مي دانيم كه قدما، عموما به چهار عنصر اصلي، يعني آب، خاك، باد، و آتش، به عنوان ولي نعمتان خود و حيات بخش هستي احترام مي گذاشتند. حتي در خيلي از ادوار، بشر آنان را به عنوان خدايان خود دانسته، و ستايش مي كردند.
در هند باستان، عنصر پنجمي نيز بر عناصر چهارگانه افزوده بودند. اين عنصر، "آسمان" بود. در قرآن نيز آسمان، همرديف زمين و حتي پيش تر آمده است( ویتفکرون فی خلق السماوات والعرض...آل عمران ۱۹۱).
با نگاهي دقيق به مسئله در مي يابيم كه منظور از آسمان، تنها فضاي لايتناهي فيزيكي نبوده است. و شايد بتوان گفت: منظور هنديان قديم از عنصر پنجم، همان بوده است كه امروزه به عنوان"فضا- زمان" از آن ياد مي شود.
اما بنده در اينجا قصد پرداختن به موضوع بسيار پيچيده و غامض علمي، تحت عنوان"فضا- زمان" را ندارم. بلكه منظور از اشاره به اين عنصر، روشن گرايي اين مسئله مي باشد كه فضا و اتمسفر چيست؟ و چرا اينقدر اهميت داشته است، كه هم رديف عناصر اصلي چهارگانه حيات جاي گرفته است؟! وآيا بشر امروزي همسان با عناصر چهارگانه، اين عنصر را نيز آلوده كرده و قدرش را ندانسته است؟!
آسمان يا فضا، با تعامل با ساير عناصر از يك طرف، و ساير موجودات از طرف ديگر، نظمي دقيق فراهم آورده است، تا حيات ايجاد شود. اين نظم را با دقت در اين مسئله كه امواج و صداهاي درون زمين و كهكشاني، با غرش هاي مهيبش توسط گوش جانداران شنيده نمي شود. و يا برعكس صداي حشرات و گياهان كه به طريق موج كوتاه و ميكروهرتز ارسال مي شوند، توسط گوش بشر قابل دريافت نيست، به وضوح مي شود دريافت( دانشمندان آمريكايي در يك آزمايش جالب دريافتند كه، درختان در مواقع كم آبي از خود صدايي در مي آورند كه قدرت آن پنجاه ميكرو هرتز است؛ اين صدا توسط حشرات چوب خوار دريافت شده و به سوي درختي كه ناله مي كند، حمله ور مي شوند).
يكي از منابع آلودگي ها، در كنار سايرآلودگي هاي زيستمحيطي از قبيل آلودگي هاي آب، خاك، هوا، و سايرمنابع طبيعي، آلودگي صداست .كه به آن،"نويز" مي گويند. شايد دليل اسكان گزيدن بشر اوليه در كنار رودخانه ها و آب هاي روان، غير از دسترسي وي به منابع حياتي آب، اين نكته بوده باشد كه رودخانه ها با ايجاد كليدر جاذب گردوخاك و نويز، فضاي مناسبي براي حيات بشري فراهم آورده اند. بشر به تجربه و در طول تاريخ، به اهميت آن واقف گرديده است ( دليل عيني اين مدعی، فيلتر آبشاري رنگ كاري هاي كارخانجات است، بدينطريق كه آب در حال ريزش ذرات رنگ معلق در هوا را جذب كرده و از انتشار آن ممانعت مي كند؛ سپس آن آب در يك سيكل بسته از فيلتر گذشته و دوباره قابل استفاده مي شود).
پديده قنات در ايران قديم نيز اين امكان را به دست مي داد تا به انحاي مختلف، از قبيل استفاده از آن در بادگيرها و يا مستقيما با استفاده از جريان آب آن در زيرزمين خانه هاي مسكوني، به فضاي آرامش بخش محيطي دسترسي پيدا بكنند.درك اين مسئله در نحوه استفاده از آب هاي روان در گذرگاه هاي عمومي نيز قابل تعقيب است.
حال ما چه مي كنيم؟! آبهاي روان را آلوده كرده و آن ها را مي پوشانيم. از دست نويز صداي ناشي از ماشينيزم، هيچ مكاني در امان نيست. اين تنها قسمت قابل رويت آن است. هيچ شهر و دياري از دست امواج مخابراتي كه بي مهابا و به صورت كاملا حريصانه و غير قابل كنترل در حال افزايش است، گريزي ندارد. تنها به بيان گوشه هاي كوچكي از مضرات و معايب آن، آنهم غير مسقيم و گذرا اكتفا مي شود( مثلا گفته می شود استفاده از موبايل در پمپ بنزين ها، به دليل ايجاد حريق، چقدر مي تواند مهلك و خطرناك بوده باشد!). تنها به صورت گذرا اشاره مي شود که آمار سرطان ها افزايش یافته است. يا آمار جرم و جنايت بالا رفته است. بدون پرداختن به علت هاي اصلي آن و برداشتن قدمي اساسي در راستاي بهبود وضع.
تازه اینها در مقابل آنچه که مردم هنوز از تخریب آن بی خبر هستند، بخش کوچکی را تشکیل می دهند. آیا کره خاکی در مقابله با افزایش بیرویه و سرسام آور ابزار و تجهیزات کنترل از راه دور، اشعه های مخرب، انواع سلاح ها و تجهیزاتی که در آنها از مواد رادیوآکتیو و مواد خطرناک استفاده می شود، همانند سلاح مخرب HARP قبل از وقوع جنگی واقعی، سرافراز خواهد درآمد؟ یا هیچ نیرویی نخواهد توانست بشر را از کندن قبر خود، باز دارد؟! این سئوالی است که تاریخ بدان جواب خواهد داد. بياييد به فكر زندگي باشيم (زندگی کن و اجازه بده دیگران نیز زندگی بکنند. live and let live). آیا وضعيت امروز سومالي وضعيت آينده بشريت نیست؟ در کشور ما چطور؟! کی می خواهیم بحران های زیستمحیطی را جدی بگیریم؟!ﻓﻌﺘﺒﺮو ﯾﺎ أوﻟﯽ اﻷﺑﺼﺎر...
ای که دستت می رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

