
شاید بتوان گفت مهمترین شیوه آموزشی که شرقیها مفتخر به ابداع آن هستند، شیوه استاد - شاگردی است.که متاسفانه مورد حرمان و فراموشی در این گونه جوامع قرار گرفته است.
شیوه ای که هم اکنون در جوامع پیشرفته کاملا اجرایی شده است.البته به روش خودشان.انتخاب استاد راهنما و استاد مشاور نیز تداوم همین روش است.اما آیا در جامعه ما درست اجرا می شود؟!
در شیوه آموزشی گذشته مان شاگرد را به استاد می سپردند. البته این کار با بررسی کامل ولی و سرپرست شخص انجام می گرفت. بررسی که در طول زمان و عملا صحت آن در زندگی روزمره تجربه شده بود.با شیوع شیوه های جدید و غربی، این روش در کشورهای شرقی تقریبا منسوخ گردیده یا با شیوه های ارزان تر جابجا شده و تناسخ پیدا نمود. در این روش، نه تنها شاگرد به استاد سپرده می شد، بلکه شاگردان تازه کار نیز به شاگرد قدیمی تر سپرده می شدند. روشی که در عین تعلیم، تعلم را نیز انجام می داد.
رابطه شاگرد و استاد در این روش، یک رابطه نزدیک، حتی بعضا نزدیک تر از پدر و فرزندی بوده و استمرار دائمی داشت.روشی که هم اکنون یک روش آموزشی و پژوهشی کاملا جا افتاده در کشورهای پیشرفته صنعتی است.و در کشور خودمان نیز اشخاص موفق حتما در بالای سرشان از خدمات بیشایبه چنین اساتیدی بهره مند بوده اند. آیا بهتر نیست در ورود دانشجو به دانشگاه استاد راهنمایی دلسوز برای وی انتخاب شود. و در سایر امور چطور؟ آیا بهتر نیست هر شخص فرد صالحی را به عنوان استاد و امین خود و اسوه و الگوی خود انتخاب و از راهنماییهای وی بهره مند شود؟
