
ايرانيان قديم "زروان اكران" يعني زمان بيكران، را ستايش مي كردند.
قران كريم، قسم به زمان ياد مي كند.در سوره "عصر"، قران كريم توجه بشر را هم به كميت زمان و هم به كيفيت آن جلب مي كند. در ابتدا ،با قسم ياد دادن به آن ، توجه به كميت ، كه طول آن ومحدوده برداري است؛ و در انتها ،توجه به كيفيت، كه پهناي آن است.و اين كه ،شتاب زده عمل نشود(و...بالصبر).از آنجائیکه مفهوم زمان با مفهوم حرکت و نیز مفهوم عمل یکجا در ذهن متبادر می شود از اینرو آن را بعد چهارم خوانده اند.
ره رو آن نيست كه گه تند گهي خسته رود
ره رو آن است كه آهسته و پيوسته رود
ضمنا، ره رو آن را نيز تعريف كرده است.آناني كه ايمان آورده اند(يعني درجه انطباق گفتارشان با عملشان نزديك است)و "واو" واو حاليه است(يعني همان لحظه ، داراي عمل صالح شده اند).
به ،به ،به :
برگ درختان سبز در نظر هوشيار
هر ورقش دفتري است معرفت كردگار
اولين بار كه به اروپا سفر كرده بودم، متوجه شدم كه در بروشورها و در تابلو هاي اعلان زمان حركت قطارها و...، جاي شش ديجيت پيداست(يعني مثلا،ساعت 12 و20دقيقه و30 ثانيه) با خود گفتم ، اين ديگر اغراق است.اما در عمل فهميدم كه اين اغراق نيست، بلكه اعمال است. بعد ها فهميدم كه در كارهاي دقيق تر یک میلیونیم ثانيه(µs ) چیزی نیست و تا محاسبه یک میلیارم یک میلیاردم ثانیه(آتو ثانیه) هم رسيده اند.جل الخالق...!
با اين وصف ،حرف اسد آبادي تداعي مي شود" در اروپا اسلام ديدم ، مسلمان نيافتم و در شرق مسلمان ديدم، اسلام نيافتم!"
