
به دلیل اجتماعی بودن آفرینش انسان، اکثر مردم دوست دارند تا دایره ای داشته باشند.یا اگر خود دایره ای ندارند وارد دایره دیگری بشوند.یا به سخنی دقیق تر در یک یا چند دایره دیگر عضو شوند.این امر به دلیل محدودیت فضای هر دایره و کثرت آحاد و افراد طالب آن، هر روز مشکل تر و با آزمون های ورودی سخت تری همراه است. و حتی در این میان، احتمال مخفی کاری های بیشتر و ریزش اصول اخلاقی شخص هم می رود.از نظر روانشناسان، به هر طریق، ورود به هر دایره نا دیده انگاشتن بخشی از ارزش های فردی را به دنبال دارد.و تنها مقدار و کیفیت آن مطرح است.
این موضوع از تثبیت وضعیت احتماعی کودک در خانواده گرفته تا ورود شخص به گروه های اجتماعی در زندگی شخصی را شامل می شود.همین مکانیزم در بین گروه ها و سایر نهادها و سازمان ها ی اجتماعی نیز صادق است.این امر چنان با حیثیت اجتماعی شخص گره خورده است که خلق الاه گویند:
تو اول بگو با کیان دوستی من آنگه بگویم که تو کیستی!
در زندگی سیاسی ملت ها نیز همین موضوع اعمال حاکمیت می کند.به همین منظور است که هر روز بیشتر شاهد ایجاد اتحادها و اتفاق ها در بین ملت ها هستیم.و حتی مطرح شدن کشورهای متروپل و پرفری(یا مادرشهر و پیرامونی) در بعد جنگ جهانی دوم در این مقوله می گنجد.
اما آنچه ما در این خلاصه قصد صحبت در موردش را داریم هیچیک از این دوایر نیست.بلکه حوزه انتهایی این دوایر است که نیروها در آن تقریبا به برآیند صفر نزدیک می شوند.و به نظر می رسد خود محیط کمی نبوده باشد!
آیا تا حال به این موضوع فکر کرده اید؟!
