کشکول توسعه  
نگاهی دیگر به تکنولوژی - توسعه - برنامه ریزی - صنایع کوچک - و استنتاج هاي شناختي(توسعه یک فلسفه است)
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ توسط محمدرضا قاهري بدر

 

 

در تعريف فلسفه كه از لغت يوناني philosophy (به معني دوستار حكمت) گرفته شده است، معاني مختلفي بيان شده است. اكثر این تعاريف چنان تخصصي و پيچيده است كه شخص را در ابتداي راه دچار سردرگمی و گمراهی نموده و تعلق خاطرش برای ادامه راه را از بسیاری از مبتدی ها ساقط می سازد.

اما بشر امروز خوب به این امر واقف است که دانستن فلسفه ضرورت حیات وی را تشکیل می دهد. و از آب خوردن واجب تر است. و از طرفي اكثرا دانشجويان و دانش پ‍ژوهاني كه امروزه در دانشگاه ها و مراكز پژوهشي مشغول هستند، به دليل انتزاعي بودن نظام آموزشي از درك کامل ضرورت آن به دلیل عدم دسترسی به کنه مطلب عاجزند، لذا به نظر مي رسد براي اينگونه دانش جويان صحبت از فلسفه با استفاده از ادبيات و دانش روزمره مورد نياز است. تا آنان از كليت موضوع نهراسيده و با دنياي بسيار زيباي آن آشنا شوند.

از اينرو، بنده جسارت كرده و در نظر گرفتم كه اين مطلب را، نه به عنوان وحي منزل بلكه تنها به عنوان درك خود از فلسفه ارائه دهم. باشد که مورد استفاده قرار گيرد.

آنچه من از فلسفه مي دانم؟ اين است كه آن، هم اول است هم آخر. و هم طريق ونقشه راه! زيرا از ورود بشر به دايره شناخت (توسط حواس پنجگانه)، گردبادي شروع به تنوره كشيدن مي كند كه هم راست گرد است و هم چپ گرد(که بنده آنرا در جايي ديگر تحت عنوان دکترین گردباد تفكر آورده ام).

اما در اينجا سعي در توضيح مسئله ديگري دارم. و آن "تعريف ساده فلسفه به توسط ابزار شناخته شده مرسوم علمي"است.

ما در جاي ديگري تعريف مكانيزم و ديناميزم را بيان نموديم. و گفتيم كه مكانيزم، چيدمان مكانيكي يك نظام را گويند. در نتيجه ديناميزم نيز تحرك ناشي از آن مكانيزم، يا جان آن نظام است. حال مي توانيم با استفاده از اين دو اصطلاح اساسي، تعريفي همه فهم از فلسفه به دست دهيم." به سخنی فلسفه را مکانیزم تفکری انسان پویا می توان نامید!" شايد بعضي ها بر ما خورده بگيرند كه اين نيز پيچيده شد. اما با تعريف مكانيزم تفكر بشر كه ناشي از تمامي شرايط و اتفاقات جغرافيايي و تاريخي است، وهيچ پديده اي شامل عين و ذهن در تكوين آن بي تاثير نبوده و نمي باشد، ديناميزم يا جان تفكري حاصله از آن مكانيزم، محصول فلسفه یا تفکر جامع خواهد بود. از اينرو، علوم و فنون و دانش ها هر روز بيشتر به كنترل خود توسط ابزار فلسفي نيازمندند. به سخنی دیگر فلسفه را می توان شناخت قانونمندی علوم و معرفت دانست. از این نقطه نظر که جون شناخت قوانین(شامل طبیعت، انسان، اجتماع) موضوع علم هست، پس شناخت قانونمندی علوم و معرفت نیز موضوع فلسفه خواهد بود. رابطه ای که در کلیت کندو و حجره های آن، و یا سلول و بدن، و انسان و اجتماع نیز صادق است.

پرسه در اینترنت می زدم. اتفاقا به نوشته های محمد شاه فرهود نویسنده و شاعر افغان رسیدم.  بسیار جالب بود برای من چون تعریف ایشان از علم دقیقا با تعریف بنده انطباق داشت. چیزی که به آن عیانی قبلا ندیده بودم. هرچند که بنده سعی در تعریف جامع و ارتباط بین معرفت سطحی، علم، دانش، تکنولوژی، و معرفت ثانویه یا دانش فنی در یک سامانه تحت عنوان گردباد تفکر نموده ام. که انشاءا... نظرات دوستان را داشته باشم.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت