
نهاد سازي و ايجاد شبكه هاي اجتماعي ، باعث جلوگيري از هرز رفتن نيروي جوانان وساير نيروهاي اجتماعي مي شود.
روان شناسان عقيده دارند، انسان ها با توجه به ويژگي هاي روان شناختي شان از 30% الي 70% اعمالشان را براي محبوبيت و مطرح شدن در جامعه انجام مي دهند.يعني كسي كه دپرس ومردم گريز است، او نيز حداقل 30% اعمالش براي تحبيب قلوب مردم است. و بالاترين كسي كه روابط عمومي بسيار موفقي دارد، نيز شامل 70%مي شود. اشخاص متواضع و یا خیر خواه نیز از این طریق دوست دارند مطرح بشوند. این انگیزه در جوانان قوی تر است و در صورتی که جواب مثبت نگیرند مشکل دار می شوند.از اين رو هدايت مردم در راستاي ارضاي صحيح اين انگيزه طبيعي شان بسيار امر مهمي است. در تاريخ مي خوانيم كه معبد آرتميس در افوسوس (تركيه) ، از عجايب هفت گانه و شاهكارهاي معماري بشري ، را شخصي به نام هروستراتوس آتش زد ؛ تا نامش در تاريخ بماند.!!! خوب اين هم يك نوع جاه طلبي است.
در راستاي هدايت مردم به امور عامه پسند و مترقي اجتماعي ، با توجه به انگيزه طبيعي آنان، شبكه سازي ها و نهاد سازي ها، بسيار مفيد است. يادم مي آيد در محله اي كه ما در تبريز زندگي مي كرديم،59 همسايه بوديم:
1 – اولا، در فرهنگ آن روز تبريز هيچكس در حياطش را نمي بست و روزها در باز بود. و تنها درسالهاي بعد از 1344 بود كه با شايع شدن بچه دزدي توسط يهودي ها( به درست يا نا درست) مردم مجبور به بستن درها شدند.
2 – نهاد هاي مردمي فعال بودند – مثل نهاد مشاركت مردمي در راه اندازي عروسي ها، مراسم عزا، ساخت و تهيه خانه، خريد انشعاب آب و برق براي اشخاص بي بضاعت، اشتغال زايي و غيره ...
3 – رفت وآمد همسايه ها و خانواده ها براي شب نشيني ، امري عادي بود و براي شب چره نيازي به خريد نبود. مثلا، تنقلات از منزل و سيب زميني پخته با ترشي و در همين حدود با خود به خانه ميزبان مي آوردند و معمولا بدون اطلاع قبلي و زندگي به صورت جمعي جريان داشت. در شب نشيني ها برنامه شعر خواني ، قصه خواني، بازي گل يا پوچ ،بازي ترنازني و.....معمول بود.
4 – بچه هاو جوان ها با هم بزرگ مي شدند و باهم مثل خواهر و برادر بازي مي كردند. بازي هايي كه هر كدام در تقويت جسم و روانشان موثر بود.مثل طناب بازي ، گرگم به هوا، توپ عربي ، وسطي،الك دولك، قاب بازي و تيله بازي و ....مردم به صورت روز مره از هم ديگر خبر داشتند وشريك در شادي ها و مصايبشان بودند.
عليرغم وجود پاره اي نارسائيها ، كه طبيعي هر نظامي است، شبكه خوب ساخته شده اي بود و عملكرد داشت. يك تكنولوژي بود كه نياز به نگهداري و به روز رساني و بالا بردن درجه تكاملي داشت ؛ كه متاسفانه نه تنها آن نشد، بلكه بي مهابا تخريب شد و مورد بي مهري قرار گرفت. شايد علت العلل انقلاب ريشه در اين نابودي بهشت مردم داشت؟! الیناسیونی كه خيلي گران براي اين ملت تمام شد...
البته ،خوشبختانه باقی مانده شبکه های مردمی هنوز هم در بعضی شهر ها و مناطق کارایی دارد.از آن جمله ،هیئت حمایت از مستمندان شهر تبریز ،که با یک شبکه سازی بسیار خوب تعریف شده مردمی و با هماهنگی با دادستانیتبريز ،متکدیان(گدایان) را از سطح شهر جمع آوری نموده و با ایجاد کارهای مناسب برای آنان و زیر پوشش قرار دادن آن ها ،از پایمال شدن حرمت انسانی جلوگیری می کنند.بدین ترتیب تقریبا می شود گفت تنها شهری که در دنیا فاقد گدا است شهر تبريز است.
و.... متاسفانه در جيغ و داد زندگي ، همه گرفتار؛ و يادمان رفته كه چه جیزی گم كرده ايم و چگونه بايد باز يابيم آن را؟؟؟
