به گفته بعضی از محققین این یک پدیده بسیار نادر بوده و احتمال تاثیر آلودگی نفتی خلیج مکزیک و موتاسیون بسیار است.
توضیح اینکه این کوسه ماهی در اوایل سال جاری میلادی در سواحل سرالوو Cerralvo Island (see map) واقع در خلیج کالیفرنیا به تور افتاده است.
بهنوش خرمروز: آیا دیگر کسی مانند نورمن بورلاگ ( Norman Borlaug),خواهد بود؟ پدر انقلاب سبز بالاخره هفته گذشته در سن 95 سالگی به جدال طولانی خود با بیماری سرطان خاتمه داد. سال گذشته که به زبان اسپانیولی مکزیکی برای کشاورزان محلی سخنرانی روانی را ایراد کرد هم، بسیار خسته و رنجور شده بود. او از این که استفاده از محصولات به عنوان سوخت زیستی باعث افزایش قیمت غذا در جهان و فشار به افراد کمدرآمد شده، ناراضی بود و میگفت: » ما گزینههای دیگری هم برای دستیابی به انرژی داریم اما رشد آنها را متوقف کردهایم. و من دیگر آن قدر انرژی ندارم که به صحبتم در این باره ادامه دهم.»به گزارش نیوساینتیست، وی در انقلاب فناوری و علمی قرن بیستم بیشک نقش مهمی داشت. با واکسنهای فلج اطفال یا دی.ان.ای قحطی را در بخش بزرگی از جهان برطرف نمود. روی سنگ آرامگاه وی چنین نوشتهاند: من شخصا نمیتوانم در میان فقر و گرسنگی و بیچارگی نوع بشر زندگی کنم. این جمله، جمله معروف بورلاگ است. برخی افراد با این دید به دنیای علم وارد میشوند که شاید بتوانند دنیا را نجات دهند و نورم ثابت کرد که این امر امکانپذیر است.
کمبودهای جهان
البته در زمان وی وضعیت متفاوت بود. در دهه 1930/ 1310 مردم آمریکا گرسنه بودند و در اواسط قرن بیستم، افزایش جمعیت انسانها باعث کمبود گسترده مواد غذایی شد. پاسخ موجود، استفاده از علم برای افزایش زمینه تولید محصول بود. بسیاری افراد در این راه کمک کردند اما بورلاگ یگانه بود. در سال 1944/ 1323 دولت آمریکا بورلاگ را به مکزیک فرستاد تا با دشمن دیرینه گندم، قارچ زنگ ساقه مبارزه کند که تا آن زمان به سبدهای نان آمریکاییان هم رسیده بود.
بورلاگ یک سیستم هوشمندانه برای پرورش گونه گندم مقاوم به آفت طراحی نمود و بر زنگ ساقه غلبه کرد، البته این اقدام تنها به مکزیک محدود نماند. گیاه وی به بالارفتن محصول در نقاط دیگر انجامید، خصوصا در هند و کشورهای همسایهاش به عنوان کشورهای آسیبدیده از قحطی، چنان که آفریقا اکنون در چنین شرایطی است. تصورش مشکل است نه؟
سپس بورلاگ توانست اعانهدهندگان بزرگ زمان خود را قانع کند که اگر یک پیشرفت علمی در علم محصولات غذایی میتواند چنین تغییر عظیمی را ایجاد کند، قطعا به پیشرفتهای بیشتری از این دست نیاز دارند. اعانهدهندگان گوش کردند و غلبه بر قارچ ساقه گندم را تا پیروزی انقلاب سبز پیگیری کردند: پیشرفتهای مشابه در مورد برنج و سایر محصولات غذایی به همراه یک مدل آبیاری و کوددهی سیستماتیک و مزارع پربازده متنوع در سراسر جهان. آزمایشگاه بورلاگ در مکزیک، CIMMYT ، هماکنون مرکز جهانی پژوهش در مورد گندم و ذرت است و نیز بخشی از شبکه آزمایشگاههای جهانی است که به این انقلاب ادامه میدهند.
بهای انقلاب
این دلیل بداندیشی برخی در مورد بورلاگ است. انقلاب سبز به همان اندازه که فناورانه بود، اجتماعی هم بود. تغییر فنی مزارع به معنای تغییر مالکیت زمینها و تغییر روابط اجتماعی بود و ناگزیر برندهها و بازندههایی به جای گذاشت. مدتها به دلیل همین مشکلات گروهی از اقتصاددانان انقلاب سبز را یک اشتباه میخواندند.
قطعا این مشکلات نیاز به رتبهبندی دارند، خصوصا این واقعیت را که محصولات تازه به آب و زمین نیاز دارند، به طور حتم نمیتوان نادیده گرفت. اما این که انقلاب سبز را یک توطئه خودخواهانه سرمایهداری بدانند، غیرقابل تحمل به نظر میرسد. پیش از این در شبهقاره هند قحطی متداول بود: در سال 1943/ 1322 دو و نیم میلیون نفر در بنگال از شدت گرسنگی جان خود را از دست دادند. و این انقلاب سبز بود که چنین اتفاقاتی را متوقف کرد.
آیا ادامه این مرگ و میرها گزینه بهتری بود؟ البته انقلاب سبز راهحل نهایی مشکلات ما نیست، اما آغاز این راهحل است. تمامی راهحلها مشکلاتی را به همراه دارند اما تصور این که دنیای ما بدون آنچه علم بورلاگ آغاز کرد، چگونه بود، ترسناک است. وقتی وی در سال 1970/ 1349 جایزه نوبل دریافت کرد، در یک مزرعه بود که همسرش این پیغام را به وی رساند و او خیال کرد سر به سرش میگذارند، و آن جایزه صلح بود.
ادامه مبارزه
اما انقلاب سبز به آخر نرسیده است. در سال 2007/ 1386، بورلاگ با سرطان دست و پنجه نرم میکرد اما هنوز ضعیف نشده بود و عصبانی بود. یک قارچ ساقه با نام Ug99 به گونه مقاومی که وی کشف کرده بود، آسیب رسانده بود و این در حالی بود که طی سالهای فراوانی پس از مداخله، سیستم به کارگیری علم در راه تولید مواد غذایی تحلیل رفته و برای پاسخگویی ضعیف شده بود. وی با عصبانیت میگفت: « ما از خود راضی شدهایم و کسی را آموزش ندادهایم که دائما نظارت داشته باشد و به ارتقای بیشتر مواد غذایی فکر کند. سیستم خراب شده است.» در سال 2002/ 1381 که Ug99 به کنیا رسید، بورلاگ سراسیمه شده بود. وی میگفت: «کسی اهمیت نمیدهد و این مرا عصبی میکند. حتی اگر هم بازنشسته شده باشم نمیتوانم سکوت کنم.»
این عصبانیت کمک کرد که کار روی این مشکل آغاز شود و حالا پیشرفت کرده است، اما Ug99 به ایران رسیده و دارد افغانستان را محاصره میکند و بدتر از آن، دارد به سبد نان هندوستان میرسد.
بورلاگ میگفت: « ما سه سال دیر شروع کردیم و به مقداری شانس نیاز داریم. این اتفاق میتواند به تلفات اجتماعی و انسانی منجر شود.»
او هرگز از مبارزه دست برنداشت، میگفت: « ما میتوانیم انقلاب سبز دیگری به راه بیاندازیم، همان کاری را انجام دهیم که قبلا کردیم، یعنی از وجدان عمومی و قضاوت صحیح کمک بگیریم.» او از این که بسیاری از پژوهشهای عملی با آزمایشگاهها جایگزین شدند اظهار تاسف میکرد، با این حال همچنان امیدوار بود که مهندسی ژنتیک بتواند گونههای مقاوم جدیدی تولید کند تا گندم و سایر مواد غذایی اصلی را نجات دهد.
بورلاگ معتقد بود اغلب دانشمندان در برقراری ارتباط خوب نیستند، به همین دلیل به کار روزنامهنگاران علمی اهمیت میداد و از آنان میخواست که به روایت ماجراهایی چون این ادامه بدهند، و ما این کار را خواهیم کرد.
منبع: خبر آنلاین
در اینجا بد نیست از عزیزانی در ایران خودمان یاد بکنیم، مثل مهندس سعید چایچی که با کار خستگی ناپذیر و مستمر ۳۰ ساله خود موفق به معرفی گونه های بادام دیر گل شدند.اما افسوس که این عزیزان در گمنامی و در کنج عزلت به سر می برند!

KRILL OIL ، روغنی است که از یک نوع میگو گرفته می شود، که در اعماق آب های سرد شمالی زندگی می کند.این موجود دریایی منبع غذایی اصلی نهنگ (وال یا بالن) هاست.
این روغن برابر پژوهشهای انجام یافته توسط مراکز علمی معتبر، دارای مواد غنی از اومگا ۳ و آنتی اکسیدان های مفید است. گفته می شود مواد موثره در این روغن به مراتب از روغن ماهی بیشتر بوده و برای بیماری های قلبی و پروستاد تاثیر اساسی دارد.گفته می شود به دلیل ارزش افزایی بالای این ماده، هم اکنون در جوامع غربی فروش سالیانه محصولات و مشتقات این ماده بیش از یک میلیارد دلار بوده و دائم نیز در حال افزایش است!
قابل توجه است، بدانیم که میگو خلیج فارس همین ویژگی را داراست؛ اما متاسفانه فراوری نمی شود.
مائو می( Mao Mi)، یک پاندای فرمز است که از باغ وحش بایندر (Binder Park Zoo ) در بتل کریک (Battle Creek )، به باغ وحش پروسپکت (Prospect Park Zoo ) در بروکلین (Brooklyn) آورده شده است.
مسئولین انجمن احیای گونه های در حال انقراض، به آبستن کردن این خرس کوچولو در جهت حفظ نسل این حیوان نادر بسیار دل بسته اند.
آبفشان در حقیقت چاه آرتیزینی (سفره تحت فشار آب زیرزمینی) است که در موقع حفاری با فشار به بیرون می جهد. بعضی از آبفشان ها دارای آب گرم بوده و با لایه گذاری تراورتنی همراه هستند. عکس بالا آبفشان صحرای بلک راک در نواداست که در یک ملک خصوصی و در حین حفاری چاه ایجاد شده است.

این پل ها با استفاده از ریشه درختان(تنها با شکل دهی و بدون کوچکترین صدمه به آنها) توسط مردم ساکن بخشی از هندوستان ساخته شده است! چقدر خوب بود بشر راه همزیستی مسالمت آمیز با طبیعت را از نیاکان خود به ارث می برد! و این را به عنوان تکنولوژی ضروری تداوم حیاتش، نگهداری و...اعتلا می داد!چه خوب بود اگر برنامه ریزی منطقه ای ، به عنوان یک دانش همه گیر محوریت امور عمرانی و اجرایی را به دست می گرفت! و توسعه پایدار محقق می شد!
منبع:
در فرهنگ محاوره ایرانی، " پُف یوز"اصطلاحی است که به عنوان فحش و تحقیر گرفته می شود. اما اکثر مردم معنی دقیق آن را نمی دانند. در کتاب ریشه های تاریخی امثال و حکم، تالیف زنده یاد مهدی پرتوی آملی،چاپ اول ۱۳۶۹ انتشارات سنایی، معنی این اصطلاح این گونه آورده شده است:"زمانیکه یوز پلنگ می ترسد مثل گربه پُف می کند به این حالت پف یوز می گویند".
پس معلوم می شود در فرهنگ قدیم ایران فیگور آمدن و عمل نکردن را بدترین و پست ترین خصلت برای آدمی می دانسته اند!...

جهانگردها از وسط یک درخت ردوود در کالیفرنیا عبور می کنند!(۱۹۵۵) و (۱۸۹۲) . آیا سیاره زمین دوباره فرصت آفریدن چنین موجوداتی را خواهد یافت؟(توضیح اینکه درخت ردوود، کهنسالترین، محکمترین و بلندترین درختان جهان است. استحکام این درخت به قدر فلزات آبداده شده می باشد!
درجنگلهای هیرکانی شمال(جنوب و جنوب غربی خزر- طالش و آستارا) یک نوع درخت که به درخت آهن یا دمیرآغاجی مشهور است و از خانواده انجیلی هاست، رشد می کند که ارتفاع آن تا ۲۰ متر رسیده و قطر آن به ۵۰ سانتیمتر می رسد. در مراغه یک نوع درخت رشد می کند که به آن نیز دمیرآغاجی می گویند. اما این درخت مثل Red Wood قرمز بوده و به خاطر بسیار محکم بودن آن به عنوان دسته بیل یا چوب دستی از آن استفاده می شود.
هواپیمایی که با هیدروژن کار می کند!

از اگزوز این هواپیما به جای دود آب خارج می شود! البته ببخشید در آن بالا... یخ!
منبع:طراح

قرار است این مجتمع مسکونی- خدماتی، ۴۰۰۰۰ نفر را در خود جای دهد!...فکر بسته انسان!... یا انسان بسته بندی شده؟! کدامیک؟!...شاید بعد از طوفان سهمگین سالهای اخیر در این ایالت، این تنها راه حل نجات جان انسان ها بوده باشد. البته دانش اقلیم شناسی، تغییر محل اسکان انسان ها را صلاح می داند.به نظر دانشمندان در کنار دریاهای آزاد، برای اسکان انسان ها دیگر هیچ نقطه ای امن نیست! بعد از این،برای ساخت شهرهای جدید،انسان ناچار است به سوی فلات های مرتفع روی بیاورد.
محل: نئواورلان آمریکا
منبع: طراحكامپيوتر را به انواع و اقسام، تعريف كرده اند. اگر معني لغوي آن را در زبان انگليسي تجزيه و تحليل بكنيم، در مي يابيم كه ریشه آن کلمه camp به معني اردو، اردوگاه، لشكرگاه، منزل كردن، اردو زدن، و چادر است. که در طول زمان بمانند بعضی دیگر از کلمات، تغییر شکل پیدا کرده است. البته با توجه به اینکه قبل از ساخته شدن ماشین کامپیوتر، کار محاسبه و تحلیل داده ها و اسخراج اطلاعات و تبدیل آن به دانش، توسط تیمی از محاسب ها که عمدتا از زنان تشکیل می شدند، انجام می گرفت، کاملا اسم با مسمایی به نظر می رسد. این کار تیمی، معنی اردو را در ذهن ها متبادر می سازد.در بررسي بيشتر معني آن، زمانيكه به فعل Computing مي رسيم، معني آن در لغت نامه ها به محاسبه کردن عنوان شده و درWikipedia اين گونه مي يابيم: "اين لغت معمولا به عنوان كاربرد و ارتقاي سخت افزار و نرم افزار كامپيوتر به كار برده مي شود".
برای درک معنی کامپیوتر و فعل کامپیوتینگ، باید کمی تامل کرد. زیرا در حقیقت کامپیوتینگ، همان کار تیمی منظم مکانیکی و تابع منطق ریاضی است، که از یک تئوری و الگوریتم مشخص و با استفاده از پراتیک نظام مند برخوردار است. برای درک کار تیمی مکانیکی متاثر از تئوری دومينا لطفا روی کلمه پررنگ شده کلیک بکنید. در این فیلم شما شاهد یک عمل کامپیوتینگ ساده خواهید بود.
در بعضي كشورها نيز، مثل كشور خودمان، كامپيوتر را با واژه هاي وطني به تعريف درآورده اند."رايانه"، اما اين تعاريف نيز مثل خيلي از مترادف سازي ها، نه تنها حل اساسي موضوع نكرده، بلكه بر پيچيده گي و گنگي مفهوم افزوده است.در كشور تركيه، به كامپيوتر،"بيلگي سايار" مي گويند.يعني تحليل گر معلومات.هر چند كه اين معني دقيقتر از مترادف هاي ديگر زبان هاست، اما ، باز گوياي مفهوم دروني نيست(آنچه نسل جديد بايد از آن بياموزند!).
اگر بخواهیم به زبان ساده کامپیوت کردن را مطرح بکنیم، شاید همان کار تیمی ساده ای که در عملکرد کرت کش(وسیله ای متشکل از یک بیل مخصوص و طنابی که به یقه آن بسته شده و توسط دو نفر به کار گرفته می شود. به نحوی که یک نفر بیل را با پا در زمین فرو کرده و دیگری در همان لحظه به طرف خود می کشد. بدین طریق کرت کشاورزی با حداقل انرژی و در کمترین زمان ممکنه ایجاد می شود)، ملاحظه می شود، همان کامپیوت کردن ساده است.
کرت کش یا کلدر. که در آذربایجان به آن کردیوار می گویند.
برای فهم بهتر قضیه، مثل عینی دیگری می کشیم. در سال ۱۳۶۲ بنده در تبریز عضو مجمع علمی و تحقیقاتی استان بودم. در آنجا ما همکاری نامه رسان داشتیم، یادش به خیر جوانی هوشیار و خنده رو و دقیق به اسم حمید آقا. حمید آقا دائم بیکار بود و در زمان بیکاریش نیز کتاب می خواند. اما کارش نیز بی عیب و نقص بود. بنده در چگونگی انجام وظیفه ایشان که رسانیدن نامه ها به اقصی نقاط شهر بود تامل کردم. متوجه شدم که ایشان با یک ترفند عقلایی همه نامه رسان های ادارات را هماهنگ کرده و نیم ساعت قبل از وقت اداری آنان همدیگر را در یک قهوه خانه در مرکز شهر(محله گچیل قاپیسی) ملاقات می کنند. در همین ملاقات ضمن اینکه طی مذاکره با صاحب قهوه خانه به دلیل مشتری همیشگی بودن و تعداد زیاد از تخفیف ویژه ای در صبحانه برخوردار می شدند، و وقت صبحانه را هم بمانند یک تفریح و خوش و بش و خبر دار شدن از وضع عمومی و حتی معاملات بین خود سپری می کردند. یک کار فرعی که همان رد و بدل کردن نامه ها بود نیز همان جا و بدون صرف وقت و انرژی به نحو احسن انجام می گرفت. این همان یک کامپیوت کردن با استفاده از شبکه مردمی ساده است!
تاریخچه علم كامپيوتر خیلی قبل از نظم و انظباط پیشرفته اين علم که در قرن بيستم ظاهر شدهاست، آغاز شدهاست. این ترقی از اختراعات مکاترونيك و تئوریهای ریاضی به سمت عقاید و ماشینهای مدرن پیشرفتهاست و یک رشته آکادمی بزرگ و پایه یک صنعت جهانی خیلی بزرگ را تشکیل مي دهد .
به نظر بنده، آنچه در تعريف كامپوتر، فراموش شده يا به زبان ديگر، مكنون است موضوع به هم رسيدن "فلسفه و مهندسي" در اين علم، ودانش آن است. موضوعي كه بشر از ابتداي آفرينش به دنبال آن بوده و پس از كلي بالاو پائين رفتن ها، تنها با پويايي و رسيدن انسان به شاكله دودويي(صفر و يك)منطق رياضي و تكامل نظام مند آن از سويي، و بكار گيري اين منطق در تكامل ابزار مهندسي(چه نرم افزاري وچه سخت افزاري) محقق شده است.مکانیزم ثبت اطلاعات برروی CD و حافظه كامپيوتر و بازخواني و بازيابي آن اطلاعات نيز با تلفيق منطق دودويي و مختصات مهندسی (X,Y,Z) محقق شده است.همين فرايند متعالي، كه متاسفانه دانش آن تا كنون توسط دانشگاه هاي كشور جدي گرفته نشده است(پرداختن به دانش بين رشته اي و فلسفه دانش)، در تكنولوژي SIMULATION نيز به راحتي قابل تعقيب است.
لپ تابي كه انرژي مصرفي خود را مثل برگ درختان، از طريق فتوسنتز، تامين مي كند. براي جذب آب در تامين كننده انرژي اين لپ تاب از مكانيزم جذب آب بامبو استفاده شده است. تکنولوژی این لپ تاب GREEN LED است.
منبع:طراح
ضمن تشكر از نيما احمدي

چين قديم(يك قصر تابستاني)

منبع:http://architecture.about.com/od/asiasouthasia/ig/Ancient-Beijing/Summer-Palace.htm
ببخشید.آزاد راهی در سویس! انشاءا...ما هم بتوانیم!


اين بني بشر اگر زيبا ببيند، چه نكند!




