
در سالهاي اخير، در كشورمان واژه جديدي مطرح شده است كه مثل ديگر واژه هاي جديد، از جمله استانداردهاي سري 9000 ISO و EFQM و...فقط براي پز دادن از آن استفاده مي شود. منظورم همان واژه " مهندسي ارزش" است. اين واژه در بدو ورود چنان مورد توجه قرار گرفت كه حتي به سرعت تبديل به ماده قانوني و مصوب مجلس گرديد.( بند ج ماده 61 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي...)
اما كو عمل؟!
به طور خلاصه، اگر بخواهيم اصطلاح مهندسي ارزش را در چند كلمه تعريف بكنيم، مي توان گفت: مهندسي ارزش به مهندسي مجدد و مجموعه فرايند هايي اطلاق مي شود كه براي تغيير و ارتقاي پروژه اي كه از طراحي تا اجراي آن زمان گذشته باشد، بكار گرفته مي شود . اهميت موضوع، زماني بيشتر نمايان مي شود كه تغيير و تكامل سريع و سرسام آور تكنولوژي ها را در نظر بگيريم! يكي از پايه گزاران اين دانش در بيان كوتاه موضوع چنين مي گويد: اگر پروژه اي توسط مهندسي طراحي شده باشد، و از طراحي تا شروع اجرا يكسال طول بكشد، و در صورتيكه آن پروژه به گيوتين مهندسي ارزش سپرده نشود، آن پروژه دارای قابلیت های مهندسي نبوده و اجرایی نیست!
اما اگر تكنولوژي هايي مثل مهندسي ارزش را " قوانين تكنولوژي" بدانيم، قانونمندي آن چه خواهد بود؟ همان چيزي كه به عنوان قالب و محمل يا به زبان مهندسین مكانيك بمانند "گيج و فيكسچر" در خط توليد اجتماعي عمل مي كند. به نظر نگارنده درست در اثر فقدان آن است كه اجراي قوانين تكنولوژي ابتر مانده و عملي نمي شود. و درست همين نكته عملكردي است كه مرا واداشته است جهان را به دو جامعه " تكنولوژيك" و "غير تكنولوژيك" تقسيم بكنم. عليرغم تفاوت هاي ظاهري ايدئولوژيك و سيستم هاي حاكم بر آنها و گذشته تاريخي شان!
براي دست يافتن به همان "محمل" يا قانونمندي ذكر شده در بالا، به نظر مي رسد يك فرايند مهندسي علاوه بر مهندسي هاي متعارف نياز است. همان چيزي كه بنده آن را " مهندسي تشخيص" مي نامم.
برا ي توضيح اين واژه جديد و چرايي انتخاب آن، ضرورت دارد ابتدا معاني" مهندسي" و "تشخيص" به صورت جداگانه مورد بررسي قرار گرفته وسپس به ضرورت نياز به اين دانش و تكنولوژي، به ويژه درجهان رو به توسعه، بپردازيم.
مهندسي، از هندسه مي آيد. يعني فرايندي هدفمند كه امكان تجزيه و تحليل آن به شكل كمي و به صورت دقيق و قابل تكرار و در ابعاد مشخص وجود داشته باشد.
تشخيص، در اینجا يعني فرايندي عقلاني كه حاصل شناخت درد و کمی و کاستی ها و انتخاب راه یا راههای درمان متناسب.
در هر دو فرايند فوق، موضوع بهگزيني يا انتخاب مناسبترين ها و مطلوبترين ها مطرح است نه بهترين ها و يا بزرگترين ها. به سخني ديگر، "قالب تن و خورند آن" نه كوچك ونه بزرگ و با قابليت انعطاف پذيري و تطابق با روند تغييرات كالبدي.
مهندسي تشخيص در يك جامعه امروزي، باتوجه به حركات تند تحول و تكامل اجتماعي جامعه جهانی، نيازمند دريافت امواج جهاني و انطباق آن با مکانیزم های تفکری و اجتماعی حاصل از شرایط تاریخی- جغرافیایی جامعه خودی، جهت دستیابی به مدل والگوهای توسعه ای است. از اینرو، وظيفه مهندسي تشخيص، ارائه مدل ها و الگوهاي مناسب و شبكه بندي هاي آن است. استقرار نظام شبكه اي مهندسي تشخيص، در يك جامعه تنها با استقرار نظام شفاف ارزشي و ارتباطات و تحكم يك پالايش مردم سالارانه فعال امكان پذير است. بدین طریق خواهد بود که این تکنولوژی صیقل خورده و چون دُرخواهد درخشید.
مهندسي تشخيص، نهادهاي آموزشي خود را بايد همسان و منطبق بر نهادهاي ارزشيابي اجتماعي و اقتصادي در تمامي شئونات اجتماعي گسترانیده و به شكلي دائمي بر عملكرد نظام نظارت داشته باشد.
اين تكنولوژي هم در كلان و هم در خرد قابل عملكرد است. مي توان گفت: استقرار نظام EFQM در غرب، نمونه بارزي از مهندسي تشخيص مي باشد!
دارپا "DARPA" مخفف "Defense Advanced Research Projects Agency"، یعنی موسسه پروژه های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی ایالات متحده آمریکاست.
اگر از ما بپرسید که به چه دلیل موضوع دارپا را مطرح نموده ایم، تنها یک جواب داریم: "موثر بودن وابداعات این موسسه در تدوین تکنولوژی های پیشرفته و عالم گیر از جمله تار جهان گستراینترنت و GPS، و فلسفه مدیریتی خاص آن، که برعکس مدیریت متعارف، فرا نیازها را هدف قرار داده است".
دارپا، به دنبال محقق کردن بلندپروازی ها و آرزوهای مکنون بشر در طول هزاران سال حیات وی است. آیا او به این آرزو دست خواهد یافت؟ آیا نتیجه این تحقیقات روزی به این جمله معتبر و محتشم ختم نخواهد شد؟ که: "ای بشر از دایره خود پا فراتر نهاده ای؛ اگر می خواهی به حیاتت ادامه دهی، باید مثل اسلافت هر چه یافته ای نابود کرده و به دامن طبیعت پناهنده شوی!"
اما، ما در اینجا قصد انتقاد از فعالیت های این موسسه تحقیقاتی را نداریم. بلکه، روشها و تکنولوژی های بسیار متعالی که این موسسه، به دلیل مسلح بودنش به فلسفه آرمانخواهی فرانیازی و قابلیت مانور بسیار بالایش، از آن بهره مند است ما را واداشت تا منطق بسیار بالنده آنرا به عنوان یک ضروت در راستای آموزش دانش و تکنولوژی مورد توجه قرار دهیم. منطقی که فراتر از نظامی گری صرف و چالشی بسیار اساسی، یعنی تغییر درفرایند تعامل انسان و طبیعت را هدف قرار داده است.
حشرات، جاسوس سایبری میشوند!

يكي از پروژه هاي در دست اقدام دارپا، استفاده از حشرات براي جاسوسي است. در اين پروژه، با استفاده از تكنولوژي نانو، ريزپردازندهها و دوربينهايي همراه با جي پي اس، روي بدن حشرات قرار می گیرد و اين حشرات ميتوانند به صورت مستقيم عكس و فيلم را به مركز كنترل ارسالكنند.
انرژي بكار رفته در اين حشرات براي عكس و فيلمبرداري، از تبديل انرژي مكانيكي بال حشره به انرژي الكتريكي تأمين ميشود.
پروژه های سایبری دارپا
از دیگر بخش هایی که دارپا روی آن کار می کند، تحقیق و اقدامات عملیاتی در فضای سایبر و فناوری اطلاعات است.
1- پروژه شبکههای روایی
خبرها حاكي از آن است كه آژانس پروژههای پیشرفته تحقیقاتی پنتاگون به دنبال رسیدن به نهایت علم تبلیغات، فريب، شستشوي مغزي، نفوذ و تاثيرگذاري است.
سايت وایرد (wired) دراين خصوص مي نويسد: دارپا از دانشمندان خود میخواهد "با مورد بررسی قرار دادن داستانهای خبری، آنها را ازنظر کمی به صورت دقیق و قابل تکرار، تحلیلپذیر کنند". پنتاگون مدعي است، هدف از این کار، شناسایی تروریستهایی است که تحت تاثیر تبلیغات قرار گرفتهاند تا پنتاگون بتواند با پیام خود و به صورت نرم با این گونه افراد برخورد کند.
این برنامه، "شبکههای روایی" (Narrative Networks) نام دارد. یکی از محققان علم اعصاب فعال در این پروژه مي گويد که پنتاگون امیدوار است بتواند با درک نحوه شکلدهی ماجراها به ذهن مخاطبین، کسانی را که طعمه ایدههای خطرناک (ضدآمريكايي) شدهاند، شناسایی کند. ارتش آمریکا مدعي است با این دانش میتواند گروههایی را که در معرض جذب شدن به سمت تاکتیکهای تروریستها قرار دارند، با پیام مقابلهای خود هدف قرار دهد.
2- پروژه رسانه های اجتماعی
وبسایت "وایرد مگزین" اعلام کرد که بازوی وزارت دفاع آمریکا دارپا در بخش فناوری، از برنامه "رسانههای اجتماعی در ارتباطات استراتژیک" پرده برداشت. این برنامه تلاشی است برای عملکرد بهتر آمریکا در شناسایی و هدایت کمپینهای پروپاگاندا در رسانههای اجتماعی.
این برنامه باید به ارتش آمریکا در درک بهتر آنچه در رسانههای اجتماعی اتفاق میافتد یاری رساند، به ویژه در مناطقی که نیروهای آمریکایی مستقر هستند. همچنین، دارپا میخواهد با استفاده از این برنامه به ارتش آمریکا کمک کند تا بتواند خود دست به بازی پروپاگاندا در رسانههای اجتماعی بزند. در واقع در این پروژه، دارپا از رسانههای اجتماعی به عنوان یک ابزار جنگی اطلاعاتی استفاده خواهد کرد.
منبع:تاپ فروم
ضمن تشکر از دوست ارجمندم جناب آقای حسین احمدی که این عکس متحرک را برایم فرستاد.
وزیر تغییرات آب و هوایی انگلیس، آقای گریگ بیکر چند روز پیش اعلام کرد که ایالت جنوب غربی انگلستان به زودی میزبان اولین پارک انرژی این کشور خواهد بود و هنگامی که این پارک کامل شود، گستره عظیمی از بریستول تا جزایر سیلی را در بر خواهد گرفت. این مزرعه انرژی قابلیت آن را دارد که تا سال ۲۰۵۰ بیش از ۲۷ گیگاوات برق از انرژی امواج و جریانات دریایی تولید کند، یعنی مقداری بیش از تولیدات ۸ نیروگاه با سوخت ذغال سنگ.
این پروژه قرار است با منابع عمومی و سرمایه گذاری خصوصی راه اندازی شود و بخش بسیار بزرگی از تجهیزات تحقیق و توسعه جهانی درباره انرژی امواج در خط ساحلی این ایالت قرار خواهند گرفت. آقای وزیر در کنفرانس خبری در خصوص این پروژه گفت: «انرژی دریایی یک پتانسیل عظیم در انگلستان است که نه تنها باعث تولید الکتریسیته پاک تر و سبزتر با هزینه های کمتر خواهد شد، بلکه هزاران شغل در این صنعت ۱۵ میلیارد یورویی تا سال ۲۰۵۰ ایجاد شده و به کمک اقتصاد انگلیس خواهند آمد. این پارک قرار است که از تکنولوژی ابداعی ویژه ای برای مهار انرژی امواج و جریانات اقیانوسی بهره برده و آن را در خدمت تولید الکتریسیته انگلستان در آورد،»
انگلیس همچنین قصد دارد این منطقه را به بزرگترین مرکز تحقیقات تکنولوژی دریایی تبدیل کند. تا با استفاده از نتایج فعالیت های دانشگاهی و تحقیقاتی در این زمینه و ابداعات جدید در تکنولوژی مهار امواج دریا، حداکثر کارایی و تولید را در مزرعه انرژی دریایی خود داشته باشد. البته در سوی دیگر ماجرا گروه های حامی محیط زیست هستند که عقیده دارند این پارک انرژی می تواند خطر بالقوه مهیبی برای زندگی دریایی منطقه باشد. زیرا توربین های دریایی و بخش های متحرک آنها می توانند آسیب های خطرناکی را به موجودات زنده دریا وارد کنند. دولت انگلیس هم تا کنون در خصوص طرح خود برای کاهش این خطرات و آسیب ها صحبتی نکرده است.
به هرحال هیچگاه دخالت انسان در طبیعت بدون تخریب و آسیب به بخشی از آن نبوده است، حتی اگر قصدش تولید پاک ترین و کم آسیب ترین انرژی ها باشد. به نظر شما انرژی امواج دریا تا چه میزان می تواند کارایی داشته باشد و پاک ترین نوع انرژی برای بشر امروز و فردا کدام است؟
منبع: نارنجی
نقاشی های نقاش اکرایینی Oleg Shuplyak
تا به حال شده از خودتان بپرسید "آیا آنچه می بینید، حقیقت دارد؟ یا تجسم ذهنیت شماست؟".اکثر انسان ها به واقعیت پدیده ها کاری ندارند. و دوست دارند آنچه می انگارند، آن را ببینند. این زمانی به اوج قدرت خود می رسد که مسئله شیفتگی پیش آید. این پدیده در طول تاریخ بشر هم به شکل فردی و هم به شکل اجتماعی پدیدار می شود. وای به روزی که ذهنیت ها بشکند، آن موقع است که شخص یا جامعه، حنی به پدیده های عینی نیز شک کرده و باور نخواهد کرد. می شود گفت کار این نقاش اکرایینی کوششی است در راستای به تصویر کشیدن مضمون فلسفی این موضوع!..

