنده جامعه را همسو نمايد.  

نگارش در تاريخ پنجشنبه هجدهم آبان ۱۳۹۶ توسط محمدرضا قاهري بدر

 چرا سازمان ملل درجه شفافيت transparency را شاخص توسعه يافتگي تلقي مي كند؟

-        راه كار جامع براي حل بحران هاي زيستمحيطي چيست؟

-        راه كار جامع براي حل بحران هاي پيش روي اقتصادي- اجتماعي كدام است؟

-        آيا راه كار جامعي براي حل بحران هاي اجتماعي- فرهنگي متصور است؟

-        معضل اشتغال، فقر، بيسوادي، اعتياد، و رهايي و عدم پذيرش مسئوليت اجتماعي جوانان را چگونه مي شود حل نمود؟

-        آيا مي شود نهاد خانواده را دوباره بازسازي نمود و نقش آنرا در حيات اجتماعي پر رنگ تر كرد؟

تصور بكنيد همين شهر رقه سوريه كه تازگي از دست داعش آزاد شد را بخواهند بازساري بكنند. راه كار عقلايي چيست؟

-         يكي يكي مردم را بياورند تا خانه و كاشانه شان را خود بازسازي بكنند؟

-        همه شهر را دولت يا شهرداري تسطيح كرده و با نقشه قبلي و كاداستر قبلي خيابانها و زير بناها را بازسازي و در اختيار مردم بگذارد تا مطابق نقشه بسازند؟

-        دولت يا شهرداري طراحي جديدي به منطقه بدهد، محل ديگري را براي اسكان سريع از نو مكان يابي، طراحي و انبوه سازي بكند و جريان زندگي را سريع در آن منطقه برقرار كرده و در سر فرصت به بازسازي شهر و يا انتقال آن به نقطه اي ديگر همت گمارد. (اين روش در بازسازي زلزله هاي بزرگ، حتي در كشور خودمان نيز سابقه تاريخي دارد . مثل بلزسازي شهرهاي سلماس و كاشان).

امروزه برنامه ريزان توسعه منطقه اي با توجه به دست يابي به تجربيات تاريخي، هيچ يك از راه حل هاي ذكر شده بالا را في نفسه قبول ندارند. بلكه پس از جمع بندي نتايج مطالعات جغرافيايي- تاريخي و فرهنگي و نوع معيشت مردم، با استفاده از الگوها و مدل هاي شناخته شده، ارائه راه كار مي  كنند. اين راه كار، شامل يك دكترين اجرايي و يك پراتيك است. در اين طرح كليه سئوالاتي كه در بخش اول مطرح نموديم، بايد ملحوظ شود.

دكترين اجرايي، تعريف كليت و اجزاي طرح بازسازي و مهندسي آن(شامل كليه عناصر وعوامل، نيروها و نهادها و شبكه هاي تاثير گذار با مشخص نمودن وزن، نقش و درجه تاثير و مشاركت آنها).

پراتيك، مشخص كردن چيدمان عملياتي آن دكترين.

تازه اين تكنيك كار است. كار قبل از تكنيك به تاكتيك نياز دارد. و آنهم عزم ملي است. بستر ايجاد عزم ملي، شفافيت و روشن گرايي در جامعه است. و به قول معروف" آينه دل را از غبار بروب تا آ نچه ناديدني است آن بيني".

به مجموعه دكترين اجرايي و پراتيك، مدل توسعه مي گويند. همان چيزي كه ما فاقد آن هستيم و هنوز واقف به حياتش نيستيم.  

ابن يمين گويد:

آن کس که بداند و بداند که بداند                     اسب خرد از گنبد گردون بجهاند
آن کس که بداند و نداند که بداند                       آگاه نمایید که بس خفته نماند
آن کس که نداند و بداند که نداند                    لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند                       در جهل مرکب ابدالدهر بماند

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ توسط محمدرضا قاهري بدر

به يمن خوش آمدگويي به وزير جديد صنعت، معدن و تجارت

مقدمه

صنايع كوچك و متوسط(SMEs)، يا بهتر بگوييم كسب و كارهاي كوچك و متوسط، عبارتند از كليه فعاليت هاي اقتصادي كه در مكانيزم انضباطي و چيدمان چرخ دنده هاي اقتصاد كشور، ما بين چرخ دنده هاي بزرگ، وظيفه هدايت حركت اقتصادي فرا گير اجتماعي را بر عهده دارند. اين چرخ دنده هاي به ظاهر خرد، با فراواني تعيين كننده شان نقش اصلي را در ديناميزم اجتماعي بازي مي كنند. از دير باز كشورها بر چگونگي و توسعه اين بخش حساس بوده و درجه پرداخت به اين مسئله، نشان دهنده و شاخص اصلي توسعه يافتگي و يا بر عكس، عقب ماندگي اقتصاد يك كشور را تشكيل مي دهد.

در اكثر كشورها دايره اين بخش از صنعت و تجارت صرف فرا تر رفته و شامل بخش هاي لجستيك و ترابري، تئاتر و سينما، IT و فناوري اطلاعات، و ساير خدمات نيز مي شود. از لحاظ تعداد شاغل در هر واحد نيز معيار كشورها متفاوت است؛ مثلاً در كشور ما تعداد اشتغال هر واحد تا 50 نفر ذكر شده است، در حاليكه اين رقم براي ايالات متحده امريكا 300 نفر است.

در ميهن عزيزمان ايران، قبل از ورود صنايع و فناوري هاي معاصر، اين وظيفه را بازار به نيكي انجام مي داده است؛ ليكن بعدها با دخالت ناقص دولت ها اين وظيفه دچار يك پارادوكس و عدم انسجام سياست گذاري شده و در اثر نبود يك استراتژي و مدل واحد توسعه بخش، از عقب ماندگي تاريخي رنج مي برد.

در سالهاي اخير،با تصادم شوك هاي وحشتناك، اين بخش در حال حاضر در وضعيت كما به سر مي برد. و تمهيدات دولت براي نجاتِ آن، از قبيل استمهال بدهي و بخشودگي جرايم تسهيلات تخصيصي و حتي تزريق نقدينگي، به دليل عدم وجود يك مهندسي تشخيص واقعي، و عدم تجويز نسخه فراگيرِ واحد، آسپريني عمل كرده و كمك به التيام زخم هاي چند ساله آن نكرده است.

اين شوك ها عبارت است از:

1-     شوك وارده در اثر فقدان برنامه توسعه صنعتي منطقه اي كشور و صدور موافقت هاي تاسيس بر مبناي رقابت رانتي و عدم وجود چتر حمايتي مديريت بخش(همانند ساير كشورها).  اين موضوع با توجه به رسيدن بخش به مرحله بازده و برگشت سرمايه، باعث هدر رفت سرمايه هاي ملي و ورشكستگي تعداد كثيري از واحد هاي مذكور شده است.

2-     شوك وارده به دليل شكستن حباب نگهداري تصنعي برابري ارز، در دولت دهم. اين شوك به يكباره سطح رقابت با صنايع همسان خارجي را به قريب سه برابر تقليل داد.

3-     شوك حاصله از موج انقلاب چهارم صنعتي(شبكه هاي ديجيتالي و ورود پرينتر هاي سه بعدي به صنعت). متاسفانه هنوز وزارت صنعت، معدن و تجارت، كوچكتري برنامه اي در مورد برخورد با اين موضوع را ارائه نداده است.

4-    شوك حاصله از ركود اقتصاد جهاني و تحريم هاي اقتصادي.

اضافه مي شود بي برنامگي كلي در چگونگي حمايت از بخش شامل عدم وجود مدل توسعه، عدم وجود برنامه حمايت پروتكلي، عدم وجود نظام MATCH MAKING داخلي و خارجي. و وجود امراض مختلف بازار، از جمله نظام مسموم اسكونت، كه تير خلاصي براي كالبد نحيف آن بوده است.

اين مقاله سعي دارد طي چكيده اي مختصر، راهكار مناسبي را ارائه نمايد. تا چه قبول افتد، و چه در نظر آيد!

چه بايد كرد؟

قدم اول:

تقويت سازمان صنايع كوچك و شهرك هاي صنعتي ايران و ترفيع جايگاه آن در اقتصاد كشور

اين سازمان بايد مركز تجمع نيروهاي متخصص و كلان نگر ملي در بخش مربوطه بوده باشد. جراحي بخش، با استفاده از تجارب مفيد ملي و نيز ديگر كشورهاي موفق به ويژه در منطقه، ضرورتي تام دارد. تدوين و تكميل ادبيات كار در اين سازمان بايد نهادينه شود.

تجديد نظر و تقويت سازمان مربوطه مسلماً به عزم ملي و تصميمات فرا بخشي نيازمند بوده و ايجاد فضاي لازم براي اين كار از ضروريات امر مي باشد.

شبكه سرزميني اين سازمان بايستي تا دورترين نقطه جمعيتي كشور و با استفاده از كارگزاري هاي بخش خصوصي گسترش يافته و در حداقل زمان ممكنه و با كمترين فرايند كاري جوابگوي توسعه كارآفريني در گستره سرزمين بوده باشد.

قدم دوم:

تدوين مدل توسعه بخش با استفاده انطباقي از مدل توسعه كشورهاي موفق( نمونه: كار با ارزش معاونت صنايع كوچك شركت شهرك هاي صنعتي استان تهران، اتطباق KOSGEB تركيه با ISIPO، كه به سفارش حقير انجام گرفت)، و متعاقباً تشكيل بانك و بيمه اختصاصي صنايع كوچك، و تأسيس دانشگاه و موسسه آموزشي مربطه و برقراري نظام اعتباري به جاي نظام پولي با استفاده از روش هاي نوين اعتبارسنجي(اين كار با مشاركت جناب آقاي دكتر تقي زاده كه متخصص امر بوده و ارتباط و آشنايي نزديك با نظام اعتبارسنجي كشور ژاپن دارند و با همكاري دوست ارجمندم جناب آقاي دكتر باقري نژاد كه توسط اينجانب به آقاي دكتر سليماني معاون محترم صنايع كوچك سازمان معرفي شدند، در حال پيگيري است، بنده اميدوارم با تكميل سامانه اعتباري مورد نياز، طرح اجرايي شود)، از ديگر ضروريات امر مي باشد.

-        استفاده  از رويكردها و فناوري هاي مفيد ديگر كشورها، از جمله طرح بسيار مفيد"يك روستا، يك توليد"(OVOP)، كه ابتدا توسط ژاپن اجرائي شد و هم اكنون در 22 كشور، از جمله در ارمنستان به اجرا در آمده است( كار خوب ديگري از معاونت صنايع كوچك شهرك هاي صنعتي تهران اين بوده كه ادبيات اين طرح را جمع آوري، ترجمه و ارائه داده است، اين كار نيز به سفارش حقير انجام پذيرفت). البته نمونه هاي انفرادي اين شيوه به صورت سازمان نيافته و خودرو در نقاط مختلف كشور به چشم مي خورد. و استفاده از ايده هاي ارائه شده نه گانه توسط مديريت شهرك هاي صنعتي استان تهران مفيد خواهد بود.   

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ توسط محمدرضا قاهري بدر

ما را از مدرسه بيرون رفتيم!

فصل ديگري از زندگي بنده ورق زده شد. تجربه اي ديگر، تعمقي بيشتر در صحيفه شناخت در مقوله مكانيزمي مديريت جهان سومي. واقعاً نبايد كسي را مجرم شناخت. زيرا در جامعه اي كه به دليل سرعت تحولات تاريخي آن، ساختار و پرنسيب هاي واحدي شكل نگرفته است، چگونه مي شود سره را از ناسره تشخيص داد؟ و خادم را از خائن!

چگونه مي شود كار يك مدير، يك سازمان و يك تشكيلات حكومتي، دولتي و حتي بخش خصوصي را محك زد؟ در جائيكه نه اسلوب تدوين شده و جا افتاده اي حاكم بر كار است و نه اعتقادي راسخ بر عمل كردن به آن ديسيپلين! اشتباه نشود، مملكت پر است از قوانين و دستورالعمل ها و بخش نامه ها و تكاليف و غيره. اما در عمل تبصره ها و زير تبصره هاي خود فرموده آنقدر زياد و تأكيد بر انجام آن ها آنقدر قوي، كه نظام مديريتي را تبديل به نظام اطاعت كور كورانه و مستبدانه به دور از هر گونه منطق قوي و ابتكار عمل فردي و سازماني كرده است.

بدتر از آن، چيدمان قوس و قزح و هر كدام از ظن خود شد يار من و در نتيجه، نبود تيم كاري و به قول قرآن"شعوباً و قبايلاً".

آري برادر، اين مشكل فرهنگي حاكم بر نظام مديريتي جامعه ماست.

حال در اين بين هالويي پيدا شود و عليرغم اين همه، زيگزاگي حركت كرده و با استفاده از مهارت شخصي از فاصله هاي بين چرخ دنده ها حركت كرده و با رد كردن تيرهاي زهرآگين در صدد پيدا كردن گريزگاه و مأمني براي ايجاد يك جريان سالم، اصولي و پايا و خدمت گذار بوده باشد، فكر مي كنيد موفق مي شود؟

جواب بنده اين است: هم آري! هم نه!

آري: به دليل وجود قانون بقاي انرژي و تئوري علمي آشوب. كه اثبات مي كند، حتي پر زدن يك پروانه در اين سوي اقيانوس مي تواند باعث و باني موجي عظيم درآن سوي اقيانوس شود.

نه: به دليل اينكه با طراحي مفهومي نظام حاكم اداري مغاير است.

پس، به قول دكارت نبايد نا اميد شد و نبايد از پا نشست! من فكر مي كنم، پس هستم.

نگارش در تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ توسط محمدرضا قاهري بدر


 در مقاله "اول تاكتيك، بعد تكنيك" درج شده به تاريخ  ارديبهشت 1388 ذكر نموديم كه اهميت تاكتيك ها و استراتژي در سامانه يك دكترين، تعيين كننده بوده و از اهميت تكنيك ها بسيار رفيع تر است. اكنون بر آنيم كه اهميت وافر توجه به مكانيزم ها را در مقايسه با فرايندها، را برملا سازيم. ابتدا، بياييد تعريف ما را از اين دو اصطلاح بشنويم. اگر به صورت ساده فرايندها را مراحل يك آشپزي بدانيم، مكانيزم ها فرمول آن آشپزي و نحوه التقاط مواد و عمل آوري وچيدمان و سرو كردن غذا خواهد بود! از اينرو، مسلماً فرمول آشپزي و عمل آوري و چيدمان و سرو كردن غذا بسيار پر اهميت تر از مراحل آشپزي خواهد بود. هر چند كه اين دو مكمل هم بوده و بي نياز از هم نيستند. حال بياييد اين مسئله را در قالب مديريت يك سازمان انطباق بدهيم. مكانيزم ها چه خواهد بود؟ براي تفهيم ساده مسئله، ماشين اداري اين سازمان مفروض را بمانند يك اتومبيل انگاشته و مكانيزم آن را از نحوه ارتباط مكانيكي و ديناميكي شاسي، سيستم آكسل و چرخ ها، موتور، سامانه انتقال حركت، درخت الكتريكي و...در نظر مي گيريم. مسلماً اين مجموعه ها با انتظامي خاص آنچنان درارتباط متقابل عمل مي كنند كه كوچك ترين اختلال در هر يك باعث اختلال در ديگري و در نتيجه اختلال در حركت ماشين خواهد بود. پس حال كه ماشين ساده يك اتومبيل، كوچكتري اختلال مكانيزمي را بر نمي تابد، چگونه مي توان اختلال مكانيزمي يك سازمان را ناديده گرفت؟! هر چند كه اين اختلال در كوتاه مدت خود را نشان نداده و نتيجه آن در بلند مدت مشهود خواهد شد. البته قابل ذكر است كه در نظام هاي جديد، با استفاده از تكنولوژي شبيه سازي اختلالات مكانيزمي را قبل از عملكرد احصاء نموده و اصلاح مي كنند. فرايندها كدامين خواهند بود؟ در همان اتومبيل، فرايندهاي مختلفي را مي شود شناسايي كرد. مثلاً فرايند تبديل انرژي حاصل از سوخت و ساز و تحرق بنزين به انرژي حركتي موتور گرفته، تا فرايند انتقال اين حركت به چرخ ها و غيره. خوب، حالا آيا درصورتيكه كليت مكانيزم ماشين اشكال داشته باشد، و ما بخواهيم به اصلاح فرايندها بپردازيم؛ كاري به صلاح سامانه خواهد بود؟ مسلماً جواب منفي است. زيرا نه تنها سامانه اصلاح نخواهد شد، بلكه در نهادينه كردن اشكالات مكانيزمي نيز عمل شده، باعث لختي و ناكارآمدي بيشتر سامانه خواهد شد.   

نگارش در تاريخ شنبه دهم مهر ۱۳۹۵ توسط محمدرضا قاهري بدر

عناصر حياتي يك سازمان بالنده كدامين هستند؟ و روابط ارگانيكي آنها چگونه بايد تدوين شود؟

مسلماً داشتن دكترين اجرايي براي هر مديريتي، از اهميت وافري برخوردار بوده و پر واضح است كه بدون دسترسي به آن، سامانه مديريت مفروض از استحكام ساختاري، همسان با قدرت ارتقاي فناورانه خويش ناتوان خواهد ماند.

با بررسي مكانيزم ساختاري يك سازمان، مي توان يك"مدل مديريتي" كه به عنوان محور اصلي كار و ستون خيمه سازمان محسوب مي شود، و پنج اركان مشروحه زير، كه در تعامل متقابل عمل مي كنند را مشخص نمود:

1-     اركان تصميم گير

2-     اركان تصميم ساز

3-     اركان حوزه نفوذ

4-     اركان اجرايي

5-     اركان بازخورد دهنده ونظارت و بازرسي

اين مدل و اركان مربوطه آن را مي توان به بازو و با پنج انگشت يك دست تشبيه نمود.

      مدل مديريتي و نقش محوري آن در يك مديريت بالنده

امروزه در دوراني زندگي مي كنيم كه قبل از هر گونه عملياتي كردن و به اجرا درآوردن يك ايده، تدوين يك برنامه شبيه سازي رايانه اي از ضروريات اوليه و اساسي بوده و بدين طريق است كه پس از رؤيت نقاط عطف و ضعف آن اجازه كار داده مي شود. به اين برنامه شبيه سازي شده، اصطلاحاً مدل شبيه سازي گفته مي شود. از اينرو، تبديل مدل مديريتي مفروض به يك مدل شبيه سازي شده رايانه اي، ضرورت زماني دارد. اين امر هم در كل و هم در جزء سامانه مديريتي بايد جاري سازي شود. اين فناوري، در كل رفتار يك سامانه از پروژه گرفته تا روش هاي اجرايي، هم صادق است. در اين نظام، همه كنش ها و واكنش ها پس از طراحي و شبيه سازي رايانه اي، اصلاح سيستمي شده و قابليت اجرايي پيدا مي كنند. در اين مدل، مستند سازي و بايگاني و آرشيو با استفاده از روش سلولي و لايه به لايه طراحي شده و به صورت آنلاين  و برخوردار از فناوري GIS و MIS است.

يك مدل شبيه سازي شده مديريتي، آنگاه از موقعيت خوبي برخوردار خواهد بود كه نه تنها از آخرين دست يافته هاي علمي در زمينه موضوعي خود بهره مند بوده باشد، بلكه از توانايي ارتقاي خويش به شكل يادگيرنده و توسعه گرا سود برد. از اينرو، تدوين يك مدل طراحي شده كه از توانايي خود اصلاحي نيز برخوردار بوده باشد، با در نظر گرفتن اهداف و وظايف سازماني و با به كار بردن فناوري روز ميسر خواهد شد. مسلماً توجه خاص به پارامتر زمان در اين مدل مي تواند درجه بالندگي آن را اعتلا بخشد. اين مدل بايد ساده و همه فهم طراحي شده و قطعات و مجموعه هاي آن به صورت مدولار(با قابليت افزايش و كاهش بدون تاثير در ماهيت كارايي اصلي) تنظيم شده باشد.

اين مدل، در حقيقت بخش اصلي فناوري مديريت را تشكيل مي دهد.

در تدوين مدل مديريتي مي توان يك هدف عمده را مورد نظر قرار داد. مثلاً ما در اينجا ارتقاي فناوري را به عنوان هدف مد نظر قرار داده ايم. قدم دوم در تدوين مدل، روشها و شاخص ها مي باشد. كه ما آنها را تحت عنوان نهادسازي، كادر پروري و شبكه آرايي مطرح نموده ايم.

در مديريت تراز نوين كه مدير به عنوان مربي، محوريت هدايت و رهبري سازمانش را عهده دار مي باشد، اين مدل را يا خود تئوريزه كرده و به تصويب مي رساند، يا كاملاً از اجزا و ماهيت آن با خبر بوده، توجيه شده و به قول معروف آن را ملكه ذهني خود نموده است.

برنامه جاري سازي مدل، زير نظر بالاترين سطح تصميم گيري سازمان و با استفاده از كارگزاران مجرب انجام مي گيرد. بدين ترتيب، مدل توسط همه عناصر اركان پنج گانه فوق الذكر ارزيابي شده و چون ملكه ذهني آنان الگو و اسوه عملكرديشان خواهد بود. و بمانند نوازندگان يك اركستر سنفوني، به شكل هارمونيك  براي اجراي يك موسيقي ايفاي نقش خواهند نمود.در اينجا، ما تدوين مدل و ايجاد هماهنگي بين اركان و بين آنرا آمايش سازماني عنوان داده ايم.

متاسفانه، در كشور ما به دليل تعريف نشدن مدل مديريتي، انتخاب مناسب و توجيه عناصر اركان پنج گانه انجام نگرفته و باعث عدم هماهنگي در گردش كار مديريتي و هدر رفت سرمايه و زمان مي شود. چند آوايي وعدم وجود وحدت رويه، باعث عدم انسجام سازماني و اينرسي كالبدي شده و به عنوان اپيدمي رايج در اينگونه سازمان ها به راحتي قابل رؤيت است.

1-     اركان تصميم گير

اركان تصميم گير، شامل عناصر بالا دستي مديريت اجرايي است. مثل مجمع و هيأت مديره در يك شركت.

اولين هدف آمايش سازماني پس از تدوين مدل، توجيه اين اركان و ايجاد آشنايي آنان با اهداف و نحوه عملكرد مدل سازماني است. يا بهتر بگوييم، درانتخاب اعضاي اركان تصميم گير، شناخت طرز تلقي ها و رفتار آنان با توجه به اهداف و رويه ها و كنش هاي مورد نظر مدل مي بايست در اولويت قرار گيرد. آمايش سازماني، يك جريان دائمي و غير قابل توقف بوده و هميشه برنامه آموزش، توجيه و ارزيابي كليه عناصر و اعضاي اركان پنج گانه را مانيتور مي كند. از اينرو، آموزش اركان تصميم گير بمانند آموزش ديگر اعضاي اركان در راستاي همسويي سازماني و حول محور مدل تدوين شده از ضروريات امر مي باشد.

 

2-     اركان تصميم ساز

اركان تصميم ساز، شامل مشاورين و گروه هاي انتلكتوئل( متفكر) سازمان هستند كه بدون داشتن گرايش فردي، با توجه به اهداف سازماني ايده پردازي و ارائه طريق مي كنند. توجيه اركان تصميم ساز نيز از اهميت والايي برخوردار بوده و باعث تمركز و تقويت  و نيز قدرت اجرايي ايده هاي ارائه شده توسط آنان خواهد شد.

3-     اركان حوزه نفوذ

منظور از اركان حوزه نفوذ، كليه عوامل سازمان هاي بالاسري، هم عرض، و عناصر خدمات گيرنده و خدمات

      دهنده مي باشد. توجيه اين اركان به عنوان جامعه عمل، مهمترين بخش كار بوده و انرژي زيادي را طلب مي كند. متفكري گفته است: مردم را به زور نمي شود به بهشت برد! تئوريزه كردن خواستهاي جمعي و واقعي جامعه عمل و هدايت آنان به توجه به منافع واقعيشان، نه منافع زود گذر و شخصي و همسو نمودن اهداف سازماني با اهداف جامعه عمل، هنر واقعي مربيان و مديران استراتژيك مي باشد. بسيج اين اركان باعث هم افزايي سازماني شده و برعكس عدم درك آن باعث اينرسي و اضمحلال سازماني خواهد شد.

4-     اركان اجرايي

اركان اجرايي از بالاترين عنصر اجرايي سازمان(مثل مدير عامل در يك شركت) گرفته تا پائين ترين رده و نيز عناصر اجرايي كارهايي كه به صورت برون سپاري انجام مي گيرند را شامل مي شود. بمانند ساير اركان، توجيه عناصر اين اركان در ماهيت و ابعاد ، اهداف و خواسته هاي مدل و همچنين نحوه عمل و همسويي و انتظام كار، به نحوي كه نه تنها از تقابل و تصادف و تكرار ممانعت به عمل آورد، بلكه باعث هم افزايي هر چه بيشتردر جريان عمل شود؛ از ضروريات آمايش سازماني است.

5-     اركان بازخورد دهنده ونظارت و بازرسي

به طور طبيعي، عناصر و دستگاه هاي نظارتي و بازرسي وظيفه بررسي فرايندها و كنش ها و وا كنش هاي سازماني را عهده دار هستند. بيم آن دارد كه اين عناصر در صورتيكه از مدل سازماني و نحوه عملكرد صحيح و تعريف شده آن خبر نداشته و با كليت موضوع اهداف سازمان مورد بررسي بيگانه بوده باشند، الگوهاي انطباقي بازرسي را به كار نبسته و نه تنها باعث جلوگيري از انحراف مقاصد نشوند، بلكه با مطرح نمودن بحث هاي حاشيه اي و كم اهميت موجب انحراف مسير و تصديع اوقات عوامل اجرايي و مسئول نيز بشوند.

برعكس، در صورتيكه اين عناصر توجيه شده و حركت هاي خود را در راستاي مدل تنظيم بكنند، مسلماً باعث جلوگيري از انحراف مسير شده و چون سنسوري قوي از فساد سيستم محافظت نموده و باعث تعالي سازمان خواهند شد.

نگارش در تاريخ جمعه هشتم مرداد ۱۳۹۵ توسط محمدرضا قاهري بدر

تكنولوژي توسعه صنايع كوچك در همه كشورهايي كه عزم توسعه ملي را دارند، از گذرگاه هاي يكساني مي گذرد!

اين موضوع جدي است و قياس مع الفارق نيست!

نقدي به بهانه گزارش سفر مسكو(موضوع همراهي خوشه سنگ تهران- حضور در نمايشگاه بين المللي سنگ مسكو1/4/1395~ 5/4/1395)

مقدمه:

همراهي خوشه سنگ تهران، فرصت خوبي براي من بود تا بتوانم ديدگاه خود نسبت به راهكارها و روشهاي توسعه اي صنايع كوچك كشور پهناور روسيه را به روز رساني كنم.

چرا كه در سالهاي بعد از فروپاشي شوروي سابق طي بازديدهايي كه از روسيه و ديگر كشورهاي مشهور به CIS ، از جمله جمهوري آذربايجان، جمهوري گرجستان، جمهوري ارمنستان، جمهوري اكراين و ساير كشورهاي وابسته و اقمار شوروي سابق، بمانند جمهوري چك، جمهوري اسلواكي، جمهوري لهستان، تقريباً به صورت مستمر در طول سالهاي گذشته داشته ام، اين فرصت را برايم فراهم آورد تا از نزديك با صنايع اين كشورها آشنا شده و روش يكسان آنها در توسعه صنعتي شان- كه از الگوي واحد اقتصاد متمركز توسعه صنايع شوروي سابق تبعيت مي كرد- را شاهد بوده باشم.

البته عليرغم وجود يك شيوه به فرموده  و غير مشاركتي در اين الگوي متمركز، و لختي و سنگيني آن، استفاده از مزيت هاي نسبي منطقه اي، نقطه مشترك اين راهبرد با الگوهاي جا افتاده سرمايه داري در ساير نقاط جهان تلقي مي شود. كه به نظر اينجانب نقطه عطف تاريخي در ايجاد توازن لازم در شرايط عبور از اقتصاد متمركز سوسياليستي به اقتصاد جهان سرمايه داري به حساب آمده و عامل اصلي در تحمل بار سنگين ناشي از فروپاشي و دوران گذار اقتصادي بوده است. ضروري است ذكر شود كه هم اكنون نيز موضوع تبعيت از مزيت نسبي منطقه اي، به عنوان خط قرمز توسعه اقتصادي اين كشورها ملحوظ نظر قرار مي گيرد.

البته با توجه به اينكه يكي از اهداف تعيين شده توسط WTO نيز همين موضوع مي باشد، و با توجه به اينكه اين اصل تابعيت از اصل اساسي عقلانيت اقتصادي(RATIONALIZATION) را دارد، مسلماً عدم رعايت آن تنها توسط هر دولتي كه بوده باشد، بجز تخريب عوامل توليد و هدر رفت سرمايه نتيجه ديگري را به ارمغان نخواهد آورد.

در اين مقاله سعي شده است تا ضمن بررسي مختصر(با توجه به فرصت بسيار محدود اين سفر) يك روش نوين توسعه صنايع كوچك كشور جمهوري روسيه در پايتخت آن، مسكو را تشريح و نقد كنيم. اميد كه در فرصت هاي ديگر فراهم آمده، و يا از طريق مساعي ديگرهمكاران براي بررسي كامل اين روش، بتوانيم از تجربه آنان در بهبود روشهاي خود بهره مند شويم.

در اينجا، فرصت را مغتنم شمرده و ضمن ابراز مراتب امتنان خود از مهمان نوازي نمايندگي سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي ايران در مسكو، و از برخورد بسيار گرم و صميمي جناب آقاي دكتر سنايي، سفير محترم و جناب آقاي منتظري، وابسته اقتصادي و جناب آقاي پرند، رايزن اقتصادي و ساير همكارهايشان، به ضرورت توجه ويژه به تقويت بيش از پيش سازماندهي ارتباطات تجاري و صنعتي با كشور همسايه و پهناور روسيه و ارتقاي سطح مبادلات تجاري و صنعتي با تقويت عوامل توسعه اي و برون سپاري اصولي(با ايجاد مراكز و عوامل توسعه اي اينگونه روابط و اتصال منطقي آن به پروتكل ها و قراردادهاي في مابين و ساير همكاريهاي فني- اقتصادي) اشاره نموده و اميدوارم اين موضوع مورد توجه ويژه مسئولين محترم امر قرار گيرد.

گزارش و شرح سفر

همانگونه كه در مقدمه آمد، بهانه سفر مسكو، همراهي خوشه سنگ تهران(كه هم اكنون از مرحله شناسايي و توانمند سازي عبور نموده و به مرحله تشكل انجمن سنگ كشور ارتقا يافته است)، و يكي از خوشه هاي صنايع كوچكي بوده است كه شركت شهرك هاي صنعتي تهران در طول سالهاي اخير زير پوشش قرار داده است، بوده است. اين خوشه صنعتي در فعاليت ارتقا يافته خود و در سطح وسيعتر كشوري، تحت تشكل نام انجمن سنگ ايران، با هدايت شركت شهرك هاي صنعتي تهران در نمايشگاه مسكو با شركت دوازده عضو برجسته خود داراي پاويون ويژه بوده و به صورت فعال شركت نموده بود(لازم به يادآوري است كه در شهرك صنعتي شمس آباد تهران بيش از 200 واحد سنگ بري به صورت فعال مشغول به فعاليت هستند).

البته عامل توسعه جناب آقاي مهندس شريفي (رئيس فعلي انجمن سنگ ايران)، خود شخصي مجرب و كارآزموده و از مديران كل بازنشسته وزارت صمت در بخش معادن مي باشند، كه مورد اعتماد مديران صنايع و جامعه صنعت سنگ كشور هستند.

لازم به يادآوري است كه در اين سفر بنده در معيت جناب آقاي دكتر سرقيني معاون محترم معدني وزارتخانه، جناب آقاي مهندس كشاورز مدير كل محترم دفتر امور اكتشافات وزارتخانه، جناب آقاي مهندس مودودي مشاور محترم وزير و معاون كل سازمان توسعه تجارت ايران و سركار خانم مهندس توانا مدير كل محترم دفتر امور بنگاه هاي سازمان توسعه تجارت ايران بودم.

به بهانه شركت در اين نمايشگاه و همراهي آن، فرصت را مغتنم شمردم تا ضمن ايجاد ارتباط با سازمان هم عرض خود در حوزه صنايع كوچك، بتوانم با شيوه هاي آنان آشنا شده و از تجاربشان استفاده نمايم. لازم به يادآوري است كه قبل از انجام سفر طي تماس با وابسته محترم اقتصادي سفارتخانه، جناب آقاي مهندس مظفري و همچنين رايزن محترم بازرگاني، جناب آقاي دكتر پرند آنان را از قصد خود آگاه نموده و تقاضا كرده بودم كه در صورت امكان ترتيب ملاقات بنده با همتاي روس خود را بدهند.

جناب آقاي دكتر پرند رايزن محترم بازرگاني، ضمن تماس تلفني ترتيب ملاقات با دو نفر از مسئولين انجمن پاركهاي صنعتي جمهوري روسيه(Russianin Idustrial Parks Assosiation) به نام آقاي ماكسيم پازدنيكف دستيار رئيس هيأت مديره و مدير توسعه و آقاي بوريس سيچف مدير مستندسازي و تجزيه و تحليل طرح ها را دادند. در اين ملاقات بنده از جناب آقاي مهندس مودودي مشاور محترم وزير و معاون كل سازمان توسعه تجارت ايران و سركار خانم مهندس توانا مدير كل محترم امور بنگاه هاي سازمان توسعه تجارت ايران نيز دعوت كردم كه بنده را همراهي نمايند.

انجمن مذكور كه در سال 2006 تشكيل شده است، يك سازمان غير دولتي محسوب شده و به شكل NGO اداره مي شود. اين انجمن در سراسر روسيه داراي 120 پارك صنعتي است. و در حال گسترش مي باشد. البته با پرس و جوهايي كه انجام گرفت متوجه شديم كه تشكيلات ديگري به نام Russian Fedration For SMEs Development نيز وجود دارد، كه سازمان دولتي توسعه صنايع كوچك روسيه است. و متاسفانه امكان ملاقات با مسئولين اين سازمان ميسر نشد.

يكي از پارك هاي صنعتي تحت مديريت اين انجمن، Technopolis MOSCOW مي باشد، كه به صورت انكوباتوري اداره مي شود. طي هماهنگي كه انجام گرفت فرداي آن روز از پارك مذكور بازديد شده و مذاكراتي با مسئولين آن پارك(خانم آليس مالتسوا، مدير روابط خارجي  و يكي از واحدهاي مستقر در آن داشتيم. اين پارك شعار "The future is made here (آينده در اينجا ساخته مي شود)" را براي خود برگزيده است.

اين پارك، در حقيقت يك كارخانه قديمي(به احتمال قوي صنايع نظامي) و بازمانده از دوران شوروي سابق است، كه در محدوده شهري مسكو قرار دارد. وسعت اين پارك 48000 متر مربع شامل سالنهاي فراخ با عرض بيش از 30 متر و ارتفاع نزديك به 14 متر است. اين سالنها بازسازي شده و تنها از بخش آجري باقي مانده از قديم مي شود فهميد كه قديمي است. در اين پارك تعداد 56 واحد انكوباتوري در بخش صرفاً تكنولوژي هاي نوين تحت سامانه اي منظم مشغول به فعاليت هستند.

يكي از واحد هاييكه مورد بازديد ما قرار گرفت، واحد توليد مواد نانو كمپوزيتي بود به نام "گالوستيان" كه با آقاي واديم نيكولاويچ مدير فروش آن واحد ديدار كرديم. اين واحد دامنه توليدي وسيعي را از ميلگرد ساختماني تا غشاهاي صنعتي(Menberan) خاص و منسوجات نانو كمپوزيتي و انواع قطعات صنعتي مقاوم در برابر اسيد و خورندگي و فرسايش را توليد مي نمود. اين شركت و شركت هاي ديگر مستقر در آن پارك صنعتي شديداً علاقمند تشكيل Joint ventur و همكاري مشترك و احداث كارخانه در ايران هستند.

جا دارد با تشكيل يك كار گروه مشترك و با حمايت خاص وزارتخانه متبوع، و نيز با استفاده از فضاي پروتكلي في مابين دو كشور، و به منظور انتقال صحيح تكنولوژي هاي برتر نسبت به تدوين يك برنامه جامع اصلاحي در سطح استان تهران(براي جايگزيني صنايع موجود با صنايع با تكنولوي هاي برترHi-tech) اقدام و از طريق تشويق صاحب كاران توانمند بخش خصوصي، فرايند توسعه و ارتقاي تكنولوژي صنايع كوچك در حوزه پايتخت بهبود يافته و با استقرار چتر حمايتي، شامل نظارت بر روابط بين المللي و تخصيص خط اعتباري سهل الوصول، نسبت به ارتقاي صنايع موجود و توسعه آنان اقدام شود.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت