
باز باید در معنی تامل کرد.پیامبر قدیم ایرانی ها چکیده کلام را گفته است.
آیا پندار نیک همان انتظام شبکه افکار انسان نیست؟ یا به سخنی دیگر آیا همان تکنولوژی فکر نیست؟ که تازگی ها به این شکل مطرح شده است؟و ایا گفتار نیک اظهار همان اندیشه نیست؟مسلمآ "از کوزه همان برون تراود که در اوست!" وکردار هم پراتیک کار است.
خوب حالا حرف از پراتیک زدم باید توضیح بدهم.
تئوری چیست؟ دکترین کدام است؟ و پراتیک یعنی چه؟
در کتاب ها فراوان در مورد این ها صحبت شده است.اما تعریف بنده بسیارساده و خودمانی است.
تئوری، چه باید کرد و چه نباید کرد عمل را گویند. دکترین، تئوری یک عمل خاص می با شد. در تعریف فلسفی پراتیک، اینگونه گغته شده است: "پراتيك يعنی مداخله انسان در واقعيت در تمام حيطه های جامعه بشری و طبيعت. تمام درگيريهای انسان با واقعيت، پراتيک است. پراتيک دسته بندی های مختلف دارد". اما بنده آنرا چیدمان عملی دکترین می دانم. مثلآ: در چیدن قوطی های کبریت پشت سر هم، به طوری که با افتادن یکی بقیه مسلسل وار بیافتند، عمل چیدمان، پراتیک و پشت بند فکری آن، تئوری مشهور دوميناست.یا در ریخته گری، قالبگیری، پراتیک است. حکیم فردوسی گوید:
سگ کار دیده بگیرد پلنگ
ز روبه رمد شیر نادیده جنگ
پرسه در اینترنت می زدم. اتفاقا به نوشته های محمد شاه فرهود نویسنده و شاعر افغان رسیدم. شعر بالا را هم از ایشان قرض گرفتم. بسیار جالب بود برای من چون تعریف ایشان از علم دقیقا با تعریف بنده انطباق داشت. چیزی که به آن عیانی قبلا ندیده بودم. هرچند که بنده سعی در تعریف جامع و ارتباط بین معرفت سطحی، علم، دانش، تکنولوژی، و معرفت ثانویه یا دانش فنی در یک سامانه تحت عنوان گردباد تفکر نموده ام. که انشاءا... نظرات دوستان را داشته باشم.توضیح اینکه این پاراگراف را در تاریخ ۲۵/۸/۹۰ افزودم.حال با تعاریف بالا شاید کارمان راحت تر شده باشد. منظور از این همه صغری و کبری، مشخص کردن انواع گفتار است. تا با انتظام آن به انتظام فکری نیز برسیم.
انواع گفتار یا سخن را ما به پنج گونه زیر تقسیم می کنیم:
۱ـ گفتار عامیانه یا روزنامه نگاری (journalistic)
۲ـ گفتار معرفتی یا شناختی
۳ـ گفتار علمی
۴ـ گفتار دانشی
۵ـ گفتار تکنولوژیک
۱ـ گفتار عامیانه یا روزنامه نگاری(Journalistic):
این نوع سخن شامل گفتار معمولی مردم است. روی سخن روزنامه نگاران نیز چون عموم مردم است ، پس این گونه سخن می گویند. در این شیوه گفتاری نیاز به برهان علمی نیست و گوینده سخن یا منبع خبر مسئول آن است. فیلسوف ها ـ عالم ها ـ دانشمندها و تکنولوژیست ها از آن باید پرهیز کنند و الا مغالطه خواهند کرد.
۲ـ گفتار معرفتی یا شناختی:
این نوع گفتار حکایت از کلیت شناخت بشر است. شاید بعداز استنتاج های علمی و شاید قبل از آن.
معمولآ این شیوه فیلسوف ها است.عالم ها نیز از آن بهره مندند.در این شیوه گفتاری در عین طبقه بندی، ضرورت دارد کلیت موضوع حفظ بشود"وحدت در کثرت و کثرت در وحدت". این نوع گفتار خود از نوع روش شناسی یا منطق است و تنها قانونمندیها را بررسی می کند، نه قوانین را. اگر هم از موضوعی یا قانونی سخن می گوید، تنها منظورش از نحوه قرار گرفتن و عملکرد آن در چارچوب قانونمندیها و منطق است.این سخن به تحلیل می پردازد نه تجزیه(تعمیم می دهد نه تجرید) .
۳ـ گفتار علمی:
این نوع گفتار تابع جبر یا ( determinism ) خاص خود است و بدون رعایت آن مهمل و کلی گویی است. این نوع سخن علت و معلولی و قابل اثبات ونفی است.اما خود به دلیل ماهیتی از کلیت خبر میدهد و نسبت به دانش کلی تر است. هر چند که از گفتار معرفتی تجریدی تر است.گفتار علمی به مکانیزم ها و قوانین عمومی کار دارد، نه انطباق آنها با شرایط و محیط های متفاوت.
۴ـ گفتار دانشی:
در گفتار دانشی انطباق قوانین علمی با شرایط خاص توضیح داده می شود.ازآ نجائیکه روش دانش انطبافی است، پس در گفتار دانشی، تنها به انطباق عینی موضوعات می پردازند. مثلا اینکه گفتیم " کًت آمریکایی برای ما یک کُت نیست، برای اینکه برای ما کُت شود باید آنرا مهندسی مجدد نموده و دوباره با اندازه های بدنمان انطباق داده، پروب بکنیم و بدوزیم"، یک گفتار دانشی است .
یک مثال:
آب در ۱۰۰ درجه به جوش می آید یک قانون علمی است."حال بدانیم که دانش آن چه می تواند باشد؟
دانش آن آب در کنار دریاهای آزاد در ۱۰۰درجه به جوش می آید و در شرایط جغرافیایی مختلف درجه آن فرق می کند. البته عوامل دیگر هم می تواند دخالت بکند ـ مثل غلظت و غیره....برسی تاثیر این عوامل و توضیح ان شامل گفتار دانشی است.
۵ـ گفتار تکنولوژیک:
تکنولوژی را شیوه به کار بردن دانش می گویند. پس در این گونه گفتار توضیح چگونگی به کار بردن دانش مطرح است. تکنولوژیست ها ـ مدیران ـ مهندس ها ـ تکنوکرات ها و بروکرات ها ـ لشکریان ـ کارمندان ـ کارگران وکشاورزان باید از آن تبعیت کنند.
