کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۸۸ توسط محمدرضا قاهري بدر

تاكتيك(tactic) واستراتژي( Strategy)، دو واژه مورد مصرف برنامه ريزي هستند.تكنيك واژه ديگري است كه بعد سوم برنامه ريزي را تشكيل مي دهد.اين سه واژه به عنوان سه بعد X,Y,Z برنامه ريزي تلقي مي شوند.

براي وضوح بيشتر، ابتدا مروري داريم به معاني اين واژگان، در لغت نامه دهخدا و فرهنگ معین:

1- تاکتیک . tactic(فرانسوی ، اِ) ۞ فن بکار انداختن لشکر در حضور دشمن ، این لفظ از زبان فرانسه است و در فارسی مستعمل ، لیکن هنوز جزو زبان فارسی نشده است . (فرهنگ نظام ). تعبیةالجیش . صف آرائی . سپه آرایی . || روش حصول کامیابی و موفقیت .

2-  استراتژي). Strategyفرانسوی ، اِ) ۞ (اِ تِ تِ) [ فر. ] (اِ.) 1 - نقشه و هدایت عملیات جنگی . 2 - نقشه ، ترفند ، راهبرد (فره ). 3 - هر طرح درازمدت برای هدفی ...

3- تکنیک  . technic[ ت ِ ] (فرانسوی ، اِ) ۞ کلمه ٔ فرانسوی متداول در زبان فارسی امروزی ، فنی . کار فنی . (از فرهنگ فارسی معین ). اصول صنعت یا علم یا هنر و یا حرفه ای . اسلوب خاص علم یا هنر یا صنعتی . فن . اصول فنی . (از لاروس ).

حال، در صورتيكه بخواهيم به هر كدام از موارد بالا وزن بدهيم، عليرغم اينكه استراتژي از مجموع تاكتيك ها تشكيل مي يابد، ولي به دليل جامعيت و كلي شمول بودن آن، وزن يكم را به خود اختصاص مي دهد. بعد از آن تاكتيك به دليل ماهيت متدولوژيكي و منطق آن، وزن دوم و در نهايت، تكنيك، كه تمام كننده و بافت تكميلي است؛ وزن سوم را از آن خود خواهد نمود.در صورتيكه بخواهيم حتي به هر يك وزن برابر قايل شويم، مجموع وزن تاكتيك و استراتژي از تكنيك بيشتر خواهد شد.

با كمي مسامحه، تاكتيك و استراتژي به عنوان شبكه، شامل مدارات و نصف النهارات ؛ يا بهتر بگوييم، به عنوان استخوان بندي كالبد عمل ميكنند.لازمه تاكتيك ، داشتن يك دكترين حمله يا دفاع مناسب، فرماندهي و كنترل قوي و متمركز ،پشتيباني قوي وخوب و قدرت مانور و چيدمان(مهره چيني) صحيح وخوب است. شناخت موقعيت ومكان، شناخت استعدادطرف يا طرف هاي مقابل، شناخت استعدادنيروهاي خودي، تعيين ابزاروروشها وتكنولوژي كار، شامل تكنيك مي شود.

استراتژي،به دليل زمان شمول بودنش، آنگونه تاكتيك كلي است كه فرصت زمينه سازي اجتماعي – فرهنگي و اقتصادي- سياسي را از طريق كار فرهنگي و اقتصادي به دست آورده است ،كه به توسط آن زير بناي تاكتيك ها بنيان نهاده مي شود..زوال اين پديده نيز فرصت سوزي وناتواني سامانه از حداكثر استفاده از عامل زمان است.

تكنيك، به سخني، بافت مياني شبكه وتكميل كننده است.يا مجموع عضله هاوگوشت وپوست ورگ وپي.با اين تعريف، مشخص مي شود كه تكنيك اصل نيست بلكه فرع است. واين تاكتيك است كه اصل است.استراتژي را هم چون از مجموع تاكتيك ها تشكيل مي يابد، يك نوع تاكتيك كلي وجامع مي توان ناميد؛ پس نتيجه مي گيريم كه "تاكتيك مهم است نه تكنيك".تاكتيك شكل كلي وساختار ي و جهت رشدوتوسعه رانشان مي دهد

بحث ديگري در اين ميان، وجود دارد كه همان بحث "عملكرد"يا OPERATION است.در حقیقت پس از مشخص شدن تاکتیک ها، روش عملکردی تعیین و مطابق آن رفتار می شود. در این مرحله ،توجیه جامعه ای که با آن یا بر روی آن کار انجام می گیرد، از اهمیت وافری بر خوردار می باشد.در صورتیکه این کار خوب انجام پزیرد، هم افزایی اتفاق افتاده وبا کمترین هزینه و زمان کار صورت خواهد گرفت، والا دچار تنش شده و باعث هدر رفت نیروها خواهد شد.در بعضی روش ها تعیین اهداف عملکردی بعد از استراتژی مطرح می شود. 

حال براي وضوح بيشتر ،اشاره اي داريم به نمودهاي عيني تاكتيك وتكنيك درجامعه خودمان.در سال هاي اخير بابالارفتن تب نوآوري وتغيير واصلاحات در كشور ، ماشاهد ورودسامانه هايي از تكنيك هاي نو، ازجمله EFQMوISO9000وازاين قبيل تكنيك هاي افزايش بهره وري و استانداردسازي، به ويژه، در اتمسفر صنعت كشور بوديم.صرف نظر ازاينكه اين تكنيك ها، به عنوان تكنيك هاي پيشرفته ومتعالي ، امتحان خودرادرجوامع پيشرفته صنعتي پس داده است وبه صورت ضرورت هاي روز درمديريت جامعه صنعتي نمود پيداكرده است،در صورتيكه بخواهيم آن ها را عمده كرده و بدون توجه به تاكتيك ها،از آن ها استفاده بكنيم، آن مي شود كه شده است.يعني كاريكاتوري مضحك وپول خوره.....به قول مولانا: از قضا اسكنجبين صفرا فزود!!!

به نظر می رسد ،در جامعه امروز ما ،جای خالی استراتژی های دورنگر و تاکتیک های هماهنگ با آن (که  تمامی شئونات اجتماعی - اقتصادی و فرهنگی را در بر بگیرد)، و به تبع آن کار عملکردی، بسیار مشهود است. بيائيم روي تاكتيك ها كار بكنيم .واين نيز ميسر نمي شود مگر با كلان نگري وانتقال صحيح تكنولوژي ان.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت