نگارش در تاريخ یکشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۷ توسط محمدرضا قاهري بدر
پدر نقل مي كرد ، روزي شخصي براي شكار راه افتاد.يك دست كبريت داشت باجارو ، دست ديگر چوب دستي با طناب. پرسيدند، كجا مي روي : جواب داد، براي شكار روباه .پرسيدند: اين ها را براي چه برداشته اي؟ پاسخ داد ، براي اينكه مي دانم كه لانه روباه دو سوراخ دارد؛ جارو را در سوراخ اول مي نهم وكبريت مي زنم. چون روباه به دليل ترس از آتش گرفتن دمش ، عزم بيرون رفتن كرد، همان جا بر سوراخ دوم فرود آمده وبا چوب دستي به حسابش مي رسم و با طناب دست و پاهاش را مي بندم.طرف گفت: كار آقا روباهه ماند به كرام الكاتبین.
.
اين مثل بدان گفتند ،كه : در صورتي كه با آگاهي كافي از يك مسئله ، وبا داشتن دكترين (تئوري خاص آن كار) يا روش اجراي كار، نسبت به تنظيم پراتيك (چيدمان اجرايي كار)عمل شود، نتيجه تقريبا حتمي وغیر قابل برگشت است.
