
فرزانه سالاري یا به لفظی دیگر شایسته سالاری شعار بسيار عامه پسند و زيبايي است كه متاسفانه هيچوقت هم در كشور ما اتفاق نيفتاده است.(زيرا راه اين نيست.) اما چرا به دنبال فرزانه ها مي گرديم؟ به نظر مي رسد ريشه در فرج داشته باشد. يعني به دليل نااميدي از حل مسئله دنبال كسي مي گرديم كه براي ما آن مسئله را حل بكند.درعين حال كه اين ديدگاه باعث بالا رفتن اميد به زندگي مي شود ونشاندهنده وسعت ديدگاه فلسفي وديني است ، ليكن در صورت مسامحه دربرخورد صحيح با آن تبديل به مطلق گرايي و عدم امكان تجزيه و تحليل موضوع خواهد شد كه به فراموش نمودن و كم اهميت دادن به جايگاه انسان مسئول (به فرمایش پیفمبر اکرم(ص) " کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته")انجاميده وباعث لوث شدن مسئله مي شود.اين يعني قهرمان پروري. اين يعني مطلق گرایی. اين يعني بستن چشم بر واقعيت ها وموجوديت حيات و ايده آليستي فكر كردن . اين يعني بازي ندادن بخش اعظم نيروها.و اين يعني هدر دادن سرمايه و زمان.نهايتا، اين يعني ناشكري وناسپاسي؟! تبعات اين كار جدايش نيروها ودر نتيجه عدم سازش وهم زيستي با هم. كاستي شدن جامعه وتضاد طبقاتي و طرز تلقي ها را سبب شده وباعث غريبي دانش و در نتيجه طرد اليت ها يا فرزانگان و انحطاط فرهنگي خواهد شد.
اين مطلق گرايي، يعني ريسك كردن بين همه چيز و هيچ چيز مغایر قوانین طبیعت و خلقت بوده و عقل سليم آن را بر نتافته و هپروتي تلقي می کند.در نتیجه، درعالم واقع عملي نبوده و قابل اجرا نیست. در صورت اصرار به اجرای آن، باعث هدر رفت و اتلاف منابع و زمان خواهد بود.
چاره كارچيست؟ چه بايد كرد؟
شايد چاره در عمل به اين فرمايش علي(ع) باشد."انظرالي ماقال ولا تنظرالي من قال" به سخن كوتاه يعني اهميت دادن به اصل چيز نه حامل آن.
پس به نظر مي رسد نهضتي بايد راه انداخت تا دانش مداری را ترويج بكند.نه فرزانه سالاري را! آن موقع قهرمان پروري منسوخ خواهد شد وهمه مردم تبديل به قهرمانان خواهند شد.خوب مردم ،خوب و بد آن ها، بد خواهد بودبه مصداق (فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ(7).وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شرًّا يَرَهُ(8).نه به این صورت که اگر با من هستی همه چیزت خوب است و اگر با من نیستی همه چیزت بد است(با منی جان منی،بی منی در یمنی!).
هرم فرایند تولید دانش

در اینجا حیفم می آید چکیده علم اخلاق اپیکور را نقل نکنم.ایشان می گوید:
در عالم دو چیز وجود دارد،خوب و بد. از ترکیب تبعیت این دو چیز، چهار قاعده به دست می آید به شکل زیر:
آن خوبی که به دنبالش خوبی را زاید، آن را بپذیر.
آن خوبی که به دنبالش بدی را زاید، آن را نبپذیر.
آن بدی که به دنبالش بدی را زاید، آن را نبپذیر.
آن بدی که به دنبالش خوبی را زاید، آن را بپذیر.

(جام زرین مارلیک/لوور پاریس)
در اسفند ماه سال گذشته این مقاله را نوشته بودم که به دلیل مستند سازی و مدرک رسیده از voitH آلمان درمورد سابقه و قدمت چاپ اسکناس در ایران(تبریز) درسال۱۲۹۳ میلادی (البته بعد از چین)و نیز مدارک مربوط به تمدن عیلام (چخازنبیل) و شوشتر در خوزستان در ۱۲۵۰ سال پیش از میلاد و تمدن جیرفتدر ۷۰۰۰سال پیش و شهر سوخته زابل در حدود ۳۲۰۰سال پیش از میلاد و اهمیت آنها که کار فراوانی را می طلبد حیفم آمد مجددا مطرح نکنم .
صنايع كوچك كدامين است؟ وگستره آن كجاست؟
سابقه تاريخي صنعت در ايران ، مسلما به سابقه تاريخ تمدن در اين مرز و بوم بر مي گردد ،يعني يك سابقه حداقل 6 و 7 هزار ساله كه نمونه توليدات آن آذين بخش موزه هاي جهان است و نيازي به توضيح بيشتر ندارد. ليكن چگونگي آن در سده هاي مياني ، كه توام با خاموشي اروپا بوده است و تاثير آن بر صنعت موجود ، به عنوان امانت دار تاريخ جهان ، كه اين امانت را نه تنها حفظ نموده است بلكه آن را تكامل و بهبود داده و به اروپائيان ، به عنوان ادامه دهنده گان اين دو ماراتن ، تحويل داده است ، از اهميت وافري بر خوردار می باشد.
مولانا،خيام ،حافظ ، سعدي و...هزاران شاعر ، اديب ، سخن ور ، به همراه موسيقي دانان، دانشمندان و حكيماني از قبيل ابوعلي سينا، زكرياي رازي ،خوارزمي ، شيخ بهايي،نظام الملك ،خواجه رشيدالدين فضل ا... و...آيا صنعت گر نبودند و آيا هنوز هم ما در مراكز علمي و پژوهشي و صنعتي جهان كم آدم داريم؟!!! اگر شيرازه كار از دست رفته است ، اين نه از ناتواني ملي ، بلكه از بد روزگار است . و اين كه ملت ما به شكست خود واقف نيست ! تا با تحليل صحيح آن ،از تاريخ درس گرفته و آن را تبديل به پيروزي بكند ؛ به جاي آن كه ، غرور و خود پسندي ، چشمش را كور بكند. "راه صحيح، زياد كار كردن و ادعاي كم است ." جامعه كنوني ما با مصرف بالا و كم كاري و اشرافيت ، دير يا زود بايد ودا بكند؛ والا بسيار خواهد باخت. اين نه تنها وظيفه رهبريت جامعه است ، بلكه وظيفه همه آحاد ملت را نيزتشكيل مي دهد. وضروري است به يك نهضت فرا گير ملي تبديل شود. "نهضت ارتقاي بهره وري ملي ، بدون در نظر گرفتن جايگاه طبقاتي اشخاص، وابستگي ها و طرز تلقي ها و افكار آن ها".
به طور طبيعي، سيستم هاي فني حاكم بر توليد كشاورزي و صنعتي در طول هزاران سال تمدن ايران زمين ، گوياي وضعيت صنعت و به ويژه صنايع كوچك در طول تاريخ دراين مرزوبوم بوده است ؛ ليكن بررسي تحولات آن در هزار سال اخير ، با افت و خيزهاي فراوانش ، حكايت از شبكه بندي هاي بسيار دقيق و ظريفي دارد كه تدقيق در آن واتصال صحيح تاريخي، كه با شناخت واقعي تكنولوژي هاي بومي و تطبيق تكنولوژي هاي جديد با آن ها ميسر مي شود، در اعتلاي وضع تكنولوژيكي كشور تاثير موثري خواهد داشت.
براي توضيح چگونگي صنعت در ايران دردوران سده هاي مياني، لازم است كمي تامل نموده و از دوران نضج صنعت در 700 سال پيش ( كه توام با وزارت خواجه رشيدالدين فضل ا.. همداني وزیر دانشمند غازان خان در تبريز با احداث دانشگاه ربع رشیدی بوده است ) پي بگيريم. در مورد ربع رشیدی، كه عملكرد وتاثير آن هنوز هم در بخش هايي از ميهن عزيزمان باقي است ، مطلب كم گفته شده و تحليل نشده است ؛ كه به نظر نگارنده بسيار نيز حائز اهميت است.( شايد هم عمدي در مكنون گذاشتن دست آوردهاي آن توسط محققین غربی وجود داشته باشد!).محققا پرداختن به این موضوع در چگونگي ادامه راه بسيار موثرخواهد بود.
اولا : مديريتربع رشیدی ، به عنوان مجهز ترين دانشگاه زمان خود ، كه دانشمندان و دانشجويان از اقصي نقاط جهان ، به ويژه ازچين ، هند و ديگر نقاط را به دور خود جمع كرده بود، يك روش پيشرفته و خود اتكا بوده است ؛ بدين طريق كه:
1-خواجه مبلغي را از صندوق ديواني ، با اجازه غازان خان ، به عنوان سرمايه اوليه استقراض كرده و سپس از محل درآمد خود مجموعه ،باز پرداخت نموده است.مجموعه چون غير انتفاعي بوده است ، توسط درآمد وقفي و درآمد كارخانجات و اراضي تحت اختيار خويش به صورت يك بنگاه غير انتفاعي و مستقل اداره مي شد.
2- مديريت مجموعه كه با طراحي دقيقي شامل كوي استادان، كوي دانشجويان ، كتابخانه مركزي ، بيمارستان و كارخانجات و محل اسقرار حرف و پيشه ها و خوابگاه ها و مسجد و فضاي باغ شهرتجهيز شده بود، ازمديريت جامع و واحدي برخوردار بود . تامين آب شرب و آب مصرفي نيز در اولويت انجام گرفته بود.ازآنچه از وقفنامه ربع رشيدي (اين وقفنامه ، هم اكنون در كتابخانه ملي تبريز نگهداري مي شود ودر يونسكو به ثبت رسيده است )مستفاد مي شود، اداره امور در اين دانشگاه از استاندارد خاصي برخوردار بوده است وانتظام امور خود اين دانشگاه ، يك مكتب علم مديريت محسوب مي شود، كه جاي تحقيق فراوان را دارد.
ثانيا : تاثير اين دانشگاه پراتيكي (علمي- كاربردي) به واقع كلمه ، در توسعه كشور واقصي نقاط جهان ،به ويژه در توسعه صنايع كوچك آن روزگار بسيار گسترده بوده است. به نحوي كه باقي مانده هاي آن در صورتيكه به آن ها پرداخته شوند ، هنوز هم داراي مزيت نسبي براي يك توليد خود اتكا وسالم مي باشد.جاي پاي اين دانشگاه در موارد ذيل كاملا پيداست.ليكن جاي تحقيق فراواني براي انطباق دقيق موضوعي خالي است:
1-مطالعه دقيق مزيت هاي نسبي مناطق مختلف و طراحي و ترويج صنايع كوچك منطبق بر آن، نه تنها براشتغال صحيح و سود آور تكيه زده است ، بلكه خود محوريت بهترين برنامه ريزي توسعه منطقه اي نيز بوده است. كه هنوز هم جاي مداقه دارد. تخصيص منطقه اي صنايعي نظير فرش در هريس ، كاغذ در كاغذ كنان،ساخت انواع هاون در چاراویماق* ، كوزه دركوزه كنان، ابريشم در هوراند(به معني پيله ابريشم) و كنار ارس،بافت پارچه و روسری کلاقه در اسکو،بافتن انواع سبدها از ساقه گندم در کشکسرای مرند،مسگري وآهنگري در اهر وزرگری و نقره کاری و ورشو کاری شیشه سازی و فرش و...درتبريزو.....ویآ سفالگري در لاله جين همدان و مسگری وآهنگری(چاقو سازی قفل سازیَ قیچی سازی وسایر مصنوعات)در زنجان اتفاقي نبوده است.
*معنی چاراویماق را نوشته اند چهار طایفه.که به نظر می رسد غلط باشد.زیرا "چار" معنی هاون یا چیزی که درونش را خالی کرده اند است .مثل چارچوب که معنی چهار چوب رانمی دهد ، بلکه آن هم به دلیل خالی بودن فضای درونش است و معنی جوف و درون را می دهد. یا چارسنگ که معنی سنگ درون خالی است که در قدیم برای تصفیه آب شرب از آن استفاده می کردند و هنوز هم در جمهوری آذربایجان به همان نام به کار می رود و یا چارچنگولی که نشاندهنده حالت قوسی و تو خالی است ، چارسوق هم به همان منوال فضای بازار را گویند نه چهار بازار! و اویماق به معنی درونش را خالی کردن است.در زمان قدیم هاون به عنوان وسیله منزل و صنعتی کاربرد وسیعی از آرد کردن و بلغور کردن گرفته تا شکستن سنگدانه ها و روغن کشی داشته است.تا این اواخر در اکثر خانه های ایرانیها هاون چوبی یا سنگی که در آن گوشت کوفته را می کوبیدند ، موجود بود.(که به آن" دیبک "می گفتند و با وسیله دیگری درآن می کوبیدندکه یا به شکل عمود بود از جنس سنگ بنام دسته ویا به شکل پتک بود از جنس چوب که در ترکی به آن توخماق می گفتند ) . متاسفانه با آمدن چرخ گوشت های خارجی به یکباره از حیز انتفاع افتاد.به نظر می رسد با توجه به سایر نقش دهی های تولیدی به مناطق دیگر احتمال تولید انواع هاون های چوبی و سنگی در چاراویماق مرسوم بوده است.احتمال دیگر چاراویماق به دلیل ساختن ساز و تار و سایر وسایل تو خالی است که این احتمال هم با توجه به باقی مانده این صنعت در منطقه خالی از ذهن نیست.متاسفانه از این نوع معنی کردن های عجیب و غریب در سایر جاهای آذربایجان به وفور دیده می شود: مثلا ساری قیه به معنی سنگ کهربایی را سارقیه! معنی کرده اند . یا آخما قیه به معنی سنگ لرزان را احمقیه! چقدر احمقانه!
2- تبديل اراضي نا مرغوب و لم يزرع وقف شده ، به باغات و مزارع آبادان ازديگر اموري است كه جاي پاي ربع رشیدیدر آن ها به وضوح ديده مي شود.اين طرح ها توسط متخصصين مجموعه طراحي ، برنامه ريزي و اجرا مي شد. ( مثل طرح احياي اراضي شهرستان زنوز ، كه با دقت تمام، مسايل آن ديده شده است . از جمله سيستم آبياري كل منطقه، سيستم تراس بندي( احداث ديوار حايل جهت حفظ خاك) ، انتخاب گونه گياهي مناسب و اصلاح شده ( گونه درخت سيب زنوز- كه بسيار معطر و مقاوم و با ماندگاري بالاست)، ترويج صنعت چيني و سراميك در منطقه با توجه به وجود معادن خاك چيني، طراحي و اجراي سيستم انبار بالاي صفر،با اسفاده از آب روان در وسط انبار و ساير مواردي كه نياز به تحقيق دارد.
۳-شايد بي دليل نيست كه زرد آلو كه خواستگاه طبيعي آن در كنار ارسو اردوباد و ايري ،در كنار مرز ارمنستان است ، به عنوان Prunus armeniacaشناخته شده است .آيا اصلاح آن در دستور كار دانشگاه بوده است؟!
4-مسلما، چاپ پول كاغذي ( چاو) در تبريز به سال۱۲۹۳ میلادی،در زمان غازان خان، درست۳۸۸ سال قبل از لندن (البته پس از چين ) نيز اتفاقي به نظر نمي رسد.(درج شده در ص ۶۳شماره ۹سال۲۰۰۰ مجله Twogether اختصاصي شركت سازنده ماشين آلات كاغذ سازي voitH آلمان، و اشاره به اینکه پس ازتبريز به بولونيا۱۶۰۶(Bologna) ايتاليا و از آن جا به هلند ۱۶۰۸وسپس به لندن ۱۶۸۱ سفر نموده است.ضمن تشکر از دوست شفیق و ارزشمندم جناب آقای مهندس جهرمی معاون محترم شرکت کاغذ مراغه که به خواهش اینجانب مدارک Twogetherرا زحمت کشیده واز voitH آلمان دریافت نمود).
5-جاي پاي دانشگاه ربع رشیدی كه اولين كار آن با ترجمه كتب سومري ، سامي ، يوناني و چيني و هندي و ساير زبان هاي دنيا ، يعني انتقال تكنولوژي ، شروع گرديد، در صنايع مختلف كشور از جمله در ساختمان مجموعه سلطانيه زنجان و كارعظيم آجري آن وساختمان وكاشي كاري هاي مسجد كبود تبريز ، كه شاهكار بي بديل است، گرفته تا يزد ، كه يكي از بزرگترين وقوفات ربع رشیدیرا داشته است و سپس همدان ، ری،گيلان، اصفهان، شيراز و كرمان وخراسان و سایر مناطق به وضوح مشهود است.مستشرقین چینی تحقیقات مفصلی در مورد ربع رشیدی انجام داده اند که بخش کوچکی از آن در سازمان میراث فرهنگی موجود می باشد.
۶-آیا نباید جای پای ربع رشیدیرا در سیستم طراحی و احداث بازار ها و شبکه ها و حوزه نفوذ آن(چه وجه نرم افزاری آن و چه وجه سخت افزاری و معماری و شهرسازی و ساختمان آن )و سیستم انتظام روابط و مناسبات اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی - سیاسی و در ساختار شهر و روستا ومناطق جستجو کرده و نقش آن را خوب بررسی نموده و بازسازی و ارتقای تکنولوژی بکنیم؟
۷- از نظر سایر امور عمرانی و کارهای اجتماعی و فرهنگی نیز متاسفانه جامعه ما از جهت تحقیقات انجام گرفته بسیار فقیر می باشد.بطور مثال،سد روستای نوروزلو در شهرستان میانه ،که از دوره غازان خان به ارث رسیده است ،از آن جمله می باشد.(ضمن تشکر از آقای مهندس سنایی ،که خود در مورد این سد تحقیق نموده و اطلاعات آنرا در دسترس ما قرار داد).
