از خیلی وقت ها پیش، آلودگی هوای تهران برای متخصصین امر، موضوع شناخته شده ای بوده است. این موضوع دو شاکله اصلی دارد:
- سایت شهر تهران، علیرغم زیبایی و طبیعت منحصر به فردش، به دلیل احاطه شدنش توسط کوههای سربه فلک کشیده البرز، در مواقعی از سال دارای شرایط آب و هوایی می شود، که در آن هوا از جریان افتاده و در اثر ساکن شدن هوا و ریزش معکوس( INVERSION) یا وارونگی هوا، آلودگیها در لایه پایین جوی گیر افتاده و جمع می شود. این پدیده موقعی به اوج تخریب محیط زیستی خود می رسد، که با بخارات سطح زمین ترکیب یافته و مه دود یا( Smog ) را تشکیل می دهد.
- برابر گزارشات سازمان محیط زیست، ۶۰٪ آلودگی هوای تهران ناشی از خودرو هاست.
به نظر می رسد که حل این معما نباید خیلی پیچیده و غامض بوده باشد. زیرا اولا، امروزه تکنولوژی تولید خودروهای برقی برای همه کشورها شناخته شده است. ثانیا، امکانات مادی و فنی کشور ما برای تولید انبوه آن مهیاست. پس موضوع چیست؟ که نمی توانیم عمل کنیم؟ آیا علت، نبود عزم ملی است؟ و آیا هزینه ملی این عدم اجرا، محاسبه شده است؟ کل تاثیرش براقتصاد کشور چطور؟...
داشتن یک برنامه صحیح و جامع، شامل برنامه ریزی شهری اصولی، که در آن مهندسی مجدد در وضعیت سکونتگاهها و مراکز کسب و کار و خدمات رسانی و ارتباط ترافیکی بین آنها، با استفاده از مدهای مختلف ترافیکی از پیاده گرفته تا دوچرخه، موتورسیکلت، سواری، تاکسی، اتوبوس شهری و وسایل حمل و نقل ریلی(شامل تراموا، مونوریل، آیرومول و مترو)، با در نظر گرفتن مدهای حمل و نقل بار مثل تاکسی بار، پایانه های بار و مسافر (جاده ای، ریلی، هوایی و دریایی) و ارتباط در هم تافته و اصولی آنها، همانگونه که در شهرهای بزرگ غربی شاهد آن هستیم، در راس کلیه امور مربوط به برخورد صحیح با مسایل و مشکلات شهرها قرار دارد.
البته، مسلما راه حل اساسی کار در برخورد با موضوع آلودگی محیط زیستی، به صورت ویژه، علیرغم در نظر گرفتن مسایل برنامه ریزی شهری و منطقه ای، داشتن یک طرح جامع برای برخورد با آلودگیهای زیست محیطی نیز می باشد. که شامل برخورد با آلودگی آب، خاک، هوا و نحوه استفاده بهینه از انرژی است. در این میان، ترویج استفاده از انرژی های پاک، مثل ژئوترمال، انرژی باد،انرژی خورشید، انرژی حاصله از جزر و مد، انرژی لایه های درون زمین و متان حاصله از فاضلابها و آشغال های شهری از اهمیت والایی برخوردار است.
در حال حاضر، نه تنها تهران بلکه کل محیط زیست کشور در وضعیت بحرانی به سر می برد. و متاسفانه نه مردم و نه دولت، به اهمیت تخریب آن در سالهای اخیر و تاثیر تعیین کننده اش در زندگی روزمره و آینده اقتصادی و اجتماعی کشور واقف بوده، و به دلیل عدم اشرافیت اهمیت چندانی به آن قایل نیستند.
وجود یک برنامه منسجم و جامع با برخورداری از آوازه گری همگانی و استفاده از همه امکانات اجتماعی از قبیل بسیج مدارس، صدا و سیما و سایر رسانه های جمعی و استفاده از تریبون مساجد و نماز جمعه ها، در راستای بسیج مردمی، از ضروریات امر بوده و مشارکت دادن مردم در نظارت و همکاری در انجام وظایف ارگان ها و سازمان های خدمات رسانی از قبیل شهرداریها، شرکت های آب و فاضلاب، فرمانداریها، بخشداریها و دهداریها و شوراهای شهر و روستا، در این راه از اهم مسایل است.
با روندی که در حال حاضر پیش می رویم، در صورتیکه اقدام جدی در بهسازی، معالجه و احیای درختان خیابان ولیعصر تهران، همسان با احیای سایر فضای سبز شهری نشود، متاسفانه تا ده سال آینده باید شاهد فاجعه خشک شدن کلیه این درختان بوده باشیم. دشت های ورامین، ری و شهریار از تخریب بی مهابای ناشی از کمبود آب، همراه با آلودگی آن و هجوم حاشیه نشینی شهری رنح می برد. به راحتی می شود این تخریب را در از بین رفتن جنگلها، سفره های زیرزمینی، فرسایش خاکها و تخریب اراضی زراعی و باغات، به همراه استفاده غیر اصولی از معادن و منابع طبیعی در گستره سرزمین نیز شاهد بود.
مسلما، استفاده از تکنولوژی RDA، به همراه استفاده از تکنولوژی های نو، از قبیل IT، همانگونه که تجربه اش را در بانکداری داریم، در صورتیکه در مسایل امور اداری کشور نیز همگانی شود، نه تنها تاثیر بسزایی در تمیزی هوای شهرها خواهد داشت، بلکه باعث حفظ سرمایه ملی در گستره محیط زیست کل کشورمان نیز خواهد شد.
به نظر می رسد استفاده از دکترین RDA جهت برخورد با این فاجعه، مطلوبترین و میانبر ترین رویکردها بوده باشد.
