کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۶ توسط محمدرضا قاهري بدر

ما را از مدرسه بيرون رفتيم!

فصل ديگري از زندگي بنده ورق زده شد. تجربه اي ديگر، تعمقي بيشتر در صحيفه شناخت در مقوله مكانيزمي مديريت جهان سومي. واقعاً نبايد كسي را مجرم شناخت. زيرا در جامعه اي كه به دليل سرعت تحولات تاريخي آن، ساختار و پرنسيب هاي واحدي شكل نگرفته است، چگونه مي شود سره را از ناسره تشخيص داد؟ و خادم را از خائن!

چگونه مي شود كار يك مدير، يك سازمان و يك تشكيلات حكومتي، دولتي و حتي بخش خصوصي را محك زد؟ در جائيكه نه اسلوب تدوين شده و جا افتاده اي حاكم بر كار است و نه اعتقادي راسخ بر عمل كردن به آن ديسيپلين! اشتباه نشود، مملكت پر است از قوانين و دستورالعمل ها و بخش نامه ها و تكاليف و غيره. اما در عمل تبصره ها و زير تبصره هاي خود فرموده آنقدر زياد و تأكيد بر انجام آن ها آنقدر قوي، كه نظام مديريتي را تبديل به نظام اطاعت كور كورانه و مستبدانه به دور از هر گونه منطق قوي و ابتكار عمل فردي و سازماني كرده است.

بدتر از آن، چيدمان قوس و قزح و هر كدام از ظن خود شد يار من و در نتيجه، نبود تيم كاري و به قول قرآن"شعوباً و قبايلاً".

آري برادر، اين مشكل فرهنگي حاكم بر نظام مديريتي جامعه ماست.

حال در اين بين هالويي پيدا شود و عليرغم اين همه، زيگزاگي حركت كرده و با استفاده از مهارت شخصي از فاصله هاي بين چرخ دنده ها حركت كرده و با رد كردن تيرهاي زهرآگين در صدد پيدا كردن گريزگاه و مأمني براي ايجاد يك جريان سالم، اصولي و پايا و خدمت گذار بوده باشد، فكر مي كنيد موفق مي شود؟

جواب بنده اين است: هم آري! هم نه!

آري: به دليل وجود قانون بقاي انرژي و تئوري علمي آشوب. كه اثبات مي كند، حتي پر زدن يك پروانه در اين سوي اقيانوس مي تواند باعث و باني موجي عظيم درآن سوي اقيانوس شود.

نه: به دليل اينكه با طراحي مفهومي نظام حاكم اداري مغاير است.

پس، به قول دكارت نبايد نا اميد شد و نبايد از پا نشست! من فكر مي كنم، پس هستم.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت